طعم خوب بندگی «نکته هایی از بزرگان علم و دین »

غلامحسن اسدی ملا محله‏ای

ملا فتح الله اصفهانی (وفات 1339 ق)

شیخ شریعت پس از رحلت میرزا محمد تقی شیرازی، یگانه مرجع جهان تشیع شد. با این حال وی رهبری دینی را چون باری سنگین بر دوش خود احساس می کرد. چنین با خدایش مناجات می کرد:
خدایا، در آخرین روزهای زندگیم در دنیا به ریاست مبتلا شده ام و باید سنگینی این بار امانت را به دوش کشم! بارالها، من طاقت تحمل این امر بزرگ را ندارم... و حال آنکه تو فردای قیامت از من سؤال خواهی کرد... شیخ الشریعه در پی مبارزه با تهاجم فرهنگی دشمن چنین می گوید: خدمت علمای بزرگ... و عموم مردم روستاها و شهرها و کوچ نشینان...
بر آقایان و هوشیاران... پوشیده نیست که بیگانگان از سده های پیشین و مدتها قبل کوشیده اند دارایی مسلمانان را بدزدند و شهر و کشورمان را تصاحب کنند... قرآن سراسر حکمت را از میان آنان بردارند و آنچه از وسایل مادی و معنوی نزد آنان است نابود سازند، بیگانگان همواره برای دستیابی به این هدفها نقشه هایی ترتیب داده اند. آنگاه شیخ شریعت در پایان دردمندانه از مسلمانان و ایرانیان می خواهد که در صف واحد در برابر دشمن متجاوز بایستند.(79)
در سال 1330 قمری با حمله روسیه به ایران شهرهای تبریز، رشت، مشهد و چندین شهر و روستای ایران اشغال شد مرحوم شیخ شریعت در آن ایام در عراق بودند تصمیم گرفتند با مقاومتی قهرمانانه جلو متجاوزان را بگیرند در نامه ای دستور جهاد را چنین فرمودند:
به عموم حجج اسلام، سرداران عظام و رؤسای عشایر... از قدیم زمان الی اکنون به واسطه مردانگی عشایر هرگز به خیال اجانب نمی رسید که دست اندازی به خاک ایران نمایند. چه رسد به سوق عساکر و جسارت... در ممالک اسلامیه مرگ در این عصر مردانگی ایرانیان محو نابود و عقاید اسلام پشت گوشها افتاده یا للمسلمین یک مشهد مقدس در مملکت شماست، آیا رواست که با وجود امثال شماها به تصرف کفار در آید و ننگ تاریخی برای شما باقی بماند.(80)

سید مجتبی نواب صفوی (شهادت 1334 ش)

در خواب، جدم سیدالشهداء را دیدم که بازوبندی به بازویم بست و روی آن نوشته شده بود: فدائیان اسلام.
وقتی مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی در نجف وفات می کند به همین مناسبت عده ای از دولتمردان ایران برای عرض تسلیت به مراجع نجف از طرف شاه راهی نجف می شوند.
در یکی از مجالس که فرستادگان شاه حضور دارند جناب نواب صفوی منبر رفته ضمن حمله شدید به دولت قوام السلطنه (نخست وزیر وقت) می گوید:
چطور شما برای فوت یک نفر روحانی بزرگ به نجف آمده و به مقامات روحانی تسلیت می گویید در حالی که روحانی دیگری همچون آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی را در ایران به جرم دفاع از اسلام به زندان افکنده اید؟!

سید محمد کاظم یزدی (وفات 1337 ق)

نقل شده است که یکی از بزرگان حوزه قم روزی به اطاق خصوصی سید رفته و گوشه اطاق یک دیزی یعنی دیگ کوچک می بیند از ایشان سؤال می کند این چیست؟
سید جواب می دهند:
دیگ زمانی طلبگی من هست گذاشته ام این بالا، جلوی چشمم که خود را فراموش نکنم.
در آخرهای عمر خویش چهار نفر از علمای بزرگ را وصی خود قرار می دهد. تا موظف باشند که تمامی موجودی وجوهات شرعیه سهم امام علیه السلام سهم سادات و کفارات و مظالم را که هر کدام جداگانه در دفتری ضبط شده بود به مرجع تقلید بعدی تحویل دهند.
در همین جلسه یکی از نوادگانش عرض می کند! شما نواده های یتیم دارید که تحت سرپرستی شما هستند، خوب است چیزی برای آنها تعیین کنید، مرحوم سید با ضعف شدید فرمود:
احفاد من اگر متدین هستند خدا روزی آنها را می رساند و اگر نه چگونه مالی که از آن من نیست به آنان کمک کنم؟
مجاهد بیدار
زمانی که ایتالیا نیروهایش را برای اشغال کشور لیبی به حرکت در آورد و می رفت تا بخش عظیمی از ممالک اسلامی به اشغال بیگانگان در آید این مرجع عالی مقام، فتوای تاریخی و سرنوشت ساز خود را درباره وضعیت مسلمانان جهان صادر کرد، فتوای جهاد ایشان چنین بود:
بسم الله الرحمن الرحیم
در این ایام که دول اروپایی مانند ایتالیا به طرابلس غرب (لیبی) حمله نموده و از طرفی روسها شمال ایران را با قوای خود اشغال کرده اند و انگلیسیها نیز نیروهای خود را در جنوب ایران پیاده کرده اند و اسلام را در معرض خطر نابودی قرار داده اند، بر عموم مسلمین از عرب و ایرانی، واجب است که خود را برای عقب راندن کفار از ممالک اسلامی مهیا سازند و از بذل جان و مال در راه بیرون راندن نیروهای ایتالیایی از طرابلس غرب و اخراج قوای روسی و انگلیسی از ایران، هیچ فرو گذار نکنند، زیرا این عمل از مهمترین فرایض اسلامی است، تا به یاری خداوند دو مملکت اسلامی از تهاجم صلیبی ها محفوظ بماند.(81)
وقتی که ارتش انگلستان وارد عراق شد و با مقاومت مردم مسلمان عراق مواجه شدند، اهل نجف مقابله سختی می کردند. و زمانی که انگلیس بر عراق تسلط کامل یافت. در مقام انتقامجوئی از اهالی نجف اشرف برآمد،
در این رابطه حاکم انگلیس خدمت آیت اله سید محمد کاظم یزدی می رسد و عرض می کند: دولت از شما خواهش می کند که نجف را ترک گوئید و به کوفه بروید زیرا دولت می خواهد اهالی نجف را تأدیب نماید.
سید فرمودند: من به تنهائی خارج شوم یا با اهل بیتم؟
حاکم گفت: شما و اهل بیتتان آن مرحوم فرمود: اهل نجف بیتم هستند پس من خارج نمی شوم، بگذار آنچه به اهل بیت من می رسد به من هم برسد و به برکت این استقامت اهل نجف از شر انگلیس در امان ماندند. (82)
سران انگلیس او را با پول می آزمایند!
سید: با کمال وقار پول آن انگلیسی را پس زده و با عزمی راسخ گفت که هنوز موقع آن نرسیده است، تا آن جا که انگلیسی می گوید:
من اطمینان حاصل کردم که با او نمی توان صحبت پول کرد و مقام عالی او قابل خرید و فروش نیست و بسیار خوشوقت است که در این باب با او صحبت نکنیم.