فهرست کتاب


طعم خوب بندگی «نکته هایی از بزرگان علم و دین »

غلامحسن اسدی ملا محله‏ای

ملاصدرا (وفات 1050 ق)

با گمنامی و شکسته حالی به گوشه ای خزیدم. دل از آرزوها بریدم و با خاطری شکسته به ادای واجبات کمر بستم و کوتاهیهای گذشته را در برابر خدای بزرگ به تلافی برخاستم. نه درسی گفتم و نه کتابی تألیف نمودم زیرا اظهار نظر و تعریف در علوم و فنون و القای درس و رفع اشکال و شبهات و...
نیازمند تصفیه روح و اندیشه و تهذیب خیال از نابسامانی و اختلال، پایداری اوضاع و احوال و آسایش خاطر از کدورت و ملال است و با این همه رنج و ملالی که گوش می شنود و چشم می بیند چگونه چنین فراغتی ممکن است...
ناچار از آمیزش و همراهی با مردم دل کندم و از انس با آنان مأیوس گشتم تا آنجا که دشمنی روزگار و فرزندان زمانه بر من سهل شد و نسبت به انکار و اقرارشان و عزت و اهانتشان بی اعتنا شدم. آنگاه روی فطرت به سوی سبب ساز حقیقی نموده، با تمام وجود در بارگاه قدسش به تضرع و زاری برخاستم و مدتی طولانی بر این حال گذراندم.(47)
صدرالمتألهین در طی نامه ای از کهک قم به استادش مرحوم میر داماد وضع روحی خود را چنین ترسیم می کند:
و اما احوال فقیر بر حسب معیشت روزگار و اوضاع دنیا به موجبی است که اگر خالی از صعوبتی و شدتی نیست... اما بحمدالله که ایمان به سلامت است و در اشراقات علمیه و افاضات قدسیه و ارادت الهیه... خللی واقع نگشته... از حرمان ملازمت کثیر السعادة بی نهایت متحسر و محزون است. روی طالع سیاه که قریب هفت هشت سال است که از ملازمت استاد الاماجد و رئیس محروم مانده ام و به هیچ روی ملازمت آن مفخر اهل دانش و بینش میسر نمی شود... به واسطه کثرت وحشت از صحبت مردم وقت و ملازمت خلوات و مداومت بر افکار و اذکار بسی از معانی لطیفه و مسائل شریفه مکشوف خاطر علیل و ذهن کلیل گشته...(48)
صدرالمتألهین در کتاب اسفار چنین می گوید: حاشا که احکام و مقررات بر حق و تابناک شرعی با معارف بدیهی و یقینی عقلانی، ناهماهنگ باشد و نابود باد فلسفه و حکمتی که قواعد و یافته هایش مطابق با کتاب الهی و سنت نبوی نباشد.(49)

ملا محمد تقی مجلسی (وفات 1070 ق)

ملا محمد تقی مجلسی در اجازه نامه ای که در سالهای آخرین عمر برا فرزندش علامه محمد باقر مجلسی نوشت راه او را که ادامه راه خودش بود برای وی چنین ترسیم کرد: پس به درستی که من، او و نفس خطا کار خود را به تقوای خدای تبارک و تعالی وصیت می کنم: که آن وصیت خدای تعالی به انسانهای اولین و آخرین است. و اینکه مراقبت خود را بذل کند و اخلاص در علم و عمل داشته باشد که: به درستی مردم همگی هلاک می شوند.
مگر عالمان و عالمان فرهنگی هلاک می شوند، مگر عاملان به علم خود، و عاملان همگی هلاک می شوند، مگر مخلصان و مخلصان نیز در معرض خطری بزرگ قرار دارند. و اینکه در هر روز جزئی از قرآن عظیم را با تدبیر و تفکر بخواند. در هر روز وصیت مولای ما امیر مؤمنان علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام، سرور جوانان بهشت، را که در نهج البلاغه ذکر شده (و در کتابهای دیگر آمده).
ملاحظه نماید و به آن و دیگر وصایای آن حضرت و ائمه معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) عمل نماید.
ریاضت و جهاد با نفس را ترک نکند که خدای تعالی فرموده: و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و ان الله لمع المحسنین.(50)
و کسانی که در راه ما مجاهده کردند، به یقین ما آنان را به راههای خود هدایت می کنیم و به درستی که خداوند با احسان کنندگان است. (51)

فیض کاشانی (وفات 1091 ق)

فیض احسان بی پایان تو را چگونه شکرگزارم که از من ناتوان نمی آید و زبان ثنای عظمت و کبریای تو از کجا آرم، چون این زبان آن را نمی شاید. طوطی جان در هوای تو با شکر، شکر تو می جوید و بلبل روح در گلزار فتوح به نوای عجز و انکسار، ثنای کبریای تو می گوید: خیال جمال رخسارت قهرمان عشق را بر قلوب مشتاقان دیدارت گماشته تا جز تو نبینند و کلک بدایع آثارت از قلم حقایق انجام الهام بر الواح ارواح اهل عرفان نگاشته تا با غیر ننشینند...
... در این مجموعه که گلزاری است از عالم قدس، گلهای رنگارنگ شکفته و در آن گلها، مل های گوناگون نهفته، از آن گلها نفخه های جانفزای روحانی به مشام اهل دل می وزد تا هزار دستان چمن انس را بر تو ترنم دارد و از آن مل ها طربهای حیات بخش ربانی به روان مشتاقان می رسد تا می پرستان میکده قرس را در اهتزاز آرد.(52)