طعم خوب بندگی «نکته هایی از بزرگان علم و دین »

غلامحسن اسدی ملا محله‏ای

حارث بن عبدالله همدانی

حارث شبی به خدمت حضرت امیر مؤمنان علیه السلام رسید، آن حضرت پرسید چه چیزی ترا در این شب به نزد ما آورده است؟
حارث عرض کرد: به خدا قسم که دوستی و محبت بر شما من را به نزدت آورده است!
امام علیه السلام فرمود: ای حارث بدان کسی که مرا دوست دارد نمی میرد مگر اینکه در وقت جان دادن مرا ببیند و به دیدن من امیدوار رحمت الهی گردد و نیز نمی میرد کسی که مرا دشمن دارد مگر آنکه در آن وقت مرا به بیند و از دیدن من عرق خجالت بریزد و در ناامیدی نشیند.
یا حار همدان من یمت یرنی - من مؤمن او منافق قبلاً
در روایت آمده است که حارث به امام علی علیه السلام عرض کرد: دوست دارم که به منزلم آئی تا مرا با این کار گرامی داری و از طعام ما میل فرمائی. امام فرمود: بشرط آنکه خود را به تکلف و سختی نیندازی. وقتی امام به منزل حارث رفت، حارث پاره نانی برای آن حضرت آورد امام علیه السلام شروع به خوردن کرد و حارث عرض کرد که با من چند درهمی هست اگر اجازه بفرمائید. تا چیزی بخرم، امام فرمود: این نیز از همان چیزی است که در خانه است یعنی عیبی ندارد و تکلیف نیست.

زید بن صوحان العبدی

از فضل بن شاذان روایت است که: که زید از رؤسای تابعین و زهاد ایشان بود و چون عایشه به بصره رسید به او نامه ای نوشت:
این کتابتی است از عایشه زوجه پیامبر صلی الله علیه و آله به فرزندش زید بن صوحان خالص الاعتقاد وقتی این نامه بدست شما رسید مردم کوفه را از نصرت و یاری علی بن ابیطالب باز دار تا امر دیگرم به تو برسد.
وقتی نامه بدست زید رسید جواب نوشت: ما را امر کرده ای به چیزی که به غیر آن را مأموریم و خود ترک چیزی کرده ای که به آن مأمور هستی و السلام.

حجر بن عدی (وفات 60 ق)

در مروج الذهب مسعودی است: عدی بن حاتم به معاویه برخورد کرد و معاویه از او سؤال کرد که فرزندانت را چه کردی؟
گفت: آنها در رکاب امام علی علیه السلام به شهادت رسیدند.
معاویه گفت: آیا از انصاف است که فرزندان علی زنده بمانند اما فرزندان شما کشته شوند؟
عدی جواب داد: ای معاویه من انصاف را درباره علی علیه السلام رعایت نکردم. زیرا او کشته شد و من زنده ماندم، می بایست جان خود را در زمان حیات فدایش می کردم.
معاویه گفت: هنوز از قصاص خون عثمان باقی مانده او را برطرف نمی کند مگر خون شریفی از اشرف یمن، (غرض معاویه جناب عدی بود.)
عدی فرمود: والله قلبهای ما که بغض تو را در سینه های ما است دارا می باشد و شمشیرهای ما که با تو جنگ کردیم به شانه های ما می باشد و بدرستی که قطع حلقوم و رسیدن جان به سینه آسانتر است بر ما از شنیدن سخن سویی درباره مولای مان حضرت علی علیه السلام.