طعم خوب بندگی «نکته هایی از بزرگان علم و دین »

نویسنده : غلامحسن اسدی ملا محله ای

میرزا کوچک خان جنگلی (شهادت 1300 ش)

میرزا کوچک خان در جواب نامه فرمانده قزاقخانه پاسخ می دهد.
وجدانم به من امر می کند در استخلاص مولد و موطنم که در کف قهاریت اجنبی است، کوشش کنم. شما می فرمایید نظام نظر به حق و باطل ندارد و مدعیان دولت را هر که و هر چه هست باید قلع و قمع نمود تا دارای منصب و مقام گردد بنده عرض می کنم. تاریخ عالم به ما اجازه می دهد هر دولتی که نتوانست مملکت را از سلطه اقتدار دشمنان خارجی نجات دهد، وظیفه امت است که برای خلاصی وطنش قیام کند اما کابینه حاضر می گوید: من بمحض استفاده شخصی باید مملکت را در بازار لندن به ثمن بخش بفروشم. در قانون اسلام مدون است که کفار وقتی به ممالک اسلامی مسلط شوند، مسلمین باید به مدافعه برخیزند، ولی دولت انگلیس فریاد می کشد که من اسلام نمی شناسم، باید دول ضعیف را کشته مقاصد مشؤوم خود سازم. (85)

آیت الله سید حسن مدرس (شهادت 1316 ش)

می فرماید: ما خودمان صاحب خانه هستیم. ما را بگذارید که صلاح و فساد خودمان را می دانیم.
سزاوار نیست که ما به امضاء خود آزادی و استقلال خویش را از دست داده و ترک کنیم، منشأ سیاست ما دیانت ماست، ما نسبت به دول دنیا دوست هستیم، چه همسایه چه غیر همسایه، چه جنوب، چه شمال، چه شرق، چه غرب، هر کس متعرض اختلاف من با رضا خان بر سر کلاه و عمامه نیست من با لباس این دستگاه مخالفم.(86)

مرحوم آقا سید مهدی درچه ای (وفات 1364 ق)

در قحطی سال 1335 حدود بیست من آرد در منزل داشت بمحض اینکه آثار گرانی نمودار شد. همه آن آردها را فروخت. وقتی به او گفتند: لازم بود که شما احتیاط می کردید و حتی مقدار دیگری هم می خریدید. جواب داد: ترسیدم شبهه احتکار داشته باشد. خدا بزرگ است. (87)