سوز و ساز( مجموعه ای از اشعار در فراق امام زمان )

نویسنده : علی میرخلف زاده

مقدمه

بسم اللَّه الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالین وصلی اللَّه علی سیدنا محمد صلی اللَّه علیه وآله المعصومین سیما حجة بن الحسن روحی وارواح العالمین له الفدا.
تقدیم به توای عزیز که ازدیده مادوری امادرهرکجاهستی مارامی بینی هدیه خود را شایسته پیشگاه مقدمت نمی بینم آنچنان غرق دراحساسات خطاب باتو هستم که جمله ای درخور مقامت نمی توانم بکاربرم .
این هدیه که بی ارزش ترین هدیه جهان است به پیشگاه مقدس توتقدیم می کنم تاشاید در پهنای این گردون بیکران ودربین همه موجودات جهان حتی ذرات بی ارزش که مورد لطف وعنایت تو قرار گرفته اند من نیز قرار گیرم وازلطف ومرحمت بی پایانت بهره برگیرم .
همین افتخار مرابس که نام ارجمند توبرخامه ام می گذرد نامی که ابتداء بردل می نشنید و سپس آرایش این سطور می گردد ای صاحب الزمان وای زمام دار زمین آسمان.
سلام ودرود بی شمار برتوای پاکترین بندگان خدا وای محبوب ترین انسانی که درعالم وجود می شناسیم.
پدرم ومادرو جانم وهرچه داریم فدای خاک پایت باد. ای کسیکه به برکت وجودت موجودات روزی می خورند وزنده اند وای محبوبیکه دست گدائی توبه درخانه خدادراز ودست همه موجودات عالم هستی به درخانه تودراز است.
ازخدایا حیات، هستی، روزی وهمه چیز دیگر می گیری وبه ریزه خواران درگاهت تفضل می کنی. ای قربان آن جمالیکه آنچه خوبان همه خوبان همه دارند توتنها داری. ای آئینه تمام نمای جلال وجمال الهی. ای محبوبی که عاشقی مثل امام صادق علیه السلام داری که آن امام بزرگوار وعزیزش وپرودگار زنواهای غم درفراقت دربغل می گیرد واشک می ریزد ومی فرماید... اگر من زمان او را درک می کردم تمام ایام عمر م خدمتگزارش بودم .
حضرت روی خاک نشسته مانند زن بچه مرده بادلی سوخته اشک می ریزد وخون واندوه از وجناتش پیدا است رنگ مبارکش تغییر کرده اشک دوطرف صورتش راپرکرده وبرروی دامنش ریخته ومی فرماید:
ای آقامن درد فراقت قوت راازمن برده آسایش رااز من گرفته وزمین رابرمن تنگ کرده واستراحت قبلی رااز من سلب نموده است ای آقای من مصیبتم به ناراحتیهای همیشگی متصل گشته همه چیز رایکی پس ازدیگری ازدست می دهم و جز اشکی که ازچشمم جاری است وناله ای که از تمام زوایای دل می کشنم وستم هائی که می بینم چیزی حس نمی کنم...
ای جان بفدایت که دیده نمی شوی ولی ازمیان مابیرون نیستی ای جان به قربان آن پاک سرشتی که همه باو محتاجند واو تنهابخدامحتاج است ای جانان به قربانت برماسخت است که همه رابینیم ای جان به قربانت که عزیز کننده دوستان وخوار کننده دشمنانی ای جان به قربان مطهری که چون دعا کند اجابت شود.
سبب نگارش این کتاب
چند شب پیشترها که ملاقات حضوری باحجة الاسلام والمسلمین جناب آقامحسن کافی (دامت برکاته) داشتم سخنی ازپدربزگوارش به میان آمدو چون اونوکری پاک باخته فردی دلسوز و مردی ازجان گذشته و واعظی شهیر وشهیدی موعظه گر و مخلص وباتقوی خادم ومداح و بقیة اللَّه الاعظم حجة بن الحسن العسکری روحی فداه مؤسس مهدیه ومهدیه ها وخیریه وخیرها ومؤیدامام زمان بود.
کسی که دربحران جهالت وفساد وفحشا جوانهای گمراه رابسوی خداواهلبیت وامام زمان هدایت کرد.
کسی که جلوی فاسقان وفاجران وفاسدان وشراب خواران وطاغیان وطاغوت زمان خود یعنی شاه معدوم ایستاد وجانش رابخاطر خداواهلبیت وامام زمان علیهم صلوة الله و امام خمینی رضوان اللَّه تعالی علیه وانقلاب به خطرانداخت ودراین هدف شریف شهید گردید. کسی که دائم ذکر حجة بن الحسن برروی زبانش بودو تاآخرین لحظه عمرش اسم حجة بن الحسن از زبانش قطع نشد و
روی منبرهامی فرمود:
همه شب برآستانت شده کارمن گدائی gggggبخدا که این گدائی ندهم به پادشاهی
همه شب نهاده ام سر چو سگان برآستانت gggggکه رغیب در نیاید به بهانه گدائی
به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند gggggکه تودربرون چه کردی که درون خانه آئی
یابن الحسن یابن الحسن یابن الحسن یافرمود:
دیده درهجر تو شرمنده احسانم کرده gggggبسکه شبها گهر اشک بدامانم کرد
آقاجان من دیگه ازچشمم خجالت می کشم ازبس این چشم ازفراغت گریه کرد
شمه ای ازگل روی عوگفتم باشمع gggggآنقدر سوخت که ازگفته پیشمانم کرد
شمه ای ازگل روی تو به بلبل گفتم gggggاین تنگ حوصله روسوای گلستانم کرد
یابن الحسن یابن الحسن یابن الحسن عمرم تمام گشت زهجران روی توgggggترسم شهابه خاک برم آرزوی تو
یابن الحسن یابن الحسن یابن الحسن
یافرمود:
بجز عشق کوی تو راهی ندارم gggggبجز آستانت پناهی ندارم
مرانی مراازآستانه امیدم gggggکه جز عاشقی من گناهی ندارم
یابن الحسن یابن الحسن یابن الحسن
یافرمود:
گوشه چشمی بسوی گوشه نشین کن مهدی جان gggggکه جز این گوشه کس پناه ندارد مهدی جان
گرچه سیه رویم ولی غلام توهستم gggggخواجه مگرغلام سیاه ندارد مهدی جان
یابن الحسن یابن الحسن یابن الحسن
آری اثرمرحوم شهید حاج شیخ احمد کافی بود که مرا براین داشت که یک سری اشعار را جمع آوری نمودم وجهت باقیات صالحات و شادی روح آن شهید تقدیم می نمایم، لذا ازتمام خوانندگان التماس دعادارم که این فقیر بی بضاعت را از دعای خیر فراموش فرمایند وآن کسانیکه دراین کتاب بنده رایاری فرموده اند مخصوصاًمرحوم ثقةالسلام عالم وارسته محب اهل بیت وعاشق امام زمان شیخ سعید قربانی روضوان اللَّه تعالی علیه حوائج شرعی یشان رازخداوندمتعال خواستارم.
الهی یاحمید بحق محمد، الهی یاعالی بحق علی،الهی یافطربحق فاطمه، الهی یامحسن به حق السحن، الهی یاذالاحسان بحق الحسین وتسعة المعصومین من ذریة الحسین علیه السلام اللهم ارزقنا زیارة حج بیتک الحرام وزیارة قبرنبیک صلی علیه وآله وزیارة قبور الائمة المعصومین لاسیمازیارة قبرالحسین وفی الاخرة شفاعتهم.
اللهم احیناحیاة محمدوآمتناممات محمد وآله محمد واحشرنا محمد وآل محمد ولاتفرق بیننا وبین محمد اللهم عجل لفرج محمد وآل محمد اللهم اجعلنامن انصارمحمد وآل محمداللهم لا تسلط علینا من لایرحمنا.
«کلب آستان مقدس،اباصالح المهدی عجلاله تعلی فرجة»
شیخ علی میرخلف زاده
1368، تهران.

شعریکم :کوی یار

دگر از کوی یار من خدایا gggggنمی آید مهدی من خدایا
چو از دستم گرفتی صاحبم را gggggسر آمد انتظار من خدایا
دل پر غصه ای دارم خدایا gggggبدرد و غم گرفتارم خدایا
بکن از روی لطف و مهربانی gggggتو رحمی بر دل زارم خدایا
زهجر مهدی صاحب زمانم gggggپریشان خاطرم من ای خدایا
اگر داری بسر دلداری من gggggروا کن حاجتم را ای خدایا

شاعرمحترم:علی میرخلف زاده