طعم خوب بندگی «نکته هایی از بزرگان علم و دین »

نویسنده : غلامحسن اسدی ملا محله ای

آیت الله شهید بهشتی (شهادت 1360 ش)

می فرماید: انسان هم جهان است و هم جان. هم نیازهای بدنی دارد، هم نیازهای روحی، هم نیاز اقتصادی و هم نیاز معنوی.
وقتی در باب معرفت وارد می شوید می بینید اسلام تک بعدی نیست: نه مکتب حسی است فقط، نه مکتب عقلی است فقط، نه مکتب عرفانی است فقط، بلکه هم حسی است، هم عقلی است و هم عرفانی.
اراده نیرومند، اراده ای است که انسان را در راه نگه دارد و بر میزان نگه دارد و از اینکه آدمی به دست هوس، خشم و غضب و خود خواهی اش زمین بخورد، او را نگهدارد.
توصیه چشمگیر آیات قرآن کریم بر روی تقوا برای این است که اصلاً تربیت و خودسازی اسلامی در تقوا خلاصه می شود. هر کسی به همان اندازه خود ساخته است که تقوا دارد.
اگر بتوانیم یک سیستم هدایت کننده در یک انسان به وجود بیاوریم که در برخورد با هر چیزی به او بگوید از این طرف نرو، او هم به راحتی عمل کند، به این حالت هدایت شدن تقوا می گوییم و این تقوا ساختن تربیت و تمرین می خواهد. (105)

آیت الله سید اسدالله مدنی (شهادت 1360 ش)

روزی به حرم امام حسین علیه السلام رفتم و در آنجا با ناله و زاری از امام خواستم که جوابم را بدهد. پس از مدتی یک شب امام حسین علیه السلام را در خواب دیدم که بالای سرم آمد و دستی به سرم کشید و این جمله را فرمود: یا بنی أنت مقتول یعنی ای فرزندم کشته می شوی که فرمایش امام جواب دو سؤالی بود که همیشه در ذهنم بود که آیا واقعاً من سید هستم؟ و ثانیاً آیا شهادت نصیب من می شود؟

علامه سید محمد حسین طباطبائی (وفات 1360 ش)

در اوایل تحصیل که به نحو و صرف اشتغال داشتم علاقه زیادی به ادامه تحصیل نداشتم و از این روی هر چه می خواندم نمی فهمیدم. پس از آن یک بار عنایت خدایی دامنگیرم شده، عوضم کرد. در خود یک نوع شیفتگی و بی تابی نسبت به تحصیل کمال حس نمودم؛ به طوری که از همان روز تا پایان تحصیل که تقریباً هیجده سال کشید هرگز نسبت به تعلیم و تفکر، احساس خستگی و دل سردی نکردم و زشت و زیبای جهان را فراموش کردم.
در خورد و خواب و لوازم دیگر زندگی به حداقل ضروری قناعت نموده، باقی را به مطالعه می پرداختم بسیار می شد که شب را تا طلوع آفتاب با مطالعه می گذراندم. (106)
وقتی کنار بارگاه مقدس امام امیر المؤمنین علیه السلام می رسد در دل چنین می کند:
یا علی! من برای ادامه تحصیل به محضر شما شرفیاب شده ام ولی نمی دانم چه روشی پیش گیرم. از شما می خواهم که در آنچه اصلاح است مرا راهنمایی کنید.
خطاب به یکی از شاگردانش می فرماید: آقا من هر روز مراقبتم قوی تر است، شب مشاهدات من، مکاشفات من زلال تر است، صاف تر است، هر چه روز مراقبت شدیدتر، شب مکاشفات زلال تر و صاف تر است. (107)
نیز خطاب به شاگردانش می فرماید:
ما کاری مهمتر از خود سازی نداریم. (108)
در تفسیر آیه 124 بقره: و اذابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماماً قال و من ذریتی قال لاینال عهدی الظالمین.
علامه تعریف از امام می کند که: امام آن شخص هادی است که از نظر جنبه ملکوتی موجود است، آنها را رهبری می کند و مقام امامت یکنوع ولایت بر اعمال مردم است از نظر باطن که توأم با هدایت می باشد. مقربان کسانی هستند که هیچ گونه حجاب قلبی که ناشی از معصیت و جهل و تردید است، آنها را از خدا محجوب نمی دارد.
شهید مطهری می گوید: حضرت استاد علامه طباطبائی سالها از عمر خویش را صرف تحصیل و مطالعه و تدریس فلسفه کرده اند و از روی بصیرت به آراء و نظریات فلاسفه بزرگ اسلامی از قبیل فارابی و بو علی و شیخ اشراق و صدرالمتألهین و غیره همه احاطه دارند و روی عشق فطری و ذوق طبیعی افکار محققین فلاسفه اروپا را نیز بخوبی از نظر گذرانیده اند و در سنوات اخیر علاوه بر تدریسات فقهی و اصولی و تفسیری یگانه مدرس حکمت الهی در حوزه علمیه قم می باشند.
آیت الله جوادی آملی می گوید:
سیره زندگی علامه طباطبائی با قرآن آمیخته بود یعنی با قرآن زندگی می کرد او با قرآن می اندیشد، شاگرد خوب قرآن کریم بود، با قرآن معارف الهی را در می یافت، او با قرآن سخن می گفت، با قرآن چیزی می نوشت یعنی تمام شئون زندگی این عالم ربانی را چون شاگرد قرآن کریم بود، وحی خدا رهبری می کرد.