طعم خوب بندگی «نکته هایی از بزرگان علم و دین »

نویسنده : غلامحسن اسدی ملا محله ای

آیت الله ربانی شیرازی (شهادت 1360 ش)

فرزند مرحوم آیت الله ربانی شیرازی می گوید:
روزی از روزها که مثل همیشه در مغازه اش مشغول کار بود صدای داد و فریادی را شنید نزدیک رفت تا ببیند چه خبر است مشاهده کرد که یکی از مأموران رضا شاه وسط بازار با روحانی پیرمردی که گویا به عمل پاسبانی در مورد کشیدن چادر از سر زن مسلمانی اعتراض کرده بود درگیر شده است و پس از آنکه عمامه اش را از سرش برداشته او را به زمین کوفته و با مشت و لگد و ناسزا به جانش افتاده است.
آیت الله ربانی گفته است:
من با دیدن این صحنه، در یک لحظه ماجراهای پیامبران در ذهنم مجسم شد و با خود گفتم که پس معلوم می شود که اینها بر حق اند که اینگونه با آنان رفتار می شود و از همانجا این احساس در من به وجود آمد که بروم طلبه شوم.
بعد از رحلت آیت الله العظمی بروجردی شاه تصمیم داشت که تشکیلات روحانیت را به خارج از کشور ایران انتقال دهد.
مرحوم آیت الله ربانی با دید وسعت بین گوید: چون خبر داشته که شاه اقدامات ضد اسلامی خود را با وفات آیت الله بروجردی شروع می کند لذا پس از وفات ایشان مدرسین را دعوت کردم و در منزل آقای حرم پناهی و چند جای دیگر و پیشنهاد انتخاب مرجع واحد را مطرح کردم و در مقام نظر خواهی پیشنهاد مرجعیت آقای خمینی را دادم. در آن جلسه این مطلب به ذائقه خیلی ها خوش نیامد و قبول ننمودند. (110)

آیت الله عطاء الله اشرفی اصفهانی (شهادت 1361 ش)

هر وقت پیشنهاد می شد که خانه اش را تعمیر کند می گفت:
اگر راست می گویید، بروید خانه فقرا را تعمیر کنید، و همین برای من بس است بسیاری از مردم در زیر چادرها (در زمان جنگ) آواره هستند و امام و رهبر من در جماران، روی موکت زندگی می کند، من چگونه اجازه بدهم که خانه ام را تعمیر و باز سازی کنید!
وقتی در جبهه ها به آیت الله اشرفی پیشنهاد می شود که آقا جلوتر نروید ممکن است دشمن ببیند و حادثه ای رخ دهد، می گفت:
خون من که از خون این بچه ها بالاتر نیست، بگذارید شاید من هم در جبهه ها شهادت نصیبم گردد، شاید آن چیزی که سالهاست به دنبال آن (شهادت) هستم، در جبهه ها پیدا کنم. (111)
او می گفت: یکی از توطئه های بزرگ دشمن این است که می خواهد بین اقشار مختلف، بیندازد، بین شیعه و اهل سنت و دیگر فرق مسلمین تفرقه بیندازد. ما بدون وحدت نمی توانیم جامعه و انقلاب اسلامی را به پیش ببریم. امروز مسأله مهم، مسأله اتحاد و اتفاق بین برادران شیعه و برادران اهل سنت است. (112)

آیت الله شیخ عبدالرحمن حیدری اسلامی (وفات 1365 ش)

وقتی سپهبد مقدم رئیس دستگاه امنیت ایلام نامه ای را همراه یک جلد قرآن و یک میلیون تومان وجه برای آقای حیدری می فرستد تا با این بهانه بتواند جلوی حرکت انقلابی مردم ایلام را بگیرد:
آیت ا... حیدری با عبارتی کوتاه و محتوایی رسا نامه سپهبد مقدم را زیر نویسی می کند: بعد از سلام کلام الله بوسیده و بر دیده گذاشتم، ولی از قبول این گونه پولهایی که تاکنون از برکت و توجهات ولی عصر (عج) عادت ننموده ام، معذرت می خواهم. خداوند متعال ما و شماها را به حق و حقیقت و اسلام واقعی راهنمایی و از ظلم و ستم و خیانت به مسلمانان و دین مبین اسلام نگهداری و محافظت فرماید.(113)
در جای دیگر می فرماید:
وقتی اصل ولایت فقیه مطرح شد، بنی صدر که در صندلی جلوی من نشسته بود، به عقب برگشت و گفت: آقای حیدری ولایت فقیه دیگر چیست؟ من به او گفتم تو نمی فهمی یعنی چه! در وصیت نامه اش آمده است:
خدمت به اسلام و مسلمانان را در حد قوه و قدرتی که دارید، ترک نکنید و همواره پیرو رهبر عظیم الشأن باشید با او و فرامین آن حضرت (امام خمینی رحمه الله) عمل کنید که سرافرازی دنیا و آخرتتان در این است.