فهرست کتاب


طعم خوب بندگی «نکته هایی از بزرگان علم و دین »

غلامحسن اسدی ملا محله‏ای

زید بن صوحان العبدی

از فضل بن شاذان روایت است که: که زید از رؤسای تابعین و زهاد ایشان بود و چون عایشه به بصره رسید به او نامه ای نوشت:
این کتابتی است از عایشه زوجه پیامبر صلی الله علیه و آله به فرزندش زید بن صوحان خالص الاعتقاد وقتی این نامه بدست شما رسید مردم کوفه را از نصرت و یاری علی بن ابیطالب باز دار تا امر دیگرم به تو برسد.
وقتی نامه بدست زید رسید جواب نوشت: ما را امر کرده ای به چیزی که به غیر آن را مأموریم و خود ترک چیزی کرده ای که به آن مأمور هستی و السلام.

حجر بن عدی (وفات 60 ق)

در مروج الذهب مسعودی است: عدی بن حاتم به معاویه برخورد کرد و معاویه از او سؤال کرد که فرزندانت را چه کردی؟
گفت: آنها در رکاب امام علی علیه السلام به شهادت رسیدند.
معاویه گفت: آیا از انصاف است که فرزندان علی زنده بمانند اما فرزندان شما کشته شوند؟
عدی جواب داد: ای معاویه من انصاف را درباره علی علیه السلام رعایت نکردم. زیرا او کشته شد و من زنده ماندم، می بایست جان خود را در زمان حیات فدایش می کردم.
معاویه گفت: هنوز از قصاص خون عثمان باقی مانده او را برطرف نمی کند مگر خون شریفی از اشرف یمن، (غرض معاویه جناب عدی بود.)
عدی فرمود: والله قلبهای ما که بغض تو را در سینه های ما است دارا می باشد و شمشیرهای ما که با تو جنگ کردیم به شانه های ما می باشد و بدرستی که قطع حلقوم و رسیدن جان به سینه آسانتر است بر ما از شنیدن سخن سویی درباره مولای مان حضرت علی علیه السلام.

زهیر بن قین (شهادت 61 ق)

در سال 16 هجری در کربلا در رکاب امام حسین علیه السلام به شهادت رسید.
بعد از بیانات شب عاشورای امام حسین علیه السلام اصحاب یکی پس از دیگری وفا داری خود را ابراز می نمودند. زهیر بن قین برخاسته عرضه داشت: به خدا سوگند که من دوست دارم کشته شوم آناه زنده گردم دوباره کشته شوم تا هزار مرتبه مرا بکشند و زنده شوم و در مقابل آن خداوند شما و فرزندان و اهلبیت شما را سالم نگه دارد.