فهرست کتاب


طعم خوب بندگی «نکته هایی از بزرگان علم و دین »

غلامحسن اسدی ملا محله‏ای

آیت الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی (وفات 1369 ش)

هیچگاه در سنین جوانی به دنبال تمایلات نفسانی نرفتم، همیشه در پی تحصیل علم بودم، به صورتی که شبانه روز، بیش از چند ساعت نمی خوابیدم و هر کجا نشانی از استادی یا عالمی و یا جلسه درسی که مفید تشخیص می دادم، می یافتم؛ لحظه ای در رفتن به نزد آن استاد، عالم و جلسه درس درنگ نمی کردم.
در پاسخ نامه جمعی از طلاب می فرماید: چنانچه کراراً اینجانب عقیده خود را اظهار کرده ام، باز هم به موجب این سؤال عرض می کنم که حضرت آیت الله امام خمینی (دامت برکاته) یکی از مراجع تقلید عالم تشیع هستند و از اساتید روحانیت اسلام و از مفاخر عالم تشیع.
در وصیت نامه اش آمده است: که سفارش می کنم به اینکه لباس سیاهی که در ماههای محرم و صفر می پوشیدم با من دفن شود. به سجاده ای که هفتاد سال بر روی آن نماز شب به جا آورده ام با من دفن شود.
به تسبیحی از تربت امام حسین علیه السلام، که با آن در سحرها به عدد آن استغفار کرده ام، با من دفن شود.
به دستمالی که اشکهای زیادی در رثای جدم حسین مظلوم و اهل بیت مکرم او ریخته و صورت خود را با آن پاک می کردم بر روی سینه در کفنم بگذارند.

آیت الله سید محمد رضا گلپایگانی (وفات 1372 ش)

طلبه ای نقل می کند که یکسال بعد از رحلت آیت الله العظمی گلپایگانی خواب دیدم که با گروهی به زیارت و ملاقاتش می رویم منزل آقا بر بالای یک کوه سرسبزی است که بسیار هوای مناسب دارد.
وقتی بر بالای کوه رسیدیم، گفتم من به نمایندگی همه شما می روم اجازه ملاقات بگیرم، رفتم وقت ملاقات گرفتم، وارد به منزل شدیم آقا را زیارت کردیم، عرض کردم آقا حال شما چطور است؟ فرمود: هم حالم خوب است و هم جایم خوب است. بعد رو کرد به یکی از آقازاده هایش فرمود: از این مردم پذیرایی کنید.
معظم له در تفسیر آیه فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس الطوی ای موسی نعلین خود را در بیاور که تو در وادی مقدس طوی هستی.
فرمود: بعید است که مراد از فاخلع نعلیک همان معنای ظاهر باشد. که خداوند دستور می فرماید برای آمدن به وادی مقدس طوی کفش خویش در بیاور. چون با توجه به اینکه حضرت موسی پیامبر بود باید متوجه این مطلب باشد. بلکه مراد این است که ای موسی برای وصول به قرب خداوندی خود را از نعلین جدا کن. و مراد از نعلین پست و پائین باشد. یعین چیزهای پست و پائین را از قلب خویش بیرون کن و به آنها دل نبند. (119) آیت الله گلپایگانی فرموده بودند: روزی در صحن حضرت معصمومه علیها السلام مردی آمد و یک تومان به من داد (آن موقع مبلغ بسیار زیادی بود) خیلی بدهکار و مضطر بودم. در فکر این بودم که با این پول مقداری از بدهی های خود را پرداخت کنم. با خود حساب می کردم که کدام یک از طلبها اولی است که اول پول او را پرداخت کنم. در این فکر بودم که مردی پیش من آمد گفت محتاج و فقیر هستم و چیزی ندارم. من تصمیم گرفتم پنج ریال از آن پول را به او بدهم. ایشان گفت به خدا قسم دیشب شام نداشتیم و بچه هایم گرسنه خوابیده اند. روی این اساس من کل یک تومان را به ایشان دادم. با اینکه خودم محتاج و مضطر بودم و از آن به بعد گشایش عجیبی در کار ما ایجاد شد و یک عنایتی شد. (120)

آیت الله اراکی (وفات 1373 ش)

آیت الله راکی می گوید: حضرت آقای خمینی یک مدتی را در اراک بوده اند و در حوزه آنجا تحصیل می کردند و حتی منبر می رفته اند، من در آن مدت با ایشان آشنایی نداشتم، اما آن وقتی که در قم بودیم خوب آشنا شدیم و یکی از هم صحبتهای بنده بودند. گاهی اتفاق می افتاد از منزل تا میدان کهنه قم نزدیک شاهزاده حمزه این راه را به همراه هم طی می کردیم و ضمن صحبتها و مباحثه ها بر می گشتیم و این مسأله بسیار اتفاق افتاد، با هم خیلی مأنوس بودیم.
آن اوایل که وارد قم شدم ایشان به من اظهار کرد شما یک درس تفسیر صافی برای من بگویید تفسیر صافی با اصول و فقه و اصطلاحات مأنوس نبودم چند شب تدریس کردم اما دیگر نرفتم، ایشان هم اصراری نکردند.
ایشان مرد بسیار جلیلی است و شناختم او را جلالت، بسیار مرد پاکی است، پاک، پاکی نفس دارد، پاکی ذاتی و درونی دارد و این بر همه خلق معلوم شده است.
ما در مدت پنجاه سال که با این شخص بزرگ آشنا پیدا کرده ایم، غیر تقوا و دیانت و سخاوت و شجاعت و بزرگی نفس و بزرگی قلب و کثرت دیانت و جدیت در علوم نقلی و عقلی و مقامات عالی بود... در او نیافتیم. این مرد قد مردانگی علم کرد و در مقابل کفر ایستادگی کرد و دست غیبی هم با او همراهی کرد، به طوری که محیر العقول بود و هیچ خانه ای و هیچ زاویه ای از زوایای این مملکت باقی نماند مگر که گفته شد. مرگ بر شاه او جان در کف دست گذاشته است و در مقابل تبلیغ قرآن و دین حنیف اسلام جانبازی می کند. جان در کف گذاشته و حاضر بر شهادت شده است. خداوند یک قوه غریبی در این مرد خلق فرموده که به هیچ احدی نداده، همچنین جرأتی، چنین شجاعتی و دیدی به او داده است که به احدی نداده، او مانند جدش علی بن ابی طالب علیه السلام است. یک چنین کسی کمیاب است. کم نظیر است و نظیر ندارد. (121)
آیت الله راکی در تأیید انقلاب اسلامی فرمودند: جماعت دنیا که رئیس آنها آمریکا و شوروی است و سایرین که دست بسته آنان هستند، همگی در یک طرف هستند و آقای خمینی تنها... آقای خمینی نیک نفسی است. جای شک ندارد و هیچ غرضی در او جز ترویج دین نیست... این دو نفر، پدر و پسر (رضا شاه و محمد رضا شاه) چه کارها که کردند، می خواستند اصل دین اسلام را به کلی از ریشه بکنند، مثل یزید که می خواست به کلی ریشه دین را از بین ببرد. اگر نهضت حضرت سیدالشهداء علیه السلام نبود، الان من و شما کافر بودیم.
اشهد ان لا اله الا الله بین ما نبود. (122)