کمالات وجودی انسان

نویسنده : محمد شجاعی

پشگفتار

جوانی زیباترین، درخشانترین و به یادماندنی ترین فراز زندگی است که هماندآن توان یافت. وقتی صحبت از جوانی دوران تجربه و بلوغ نیز هست و آمیختگی آن با زیبائی های دل انگیز فطرت دنیای دیگری پدید آورده و در ژرفای آن نگاهی دیگر و شوری دیگر. و جوان از میان تمام این دیگرها به خود خواهد رسید. او در این تجربه نو به دنبال رابطه تازه است با یک حقیقت گمشده با یک کشش اصیل و یک جاذبه ریشه دار و در این راه، پیوند خویش را با آرام دلها برقرار می کند. با سرود حماسی حرکت را بودن یک کشف مهم است. یک نجوای پنهان با خویشتن و حرکت جهت می خواهد و پرسش ؟ پرسشی برای رسیدن. و چه زیباست پرسیدن و رسیدن ؟ دانستن و خواستن ؟ گوهر ارزشمند جوانی را باید باز شناخت. این جام جهان نما ابعاد و زوایای ناشناخته ای دارد که باید در پرتو یک نیروی درونی و یک نورحقیقی را اندیشه نامیده ایم .کانون اندیشه جوان باانگیزه اندیشه بیشتر برای شناخت بهتر تا کنون به تحقیق و تالیف آثار متعددی ویژه نسل نو همت گمارده است. این بار نیز، بحث و برسی پیرامون موضوع کمالات وجودی انسان ما را بر آن داشت تا با همکاری محقق ارجمند جناب استاد سید محمد شجاعی این اثر از سلسله جوان را تقدیم محضرتان نمائیم. شماباید بتوانید پس از مطالعه این دفتر به سوالات زیر پاسخ گوئید.
1.از نظر دین اسلام، چگونه موجودی است؟
2.کمال حقیقی انسان در چیست؟ نظرات خوب شما هستم.

اشاره

دین و اخلاق، با انسان رابطه پیدا می کند. بدون شناخت انسان، بحث درباره نسبت دین و اخلاق عقیم است. پس لازم است قبل از بحث درباره نسبت دین و اخلاق به معرفی اجمالی انسان بپردازم و سپس نسبت دین و انسان و در پایان نسبت دین و اخلاق را بررسی کنیم. انسان کیست؟ انسانیت چیست؟ و کمال حقیقی او در چیست؟ درباره انسان بسیار خوانده ایم و شنیده ایم تا جایی که دهها و بلکه صدها نظریه درباره او و معنای انسانیت و کمال انسان از سوی دانشمندان و نیز مکاتب مختلف ارائه شده است. در میان این نظریات نه تنها اخلاف وجود دارد بلکه بین آنها تباین و تضاد عمیق و آشکار دیده می شود. این اختلافات حتی گاهی در پیروان یک مکتب و یک مرجع علمی نیز به چشم می خورد. به همین دلیل بهتر می دانم که پیش از پاسخ به سوالات ذکر شده درباره انسان که جنبه ایجابی دارند، به این سوال پاسخ دهیم که انسان چه نیست؟ پاسخ به این سوال ما را از بسیاری از اشتباهات و اختلافات درباره انسان و انسانیت، کمال، سعادت و شقاوت او و نیز بایدها و نبایدهای زندگی او، مصون می دارد. پاسخ به این سوال که انسان چه نیست، به ما کمک خواهد کرد تا با فکر بازتری به بحث درباره انسان بپردازیم. چرا که بدین وسیله می توانیم تعریفها و معانی غلطی که به عمد یا سهو درباره انسان ارائه شده را بشناسیم و آنها را از حوزه مباحث انسان و انسانیت چیست که ابتدا بدانیم انسان چه نیست.

تقسیم بندی موجودات از نظر کمالات وجودی

وقتی موجودات مشهود خود رادر جهان با دقت می نگریم، بخوبی در می یابیم که آنها از نظر کمالات وجودی (آثار و منشاء آثار نوین) برابر نیستند و آثار وجودی بعضی بر آثار وجودی بعضی دیگر برتر و بیشتر است. موجوداتی را که در اطراف خود می بینیم از این نظر به چهار دسته تقسیم می شوند:
1- جمادات یا موجودات بی جان مانند انواع سنگها، گازها و مایعات که دارای آثار وجودی خاصی هستند و به بعضی از آنها اشاره می کنیم : جمادات حجم دارند یعنی قضا اشغال می کند، وزن دارند، رنگ دارند، بو دارند، خواص عنصری مختلفی دارند و...
2- نباتات یا گیاهان که دارای کمالات و آثار وجودی بیشتری نسبت به جمادات می باشد یعنی علاوه بر اینکه آثار وجودی جمادات را دارند، دارای آثار وجودی مخصوصی هستند که جمادات فاقد آنها می باشند.از قبیل: نباتات رشد و نمو دارند، تغذیه می کنند، تولید مثل می کنند، تا اندازه ای دارای حس و حرکت هستند و از وضعیت ضعف اندام به قدرت بدنی زیاد می رسند. ناگفته نماند که نباتات علاوه بر این آثار ویژه، در بعضی آثار جمادی مثل رنگ پذیری و داشتن بو،از جمادات قابلیت بیشتری نشان می دهند و تنوع رنگها و بوها در گلها و میوه ها دیده می شود. بنابراین گیاهان از نظر کمال وجودی برتر از جمادات هستند.
3- حیوانات که دارای کمالات و آثار وجودی بیشتری نسبت به گیاهان و جمادات می باشند و علاوه بر آثار وجودی جمادات و گیاهان، دارای وجودی مخصوص هستند که دو قسم قبلی فاقد آنند . از قبیل اینکه حیوانات شعور و اراده دارند، کار و تلاش می کنند، همسرگزینی و مسکن گزینی دارند، دارای شهوت جنسی و غضب هستند، در بعضی از انواع آنها زندگی اجتماعی وجود دارد، در زندگی اجتماعی دارای تقسیم بندی و مراتب شغلی، تفریح و اجتماعی مختلف هستند.به عبارت دیگر رتبه و مقام و پستی و برتری شغلی در بین آنها وجود دارد. از حریم خود و خانواده خود در برابر خطرات و دشمنان دفاع می کنند. در بین حیوانات همنوع و گاهی غیر همنوع جهت گذراندن زندگی، تعاون، همکاری و خدمات متقابل و مسالمت آمیز دیده می شود. تا اندازه ای قابل تربیت هستند یعنی تربیت محدود می پذیرند. دارای احساسات و عواطفند . در آنها صفات روحی خوب و مثبتی که مادر زندگی از آنها به اخلاق تغیر می کنیم در انواع مختلفشان دیده می شود. صفاتی از قبیل وفاداری، امانتداری، خدمت به همنوع، نجابت و...
4- انسان. انسان از آن جهت که انسان است و اشرف مخلوقات می باشد،نه جماد است، نه حیوان. این بدان معنا نیست که فاقد کمالات و آثار وجودی جمادات، نباتات و حیوانات است، بلکه به معنای این است که آنچه مایه انسانیت انسان و شراف ت او بر سایر موجودات است امری غیر از کمالات وجودی سه قسم گذشته است. چرا که انسان در آن آثار وجودی با قسم دیگر مشترک است و فضیلتی در آنها ندارد. فضیلت و شرافت یعنی برتری، و برتری یعنی داشتن چیزی که در دست دیگران نباشد. بنابراین نمی توان فضیلت و برتری انسان بر سایر موجودات مشهودمان را به داشتن کمالات جمادی، گیاهی و حیوانی بدانیم. هرچند انسان در ظهور آن کمالات از خود قابلیت بیشتری نشان دهد، زیرا قابلیت بیشتر داشتن در یک کمال، آن کمال را از حقیقت و مرتبه خود خارج نمی کند.به عنوان مثال اگر انسان در غضب و یا شهوت جنسی قابلیت بیشتری نسبت به حیوانات از خود نشان داد هرگز غضب و شهوت از مرتبه کمالات حیوانی فراتر نمی روند و به مرتبه یک کمال حیوانی را بیشتر از خود حیوانات نشان دهد، نه اینکه شهوت و غضب کمال انسانی شده باشد.در این صورت می گوییم انسان یک حیوان قویتر است. همچنین وقتی که انسان دارای قدرت بدنی زیادی می شود می گوییم او یک گیاه قویتر شده نه یک انسان بهتر.به عبارت دیگر همان طور که گفتیم قدرت بدنی قویتر از دیگران بود،او فقط دریک صفت گیاهی قویتر است نه اینکه انسان بهتری است و در انسانیت بالاتر است. همچنین است وقتی انسان لباسی زیبا و رنگارنگ و فاخر بر تن می کند،
می گوییم او یک کمال گیاهی را به استخدام در آورده و مورد استفاده قرار داده است نه اینکه او با پوشیدن لباسی زیباتر و با جنسی بهتر و یا بر خورداری از قیافه و صورتی زیباتر، در انسانیت و شرافت از دیگران پیشی
گرفته باشد. چرا که برتری حقیقی انسان به برتری در حقیقت انسانیت و آن آثار و کمالاتی است که ویژه اوست و در حیوانات و گیاهان و جمادات یافت نمی شود، که اگر در آنها یافت شود آن کمالات دیگر کمال ویژه انسانی محسوب نمی شود بلکه جزء کمالات مشترکند.
اگر قابل به برتری انسان نسبت به سایر موجودات باشیم و او از اشرف مخلوقات بدانیم که چنین نیز هست، بدین معناست که در انسان کمال کمالاتی وجود دارد که در سایر موجودات قبلی نیست والا برتری و شرافت او معنا نداشت.
با توجه به مطالب گذشته به این نتیجه می رسیم که انسان، جماد گیاه و حیوان نیست. بنابر این اگر آثار و کمالاتی که در حد کمالات این سه قسم هستند از خود نشان داد در مرتبه همانهاست و هیچ فضیلتی از نظر انسانی بر سایر انسانها ندارد. مثلا از آن جهت که شهوت جنسی دارد و تمایل به جنس مخالف پیدا می کند و همسر گزینی می کند، یک حیوان است و نیز از آن جهت که کار و تلاش می کند، مسکن گزینی دارد، زندگی و مشارکت اجتماعی دارد، در سلسله مراتب اجتماعی بالا می رود، به همنوع خود کمک و خدمت می کند و دارای بعضی از صفات اخلاقی نیکو و پسندیده است، یک حیوان خوب است، چرا که همه اینها در حیوانات نیز یافت می شود. همچنین وقتی که رشد می کند و قدرت بدنی فوق العاده ای ( مثلا در اثر ورزش ) پیدا می کند و یا دارای صورتی زیبا می شود و زیباییها را به استخدام در می آورد، یک گیاه خوب است، چرا که همه اینها در گیاهان نیز یافت می شود.