نقش اما مت در زندگی انسانها

نویسنده : مؤلّف:سیّد حمید فتاحی

موضوع: امامت

در یک نگاه به جهان هستی حقائقی را پیدا می کنیم از جمله آنها نظم خاصی است که تمام عالم هستی را در برگرفته است و هر مخلوقی در جایگاه و قرارگاه خودش بر طبق نظام آفرینش بحرکت خویش ادامه می دهد و از ابتدای خلقت بر همان نظم استوار بوده و خلائق و موجودات از منافع لازم آن بر خوردار می باشند این همه برکت در کائنات مدیون نظمی است که ناظم و خالق یکتا در آنها قرار داده است و اساساً فلسفه آفرینش از همین نظم معنی می گیرد که مهمترین دلیل بر وجود خالق و ناظم است.
در آسمان نیلگون وجود خورشید را می بینیم که سحرگاهان با آرامی و محبت موجودات زنده را بیدار می کند و با حرارت و نوری که مناسب زمان صبح و انتهای استراحت شبانه مخلوقات است خود را نشان می دهد و در تربیت و پرورش آنها کمترین خیانت و بی توجهی بخود راه نمی دهد و برطبق نظام هستی به وظائف محوّله عمل می کند بتدریج کار آفتاب از کره زمین به پایان می رسد و کم کم ستارگان با چشمک های شیرین خود جلب توجه می کنند و هرکدام برای خود یک عالَم و روزگاری دارند بعد نوبت به ماه می رسد و او هم در مدار خویش بکار خود ادامه می دهد و باجزر و مدّ دریاها آبیاری های لازم را انجام می دهد.
وقتی که نظم موجود را در منظومه شمسی و یا در کُلّ جهان هستی می بینیم به ناظم و خالق عالِم و مدیر و حکیم، ایمان پیدا می کنیم خدای متعال که برای آفتاب و ماه و ستارگان و سایر مخلوقات نظمی قرار داده تا آنها در سایه همان نظم زمینه های سالم زندگی را فراهم سازند آیا برای پیشرفت و کمال موجودی بنام «انسان» که با قدرت عقل و انتخاب مُزیّن ساخته نظمی قرار نداده است؟ آیا می توان در افعال خدای سبحان چنین تصوری را بخود راه داد که او بر تمام جهان هستی از بزرگترین کهکشانها گرفته تا اندرون «اَتُمْ» نظم وقانونی معین کرده لیکن شیوه زندگی بشر را در رسیدن به کمال و معرفت بی نظم قرار داده و به عبارتی بخود آنها تفویض نموده است؟ چگونه برای جمادات و نباتات حتی به سیستم رشد جسمانی انسان توجه شده و آنها را در یک مدار منظم قرار داده است تا جائیکه اگر در فعل و انفعالات وجود آدمی مشکل یا مانعی پیدا شود فوراً به مرکز وجود که [قلب انسان است ]مراجعه می کند و با سرعت تمام به حل مشکل اقدام می شود و این حقیقتی است که همگان با زبان حال و قال بدان اعتراف دارند که در سیستم خون رسانی یا سوخت و ساز بدن نظم فوق العاده ای وجود دارد حتی اگر سیستم گیرنده یا دوربین بدن [چشم و گوش ] از درک چیزی عاجز شوند فوراً به (1)[ قلب که مرکز ادراکات وجود است ] رجوع می کنند و مشکل بر طرف می شود.

مناظره شنیدنی

مردی بنام [عمرو بن عبید] روزها با شاگردانش در مسجد بصره می نشست و در باره [امامت ] بحث و گفتگو می کرد و هدفش این بود که عقیده شیعه را در مورد امامت تخطئه کند.
یکی از شاگردان حضرت امام صادق علیه السلام [بنام هُشام بن حکم ] بعد از شنیدن محتوی جلسه وارد مسجد شد و در نزدیک عمرو بن عبید قرار گرفت به او گفت: ای مرد دانشمند من شخص غریبی هستم اجازه می دهی از شما سئوال کنم؟
گفت آری: گفتم آیا شما چشم دارید؟ گفت ای فرزند چیزی را که می بینی چرا سئوال می کنی این چه سئوالی است؟
گفت سئوالات من از این قبیل است لطفاً با حوصله جواب دهید.
عمرو گفت: سئوال کن هر چند سئوالات تو احمقانه است.
گفت آیا شما چشم دارید؟ گفت آری.
س - چکاری با آن انجام می دهی؟
ج - رنگها و اشخاص را می بینم.
س - آیا بینی داری؟
ج - آری.
س - با آن چه می کنید؟
ج - بویها را بوسیله آن استشمام می کنم.
س - آیا دهان دارید؟
ج - آری.
س - با آن چه می کنید؟
ج - طعم خوردنی ها و آشامیدنیها را می چَشم.
س - زبان دارید؟
ج - آری.
س - با آن چه می کنید؟
ج - سخن می گویم.
س - گوش دارید؟
ج - آری.
س - با آن چکار می کنید؟
ج - صداها را می شنوم...... در آخر سئوال کرد:
س - آیا قلب دارید؟
ج - آری.
س - با آن چکاری انجام می دهید؟
ج - آنچه بر اعضایم می گذرد تشخیص می دهم.
س - آیا اعضاء وقتی سالم هستند چه نیازی به قلب دارند؟
گفت: ای فرزند، هرگاه اعضاء در باره چیزی از وظائف بدن تردید کند مثلاً یکی از قوای پنجگانه انسان: قوّه بینائی یا بویائی و .... در انجام وظائف خود تردید کند به مرکز کشور بدن [یعنی قلب ]رجوع می کند و به فرمان قلب گردن می نهد و در کار خود یقین پیدا نموده تردیدش برطرف می شود.
س - بنابراین قلب برای اداره امور بدن انسان لازم است وگرنه این اعضاء نمی توانند درست انجام وظیفه کنند این طور نیست؟!
گفت : آری چنین است.
س: ای مرد دانشمند خداوند عالم بدن کوچک تو را به حال خود نگذاشته بلکه برای انجام وظیفه اعضاء و اداره امور آن، پیشوائی قرار داده که نظم وجود را با برطرف کردن اشکالات و تردیدهای اعضاء حفظ کند ولی چگونه بندگانش را به حال خود می گذارد که همیشه بدون نظم در حیرت و شک و اختلافات بسر برند وبرای آنها الگو و معیار و پیشوائی تعیین ننموده است تا در مقام شک وانحراف از مدار زندگی بدان رجوع کنند؟!
در این هنگام [عمرو بن عبید] سر به زیر انداخت و بعد از سکوت عمیقی سر برداشت و پرسید: تو هشام نیستی؟! گفت: نه، گفت با او نشست و برخاست نکرده ای؟ گفت نه.
پرسید: تو اهل کجائی؟
ج - از مردم کوفه هستم.
گفت: پس قطعاً تو همان هشام هستی، این را گفت مرا طلبید و در آغوش گرفت و نزد خود نشانید تا موقعی که نشسته بودم دیگر سخنی نگفت.(2)
و اگر مقام و جایگاه [امامت ] درست معنی شود مرکز نظم و اداره امور زندگی جامعه انسانی می باشد و نظام اُمَّت بر آن وابسته است و برای درک همین معنی به سخنان معصومین علیهم السلام مراجعه می کنیم:
1 - قال علی علیه السلام : .... و الاِمامَةَ نِظاماً للأمة و الطّاعة تَعْظیماً للأِمامَةِ.(3)
ترجمه: خدای سبحان امامت را جهت آرامش ونظم مردم و طاعت و پیروی او را برای بزرگ شمردن مقام امامت، قرار داده است.
2 - در خطبه شقیقیه می فرماید: «اَنَّ مَحَلیّ منها مَحَلّ القُطْبِ مِنَ الرَّحی »(4)
ترجمه: همانا مقام و منزلت من در امور خلافت، بمشابه میله آهنین آسیاب برای درست و منظم چرخاندن سنگ های آن می باشد.
حضرت امیر علیه السلام با یک مثال ساده و روشن همگان را به موقعیّت والآی امامت در تنظیم امورات زندگی مردم، آشنا می کند همانطور که سنگ های آسیاب در تبدیل کردن گندم به آرد، به یک نظم مخصوص نیازمند هستند و اگر کوچکترین بی نظمی در گردش و چرخش آنها ایجاد شود نمی توانند آرد سالمی تحویل دهند و آن نظمی که این همه فوائد به دنبال دارد از همان میله قوی و محکمی که در وسط آنها واقع شده است سر چشمه می گیرد.
نظم امورات جامعه انسانی به پیشوایان معصوم علیهم السلام وابسته است و از اولین روز خلقت نوع بشر، این واقعیّت خودش را نشان داده که جامعه انسانی را الگو و معیار ونظم دهنده باید باشد و این یک مقام و منصب الهی است که پروردگار عالم آن را در وجود اشخاص لایق و سزاوار قرار داده است و این حقیقت در بینش توحیدی، ضرورت و لازمه زندگی را مصداق است اولین فردی که بر کره خاکی قدم نهاده به عنوان پیامبر الهی معرّفی شد و مقام امامت همان مقام انبیاء است و به عبارت دیگر امامت و نبوت همان منصب الهی است و هیچ تفاوتی از هم ندارند مگر از جهت وظائف و کیفیت اجراء از یک دیگر جدا می شوند.
و به قول علماء: «نبوت علة موجده شریعت الهی است و امامت علت مبقیة آن می باشد».
یعنی نگهدارنده قوانین آسمانی در روی زمین امامت است و بوسیله آنها تمامی دستورات الهی در میان انسانها پیاده می شود.
نتیجه مقدّمه: در جهان هستی نظام واحدی وجود دارد که حقیقت بینش توحیدی را معنی می کند و به برکت همین نظم، تمامی مخلوقات اعم از خورشید و ماه و ستارگان و جمادات و نباتات و و... در مدار خاصّی که خالق یکتا برای آنها قرار داده است به حرکت خویش ادامه داده و فوائد لازم را در اختیار نیازمندان قرار می دهند وقتی که نظم در میان خلائق، زمینه های رشد و کمال را بوجود می آورد انسانی که گُل سر سَبد مخلوقات الهی است با کدام نظم و در چه مداری باید حرکت کند تا بهترین ترقیات و کمالات را در خود پدید آورد؟
خدای متعال پیشوایان معصوم را در منصب رسالت و نبوّت و امامت برای ایجاد نظم و رساندن جامعه انسانی به مقام تعالی و کمال مبعوث فرموده است و اجمالاً با جایگاه امامت در فرهنگ اسلامی آشنا شدیم ودر قرآن مقام [امامت ]بعنوان عهد و مسئولیت الهی معنی شده است وقتی که خدای متعال به حضرت ابراهیم علیه السلام بالاترین مقام و منصب را عنایت کرد چنین فرمود:
«قالَ انّی جاعِلْکَ للنّاس اِماماً قالَ و مِن ذُریَّتی قال لاَیَنالُ عَهْدی الظَّالمیّن».(5)
(خداوند) باو فرمود من تو را امام و رهبر مردم قرار دادم ابراهیم گفت از دودمان من [نیز امامانی قرار بده.] خداوند فرمود پیمان من [مقام امامت ]به ستمکاران نمی رسد [تنها از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند شایسته این مقامند] .

«فرق نبوت و رسالت و امامت

1 - مقام نبوت
همانطور که در بیان احادیث آمده است نبوت یعنی دریافت وحی از خداوند و ابلاغ بدیگران.
بنابراین نبی کسی است که وحی بر او نازل می شود و آن چه را بوسیله وحی دریافت می دارد چنانچه از او بخواهند در اختیار آنها قرار می دهد.
2 - مقام رسالت
یعنی مقام تبلیغ و نشر احکام خداوند، و تربیت نفوس از طریق تعلیم است بنابراین رسول کسی است که در حوزه مأموریت خود با تلاش و کوشش برخیزد و از هر وسیله ای برای دعوت مردم بسوی خداوند و ابلاغ دعوت او استفاده کند.
3 - مقام امامت
یعنی رهبر و پیشوائی و زمامداری خلق و در واقع امام کسی است: که با تشکیل یک حکومت الهی و بدست آوردن قدرتهای لازم سعی می کند احکام خداوند عملاً اجرا و پیاده گردد.
بعبارت دیگر: وظیفه امام ایصال به مطلوب است ولی مقام رسول ارائه طریق می باشد ناگفته پیداست که بسیاری از پیامبران خدا مانند پیغمبر اسلام صلی الله علیه وآله هر سه مقام را دارا بودند و مقام امامت در مفهوم خودش عبارت است از: تحقق بخشیدن به برنامه های دینی اعم از حکومت به معنی وسیع و اجرای حدود و احکام خدا، و هم چنین تربیت وپرورش نفوس در جهت «ظاهر» و «باطن» و این مقام از دو مقام مذکور [رسالت و نبوت ] بالاتر است.
زیرا مقام نبوت و رسالت تنها خبردادن از ناحیه خدا و ابلاغ فرمان او و بشارتها و انذار است اما در مورد [امامت ] همه اینها وجود دارد باضافه اجرای احکام و تربیت نفوس از نظر ظاهر و باطن می باشد.
بنابراین مقام امامت بالاترین و عالیترین منصب الهی است که بعد از یک سلسله شایستگی ها اعطاء می گردد و حضرت ابراهیم علیه السلام بعد از یک سلسله شایستگی ها که در برابر امتحانات الهی از خود نشان داد و مقام یقین خویش را نسبت به خالق متعال بحد مطلوب رساند این منصب الهی باو اعطاء گردید.
اولین شخصیتی که بعد از پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله شایستگی مقام امامت را پیدا کرد حضرت علی علیه السلام بود و احادیث زیادی وجود دارد مبنی براینکه آن بزرگوار بعد از رسولخدا حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه وآله از تمامی پیامبران پیشین افضل و اعلم است و حتی ایمان به ولایت او از اهداف بعثت انبیاء بشمار می رود.
در تفسیر آیه: وَ اسأل من اَرْسلنا من قبلک من رسلنا...(6) ابونعیم الحافظ از بزرگان اهل سُنّت از رسولخدا صلی الله علیه وآله نقل می کند که فرمود: وقتی که به معراج رفتم خدای متعال روح تمامی انبیاء را در اطراف من جمع نمود و خطاب بمن کرد که از آنها سئوال کن برای چه هدفی آنها را مبعوث کرده ام و من ازآنها پرسیدم و همگی گفتند:
«علی شهاده اَن لا اله الاّ الله و الاقرار بنبوَّتک والولایة لعلی بن ابیطالبّ»(7)
برای شهادت و گواهی بریگانگی خدا و اقرار به نبوت تو و به داشتن اعتقاد بولایت علی بن ابیطالب مبعوث شده ایم مقام «امامت» دارای مراتبی است همانطور که نوردارای درجات مختلفی است و می دانیم از نظر اثرات تربیتی مثلاً نور ماه بانور خورشید در تربیت گیاهان قابل مقایسه نیست چه مانعی دارد که مرحله امامت در وجود حضرت علی علیه السلام کاملتر از مراحلی باشد که در پیامبران پیشین بوده است و همین امر سبب برتری مقام او گردد.
اتفاقاً اصل تکامل نیز همین اقتضاء را دارد که همیشه کسانیکه بعد می آیند از آنان که در گذشته بوده اند کاملتر باشند.
و در این زمینه روایات زیادی از عامه و خاصه وارد شده که بعداً اشاره خواهد شد اصلی ترین موضوع در مقدمه نظم بود و خدائی که درمیان مخلوقات خود نظم را برپا ساخته چگونه انسان را بدون نظم به سرخود واگذارد و موجودی بنام انسان را که باعقل و شعور مزّین ساخته قطعاً برای امورات او، اعم از مادّی و معنوی نظم خاصّی را معین فرموده و این حقیقت در لسان حدیث و آیات قرآن بطور واضح بیان شده است و در خطبه شریف حضرت فاطمه (سلام اللَّه علیها) که بعد از وفات رسولخدا صلی الله علیه وآله در میان جمع کثیری ایراد گردید چنین آمده است: «وطاعَتَنا نظاماً لِلملّةِ، و اِمامتَنا اَماناً مِنَ الفُرِقة...»(8)
«خدای متعال، اطاعت ما را باعث نظام ملت اسلام، و امامت مارا امان از تفرقه و پراکندگی، قرار داده است».
اطاعت و پیروی از خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله یعنی چهارده معصوم علیهم السلام یگانه راه برای ایجاد نظم ویک پارچه گی در میان جامعه اسلامی از ناحیه خدای سبحان معیّن شده است کمترین بی اعتنائی به مقام شامخ امامت، به معنای انحراف و تخلف از نظام توحیدی می باشد و بدنبال خود ضرر و زیانهای جبران ناپذیری دارد زیرا منصب امامت بیان کننده حقیقت ولایت خدا است و هیچ تفاوتی در میان ولایت خدا و ولایت یا اطاعت امامان معصوم علیه السلام وجود ندارد چون در اینجا دو ولایت که در عرض هم باشند وجود ندارد بلکه همان ولایت خداست که در وجود اشخاص لایق و شایسته ای که تنها پروردگار عالم می تواند آنها را تشخیص دهد قرار گرفته و حتی حدیث شریف ثقلین که از زبان مبارک رسول اکرم صلی الله علیه وآله بیان شده است همین واقعیت را توضیح می دهد باین معنی که اهل بیت علیه السلام و قرآن یک واقعیّت هستند قرآن مصداق قول و کلام خدا است لکن اهل بیت علیه السلام مصداق عملی آیات خدا می باشند و ازهم جدا شدنی نیستند نبی اکرم صلی الله علیه وآله فرمود:
«انّی تارک فیکم الثقَّلینَ کتاب اللَّه و عترتی اهل بیتی لَنْ یَفْتَرقا حتی یَردا عَلیَّ الحوض».(9)
من درمیان شما دو امانت سنگین گذاشتم کتاب خدا (قرآن) و عترت واهل بیتم [حضرت علی و فاطمه بایازده امام معصوم (صلوات علیهم اجمعین)] که از هم جدا نمی شوند تا در قیامت برمن وارد شوند.
گروهی که در باره امامت دعا وی غیر معقول و غیر منطقی به راه انداخته و این مقام رفیع و منصب الهی را در اختیار کسانی که کوچکترین آگاهی از توحید و اسرار آن ندارند قرار می دهند سخت در اشتباه هستند برای اینکه انسان قبل از هر چیز، باید توان وقدرت درک خویش را محاسبه کند چون به اندازه آن می تواند در کارها پیشروی داشته باشد مقام امامتی که در تصّور بشر نمی گنجد و او را کمترین توان برای درکش نیست چگونه و در چه شرائطی می تواند خود و یا دیگران را کاندیدای این مسند الهی و یا مقام الهی معرّفی نماید در اینجا به سخنان گُهربار حضرت امام رضا علیه السلام در تعریف مقام امامت می پردازیم تا درک این منصب الهی و تشخیص دادن شایستگان آن برای همگان روشن شود امید است، همواره با توفیق الهی و توجّهات ائمه هدی علیهم السلام این مهمّ را تحویل علاقمندان داده تا از برکت این خاندان عصمت و طهارت علیه السلام مستفیض شویم انشاءالله.
سید حمید فتاحی اول ذی الحجه 1414
مصادف با 24/2/1373