حلیة المتقین

نویسنده : علامه محمد باقر مجلسی رحمة الله علیه

مقدمه

بسم اللَّه الرحمن الرحیم
اَلْحَمدُلِلّهِ الَّذی حَلّی اَنْبیائَهُ الْمُرْسَلینَ بِأَحْسَنِ حِلْیَةِ الْمُتَّقینَ وَبَعَثَ نُخْبَةَ أَصْفِیائِهِ مُحَمَّداً «صلّی اللّه علیه وآله وسلّم» لِتَتْمیم مَکارِمِ اَخْلاقِ الْمُؤْمِنینَ وَ اَکْمَلَ فی اَوْصِیائِهِ الْمُنْتَجَبینَ اَفْضَلَ خِصال النَبیّینَ فَصَلَواتُ اللّهِ عَلَیهِ وَ عَلَیْهِمْ عَدَدَ اَنْفاسِ الْمُسَبّحینَ مِنَ الْملائِکَةِ وَالناسِ اَجْمَعینَ و َلَعْنَةُ اللّهِ عَلی اَعْدائِهِم مِلاءَ السَّمواتِ وَالْاَرَضینِ.
اما بعد چنین گوید احقرتراب اقدام مؤمنین و خادم طلبه علوم ائمه طاهرین محمد باقر بن محمد تقی حَشَرَهُ اللّه مَعَ مَوالیهِ الْمطهَرینَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیهِم اجْمَعین که چون عمده امتیاز بنی نوع انسان از سایر انواع حیوان بتخلق باخلاق حسنه و تَزَیُّن بآداب مستحسنه است و بمقتضای حدیث شریف نبوی صلوات اللّه علیه وآله: بُعِثْتُ لاُِتَمِمَ مَکارِمَ الْاَخْلاق تمامی آداب پسندیده و جمیع اخلاق حمیده در شرع انور و دین اطهر آنحضرت ظاهر و مبین گردیده و چون مختصری از مکارم اخلاق در کتاب عین الحیوة بیان شده بود جمعی از سالکان مسالک سعادت و ناهجان مناهج متابعت اهل بیت رسالت علیهم السلام از این ذرّه حقیر التماس نمودند که رساله دربیان محاسن آداب که از طریقه مستقیمه ائمه طاهرین صلوات اللَّه علیهم باسانید معتبره باین قلیل البضاعة رسیده باشد، بروجه اختصار تحریر نماید و بجهت عمومِ نفع، نسبت باهل ابن دیار مضامین اخبار را در لباس لغت فارسی قریب الفهم بجلوه در آورد. لهذا با ضیق مجال و کثرت اشتغال رعایت حقوق اخوت ایمانی را لازم دانسته و از مقتضای حدیث الدَّالُّ عَلَی الْخَیرِ کَفاعِلِهِ امیدوار گردیده اجابت ملتمس ایشان نموده و برچهارده باب و خاتمه مرتب گردانید.
باب اول در آداب لباس پوشیدن.
باب دوم در آداب حلی و زیورپوشیدن و سرمه کشیدن و در آینه نظر کردن و خضاب کردن.
باب سوم در آداب خوردن و آشامیدن.
باب چهارم در فضیلت تزویج و آداب مجامعت ومعاشرت زنان و کیفیت تربیت فرزندان و معاشرت ایشان.
باب پنجم در آداب مسواک کردن وناخن وشارب گرفتن و سرتراشیدن و شانه کردن و امثال اینها.
باب ششم در آداب بوی خوش استعمال کردن و گل خوش بوئیدن و روغن مالیدن.
باب هفتم در آداب حمام رفتن ودارو کشیدن و امثال آن.
باب هشتم در آداب خواب رفتن و بیدار شدن و بیت الخلا رفتن.
باب نهم در آداب حجامت و تنقیه و ذکر بعضی از ادعیه و احراز و خواص بعضی از ادویه و معالجه بعضی از امراض.
باب دهم در آداب معاشرت مؤمنان و حقوق و اصناف ایشان.
باب یازدهم درآداب مجالس وسلام و عطسه و مصافحه و معانقه و امثال اینها.
باب دوازدهم درآداب خانه داخل شدن و بیرون رفتن.
باب سیزدهم در آداب سوار شدن و راه رفتن و بازار رفتن و تجارت و زراعت نمودن و چهار پایان نگاه داشتن.
باب چهاردهم در آداب سفر کردن.
خاتمه دربیان بعضی از فواید متفرقه و هریک از ابواب را بردوازده فصل مشتمل ساخت و بکتاب حلیة المتقین مسمی گردانید مأمول از ناظران در این رساله شافیه و عاملان باین عجاله وافیه آنکه این مجرم خطاپیشه رابدعای مغفرت واستدعای رحمت یاد نمایند و برخطای لفظ و معنی این معترف بعجز و قصور را مؤاخذه ننمایند واللّه الموفق والمعین.

باب اول : در بیان آداب جامه : و کفش پوشیدن

فصل اول : درفضیلت تجمل و زینت کردن

بدانکه موافق احادیث معتبره بسیار زینت کردن و جامه های پاکیزه و فاخر پوشیدن هرگاه از حلال بهم رسد و مناسب حال او باشد سنت است و موجب خوشنودی پروردگار است و اگر ازحلال بهم نرسد بهر چه میسرشود باید قناعت نماید. وتحصیل زیادتیهای لباس رامانع عبادت الهی نگرداند واگر حقتعالی روزی را براو فراخ گرداند، درخور آن بخورد و بپوشد وصرف نماید وبه برادران مؤمن بدهد.
و اگر روزی بر او تنگ شود قناعت نماید و بحرام و شبهه خود را آلوده نکند، چنانچه در حدیث معتبر از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقول استکه هرگاه خدا نعمتی به بنده خود کرامت فرماید و اثر آن نعمت بر او ظاهر شود او را دوست خدامینامند ویاد کننده نعمت پروردگار خواهد بود. و اگر براو ظاهر نشود او را دشمن خدا مینامند و تکذیب کننده نعمت پرودگار خواهد بود.
و در حدیث دیگر از آنحضرت منقول است که هرگاه حق تعالی نعمتی ببنده کرامت فرماید دوست میدارد که اثرآن نعمت را براو ببیند.
از حضرت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه منقول است که از برای برادر مؤمن خود زینت کنید چنانچه برای بیگانه زینت کنید که خواهید شما را به خوش ترین هیئتی بیند.
وبسند معتبر منقول است که حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام در تابستان بر روی حصیر می نشستند و در زمستان بر روی پلاس و در خانه جامه های گنده میپوشیدند و چون بیرون میآمدند برای مردم زینت میکردند.
واز حضرت صادق علیه السلام منقول است که حقتعالی زینت و اظهار نعمت را دوست میدارد و ترک زینت و اظهار بدحالی را دشمن میدارد و دوست میدارد که اثر نعمت را در بنده خود ببیند باینکه جامه خود را پاکیزه کند و خودرا خوشبو دارد، وخانه را نیکو دارد و ساحتهای خانه را بِروبَد حتی آنکه چراع پیش از فرو رفتن آفتاب روشن کردن فقر را زایل میکند و روزی را زیاد میکند.
واز حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام منقول است که حقتعالی جمعی را خلق کرده است که برای شفقت برایشان دنیا را تنگ کرده است و برایشان محبت دنیا را از ایشان برداشته است پس بسوی آخرت که حقتعالی ایشان رابسوی آن خوانده راغب گردیده اند و بر تنگی معاش و مکروهات دنیا صبر میکنند و مشتاقند بآنچه نزد خدا است از کرامت ابدی و جان خود را در رضای خدا درباخته اند و آخر کار ایشان شهادت است پس چون بنشأه آخرت روند حق تعالی از ایشان خوشنود باشد و میدانند که مرگ راهیست که همه را در پیش است پس توشه برای آخرت خود اندوخته اند و طلا و نقره جمع نکرده اند وجامه های گنده می پوشند و بقوت ضروری قناعت مینمایند وزیادتیها را در راه خدا میدهند که توشه آخرت ایشان باشد و از برای رضای خدا با نیکان دوستی میکنند و از برای خدا با بدان دشمنی می نمایند، ایشانند چراغهای راه هدایت وایشانند متنعم بنعیم آخرت.
یوسف بن ابراهیم گوید که بخدمت حضرت ابی عبداللَّه علیه السلام رفتم و جامه های خزپوشیده بودم، پرسیدم که: چه میفرمائید درجامه خز؟ فرمود که باکی نیست بدرستیکه چون حضرت امام حسین علیه السلام شهید شد جامه خز پوشیده بود و چون حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام عبداللَّه بن عباس را فرستاد که با خوارج نهروان سخن گوید بهترین جامه های خود راپوشید و به بهترین بوهای خوش خود را خوشبو کرد و بربهترین اسبان سوار شده و بنزد ایشان رفت، گفتند: تو از بهترین مردمی چرا لباس جباران را پوشیده و براسبان ایشان سوار شده؟ عبداللَّه بن عباس این آیه را خواند قُلْ مَنْ حَرّمَ زینَةَ اللّهِ اَلتی اَخْرَجَ لِعِبادِهِ والطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزقِ یعنی بگویا محمد صلّی اللّه علیه وآله وسلّم که کی حرام کرده است زینتی را که خدا برای بندگانش بیرون آورده است و روزیهای طیب و نیکو را، پس حضرت فرمود که جامه های نفیس بپوش و زینت کن که خدا نیکو است و نیکو را دوست دارد، اماباید که از حلال باشد.
ودر حدیث معتبر وارد شده است که سفیان ثوری که از مشایخ صوفیه است بمسجد الحرام آمد دید که حضرت امام جعفر صادق علیه السلام نشسته و جامه های پرقیمت نیکو پوشیده است، گفت واللَّه بروم و او را براین جامه های سرزنش کنم پس نزدیک آمد، و گفت: ای پسر رسولخداصلّی اللّه علیه وآله سلّم والله که پیغمبر چنین جامه ای نپوشیده و هیچ یک از پدرانت چنین جامه ها نپوشیده اند.
حضرت فرمود: که حضرت رسول صلّی اللَّه علیه وآله وسلّم در زمانی بودند که روزی بر مردم تنگ بود، امروز برمردم روزی فراخ است سزاوارترین مردم بصرف کردن نعمتهای خدا نیکانند، پس این آیه را خواند که گذشت و فرمودند که ما سزاوارترین مردمیم بتصرف کردن در آنچه خدا عطا کرده است. ای ثوری این جامه را که می بینی برای مردم پوشیده ام پس دامن جامه را بالا کردند وباو نمودند جامه گنده بود که در زیر پوشیده بودند و فرمودند که این جامه گنده را برای خود پوشیده ام واین جامه های نیکورا برای مردم، پس دست زدند و جامه بالای سفیان را دور کردند او در زیر جامه گنده جامه نازکی پوشیده بود، فرمودند که جامه پائین را برای لذت نفس خود پوشیده و جامه بالا را برای فریب دادن مردم پوشیده ای.
ودر حدیث معتبر از عبداللَّه بن هلال منقول است که گفت: عرض کردم بخدمت حضرت امام رضا علیه السلام که چه بسیار خوش میآید مردم را از احوال کسی که طعامهای بدمزه و ناگوار میخورد و جامه های گنده میپوشد واظهار شکستگی و خشوع مینمایند، فرمود که: مگر نمیدانی که حضرت یوسف پیغمبر و پیغمبرزاده بود و قباهای دیبا طلاباف میپوشید، وبر مجالس آل فرعون می نشست و حکم درمیان مردم میکرد مردم را بالباس او کاری نبود، واز او عدالت در حکم میخواستند. امام می باید که آنچه گوید راست گوید و هرگاه وعده کند وفا کند، وحکم بعدالت کند. خدا حلال را برکسی حرام نکرده است واندک و بسیارحرام را حرام کرده است پس خواندند این آیه را که: قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللّهِ و بسیاری از اخبار مناسب این فصل را در کتاب عین الحیوة ایراد نموده ام.