فهرست کتاب


طعم خوب بندگی «نکته هایی از بزرگان علم و دین »

غلامحسن اسدی ملا محله‏ای

آخوند خراسانی (وفات 1329 ق)

تنها خوراک من فکر بودم. ولی قانع نبودم. هیچ گاه نشد که گلایه کنم. شش ساعت بیشتر نمی خوابیدم. شبها بیدار بودم با ستارگان دوست شده بودم. خواب با شکم خالی بسیار مشکل است. (75)
دستگیری نیازمندان: یکی از سخنرانان مذهبی کربلا که از مخالفان مشروطه بود و همه جا علیه آخوند صحبت می کرد، به علت بدهی تصمیم گرفت خانه اش را بفروشد. مشتری خرید خانه را مشروط به امضاء و اجازه آخوند قرار داد. گر چه روی دیدن آخوند را نداشت اما شرمنده و ناچار نزد آخوند رفت و از او خواست تا به این معامله راضی شود. آخوند چند کیسه لیره به او داد و گفت: شما جزو علمایید، من راضی نیستم که در گرفتاری باشید. با این پول، بدهی خود را بدهید و خانه را بفروشید. هر گاه به مشکلی برخوردید نزد من بیایید. واعظ کربلا از رفتار آخوند متنبه گشت و از آن پس، از مریدان او شد.(76)
نامه آخوند خراسانی به محمد علی شاه:
... از بدو سلطنت قاجار چه صدمات فوق الطاقه به مسلمانان وارد آمده و چقدر از ممالک شیعه از حسن کفایت آنان به دست کفار افتاد و قفقاز، شیروانات، بلاد ترکمان و بحر خزر، هرات، افغانستان، بلوچستان، بحرین، مسقط و غالب جزایر خلیج فارس و عراق عرب و ترکستان، تمام از ایران مجزا شد. دو ثلث تمام از ایران رفت و این یک مثلث باقی مانده را هم به انحاء مختلف، زمامش را به دست اجانب دادند. گاهی مبالغ هنگفت قرض کرده و در ممالک کفر خرج نمودند و مملکت شیعه را به رهن کفار دادند. گاهی به دادن امتیازات منحوسه، ثروت شیعیان را به مشرکین سپردند.
گاهی خزائین مدفونه ایران را به ثمن بخس (مبلغ ناچیز) به دشمنان دین سپردند. یکصد کرور، بیشتر خزینه سلطنت که از عهد صفویه و نادر شاه و زندیه ذخیره بیت المال مسلمین بود، خرج فواحش فرنگستان شد و آن همه اموال مسلمین را که به یغما می بردند، یک پولش را خرج اصلاح مملکت، سد باب احتیاج رعیت ننمودند. به حدی شیرازه ملک و ملت را گسیختند که اجانب علناً مملکت را مورد تقسیم خود قرار داده.
ای منکر دین! ای گمراه؛ پدرت دستور (مشروطه) را صادر کرد. اما از روزی که تو به سلطنت نشستی همه وعده های مشروطه را زیر پا نهادی. شنیدم شخصی از سوی تو به نجف فرستاده شده تا ما را با پول بخرد. و حال اینکه نمی دانی، قیمت سعادت مردم بیشتر از پول توست... تو دشمن دین و خائن به این مملکت هستی. من بزودی به ایران می آیم و اعلان جهاد می کنم.

شیخ محمد خیابانی (شهادت 1338 ق)

از روحانیون آزادیخواه تبریز متولد 1397 هجری قمری و در سال 1338 هجری قمری به شهادت رسیده است. وی در جنگ با بین الملل اول، در برابر فشار روسهای تزاری ایستادگی کرد. و پس از جنگ مذکور، چون وضع حکومت خوب نبود با حکومت مزبور مخالفت نمود. و در عین حال از نفوذ کمونیسم جلوگیری می کرد.(77)
کلام شیخ محمد خیابانی بسیار عارفانه و عاشقانه است.
می فرماید: مرگ شرافتمندانه بهتر از حیات بیشرفانه است.
جوانان! امیدهای آتیه وطن! بدانید که همواره افتخارات حقیقی در میانه جانفشهانیهاست. شرافت واقعی نصیب آن کسی است که برای راحتی دیگران جان نثار کرده، در میدان مبارزه حیات اجتماعی، پشت به حملات روزگار نشان نداده و مغلوب مصائب طاقت فرسا نگردد. (78)

ملا فتح الله اصفهانی (وفات 1339 ق)

شیخ شریعت پس از رحلت میرزا محمد تقی شیرازی، یگانه مرجع جهان تشیع شد. با این حال وی رهبری دینی را چون باری سنگین بر دوش خود احساس می کرد. چنین با خدایش مناجات می کرد:
خدایا، در آخرین روزهای زندگیم در دنیا به ریاست مبتلا شده ام و باید سنگینی این بار امانت را به دوش کشم! بارالها، من طاقت تحمل این امر بزرگ را ندارم... و حال آنکه تو فردای قیامت از من سؤال خواهی کرد... شیخ الشریعه در پی مبارزه با تهاجم فرهنگی دشمن چنین می گوید: خدمت علمای بزرگ... و عموم مردم روستاها و شهرها و کوچ نشینان...
بر آقایان و هوشیاران... پوشیده نیست که بیگانگان از سده های پیشین و مدتها قبل کوشیده اند دارایی مسلمانان را بدزدند و شهر و کشورمان را تصاحب کنند... قرآن سراسر حکمت را از میان آنان بردارند و آنچه از وسایل مادی و معنوی نزد آنان است نابود سازند، بیگانگان همواره برای دستیابی به این هدفها نقشه هایی ترتیب داده اند. آنگاه شیخ شریعت در پایان دردمندانه از مسلمانان و ایرانیان می خواهد که در صف واحد در برابر دشمن متجاوز بایستند.(79)
در سال 1330 قمری با حمله روسیه به ایران شهرهای تبریز، رشت، مشهد و چندین شهر و روستای ایران اشغال شد مرحوم شیخ شریعت در آن ایام در عراق بودند تصمیم گرفتند با مقاومتی قهرمانانه جلو متجاوزان را بگیرند در نامه ای دستور جهاد را چنین فرمودند:
به عموم حجج اسلام، سرداران عظام و رؤسای عشایر... از قدیم زمان الی اکنون به واسطه مردانگی عشایر هرگز به خیال اجانب نمی رسید که دست اندازی به خاک ایران نمایند. چه رسد به سوق عساکر و جسارت... در ممالک اسلامیه مرگ در این عصر مردانگی ایرانیان محو نابود و عقاید اسلام پشت گوشها افتاده یا للمسلمین یک مشهد مقدس در مملکت شماست، آیا رواست که با وجود امثال شماها به تصرف کفار در آید و ننگ تاریخی برای شما باقی بماند.(80)