طعم خوب بندگی «نکته هایی از بزرگان علم و دین »

نویسنده : غلامحسن اسدی ملا محله ای

سید رضی (وفات 406 ق)

سید رضی روزی نزد الطایع بالله نشسته بود و بی اعتنا به جاه و جبروت، خلیفه محاسن خود را به دست گرفت، به طرف بینی بالا می برد. خلیفه خواست که بر سید طعنه بزند و قدرت پرزرق و برقش را به رخ او بکشد، رو به سید کرد گفت:
گمان می کنم بوی خلافت را استشمام می کنی؟
سید رضی با همان متانت و شجاعت همیشگی پاسخ داد: بلکه بوی نبوت را استشمام می نمایم. (33)

شیخ مفید (وفات 413 ق)

نورانیت علم و دانش و اخلاص در وجود شیخ به درجاتی او را فرا گرفته که وقتی فتوایی را به طور غیر عمد و به اشتباه جواب داد حضرت ولی عصر (عج) خود با پیغامی آن را اصلاح فرمود پس از مدتی که مرحوم شیخ مفید آگاه شد و در پی آن از دادن فتوا منصرف گردید، آن حضرت طی نامه ای خطاب به مرحوم مفید فرمود:
بر شماست که فتوا بدهید و بر ماست که شما را استوار کرده و نگذاریم در خطا بیفتید.
نقل کرده اند که: مسأله ای فقهی بین استاد و شاگردش سید مرتضی بحث گردید که استاد نظری و شاگرد نظری دیگری داشت. با بحث و ارائه دلیل مشکل حل نشد، هر دو راضی به قضاوت امام مؤمنان علیه السلام شدند،
مسأله را بر کاغذی نوشته و بالای ضریح مقدس حضرت گذاردند. صبح روز بعد که کاغذ را برداشتند دست خطی مزین به چنین نوشته ای دیدند که:
أنت شیخی و معتمدی و الحق مع ولدی علم الهدی(34)
(ای شیخ مفید) تو مورد اطمینان من هستی و حق با فرزندم سید مرتضی،
علم الهدی است.
برخی بر این باورند که در طول 30 سال، 30 توقیع و نامه شریف از ناحیه مقدس حضرت ولی عصر (عج) برای شیخ مفید صادر شده که در عنوان بسیاری این جمله نورانی دیده می شود: برادر گرامی و استوار؛ شیخ مفید.(35)
در اواخر ماه صفر 416 هجری بود که نامه ای از ناحیه مقدسه به شیخ مفید فرستاده شد.
للاخ السدید و الولی الرشید الشیخ المفید... برادر گرامی، استوار و دوست راه یافته شیخ مفید...(36)
در نامه ای دیگر در 23 ذی حجه از طرف امام عصر (عج) به شیخ مفید رسید که چنین آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم سلام الله علیک ایها الناصر للحق الداعی الیه بکلمة الصدق(37)
بنام خداوند بخشنده بخشایشگر، سلام خدا بر تو ای یاری کننده حق و دعوت کننده و به سوی او کسی که با صدق و راستی به سوی خدا دعوت می کنی...

سید مرتضی (وفات 440 ق)

وصیت به نماز:
سید مرتضی در وصیت و سفارش خود چنین آورده است: تمام نمازهای واجب مرا که در طول عمرم خوانده ام به نیابت از من دوباره بخوانید.
وقتی این سفارش ایشان نقل شد نزدیکان و اطرافیان شگفت زده شدند و پرسیدند چرا؟ شما که فردی وارسته بودید و اهمیت فوق العاده ای به نماز می دادید.
سید در پاسخ فرمود: آری من علاقمند به نماز بلکه عاشق نماز و راز و نیاز با خالق خود بودم و از این راز و نیاز هم لذت فراوان می بردم، از این رو همیشه قبل از فرا رسیدن وقت نماز لحظه شماری می کردم تا وقت نماز برسد و این تکلیف الهی را انجام دهم و به دلیل همین علاقه شدید و لذت از نماز، وصیت می کنم که تمام نمازهای مرا دوباره بخوانید زیرا تصور من این است که شاید نمازهای من صد در صد خالص برای خدا انجام نگرفته باشد بلکه در صدی از آنها به خاطر لذت روحی و معنوی خودم به انجام رسیده باشد! پس همه اینها را قضا کنید چون اگر یک درصد از نماز هم برای غیر خدا انجام گرفته باشد شایسته درگاه الهی نیست. و می ترسم به همین سبب اعمال و راز و نیازهای من مورد پذیرش خدای منان قرار نگیرد.