طعم خوب بندگی «نکته هایی از بزرگان علم و دین »

نویسنده : غلامحسن اسدی ملا محله ای

وحید بهبهانی (وفات 1205 ق)

قرآنی به خط میرزای نیریزی، که جلد آن به یاقوت و الماس و زبر جد و سایر سنگهای گرانبها آراسته بودند، از سوی آقا محمد خان قاجار برای آقا فرستاده شد. آورندگان قرآن به منزل آقا رفته، در کوفتند آقا در را باز کرد و در حالی که قلم به دست مبارکش بود به فرستادگان دربار نگریست و فرمود: چه کار دارید؟
گفتند: حضرت سلطان قرآنی برایتان فرستاده است. آن حضرت نگاهی به قرآن آراسته کرده و فرمود: این زینتها چیست که بر جلد آن قرار گرفته؟
استاد فرمود: چرا کلام خدا را چنین کرده، سبب حبس و تعطیل آن می شوید: آنها را از جلد قرآن جدا کرده، بفروشید و قیمتش را میان دانشجویان علوم دینی و تهیدستان قسمت کنید.
فرستادگان دربار گفتند: قرآن را بپذیرید، به خط میرزای نیریزی است و بهای بالایی دارد.
استاد فرمود: هر کس قرآن را آورده، آن را نزد خویش نگهدارد و پیوسته تلاوت کند. یگانه روزگار با این سخن در را بست و پی کار خویش رفت.(54)

ملا مهدی نراقی (وفات 1209 ق)

در میان دانشمندان علم اخلاق، نراقی نخستین شخصی است که به این موضوع اساسی توجه خاصی نشان داده و دیگران نیز از وی الگو گرفته اند او در بخشی از این بحث مهم چنین می نویسد: براستی بدن انسان مادی و فناپذیر، ولی روح او جاودانی است به همین خاطر اگر این روح با اخلاق خوب آراسته گردد، در سعادت ابدی از نعمتهای الهی بهره مند می شود و اگر خود را آلوده به پلیدیها کرد در عذاب همیشگی غوطه ور خواهد شد.(55)
ملا مهدی در جای دیگر بیان می کند:
آگاه به احوال روزگار می داند، آداب درس خواندن و درس دادن در میان مردم غریب مانده و افراد خبره برآنند. روزگار و مردم اش فاسد شده اند و کسانی بر مسند تدریس تکیه زده اند که دانش شان اندک و نادانی شان بیشتر است. جایگاه دانش و دانشمند سقوط کرده و آداب دانش آموزی در میان جویندگان از میان رفته است.(56)

ملا احمد نراقی:

شکی نیست که حصول ملکه اجتهاد و فهم آیات و اخبار و کلمات علمای ابرار، موقوف است به تکمیل قوه نظریه و تشحیذ ذهن می گردد. پس تأمل در این امور از ابتداء از برای طالب فی الجمله مطلوب و سعی در آن ها مرغوب است و بسا باشد که لازم باشد. بلکه مقصود آن است که در این امور به قدر ضرورت اکتفا کند. پس اگر تا ممکن باشد تشحیذ ذهن مطلوب و تقویت قوه نظر مستحسن باشد باید آدمی همه عمر خود را صرف آن کند.(57)
مرحوم ملا احمد نراقی
معلم در تعلیم قصد تقرب به خدا داشته باشد و غرض او از درس گفتن جاه و ریاست و بزرگی و شهرت و مقصودش مجمع آرایی و منظورش خودنمایی نباشد یا طمع وظیفه سلطان یا مال دیگران او را به تعلیم وا نداشته باشد. بلکه منظور او به غیر از ارشاد و احیای دل های مرده و رسیدن به ثواب های پروردگار چیزی نباشد.(58)
او می گوید: از همراهی و همنشینی جاهلان و فرومایگان بپرهیز و از همنشینی کسانی که دائماً در پی نام و نانند بگریز که دلت را سیاه می کند... بر تو باد به قناعت و کفاف و دوری از اسراف که قناعت، گنجی پایان ناپذیر است.(59)