فهرست کتاب


شیفتگان حضرت مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف «جلد دوّم»

احمد قاضی زاهدی گلپایگانی

فرمان بنیاد مسجد شکوهمند جمکران

آن گرانمایه عصرها و نسلها، خطاب به من فرمود:
1 - نخست نزد «سیّد ابوالحسن» بشتاب و به او بگو که به همراه تو حرکت کند و کشاورز این زمین را بخواهد و منافع سالهای گذشته آن را از او باز بستاند.
2 - پس از آن به کمک مردم خیرخواه و علاقمند، بی درنگ طرح مسجد پرشکوهی را در این زمین بیافکند.
3 - از منافع املاکی که در «رهق» در ناحیه «اردهال» می باشد و از آنِ ماست، برای تکمیل ساختمان این مسجد استفاده کند. و به او بگو که ما نصف ملک «رهق» را وقف این مسجد نموده ایم. بنابراین، همه ساله بهره آن را به ساختمان این مسجد برساند و در راه شکوه و عظمت آن، مصرف نماید.
4 - به مردم بگو این مکان مقدّس را گرامی دارند و عارفانه و بااخلاص بدانجا روی آورند و در این مکان پرمعنویّت و شریف اینگونه به نیایش پروردگارشان برخیزند.
و قُل لنّاس: «لِیرغبوا الی هذا الموضع و یعزّروه و یُصلَّوا هنا اربع رکعات... .»

آداب مسجد جمکران

آن گرامی، آداب نیایش و عبادت و راز و نیاز با خدا در این مکان مقدّس را بدین صورت بیان فرمود:
1 - کسانی که به اینجا مشرّف می شوند نخست دو رکعت نماز تحیّت مسجد بخوانند و آن بدین صورت است که: در هر رکعت پس از سوره مبارکه حمد، هفت بار سوره اخلاص و هفت بار ذکر رکوع و سجود مقرّر شده است.
2 - پس از نماز تحیّت مسجد، دو رکعت نماز به نیّت نماز «صاحب الامر» بخوانند که آن هم بدین گونه مقرّر شده است:
پس از نیّت و شروع سوره فاتحه تا جمله «ایّاک نعبد و ایّاک نستعین» بخوانند و آنگاه این جمله را یکصد بار با همه وجود و شور و اخلاص تلاوت و زمزمه کنند و بعد سوره را تمام کنند و ذکر رکوع و سجده ها را نیز هفت مرتبه بخوانند و رکعت دوّم را نیز همینگونه ادامه دهند.
پس از نماز، در برابر خدا سر تعظیم و تواضع فرود آورده و او را بزرگ بدارند و ستایش کنند و تسبیح حضرت فاطمه (علیها السّلام) را بیاورند و آنگاه سر به سجده نهند و یکصد بار بر پیامبر و خاندانش که سلام خدا بر آنان باد درود فرستند.
آنگاه فرمود: «حسن! هر کس دو رکعت نماز عارفانه و خالصانه و همراه با همه شرایط در این مکان شریف به جای آورد چنان است که گویی در کعبه، کهنترین معبد توحید و یکتاپرستی، این نماز را خوانده است.»
«فمن صلّیها فکانّما صلّی فی البیت العتیق.»

با گامهای استوار به سوی رساندن پیام

من پیام آن حضرت را به دقّت و با همه وجود به گوش جان سپردم و تا آخرین واژه همه را به جان خریدم. آنگاه پس از پایان پیام به خود گفتم که گویی آن مکان مورد نظر اینجاست و این مسجد، همان مسجد شکوهبار و پرمعنویّت امام عصر (علیه السّلام) خواهد شد و در همان حال در دل بدان جوان شکوهمند و گرانقدری که بر تخت نشسته بود اشارت داشتم که با شگفتی بسیار گویی راز دل و نیّت قلبی مرا خواند و با نوعی تصدیق و تأیید اشاره فرمود که: «درنگ نکن و برای رساندن پیام حرکت کن!»
از تماشای جمال دل آرای او سیر نشده بودم، همچنان بسان تشنه ای در عشقش می سوختم که با اشاره او بازگشتم و راه خویش را برای انجام فرمان او در پیش گرفتم.
با گامهای استوار می آمدم که دگرباره مرا فراخواند و فرمود: «حسن! در گلّه گوسفند «جعفر کاشانی شبان» بزی است، ابلق و پرمو. هفت علامت سیاه و سفید دارد این نشانه ها همانند سکّه درهم هستند که سه علامت در یک طرف و چهار علامت در طرف دیگر آن حیوان است. شما باید این بز را به کمک مردم یا پول شخصی خویش خریداری کنید و آن را شب آینده به این مکان مقدّس بیاورید و ذبح نمایی و آنگاه گوشت آن را روز چهارشنبه برابر با هجدهم ماه رمضان در میان بیماران تقسیم کنی که خداوند آنان را به وسیله این گوشت شفا خواه بخشید.»