فهرست کتاب


طعم خوب بندگی «نکته هایی از بزرگان علم و دین »

غلامحسن اسدی ملا محله‏ای

حجر بن عدی (وفات 60 ق)

در مروج الذهب مسعودی است: عدی بن حاتم به معاویه برخورد کرد و معاویه از او سؤال کرد که فرزندانت را چه کردی؟
گفت: آنها در رکاب امام علی علیه السلام به شهادت رسیدند.
معاویه گفت: آیا از انصاف است که فرزندان علی زنده بمانند اما فرزندان شما کشته شوند؟
عدی جواب داد: ای معاویه من انصاف را درباره علی علیه السلام رعایت نکردم. زیرا او کشته شد و من زنده ماندم، می بایست جان خود را در زمان حیات فدایش می کردم.
معاویه گفت: هنوز از قصاص خون عثمان باقی مانده او را برطرف نمی کند مگر خون شریفی از اشرف یمن، (غرض معاویه جناب عدی بود.)
عدی فرمود: والله قلبهای ما که بغض تو را در سینه های ما است دارا می باشد و شمشیرهای ما که با تو جنگ کردیم به شانه های ما می باشد و بدرستی که قطع حلقوم و رسیدن جان به سینه آسانتر است بر ما از شنیدن سخن سویی درباره مولای مان حضرت علی علیه السلام.

زهیر بن قین (شهادت 61 ق)

در سال 16 هجری در کربلا در رکاب امام حسین علیه السلام به شهادت رسید.
بعد از بیانات شب عاشورای امام حسین علیه السلام اصحاب یکی پس از دیگری وفا داری خود را ابراز می نمودند. زهیر بن قین برخاسته عرضه داشت: به خدا سوگند که من دوست دارم کشته شوم آناه زنده گردم دوباره کشته شوم تا هزار مرتبه مرا بکشند و زنده شوم و در مقابل آن خداوند شما و فرزندان و اهلبیت شما را سالم نگه دارد.

عبدالله بن جعفر طیار (وفات 80 ق)

ابن شهر آشوب روایت کرده است: روزی حضرت رسول صلی الله علیه و آله با عبدالله بن جعفر که کودک و در حال بازی بود برخورد نمود که او خانه از گل می ساخت حضرت فرمود: چرا این خانه را درست می کنی؟ گفت می خواهم بفروشم فرمود که قیمتش را می خواهی چه کار کنی؟ گفت: رطب می خرم و می خورم. حضرت دعا کرد؛ خداوندا در دستش برکت بگذار و سودش را سودمند گردان.
بعد از آن وقتی بزرگ شد چیزی نخرید که در آن سودی نکند و مال بسیار زیادی بدست آورد وجود بخشش وی که زبان زد مردم بود بسیار زیاد بود.
در مرؤج الذهب آمده که وقتی اموال عبدالله بن جعفر تمام شد از خدا طلب مرگ کرد و غرض کرد بارالها تو مرا عادت به جود و سخا دادی و من عادت نمودم که مردم را بذل و بخشش عطا کنم پس اگر مال دنیا را از من قطع خواهی کرد مرا در دنیا باقی نگذار و بعد از چند روز دیگر از دنیا رحلت کرد.