فهرست کتاب


طعم خوب بندگی «نکته هایی از بزرگان علم و دین »

غلامحسن اسدی ملا محله‏ای

ذکوان غلام امام حسین علیه السلام

ذکوان شاعری توانا و زباندار و حاضر جواب، شجاع و قویدل و مدافع اهل بیت علیهم السلام بود.
روزی امام حسین علیه السلام بر معاویه وارد شد، ذکوان نیز در رکاب حضرت بود معاویه از امام حسین علیه السلام احترام کرد و او را بر جای خود نشانید و برای اینکه کینه دیرینه که از جنگ جمل میان علی علیه السلام و زبیر حاصل شده بود میان امام حین علیه السلام و عبدالله بن زبیر بر انگیزد به امام حسین علیه السلام گفت: این مرد را که (نشسته اشاره به عبدالله بن زبیر) می بینی؟ امام سکوت کرد، عبدالله بن زبیر به معاویه گفت: ما منکر فضیلت حسین و قرابت و نزدیکی او به رسول خدا صلی الله علیه و آله نیستم، اگر می خواهی فضیلت زبیر را بر ابوسفیان بیان کنم؟
ذکوان غلام امام حسین علیه السلام به سخن آمد و گفت: بلکه اگر سخن بگوید با منطق سخن خواهد گفت و اگر سکوت می کند از حلم و بردباری است و قضاوت را به مردم وامی گذارد، و من اینک سخن می گویم، سپس اشعاری سرود که خلاصه اش چنین است: چرا از گذشته سخن می گویید که در سخن از گذشته قضاوتها درست نیاید، زیرا بعضی اظهار حقایق کوتاهی می کنند و برخی از درک قاطرند. آخر چه کسی می تواند خود را با نور درخشان و ماه تابنده، فرزند بهترین مردمان مقایسه کند؟
معاویه گفت: ذکوان: راست گفتی، خدا امثال ترا در میان موالی زیاد گرداند.
این زبیر گفت: اگر حسین علیه السلام سخن می گفت جوابش را می دادیم یا احتراماً سکوت می کردیم، لیکن سخن غلام، جواب ندارد.
ذکوان گفت: این غلام بهتر از تو است که من غلام رسول خدایم که پیامبر فرمود:
مولی القوم منهم، غلام هر جمعیتی از ایشان است.(26)

هشام بن حکم (وفات 179 ق)

به دستور هارون الرشید مجلس مناظره ای را تشکیل می دهند و متکلمین را جمع می کنند همه منتظرند، جناب هشام بن حکم وارد شد، به همه اهل مجلس سلام کرد و برای جعفر برمکی که به دستور هارون الرشید مجلس را بپا کرده بود امتیازی قائل نشد.
در این هنگام مردی از میان جمعیت صدا زد: ای هشام! چرا و به چه دلیل، علی را بر ابوبکر فضیلت می دهی؟ در صورتیکه خداوند می فرماید: ... دومی از آن دو نفر پیامبر و ابوبکر که شب هجرت در غار ثور پنهان بودند وقتیکه در غار بودند، به رفیقش گفت: اندوهگین مباش خدا با ما است....(27)
هشام: ای مرد بگو ببینم، اندوه ابوبکر برای چه و چگونه بود، آیا خداوند از غم و اندوه او خشنود بود یا ناراضی؟
آن مرد ساکت ماند و از دادن پاسخ خودداری کرد.
هشام: اگر گمان می کنی که خداوند از اندوه ابوبکر خشنود بوده است، پس چرا پیامبر اسلام او را از این غم و اندوه تهی کرد و فرمود: اندوهگین مباش.(28)
آیا پیامبر او را از کاری که اطاعت از خدا بود منع می کرد؟ و اگر می پنداری که آفریدگار نسبت به اندوه ابوبکر رضایت نداشت، پس چگونه افتخار می دانی چیزی را که برخلاف رضای خدا بوده است؟ ای مرد تو خود بهتر می دانی که خداوند در این مورد فرموده است پس آفریدگار از طرف خود آرامش و اطمینانی به پیغمبرش و به مؤمنان فرو فرستاد.
آنگاه هشام رو به آن مرد کرد و گفت: شما روایت کرده اید و ما نیز از پیامبر نقل کرده ایم که بهشت مشتاق چهار نفر است: علی بن ابیطالب، مقداد بن اسود، عمار یاسر و ابوذر غفاری، در این روایت نام مولای ما علی بن ابیطالب علیه السلام هست اما جای بزرگ شما ابوبکر در آن میان خالی است.
بنابراین برتری علی علیه السلام بر ابوبکر مسلم می شود.
نیز شما گفته اید و ما نیز قائلیم و توده مردم همه می گویند: کسانیکه از حریم اسلام دفاع کردند چهار تن می باشند: علی بن ابیطالب علیه السلام زبیر بن عواد، ابو دجانه انصاری و سلمان فارسی.
در اینجا نام امام ما در صدر قرار گرفته است و لیکن پیشوای شما از این فضیلت نیز محروم است و ما به این جهت رهبر خود را از رهبر شما برتر می دانیم.
نیز شما قائلید و ما نیز گفته ایم و همه مردم می گویند:
که قاریان (عهد پیامبر) چهار نفرند: علی بن ابیطالب علیه السلام عبدالله بن مسعود، ابی بن کعب و زید بن ثابت که سرور ما علی علیه السلام دارای فضیلت است ولی ابوبکر از این موقعیت نیز برخوردار نیست و همین لحاظ ما علی را بر او مقدم می داریم.
دیگر این که هم شیعه و هم سنی نقل کرده اند که: پاکان و پاکیزگان چهار تن می باشند: علی بن ابیطالب علیه السلام فاطمه، حسن و حسین، جایگاه بلند پیشوای ما علی بن ابیطالب علیه السلام در میان این بزرگواران مشاهده می شود ولی پیشوای شما از این فضیلت نیز بی بهره است. بدین جهت علی علیه السلام بر ابی بکر برتری دارد.
و بالاخره هم شیعه و هم سنی نقل کرده اند که: شهیدان راه حق چهار تن می باشند: علی بن ابیطالب علیه السلام جعفر بن ابیطالب، حمزه و عبیدة بن حارث، با توجه به اینکه نام پیشوای ما در سرلوحه نام شهیدان راه حق و حقیقت است، از این رو ما علی را برتر و مقدم بر دیگران می دانیم.
هارون که بطور مخفی سخنان هشام را گوش می داد ناگهان طاقت نیاورده پرده را به یک سو زد و جعفر برمکی به مردم دستور داد از خانه بیرون شوند، همگی رفتند در حالیکه سخت وحشت زده و بیمناک بودند، هارون نیز بر آشفته مجلس را ترک کرد در حالیکه می گفت: این که بود؟ به خدا قسم او را خواهم کشت و در آتش خواهم سوزانید (29)
البته این حدیث از حضرت عبدالعظیم حسنی نقل شده است.

حسین بن زید، ذوالدمعة (وفات یا 191 ق)

حسین بن زید بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام مکنی به ابی عبدالله و ملقب به حسین ذوالدمعة یا ذوالعبرة نوه امام سجاد علیه السلام و پسر زید شهید است که در سال 114 یا 115 در شام متولد و در سنه 190 یا 191 در سن 76 سالگی در مدینه طبیه در گذشت و در همانجا بخاک سپرده شد.
دمع و عبر، هر دو به معنای اشک ریختن است و ذوالدمعه و ذوالعبرة یعنی صاحب اشک. پسرش یحیی روایت می کند که مادرم به پدرم گفت: چرا این قدر گریه می کنی؟ پدرم پاسخ داد: آیا دو تیر و آتش، سرور و شادی برای من باقی گذاشته است؟! دو تیر اشاره است به شهادت پدر و برادرش و آتش کنایه از آتش جهنم است.(30)