پندهای حکیمانه استاد علامه حسن زاده آملی

نویسنده : عباس عزیزی

مقدمه:

هذا بیان للناس و هدی و موعظة للمتقین
قرآن به انسان حیات حکیمانه می بخشد.
قرآن کریم بند و موعظه برای انسان است.
قرآن کریم پندآموز عالمیان است.
نهج البلاغه کتاب پند و اندرز و موعظه است.
سخنان و پندهای معصومین سعادت انسان را در دنیا و آخرت بیمه می کند.
پندها زداینده زنگار غفلت هستند.
در حقیقت بیداران کسانی اند که پندپذیرند.
امام حسن (ع) می فرماید: خدا رحمت کند کسی را که نسبت به خویش یا برادر دینی با خانواده اش اندرز گو باشد.
هر انسانی در وجود و نهادش باید واعظی درونی داشته باشد.
پندها و مواعظ اگر از دلی پاک بر زبانی مطهر جاری گردد اثر بخش است.
پندها و مواعظ از قلم پاک است که سبب بیداری انسان می شوند.
پند دهنده خود باید نخست عامل باشد تا بتواند بر دیگران نیز تأثیر گذارد.
پند گرفتن، عبرت گرفتن است (یعنی از موعظه باید نتیجه گرفت و عمل کرد، نه اینکه صرفاً شنیده یا دید.)
موعظه، حیات دل هاست.
موعظه، نصیحتی است شفا بخش.
پند برای کسی که بدان عمل نماید شفاست.
موعظه سودمند و پند مؤثر آن است که شنونده را از عمل به زشتی ها و بدی ها باز دارد.
پند، جلا دهنده قلوب است.
پند، غفلت و بیخبری را از انسان زایل می کند.
پند، وعظ و نصیحت، بیداری را در پی دارد.
بهترین پندها آن است که آدمی را از زشتی ها باز دارد.
شنیدن پند تنها با گوش و با غفلت دل سودی ندارد، در پند و اندرز دل باید بیدار گردد تا سودمند افتد.
آثار آیة الله علامه حسن زاده آملی گنجینه ای است که موجب بیداری انسان و ارتباط با خدا می گردد.
استاد بزرگوار پندهایی حکیمانه، عارفانه و عاشقانه در کتاب های گرانقدر خود بیان نموده که هر یک نور و شفاست و باعث می شود که زنگار غفلت از وجود انسان پاک شود.
امید که با خواندن این پندهای آموزنده و حکیمانه و عمل به آنها بتوانیم سعادت دنیا و آخرت خویش را بیمه نماییم. و از خداوند می خواهیم که وجود پر نعمت و پربرکت استاد علامه حسن زاده آملی را در ظل توجهات حضرت ولی عصر امام زمان - روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه فداه - حفظ نماید.
خدای بزرگ را شاکر و سپاسگزارم که لیاقت شاگردی این استاد بزرگ را به من داده و توانستم آثار او را برای نسل جوان در موضوعات گوناگون تهیه و تنظیم کنم.
عباس عزیزی
حوزه علمیه قم
اسفند 1379

1- مناجات عاشقانه

الهی! از من آهی و از تو نگاهی.
الهی! عمری آه در بساط نداشتم و اینک جز آه در بساط ندارم.
الهی! غبطه ملایکه ای را می خورم که جز سجود نمی دانند، کاش حسن از ازل تا ابد در یک سجده بود.
الهی! تا کی عبدالهوی باشم، به عزت تو عبدالهو شدم.
الهی! سست از آن که مست تو نیست کیست؟
الهی! همه این و آن را تماشا کنند و حسن خود را، که عجیب تر از خود نیافت.
الهی! دل بی حضور چشم بی نور است، این دنیا را نمی بیند و آن، عقبی را.
الهی! همه حیوانات را در کوه و جنگل می بینند و حسن در شهر و ده.
الهی! هر که شادی خواهد بخواهد، حسن را اندوه پیوسته و دل شکسته ده.
الهی! آن که خوب را حباله اصطیاد مبشرات نکرده است، کفران نعمت گرانبهائی کرده است.
الهی! مراجعات از مهاجرت به سویت تعرب بعد از هجرت است و تویی که نگهدار دل هایی.
الهی! آن که در نماز جواب سلام نمی شنود، هنوز نمازگزار نشده، ما را با نمازگزاران بدار.
الهی! خوشا آن که بر عهدش استوار است و همواره محو دیدار است.
الهی! آن کس تاج عزت بر سر دارد که حلقه ارادتت را در گوش دارد و طوق عبودیت را در گردن

2- طریق معرفت رب

معرفت نفس طریق معرفت رب است که از سید انبیاء (ص) و هم از سید اوصیاء (ع) مأثور است: من عرف نفسه فقد عرف ربه هر کس در خویشتن بیاندیشد و در خلقت خود تفکر و تأمل کند، دریابد که این شخص محیر العقول، واجب بالغیر است.