طعم خوب بندگی «نکته هایی از بزرگان علم و دین »

نویسنده : غلامحسن اسدی ملا محله ای

شیخ محمد خیابانی (شهادت 1338 ق)

از روحانیون آزادیخواه تبریز متولد 1397 هجری قمری و در سال 1338 هجری قمری به شهادت رسیده است. وی در جنگ با بین الملل اول، در برابر فشار روسهای تزاری ایستادگی کرد. و پس از جنگ مذکور، چون وضع حکومت خوب نبود با حکومت مزبور مخالفت نمود. و در عین حال از نفوذ کمونیسم جلوگیری می کرد.(77)
کلام شیخ محمد خیابانی بسیار عارفانه و عاشقانه است.
می فرماید: مرگ شرافتمندانه بهتر از حیات بیشرفانه است.
جوانان! امیدهای آتیه وطن! بدانید که همواره افتخارات حقیقی در میانه جانفشهانیهاست. شرافت واقعی نصیب آن کسی است که برای راحتی دیگران جان نثار کرده، در میدان مبارزه حیات اجتماعی، پشت به حملات روزگار نشان نداده و مغلوب مصائب طاقت فرسا نگردد. (78)

ملا فتح الله اصفهانی (وفات 1339 ق)

شیخ شریعت پس از رحلت میرزا محمد تقی شیرازی، یگانه مرجع جهان تشیع شد. با این حال وی رهبری دینی را چون باری سنگین بر دوش خود احساس می کرد. چنین با خدایش مناجات می کرد:
خدایا، در آخرین روزهای زندگیم در دنیا به ریاست مبتلا شده ام و باید سنگینی این بار امانت را به دوش کشم! بارالها، من طاقت تحمل این امر بزرگ را ندارم... و حال آنکه تو فردای قیامت از من سؤال خواهی کرد... شیخ الشریعه در پی مبارزه با تهاجم فرهنگی دشمن چنین می گوید: خدمت علمای بزرگ... و عموم مردم روستاها و شهرها و کوچ نشینان...
بر آقایان و هوشیاران... پوشیده نیست که بیگانگان از سده های پیشین و مدتها قبل کوشیده اند دارایی مسلمانان را بدزدند و شهر و کشورمان را تصاحب کنند... قرآن سراسر حکمت را از میان آنان بردارند و آنچه از وسایل مادی و معنوی نزد آنان است نابود سازند، بیگانگان همواره برای دستیابی به این هدفها نقشه هایی ترتیب داده اند. آنگاه شیخ شریعت در پایان دردمندانه از مسلمانان و ایرانیان می خواهد که در صف واحد در برابر دشمن متجاوز بایستند.(79)
در سال 1330 قمری با حمله روسیه به ایران شهرهای تبریز، رشت، مشهد و چندین شهر و روستای ایران اشغال شد مرحوم شیخ شریعت در آن ایام در عراق بودند تصمیم گرفتند با مقاومتی قهرمانانه جلو متجاوزان را بگیرند در نامه ای دستور جهاد را چنین فرمودند:
به عموم حجج اسلام، سرداران عظام و رؤسای عشایر... از قدیم زمان الی اکنون به واسطه مردانگی عشایر هرگز به خیال اجانب نمی رسید که دست اندازی به خاک ایران نمایند. چه رسد به سوق عساکر و جسارت... در ممالک اسلامیه مرگ در این عصر مردانگی ایرانیان محو نابود و عقاید اسلام پشت گوشها افتاده یا للمسلمین یک مشهد مقدس در مملکت شماست، آیا رواست که با وجود امثال شماها به تصرف کفار در آید و ننگ تاریخی برای شما باقی بماند.(80)

سید مجتبی نواب صفوی (شهادت 1334 ش)

در خواب، جدم سیدالشهداء را دیدم که بازوبندی به بازویم بست و روی آن نوشته شده بود: فدائیان اسلام.
وقتی مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی در نجف وفات می کند به همین مناسبت عده ای از دولتمردان ایران برای عرض تسلیت به مراجع نجف از طرف شاه راهی نجف می شوند.
در یکی از مجالس که فرستادگان شاه حضور دارند جناب نواب صفوی منبر رفته ضمن حمله شدید به دولت قوام السلطنه (نخست وزیر وقت) می گوید:
چطور شما برای فوت یک نفر روحانی بزرگ به نجف آمده و به مقامات روحانی تسلیت می گویید در حالی که روحانی دیگری همچون آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی را در ایران به جرم دفاع از اسلام به زندان افکنده اید؟!