سفارش اهل بیت یا نمونه ای از تقوی در قرآن و سنّت

نویسنده : سید حسین شیخ الاسلامی

مقدمه مؤلّف

بسیاری از افراد آرزومندند بدانند: «عامل سعادت و نیکبختی چیست و کلید هدایت و رستگاری چه خواهد بود؟»
چه بسا کسانی که پیوسته می کوشند بدست آورند که چه چیزی است آدمی را از هر قید و بندی آزاد نموده و از هر تباهی رهایی بخشیده و هر سیاهی را نور بخشد و چه بسیار اشخاصی که درصدد این هستند بدانند داروی دردهایشان، شفای امراضشان و بینایی کوری دلهایشان در چیست؟
چه بسا انسانهایی که دائم در فکر این هستند که بفهمند صلاحِ فسادِ سینه هایشان، ایمنی ترسهایشان، روشنی پرده چشمهایشان و زمام امورشان در چه موضوعی است؟
و چه آدمهایی که مایلند به منازل ارجمند و حصار محفوظ و مواضع آسایش دست یابند و چه بشرهایی که منتهای آرزوهایشان تحصیل کرامت، نزول برکات، حلّ مشکلات، تکفیر سیّئات، قبولی حسنات، پیروزی بر دشمنان، عاقبت به خیری، امتیاز میان حق و باطل، علم واقعی، حسب الهی و ذخیره معاد خواهد بود.
اما: آن عامل چیست؟ در آن حیران و سرگردانند. ممکن است هر دسته و جمعیّتی برای خود چیزی را درنظر آورند ولی بر این گمشده، ره نخواهند یافت مگر از راه اسلام. اسلام آن را به ما عنوان «تقوا» معرفی فرموده چنانکه در مباحث آینده کتاب حاضر از نظر مطالعه کنندگان محترم خواهد گذشت.
نکته ای که باید به آن توجّه داشت این است که «تقوا» چنانکه در افکار بعضی پروریده شده، محدودیّت نیست که مخالف با آزادی باشد، بلکه مصونیّت از زندگی حیوانی و جنگلی است، چنانکه از حضرت علی علیه السلام روایت شده: «آگاه باشید! تقوا را نگه دارید تا بدین وسیله خود را حفظ کرده باشید.»(1)
«و تقوا، آزادگی از هر بندگی است.» چنانکه در خطبه دیگری فرموده است.
بنابراین اگر کسی با تقوا شد نه بدین معنی است که خود را زندانی کرده و یا از خود آزادی را سلب نموده و اسیر گشته است که معنایش آن است که: خود را از آنچه برایش زیانبخش است، رهایی بخشیده و از مضرّات و موذیات در مصونیّت خواهد بود.
چنانکه اگر کسی خانه ای محکم و بنایی مستحکم برای خود بسازد و یا خود را در لباسهای گرم و ضخیم در زمستان بپوشاند نمی گویند خود را در زندانی کرد و از خود سلب آزادی نموده است بلکه گویند این کار برای حفظ و حراست از جان و مال و مصونیت از بلاء و مرض و نگه داری خود از خطرات است.
و نیز باید توجّه داشت که نوع تقوا و خویشتن داری دو قسم است:
یکی آنکه: شخص متّقی می کوشد پیوسته خود را در جایی که مظان انحراف یا وقوع در معصیت است حاضر نسازد، در جایی نمی رود که فردی انکار خدا کند و یا منکر بعثت و امامت و معاد و امثال ذلک باشد، در مکانی نمی رود که در آن غیبت شود، در محلی نمی رود که زنهای فاحشه و سربرهنه باشند، در موضعی قدم نمی گذارد که در آنجا قمار شود، شراب خورند، موسیقی و ترانه باشد و به طور خلاصه از جاهایی که در آنجا معصیت شود، دوری می گزیند.
دیگر آنکه: در خود ملکه ای پدید آورد که هرگاه با معصیتی روبرو شد و یا با انحراف عقیدتی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی روبرو گردید از عهده آن برآمده، با آن در ستیز آید و نه تنها در اینگونه مواضع حالت تقوای خود را از دست نمی دهد که می کوشد دیگران را هم به حالت خود درآورد.
شکی در این نیست که هر دو حالت خوب است، چنانکه انسان سالم گاهی می کوشد در محیط آلوده قدم نگذارد، حفظ الصحة را مراعات می کند و زمانی خود را واکسیناسیون (مایه کوبی) می کند که اگر در جایی آلوده قدم گذاشت مریض نشود؛ ولی قسم دوّم با اوّلی قابل مقایسه نیست؛ زیرا چنین فردی هیچگاه منحرف نخواهد شد ولی در قسم اوّل اگر زمانی در محیط آلوده قرار گرفت، خطر انحراف در آن تصوّر خواهد گردید.
در خاتمه ناگفته نماند آیات و روایاتی که در خصوص تقوا وارد شده یک رقم نبوده بلکه مختلف است:
در بعض موارد تنها سفارش به اصل تقوا است و در آن موضوع معیّنی لحاظ نشده است، چنانکه گفته می شود: التّقوی رأس الحسنات.(2)
و یا گفته شده: التّقوی، اقوی اساس.(3)
و یا نقل شده: انّ الخلائق لم یوکّلوا بشی ء اعظم من التّقوی.(4)
و در مورد دیگر، موضوع معیّنی در آن ملحوظ است مثل اینکه گفته می شود: اتّقوا الکذب الصغیر فی کل جدّ و هزل.(5)
و یا گفته می شود: اتّقوا المحضّرات من الذّنوب.(6)
و در موردی زمان در آن لحاظ شده چنانکه گفته می شود: اتّقوا اللّه فی کلّ صباح ومساء.(7)
و زمانی حق تقوا بیان شده است مثل اینکه گفته شده: اتّقوا اللّه حق تقاته.(8)
و همچنین تعبیرات دیگری که در اصل کتاب به نظر خواهد آمد.
و نیز ناگفته نماند که می توان گفت: مطلق نهی ها در قرآن و روایات، مانند افعال نهاهیه، واژه هایی مانند ایّاک و امثال آن، از مصادیق تقوا باشد. اگر معنای آن خویشتن داری از مطلق مخالفت باشد که با این معنی جنبه مثبت را هم خواهد گرفت و تنها تقوا اختصاص به جنبه منفی ندارد.
و لذا از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله روایت شده که فرموده: جماع التّقوی فی قوله: انّ اللّه یأمر بالعدل والاحسان وایتاء ذی القربی وینهی عن الفحشاء والمنکر والبغی یعظکم لعلّکم تذکّرون.(9)
یعنی: تقوا در گفتار خدا: «به راستی که خدا به عدل و احسان و دادن حق ذوی القربی فرمان داده و از فحشا و منکر و ستم، نهی فرموده شما را خداوند موعظه کرده امید آنکه متذکّر شوید.» جمع شده است.(10)
و اگر معنای تقوا: «خود نگه داشتن از مطلق مخالفت امر مولی» شد، تقوای هر چیزی به حسب آن خواهد بود، اگر سخن از عقاید بود و به دنبالش امر به تقوا شد شکی نیست در اینکه مراد تقوای در عقاید است؛ اگر از معاصی چون دروغ، غیبت، تهمت و ... شد، تقوای از معصیت است؛ اگر در بیع و شراء و ربا بود، مسلّم تقوای در آن، خویشتن داری از ربا و معاملات باطل است و همچنین سایر موضوعات و به همین جهت است که در کتاب تقوا به اقسام چندی منقسم شده، هر چند در اذهان تنها به تقوای از گناه به کار برده شده است.
قم - سید حسین شیخ الاسلامی 1373

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

الحمدللَّه ربّ العالمین والعاقبة للمتّقین والصّلاة والسّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطاهرین ولعنة اللّه علی اعدائهم اجمعین، الی یوم الدّین.
و بعد: از موضوعاتی که خواسته پروردگار جهان و بندگان اوست که نسبت به آن بسیار سفارش شده و وظیفه همه است که به یکدیگر آن را سفارش کنند، در تحصیل آن تأکید شده، مراعات آن لازم، وسیله قرب حضرت حق و اکرام خداوند (تبارک و تعالی) می باشد، عامل ترقّی و تکامل و نیکبختی دنیا و آخرت است، کمتر موضوعی از نظر ارزش و اهمیّت، به آن خواهد رسید و به طور خلاصه: بزرگترین عامل نجات و عمده چیزی که بشر به وسیله آن به درجات عالیه و سعادت اخروی خواهد رسید، تقوا و خویشتن داری است، لذا از آن در قرآن و روایات اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام زیاد سخن به میان آمده است.
در قرآن و روایات، کمتر موعظه و نصیحتی است که از ذکر تقوا خالی باشد، به همین جهت، این ناچیز به این اندیشه افتادم که مناسب است در این زمینه کتابی نوشته شود که برای نویسنده و مطالعه کنندگان سودمند بوده و برای وعّاظ و خطبای محترم و ائمه جمعه و جماعات وسیله ای باشد که بندگان الهی را با موضوع تقوا آشنا نموده، شاید برای همگان وسیله کرامتی شود. وبه نستعین وعلیه اتوکّل.

تقوی چیست؟

واژه تقوا، از واژه هایی است که در میان خواص و عامه مردم فراوان به کار برده می شود و اصطلاحی است که در سر زبانها شایع و رایج است و هر دسته ای آن را به دیگری سفارش می کند، اما موضوع آن چیست؟
هر دسته ای معنایی از تقوا در نظر می گیرند، ولی برای آنکه معنای آن به طور کامل روشن شود به نظریات لغویین و محقّقین، بلکه به گفتار اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و بعض عارفان می پردازیم.
علاّمه طریحی علیه الرحمه فرموده: تقوا در قرآن بر چند معنی آمده است:
1 - خشیت و هیبت (ترس و بیم): وایّای فاتّقون.(11)
2 - طاعت و عبادت: اتّقوا اللّه حق تقاته.(12)
3 - تنزیه دلها از گناهان: ومن یطع اللّه ورسوله ویخش اللّه ویتّقه فاولئک هم الفائزون.(13)
گفته شده است که: «این معنی، حقیقت در تقوا است نه دو معنای اوّل.»(14)
و نیز فرموده: «تقوی مانند نجوی، اصل آن وقوی، منع کردن و نگهداری است، واو آن به تاء قلب شده است. رجل تقی اصلش رجل وقّی است و اتّقی اصلش اوتقی است، واو قلب به تاء شده است.»(15)
دیگری گوید: «تقوا از وقایة است که به معنای ستر و صیانت و حفاظت خواهد بود.»(16)
راغب گوید:
الوقایة حفظ الشیی ء مما یؤذیه ویضرّه والتّقوی جعل النفس فی وقایة ممّا یخاف.(17)
یعنی: وقایة، نگهداری چیزی است از آنچه آن را اذیّت و آزار بخشیده و به آن زیان رساند و تقوا قرار دادن نفس است در نگهداری و حفاظت از آنچه می ترسد.
آنگاه می گوید: «تقوا در عرف شرع، نگهداری نفس است از آنچه گناه است و تحقّق آن به ترک آنچه از آن منع شده و تمامیّت آن، به ترک بعض مباحات خواهد بود.»
علاّمه بزرگوار مجلسی (رحمه اللّه) گوید:
وقاه اللّه السوء یقیه وقایة، ای حفظه واتقیت اللّه اتقاء ای حفظت نفسی من عذابه او عن مخالفته.(18)
و در جای دیگر فرموده:
التّقوی من الوقایة وهی فی اللغة فرط الصیانة وفی العرف صیانة النفس عمّا یضرّها فی الاخرة وقصّرها علی ما ینفعها فیها.(19)
و از بعض ناسکین نقل شده که: از او پرسیدند: «تقوا چگونه است؟»
در جواب گفت: «هرگاه در زمینی وارد شدی که در آن خار وجود دارد، چه عملی انجام می دهی؟»
سائل گفت: «خود را نگه می دارم و دوری می جویم.»
گفت: «در دنیا چنین کن، که آن تقوا است.»(20)
شاعر عرب گوید:
واصنع کماش فوق ارض الشوک یحذر ماتری ggggg لاتحقرنّ صغیرةانّ الجبال من الحصی
یعنی: مانند کسی باش که در زمین خاردار راه می رود، از آنچه می بینی دوری می جوید! هیچ گناه کوچکی را ناچیز مدان که کوهها از ریگها تشکیل می شود.
از حضرت مولی الموحّدین، امام العارفین، علی علیه السلام نقل شده که: «تقوا دوری گزیدن است.»(21)
از حضرت صادق علیه السلام از تفسیر تقوا پرسیدند. فرمود: «در جایی که تو را خدا فرمان داده جایت را خالی نبیند و در محلی که نهْیَت نموده است، تو را در آنجا مشاهده نکند.»(22)
فرازهایی از دعاها، به همین معنی اشاره کرده است : «خدایا ! در جایی که مرا نهی نموده ای، نیاب.»(23)
از همه اینها به طور کامل استفاده می شود که:
«تقوا، خویشتن داری، حفظ و صیانت نفس از مخالفت مولی است، نه ترس و پروا و پرهیزکاری.»
و لذا با تمام اقسام و انواع تقوا، مناسب خواهد بود.