طعم خوب بندگی «نکته هایی از بزرگان علم و دین »

نویسنده : غلامحسن اسدی ملا محله ای

ابوریحان بیرونی (وفات 440 ق)

به هنگام احتضار ابوریحان، مرد فقیهی به ملاقاتش رسید سؤالی از فقیه کرد آن فقیه بیان داشتند حال چه وقت پرسش است. ابوریحان گفت: من می دانم که در حال احتضارم. ولی آیا بمیرم بهتر است یا بمیرم و بدانم بهتر است یا بمیرم و ندانم؟ بالاخره خواهم مرد، پس بدانم و بمیرم بهتر است.
آن فقیه جواب مسأله را داد و می گوید: هنوز به خانه نرسیده بودم که صدای گریه و ناله از منزل ابوریحان برخاست و گفتند: ابوریحان وفات کرد.(38)

سید بن طاووس (وفات 664)

فقیه پاک رأی حله در کتاب مهج الدعوات خاطره ای از سفر به سامراء را چنین بازگو می کند:
در شب چهارشنبه سیزدهم ذیقعده سال 638 در سامرا بودم. سحرگاهان صدای آخرین پیشوای معصوم حضرت قائم علیه السلام را شنیدم که برای دوستانش دعا می کرد و می گفت:
پروردگارا! آنها را در روزگار سرفرازی، سلطنت، چیرگی، و دولت ما به زندگی باز گردان.(39)
او سحری دیگر در سرداب سامرا صدای مولایش را آشکارا شنید که برای پیروانش دعا می کرد و پروردگار خود را چنین می خواند:
پروردگارا! شیعیان از پرتو نور ما و باقیمانده گل وجود ما آفریده شده اند و گناهان فراوانی به پشتگرمی دوستی و ولایت ما انجام داده اند. پس گر گناهانشان میان تو و آنها فاصله ای پدید آورده میان آنها را اصلاح کن و گناهانشان را از خمس ما جبران فرما. پروردگارا! آنها را از آتش دور کرده، در بهشت جای ده و همراه دشمنان ما در خشم و عذاب خویش نیفکن.(40)

شیخ شهاب الدین سهروردی (وفات 590 - 581 ق)

جهان هیچگاه، از حکمت، و از وجود کسی که قائم به حکمت باشد، و حجج و بینات خدا نزد او باشد، خالی نبوده است. و این چنین کسی، خلیفه خداست در زمین و تا زمین و آسمان برپاست، چنین خواهد بود.(41)