فهرست کتاب


طعم خوب بندگی «نکته هایی از بزرگان علم و دین »

غلامحسن اسدی ملا محله‏ای

جنید و کشتن فارس قزوینی

جنید گوید: کسی از طرف امام هادی علیه السلام برایم خبر آورد که امام ترا دستور داده تا فارس را بکشی، گفتم: تا وقتی از زبان امام نشنوم اقدام نمی کنم، پس از آن که پاسخ من به امام هادی علیه السلام رسید مرا احضار کرد و فرمود: باید فارس را بکشی و مبلغی به من داد و فرمود: با این پول سلاحی تهیه کن و به من نشان ده، رفتم شمشیری خریداری نمودم، خدمت امام ارائه دادم، فرمود: این خوب نیست آن را برگردان و سلاح دیگری بخر، بار دوم ساطور خریدم امام آن را پسندید و فرمود: خوب است، به قصد کشتن فارس خارج شدم، بین نماز مغرب و عشا از مسجد خارج شدم، با ساطور ضربتی بر سرش زدم که فریادش بلند شد، با ضربه ام کارش تمام شد، ساطور را از دست انداختم.
در اثر صدای او جمعیت اجتماعی کردند، چون جز من کسی آنجا نبود مرا گرفتند و چون سلاحی نداشتم رهایم کردند و به برکت توجه امام، ساطور مفقود شد مردم به جستجو پرداختند، حتی کوچه و خانه های نزدیکی را جستجو کردند لیکن اثری نیافتند.(31)

حجاج بن عمرو بن غذیه انصاری

او از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و از خواص یاران امیر المؤمنین علیه السلام و از کسانی است که در تمام حالات با کمال جدیت از آن حضرت پشتیبانی کرده است حجاج بن عمرو مردی با شهامت و دلیر بود، وقتی از جانب امیر المؤمنین علیه السلام مأمور شد تا نامه ای برای معاویه ببرد، پس از آن که نامه را به معاویه رسانید، گویا در مسجد بوده است، زمینه را برای سخنرانی آماده دید، جلو روی معاویه سر پا ایستاد، به مردم شام چنین خطاب کرد: ای مردم، سه چیز را با سه چیز مقایسه کنید سپس خود قضاوت نمائید: شام هرگز از نظر موقعیت دینی به مدینه نمی رسد و معاویه با علی هم طراز نیست، شما مردم شام نیز با مهاجرین و انصار برابر نیستند.(32)

سید رضی (وفات 406 ق)

سید رضی روزی نزد الطایع بالله نشسته بود و بی اعتنا به جاه و جبروت، خلیفه محاسن خود را به دست گرفت، به طرف بینی بالا می برد. خلیفه خواست که بر سید طعنه بزند و قدرت پرزرق و برقش را به رخ او بکشد، رو به سید کرد گفت:
گمان می کنم بوی خلافت را استشمام می کنی؟
سید رضی با همان متانت و شجاعت همیشگی پاسخ داد: بلکه بوی نبوت را استشمام می نمایم. (33)