فهرست کتاب


طعم خوب بندگی «نکته هایی از بزرگان علم و دین »

غلامحسن اسدی ملا محله‏ای

حسین بن زید، ذوالدمعة (وفات یا 191 ق)

حسین بن زید بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام مکنی به ابی عبدالله و ملقب به حسین ذوالدمعة یا ذوالعبرة نوه امام سجاد علیه السلام و پسر زید شهید است که در سال 114 یا 115 در شام متولد و در سنه 190 یا 191 در سن 76 سالگی در مدینه طبیه در گذشت و در همانجا بخاک سپرده شد.
دمع و عبر، هر دو به معنای اشک ریختن است و ذوالدمعه و ذوالعبرة یعنی صاحب اشک. پسرش یحیی روایت می کند که مادرم به پدرم گفت: چرا این قدر گریه می کنی؟ پدرم پاسخ داد: آیا دو تیر و آتش، سرور و شادی برای من باقی گذاشته است؟! دو تیر اشاره است به شهادت پدر و برادرش و آتش کنایه از آتش جهنم است.(30)

جنید و کشتن فارس قزوینی

جنید گوید: کسی از طرف امام هادی علیه السلام برایم خبر آورد که امام ترا دستور داده تا فارس را بکشی، گفتم: تا وقتی از زبان امام نشنوم اقدام نمی کنم، پس از آن که پاسخ من به امام هادی علیه السلام رسید مرا احضار کرد و فرمود: باید فارس را بکشی و مبلغی به من داد و فرمود: با این پول سلاحی تهیه کن و به من نشان ده، رفتم شمشیری خریداری نمودم، خدمت امام ارائه دادم، فرمود: این خوب نیست آن را برگردان و سلاح دیگری بخر، بار دوم ساطور خریدم امام آن را پسندید و فرمود: خوب است، به قصد کشتن فارس خارج شدم، بین نماز مغرب و عشا از مسجد خارج شدم، با ساطور ضربتی بر سرش زدم که فریادش بلند شد، با ضربه ام کارش تمام شد، ساطور را از دست انداختم.
در اثر صدای او جمعیت اجتماعی کردند، چون جز من کسی آنجا نبود مرا گرفتند و چون سلاحی نداشتم رهایم کردند و به برکت توجه امام، ساطور مفقود شد مردم به جستجو پرداختند، حتی کوچه و خانه های نزدیکی را جستجو کردند لیکن اثری نیافتند.(31)

حجاج بن عمرو بن غذیه انصاری

او از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و از خواص یاران امیر المؤمنین علیه السلام و از کسانی است که در تمام حالات با کمال جدیت از آن حضرت پشتیبانی کرده است حجاج بن عمرو مردی با شهامت و دلیر بود، وقتی از جانب امیر المؤمنین علیه السلام مأمور شد تا نامه ای برای معاویه ببرد، پس از آن که نامه را به معاویه رسانید، گویا در مسجد بوده است، زمینه را برای سخنرانی آماده دید، جلو روی معاویه سر پا ایستاد، به مردم شام چنین خطاب کرد: ای مردم، سه چیز را با سه چیز مقایسه کنید سپس خود قضاوت نمائید: شام هرگز از نظر موقعیت دینی به مدینه نمی رسد و معاویه با علی هم طراز نیست، شما مردم شام نیز با مهاجرین و انصار برابر نیستند.(32)