طعم خوب بندگی «نکته هایی از بزرگان علم و دین »

نویسنده : غلامحسن اسدی ملا محله ای

سید جمال الدین اسد آبادی (وفات 1314 ق)

اگر چشم من، در او، خیر عبادالله نباشد کور باد بهتر است. و اگر دستم برای سعادت مخلوق نکوشد از حرکت باز ماند. و اگر پایم را در راه نجات امت محمدیه صلی الله علیه و آله قدم نزد شکسته شود. این است مذهب من و این است مشرب من.
مرا در این جهان، چه در غرب باشم و چه در شرق، مقصدی نیست جز آنکه در اصلاح دنیا و آخرت مسلمانان بکوشم. و آخر آرزویم این است که چون شهدای صالحین خونم در این راه ریخته شود. (66)

شیخ عبدالکریم حائری یزدی (وفات 1315 ش)

در ایام عاشورا نیز اقامه عزا می فرمود: و در روز عاشورا با هیئتی خاص پا برهنه و گل به پیشانی و صورت مالیده در دسته های عزاداری شرکت می کرد و به عزاداری می پرداخت.
امتیاز مرحوم حاج شیخ آن بوده که عدم استفاده از بیت المال برای مخارج شخصی الا بقدر الضرورة بوده است.
آن اشخاصی که بیش از سی، چهل الی صد تومان در ماه ندارند اینها مفتخورند؟
حضرت امام خمینی (ره) به مناسبتی در این مورد فرمودند:
آن اشخاصی که هزار میلیونشان، (هزار میلیونشان یک قلم است) هزار میلیونشان در جاهای دیگر است، اینها مفتخور زیاد نیستند؟ ما مفتخوریم؟ مالی که مرحوم آقای حاج شیخ عبدالکریم مان وقتی که فوت می شوند آقا زاده های آن همان شب چیز نداشتند، همان شب شام نداشتند، ما مفتخوریم؟...(67)
آن مرحوم زمانی که از قصد شوم استعمار مبنی بر کشف حجاب در ایران توسط رضا خان با خبر شد اشاره به رگهای گلوی خود کرده و فرمود: تا پای جان باید ایستاد و من هم می ایستم ناموس است، حجاب است، ضروری دین و قرآن است.
و در این رابطه برای اتمام حجت تلگرافی برای رضا خان فرستاد که در آن آمده بود:
می شنوم اقدام به کارهائی می شود که مخالفت صریح با طریقه جعفریه و قانون اسلام دارد که دیگر خودداری و تحمل برایم مشکل است.(68)

سید ابوالحسن اصفهانی (وفات 1325 ش)

یکی از صفات برجسته ایشان صبر و بردباری حیرت انگیز او است، از شهید حاج آقای مصطفی خمینی نقل است که گفته بودند! من کسی را صبورتر از مرحوم آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی نمی شناسم! زیرا که آن مرجع عالیقدر در اوج مبارزاتش علیه سیاست انگلستان در یک روز پرهمهمه به نماز می ایستد و در پشت سر او پسرش مرحوم سید حسن شهید می ایستد و پشت سر آنها هزاران تن از مسلمانان نماز می ایستند در رکعت دوم نماز در حال سجده بودند که ناگهان فریادی بلند شد. سید حسن فرزند آقا را کشتند و بلافاصله صفهای نماز از هم پاشید ولی آن مرجع بزرگ همچنان نمازش را ادامه داد و آن را به پایان رسانید و آنگاه سر برگردانید. و با منظره هولناکی روبرو شد و او دید سر فرزند دلبندش را خائنی به نام علی اردهالی گوش تا گوش بریده است فقط سه بار فرمودند لا اله الا الله و بالاتر اینکه قاتل پسرش را هم عفو نمودند. (69)
سفیر انگلیس به ملاقات آن مرجع با اصرار زیاد می رسد بعد اظهار می دارد که حکومت بریتانیا سلام و تحیات فراوان خود و ملت خود را به ساحت مقدس آن حضرت تقدیم می کند و معروض می دارد دولت انگلستان در جنگ جهانی دوم نذر نمود. چنانکه جرمت (آلمان) را در جنگ شکست داد مبلغی را به شکرانه این پیروزی بر معابد و همچنین به رهبران دینی بزرگ جهان تقدیم نماید اکنون که بریتانیا پیروزی مورد نظر خود رسید در صدد وفاء به نذر خود برآمده است بعد از پایان صحبت سفیر، آن مرجع بزرگ لحظه ای درنگ فرمودند: مانعی ندارد علمای حاضر در مجلس از موافقت غیر منتظره سید در شگفت شدند.
سفیر بسیار خوشحال شد فوراً چکی به مبلغ یکصد هزار دینار عراقی برابر با دو میلیون تومان صادر کرده به سید تقدیم کرد اما سید پس از دریافت چک و اطلاع از مبلغ مندرج در آن فوراً کاغذ کوچکی را که در مقابلش بود برداشته و مبلغ صد هزار دینار عراقی را حواله نمود. و ضمیمه چک تقدیمی دولت انگلستان کرد که جمعاً چهار میلیون تومان شد.
آنگاه فرمود: به اطلاع من رسیده که در این جنگ اکثر لشگریان بریتانیا از مسلمین هند بوده اند که همه شان در جریان آن کشته شده اند و از آنان جز یک مشت زن و بچه بی سرپرست و آواره چیزی باقی نمانده است من به حکم مسئولیت اسلامی بر خود وظیفه می دانم که این ستم دیدگان بی گناه را هرگز فراموش نکنم و این مبلغ را در میان آنان تقسیم می کنیم.