طعم خوب بندگی «نکته هایی از بزرگان علم و دین »

نویسنده : غلامحسن اسدی ملا محله ای

مقدمه ناشر:

به نام حضرت دوست، که هر آن چه هست از اوست.
انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون.
مائده، 55.
معبودا، چون سر برآوردم، دیر زمانی بود که نسیم عشق از ساحت کبریایی تو نشأت گرفته و خورشید ولایت درخشیدن آغازیده بود. دانه در خاک پوست شکافته و جوانه سر از خاک برآورده، قد می کشید. شکوفه ها با شمیم مصطفوی پلک گشوده بودند و گل های بوستان مرتضی پیرایه ریخته و بودن را در خود می پروریدند.
پرندگان عاشق چندین منزل پشت سر نهاده و رو به سوی تو داشتند. سی مرغابی که سلیمان و ابوذر را از عهد خلیل تو و روح الله و... را از عصر خورشید مستور اهل بیت را در میان داشتند، به سوی قله ی سیمرغ تو پر گشوده بودند و من می سوختم که هلا، بلندی پرواز و این بی بال و پری! و بر سجاده ای که راه آسمان را می جست بر تربت سید و مولای عاشقان استغاثه می کردم.
... و طعم خوب بندگی پیکی است به شما تا شکوه پرواز عاشقان را نظاره گر باشید و در این استغاثه با هم نوا.

مقدمه:

الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
خوش تر آن باشد که سر دلبران - گفته آید در زبان دیگران
مولوی
نشان دادن الگوها و شخصیتهای بزرگ مذهبی و فرمایشات آنان، خود نیز انسان ساز است.
رفتار و گفتار آن فرزانگان ابتداء با نفس خود که مقابله با شیطان درونی است و انقلاب را که همان تزکیه نفس است از خود شروع کردند و حقیقتاً هم پیروز گشتند و فاتح تمام و کمال گردیدند. اگر کلمه ای گفتند اثر خود را بر جان انسان گذاشت و می گذارد!
امت مسلمان، برای تربیت اسلامی نیازمند به نشان دادن الگوی تربیتی و ارائه قهرمان و نمونه است.
بر ما است که خاطره و شرح حال مردان بزرگ و عالمان دین را که راهیان کوی طریقت هستند پاس بداریم که به قول قرآن کریم: لقد کان فی قصصهم عبرة لأولی الألباب.(1)
در سرگذشت و قصه های آنان عبرت و تجربه ای برای خردمندان است.
افرادی در یک موقعیت ویژه زمانی، قدم در راهی می گذارند و خود را در صف مشخصی جای می دهند و به نفع مکتبی قدم بر می دارند، و تبلیغ می کنند و ثابت قدم و استوار حتی تا پای شهادت حاضر می شوند که همه هستی خود را فدا می کنند. آنها مصداق فرمایش امام علی علیه السلام در دعای کمیل هستند.
به درگاه خداوند عرضه می دارد:
خدایا تو را به قداست و پاکیت و به بزرگترین نام ها و صفت هایت می خوانم و مسئلت دارم که لحظه های مرا در شب و روز به یاد خویش آباد سازی و به خدمت خودت پیوسته گردانی و عملهایم را پذیرا باش تا آن که تمامی علمها و ذکرهایم یک ذکر شود و حال من همواره در خدمت تو باشد.
در این کتاب دو هدف دنبال می شود: 1. آشنایی با بزرگان علم و دین 2. زندگی ساز بودن فرمایشات آنان.
به فرموده امام خمینی رحمه الله: آنان (روحانیت) در هر عصری از اعصار برای دفاع از مقدسات دینی و میهنی خود مرارت ها و تلخی هایی متحمل شده اند و همراه با تحمل اسارت ها و تبعیدها، زندان ها و اذیت و آزارها و زخم زبان ها، شهدای گرانقدری را به پیشگاه مقدس حق تقدیم نموده اند.(2)
بارالها عنایت خود را از ما دریغ مدار و ناموس دهر و ولی عصر ارواحنا، فداه را از ما راضی فرما و ما را از نور هدایت خود همیشه بهره مند نما انک مجیب قریب.(3)

بلال بن ریاح (وفات 20 ق)

بعد از رحلت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله 9 یا 10 سال بیشتر در قید حیات نبود. او مؤذن رسول اکرم صلی الله علیه و آله و از سابقین در اسلام است.
وقتی ابوبکر با مردم نماز می گذارد، انتظار داشت که بلال کما فی السابق اذان بگوید، ولی این آرزوی او هرگز برآورده نشد. وقتی ابوبکر، بلال را ملاقات کرد گفت: ای بلال، تو علاوه بر آنکه ترک ما کرده ای اذان گفتن را نیز ترک گفته هنگام نماز در مسجد ما را از بانک اذان خود بی بهره ساخته ای.
ای مؤذن رسول خدا صلی الله علیه و آله آیا این کناره گیری تو دلیلی داشته و علت و سببی را در بردارد؟
بلال گفت: ای ابوبکر هیچکاری بدون دلیل و هیچ عملی بی برهان نیست. تو خود جواب سؤالت را بهتر می دانی.
سپس بلال با یک قیافه جدی ادامه داد. آیا من برای امامت نماز تو ای ابوبکر چگونه می توانم اذان بگویم در حالیکه این کار تو نیست و لباس این امر برازنده اندام تو نمی باشد.
ابوبکر گفت: ای بلال از این مقوله سخن مگو و در این مورد وارد بحث نشو ولی می خواستم از تو خواهش کنم که به مؤذنی خود ادامه دهی.
بلال در پاسخ اظهار داشت: ای ابوبکر من خیلی صریح و روشن مطلب را گفتم.
که چشمان بلال نمی تواند کس دیگری را جز آنکه خود تعیین فرمود. بر منبر پیامبر اسلام و در محراب رسول خدا ملاحظه نماید.
ابوبکر که تصمیم داشت به هر طریقی است بلال را راضی نموده و به نفع خود باز بلال را مخاطب ساخته گفته: ای بلال من فکر می کنم که اگر در همین شهر باقی بمانی و مانند گذشته به فعالیت خود ادامه دهی برای تو بهتر و نیکوتر است و زندگانیت صورت مطلوب تری به خود خواهد گرفت.
بلال اظهار داشت که: ای ابوبکر تو از مطلوبیت زندگانی بحث می کنی و آن را رخ من می کشی. آخر بعد از محمد صلی الله علیه و آله زندگانی به چه درد من می خورد و پس از رحلت آن وجود آن عزیز زندگی چه ثمری در بر دارد که مطلوب باشد.