مناظره زبان و اندامها

نویسنده : سید حسین شیخ الاسلامی

بسمه تعالی

در این کتاب مجموعه ای از معارف و اخلاقیات با استفاده از آیات قرآن کریم و احادیث خاندان عصمت و طهارت- علیهم السلام- مورد بحث و تبیین قرار گرفته است.
این دفتر بعد از بررسی کامل، ویراستاری، اعرابگذاری و اصلاحات دیگر آن را طبع و منتشر نموده است امید است که مورد رضایت خداوند متعال واقع شود.
دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
تقدیم به روان پاک و نورانیتان ای شهدای گرامی اسلام، ای ایثار گران، ای دلباختگان ، ای عاشقان الله، ای کسانی که سر از پا نشناخته، عاشقانه به سوی توپ و تانک و رگبار و خمپاره روان گشته، خویشتن را فدای اسلامی و مسلمین و خاک وطن محبوب نمودید، درود خدا و همه موجودات بر شما ای یاران مهدی قرآن.
اللهم ارزقنا توفیق الطاعة و بعد المعصیة و صدق النیة و عرفان الحرمد و اکرمنا بالهدی والاستقامة و سدد السنتنا بالصواب و الحکمة و املا قلوبنا بالعلم و المعرفة و طهر بطوننا من الحرام و الشبهة واکفف ایدینا عن الظلم والسرقة واغضض ابصارنا عن الفجور و الخیانة واسدد اسماعنا عن اللغو والغیبة و تفضل علی علمائنا بالزهد و النصیحة و علی المتعلمین بالجهد و الرغبة و علی المستعمعین بالاتباع و الموعظة و علی مرضی المسلمین بالشفاء و الراحة و عل موتاهم بالرافة و الرحمة و علی مشایخنا بالوقار و السکینة و علی الشباب بالانابة و التوبة و علی النساء بالحیاء و العفة و علی الاغنیاء بالتواضع و السعة و علی الفقراء بالصبر و القناعة و علی الغزاة بالنصر و الغلبة و علی الاسراء بالخلاص و الراحة و علی الامراء بالعدل والشفقة و علی الرعیة با لانصاف و حسن السیرة و بارک للحجاج و الزوار فی الزاد والنفقة واقض ما اوجبت علیهم من الحج و العمرة بفضلک و رحمتک یا ارحم الراحمین.
دعای حضرت مهدی (عج)
بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

ثنا و ستایش بی حد از آن خداوند است که مستجمع جمیع صفات کمال و منزه از همه صفات نقص و بدیها بوده خدائی که نعمت های فراوان به ما ارزانی داشته و بالاترین و والاترین نعمت های خویش را در اختیار ما قرار داده خائی که برای رفع نیازمندیها و شناخت خود و آشنائی نسبت به معارف و حقوق الهی و انسانی و معرفت نسبت به مبدا و معاد و تحصیل سعادت دنیا و آخرت چشم و گوش زبان و دست و پا و قلب و سایر قوا و جوارح را به ما مرحمت نموده و بطور خلاصه جهانی را مسخر ما کرده است و درود فراوان بر پیامبر گرامی، رسول اعظم اسلام، سید اصفیاء و خاتم انبیاء محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و اله) و عترت پاک او روشنگران افکار، پیشوایان و رهبران بیدار، عالمان و گنجینه های اسرار، دوستان و بندگان خالص و مخلص پروردگار، از آن جائی که جامعه خصوصا جامعه مسلمین به گناهان بزرگ و کوچک، فردی و اجتماعی جوارحی و جوانحی، فعلی و قولی، و بالاخص به گناهان مهلک زبان آلوده بوده و کمتر کسی در فکر چاره آن برآمده، و خیلی کم به دنبال علاج آن رفته، و در مداوای آن بی تفاوت بوده اند و شاید متوجه اصل مرض نگشته و خویشتن را مریض به حساب نیاورده، تا به فکر درمان باشند؛ و یا مایوس از علاج شده، راه مداوا را بر خود مسدود کرده،از بهبودی ناامید شده، غافل از آن که هر دو راه، نادرست و هر دو تشخیص نابجاست، به علت این که مگر ممکن است به غیر از پیمبران و ائمه هدی (علیهم الصلاة والسلام) کسی خود را از آفات و اخلاق زشت و امراض روحی منزه دانسته، خویشتن را تبرئه کند، باید ملاحظه کرد که چگونه پیمبران و امامان خود را در برابر حضرت احدیت مقصر و ناقص و مریض قلمداد نموده، و با چه نحوی از خدا شفا و توفیق و گذشت و احسان و عفو طلب نموده، و خویشتن را به بدترین گنهکار و ستمکار معرفی می کنند با این حال اگر کسی خود را مریض ندانسته و خویشتن را از فساد و انحراف پاک و منزه داند، راه نادرستی رفته باید به هوش آمده درباره خود مطالعه زاید کرده رفتار و کردارش را زیر نظر آورد و اخلاقیات و اعمال خویشتن را محاسبه دقیق نموده بررسی کامل کند. آن گاه اگر خود را معیوب و ناقص و مریض تشخیص داده باید بداند که مرض هر چه باشد و از هر که باشد قابل علاج و مداوا خواهد بود و در دنیا مرض و دردی از شرک و کفر بالاتر دیده نشده و تصور نخواهد گردید، در عین حال خداوند بزرگ پیمبران را برای مداوا و بیداری و هدایت مشرکین و کفار فرستاده تا آنان را رهبری کرده، دردهایشان را مداوا کنند و چه بسا افراد که به وسیله پیمبران الهی راه صحیح را بدست آورده بنده خالص خدا شدند، و چه بسا اشخاصی که غرق در بحر معاصی و گناهان بوده اند اما به وسیله بندگان خالص خدا پاک و پاکیزه گشته اند، و چه بسا انسانهای بد اخلاق که ای معاشرت و مصاحبت با نیکان دارای اخلاق شایسته شد و صفات پسندیده و حالات بسیار خدا پسندانه بدست آورده اند، و چه بسا بشرهای عادی که در اثر مجالست و رفاقت با علماء اخلاق و فقهای بزرگ و اساطین فن و صاحبان علم و تقوا، دارای اعمال صالح و رفتار شایسته گردیده و خود از رهبران سیر و سلوک و از اساتید فن اخلاق گردیده اند بنابراین نباید از مداوای مرض روحی ناامید گشته و یا مایوس شد، بلکه همواره باید امیدوار و در رفع نواقص کوشا بوده، تا بتوانیم در تحصیل راههای آن سعی تمام نمائیم.
اینک آن چه به نظر می آید آن است که برای مداوای اخلاقهای بد و برای رفع مرضهای روحی باید به طبیبان مخصوص آن مراجعه کرده، از رفت و آمده در نزد آنان دریغ ننموده، بیش از انتظار استفاده نمود، که در درجه اول پیمبران و امامان می باشند و در درجه دوم علماء اسلام، خود ساختگان، و عاملین به قرآن و شیفتگان اهلبیت عصمت و طهارت و پیروان آل محمد (علیهم السلام) خواهند بود، زمانی که دست رسی به آنان نبوده از نسخه های آنان و از کتابها و آثاری که از آن بزرگان در دست ما قرار گرفته باید حداکثر استفاده را برد و نمی توان در مقابل مرضهای مزبور بی تفاوت بود، زیرا، مرض هر چه کهنه تر شود مداوایش مشکل تر خواهد شد و بعید هم نیست که در صورت ترک مداوا خود مرض هم زیادتر گشته و به جائی رسد که به تکذیب آیات الهی رسیده در نتیجه انسان را کافر سازد، چنان که از متن آیات قرآن و روایات این موضوع استفاده خواهد شد.
اینک برای آن که مقداری نسبت به مرضها و صفات بد و اخلاق زشت و رفتار ناپسند و گفتار قبیح خود آشنائی پیدا کنیم و بیشتر در زیانها و خسارات آنها واقف گردیم؛ این کتاب به برادران و خواهران ایمانی تقدیم می شود امید آن که موثر واقع گردد و نتیجه خوبی از مطالعه آن به دست آید. کتابی که از نظر مبارک خوانندگان محترم می گذرد مناظره ای است میان زبان و اندامها که در آن زیانها و ضررهائی که بشر از ناحیه آنها می بیند باز گو شده و راستی انسان در میانشان مظلوم بوده، اگر بر آنها پیروز گشته و آنها را اسیر خود قرار داده و بر آنها امیر شود به سعادت دنیا و آخرت نائل گشته و فلاح و رستگاری را به دست آورده، ولی اگر خدای نخواسته بر آنها امیر نشود. بلکه اسیر آنها گردد شقاوت دنیا و آخرت را تحصیل نموده، جایگاه خود را باید در آتش ببیند و در انتظار آن، عمر را سپری کند.
ناگفته نماند که این گونه مناظره فرضی و یا صحنه سازی نبوده بلکه چنین مناظره ای واقعیت داشته و از متن آیات و روایات استفاده می شود، چنان که از روایت اول کتاب به طور کامل روشن خواهد گردید امید آن که کتاب مزبور مورد علاقه خوانندگان محترم قرار گیرد و بادقت تمام نه تنها یکبار بلکه مکرر آن را مورد مطالعه قرار داده به دیگران هم مطالعه آن را توصیه نمایند شاید در اثر برکات آیات و روایات اثر نیکی در دلها گذاشته و صفات نیکو و اخلاق پسندیده روز بروز در جامعه ما گسترش یابد انشاءاله، به امید پیروزی کامل.
قم- حوزه علمیه- سید حسین شیخ الاسلامی
بسم الله الرحمن الرحیم

هر موجودی سخن می گوید:

بعضی ها خیال می کنند که تکلم فقط، اختصاص به انسان دارد و غیر از بشر، موجودات دیگری لب به سخن باز نکرده و با یکدیگر گفتگو ندارند، از اسرار پیچیده این جهان بی خبر بوده، نمی دانند که این گیتی و جهان پهناور لبریز از عجائب، و مملو از شگفتیهاست که از جمله آنها تکلم موجودات می باشد، مع الاسف از بعضی اعاظم انکار آن دیده می شود، ولی با مطالعه در آیات و روایات بسیار و قضایای تاریخی سخن گفتن غیر انسان و تکلم اندامه ثابت خواهد گردید، که از باب نمونه به بعضی از شواهد اشاره می شود:
در آن روز (زمین) خبرهای خود را بازگو کند بدینوسیله که پروردگار تو، به آن وحی فرموده است (1)
در آن روز بر دهنهایشان مهر زده و دستهای آنها را به سخن در آوریم و پاهایشان به آن چه کسب کرده گواهی دهند (2)
و به پوستهای خود گویند برای چه ضرر ما گواهی دادید؟ گویند خداوند که هر چیزی را به سخن در آورده ما را گویا نموده است (3)
خداوند بزرگ در خصوص خود چنین می فرماید: خداوند با موسی سخن گفت سخن گفتنی (4). و یا آن که فرموده: خداوند در قیامت با کفار و منافقین سخن نگوید (5)
و درباره عظمت قرآن چنین می فرماید: اگر کتابی در جهان باشد که به برکت آن کوهها به حرکت در آیند یا به وسیله آن زمین شکافته گردد یا بسبب آن مردگان به سخن در آیند همانا این قرآن است (6). که از این آیه سخن گفتن مردگان استفاده خواهد شد.
سخن گفتن شیطان در چندین سوره عنوان گردیده، گاهی که خدا حرف می زند: وقتی که پرودگار جهان به فرشتگان فرمان سجده برای آدم را می دهد، بخدا می گوید: مرا از آشت آفریدی و او را از خاک، من از او بهترم (7) گاهی می گوید: من بر سر راه مستقیم بندگانت می نشینم. بدین سبب که مرا بی بهره نمودی (8)
و در خصوص جن فرموده: پس دیوی بدهیات از طائفه جن گفت: من تخت بلقیس را می آورم قبل از آن؟ از جایت برخیزی (9)
این موضوع در داستان حضرت سلیمان و اطرافیانش نوشته شده که در این قضیه، تکلم هدهد نیز بیان گردیده؛ وقتی آن حضرت حال هدهد را می پرسد که کجا بودی؟ می گوید: من در شهر سبا به خبر درستی مطلع شدم، آنگاه داستان خود را بیان می کند.
داستان سخن گفتن حیوانات با پیمبران بویژه با خاندان محمد و آل (صلوات الله علیهم اجمعین) از قرآن و روایات بطور کامل استفاده خواهد شد که قضیه مورچه و حضرت سلیمان روشنگر آنست:
هنگامی که قشون آن حضرت به وادی مورچگان رسیدند، رهبر آنها با صدای رسا گفت: ای مورچگان!در خانه هاتان اسکان یابید، تا آن که سلیمان و قشونش شما را پایمال ننمایند (10)
تکلم مرده با سلیمان، شیر با ابوذر، و گرگ و آفتاب با علی (ع)، جمجمه با آن حضرت و آهو با حضرت ثامن الحجج (ع) و عصا با حضرت جواد و گواهی دادن آن بر حقانیت آن بزرگوار، و صدها نمونه دیگر که برای هر متمتعی شبهه و تردیدی باقی نخواهد گذاشت روشنگر مدعای ماست.
بنابراین، هیچ اشکالی ندارد که زبان در هر صباحی بر اندامها اشراف پیدا کرده از آنها احوالپرسی کند و اندامها نیز متقابلاً پاسخ آن را گفته اما بالحن شدیدی با چنین تعبیری: تو را به خدا سوگند که ما در خصوص تو عذاب شویم.