معراج السعادة جلد 1

نویسنده : ملا احمد نراقی

زندگینامه و آثار مرحوم ملا احمد نراقی

«ملا احمد نراقی»، فرزند مرحوم «حاج ملا مهدی نراقی»، در سال 1185 هجری قمری [1]مطابق با 1150 شمسی در نراق [2]متولد شد.
او از فحول علمای دین، و اکابر مجتهدین شیعه می باشد، که در علم فقه، اصول، حدیث، رجال، نجوم، ریاضی، معقول و منقول، ادبیات و شعر تبحّر داشته و علاوه بر علوم متداول عقلی و نقلی در بسیاری از علوم دیگر مهارتی بسزا داشته«» ملا احمد نراقی فردی زاهد، متقی، و در اوصاف حمیده و اخلاق فاضله زبانزد خاص و عام بوده و در فخر و فضل او همین بس که استاد خاتم الفقها مرحوم «شیخ مرتضی انصاری» - اعلی الله مقامه الشریف - بوده است.
صاحب «روضات الجنات» او را اینچنین ستوده:
«... او دریایی موّاج، بحری متلاطم، استادی ماهر، استوانه اکابر، ادیبی شاعر، و فقیهی برازنده، از بزرگان دین و عظمای مجتهدین به شمار می آمد. از دانش پر، و از کودکی صدفی مملو از در بود.
نراقی مجتهدی جامع بود و از اکثر علوم، بویژه اصول، فقه، ریاضی و نجوم بهره کامل [1] -مرحوم «سید محسن امین» در «اعیان الشیعه» (ج 10، ص 183) در تاریخ تولد ملا احمد نراقی بین سال 1185 و 1186 تردید دارد، اما مؤلف «لباب الالقاب» مرحوم «ملا حبیب الله شریف کاشانی» تصریح می کند که دستخط مرحوم نراقی را در مورد تاریخ تولدش دیده که سال 1185 بوده. رجوع کنید به:
«لباب الالقاب»، ص 96.
[2]نراق - بفتح نون - نام یکی از قصبات قدیمی است که پیش از این اهمیتی بیش از این داشته (لغت نامه دهخدا، ج 20، ص 419) فاصله آن تا شهر کاشان ده فرسخ می باشد.
معراج السعادة/المقدمة/17و کافی داشت...»«» مرحوم نراقی از علمای طراز اول قرن سیزده هجری و سر آمد آنان بوده، و در عین داشتن ریاست و شهرت، در توجه به احوال اشخاص ناتوان و بی بضاعت بسیار کوشا بوده و با شفقت و ملاطفت همواره ملجأ مراجعات بوده.
تلاش بی وقفه او در تحصیل علم و کمالات، و اخلاق وارسته او در ارشاد و هدایت، و اهتمام او به نگهداری از طلاب و اداره زندگی آنها نقشی بسزا در پیشرفت مذهب داشته.
آثار گرانبهای علمی او در زمینه های گوناگون، نشانه جامعیت اوست. و ویژگی دیگر او در پدیدآوردن این اثرهای ارزنده، پیروی و متابعت او از پدرش می باشد، زیرا با تلاش او تصانیف پدرش به دنیای علمی معرفی شد.
پدرش مرحوم ملا مهدی نراقی در فقه کتاب «معتمد الشیعه» را تألیف نمود و او کتاب «مستند الشیعه» را. پدر کتاب «مشکلات العلوم» را در فنون مختلف به رشته تحریر در آورد، و پسر کتاب «خزائن» را در تکمیل آن. پدر در علم اخلاق کتاب شریف «جامع السعادات» را بنگاشت، و پسر کتاب «معراج السعادة» را. او همچنین بسیاری از آثار مرحوم پدر را شرح نموده و بدین وسیله همواره نام و یاد او را در خاطره ها زنده نگه داشت، و به ادعای بسیاری باعث شهرت پدر گردید.
تألیفات مرحوم نراقی، هم در زمان خودش و هم پس از او مورد عنایت و مراجعه علما بوده، به طوری که فقیه بزرگ شیعه مرحوم «سید کاظم یزدی» صاحب «عروه» - رضوان الله تعالی علیه - همیشه سه کتاب مهم فقهی در نزدش عزیز و مورد مراجعه بوده که یکی از آنها مستند مرحوم نراقی است [1]مرحوم نراقی از روحی لطیف و ذوقی سرشار برخوردار بوده، و اشعار عرفانی و اخلاقی بسیاری سروده که حاوی مضامین توحیدی است و در دو دیوان به نام او جمع آوری شده.
یکی «دیوان اشعار» و دیگری دیوان مثنویات او که به نام «طاقدیس» مشهور است و بارها در ایران چاپ شده.
[1]به نقل از استاد گرامی آقای «سید عبد العزیز طباطبایی» از قول نوه مرحوم «سید کاظم یزدی» (ره).
دو کتاب دیگر هم عبارتند از: «جواهر الکلام» و «جامع الشتات» مرحوم «میرزای قمی».
معراج السعادة/المقدمة/18کتاب طاقدیس که به سبک و روش مثنوی ملای رومی است، شامل قصص و داستانهای اخلاقی و تربیتی است که با نظمی شیوا و دلنشین به رشته تحریر در آمده. او در اشعارش به صفایی تخلّص می کرده. از اشعار نغز اوست:
ساقی به یاد یار بده ساغری ز می از آن گنه چه باک که باشد به یاد وی من ژنده پوش یارم و دارم به جان او ننگ از قبای قیصر و عار از کلاه کی تا کی دلا به مدرسه طامات طرهات بشنو حدیث یار دو روزی ز نای نی واعظ مگو حدیث بهشت و قصور و حور ما توسن هوا و هوس کرده ایم پی ما عندلیب گلشن قدسیم باغ ما ایمن بود ز باد خزان و هوای دی زاهد برو چه طعنه مستی زنی که هست مست از خیال دوست صفایی نه مست می«»یا رب ز بخت ماست که شد ناله بی اثر یا هرگز آه و ناله و زاری اثر نداشت زان بی نشان ز هر که نشان جستم ای عجب دیدم چو من ز هیچ نشانی خبر نداشت گفتم علاج غم به دعای سحر کنم غافل از اینکه تیره شب ما سحر نداشت دردا که دوش طاعت سی سال خویش را دادم به می فروش به یک جرعه برنداشت دنیا و آخرت همه دادم به عشق و بس شادم که این معامله یک جو ضرر نداشت گر ترک عشق کرد صفایی عجب مدار بیچاره تاب محنت از این بیشتر نداشت«»ای خدا خواهم برون از هر دو عالم عالمی تا ز رنج جسم و جان آنجا برآسایم دمی این خمار کهنه ما را کجا باشد علاج از سبو یا خم دریغا گر ز می بودی یمی زخم دل را مرهمی جستم طبیبی دید و گفت زخم شست قاتلی هست این ندارد مرهمی آدمی زادی که می گویند، اگر این مردمند ای خوشا جایی که در آنجا نباشد آدمی«»
معراج السعادة/المقدمة/19نقش مرحوم حاج ملا احمد نراقی در جنگ دوم با روسیه تزاری:
مرحوم نراقی در عهد قاجاریه و در دوران پادشاهی فتحعلی شاه قاجار می زیسته.
دوره قاجاریه از شگفت انگیزترین ادوار تاریخ ایران است. دوره ای است که قدرتهای بزرگ جهان از اقصی نقاط دنیا به علل گوناگون چشم به آن دوخته بودند.
و ایران مرکزی شده بود که تمام قدرتها دور آن دایره زده بودند«».
روسها قسمتی از نواحی شمالی ایران را اشغال کرده، و به بدترین وضع با اهالی آنجا رفتار می کردند.
پس از شکست ایران در جنگهای اول با روسیه (1230 مطابق با 1815 میلادی) و از دست دادن برخی از ولایات و نقاط سرحدی ایران و بدرفتاری روسها با سکنه آن نواحی، در مردم حالت انتقامجویی و آمادگی برای مقابله فراهم شد. مؤلف کتاب «تاریخ سیاسی و دیپلماسی» در این زمینه می نویسد:
«اجحافات و رفتار بی رویه مأمورین دولت روس که باعث تنفّر مردم در ایالات متصرفه گردیده و از همان سال 1230 سکنه این نواحی را تکان داد و بالاخره در سال 1241 مبدل به یک شورش و هیجان عمومی گردید»«».
«... ظلم و فجایع دولت روسیه علمای مسلمان را در مشاهد متبرکه سخت مضطرب و نگران ساخته بود...»«» افکار مردم به حد اعلا بر ضد روسیه تهییج شده بود. ملت و روحانیون و اغلب زمامداران تقاضای اعلان جنگ بر ضد دولت روسیه داشتند. در تاریخ 5 ذیحجه 1241 (11 ژوئیه 1829) (آقا سید محمد مجتهد» به همراهی یکصد تن از روحانیون وارد سلطانیه شد. دسته دیگری از اهالی به سرپرستی «ملا احمد نراقی» نزد فتحعلیشاه آمدند و به تظاهرات پرداختند«»
معراج السعادة/المقدمة/20و نتیجه این شد که: در اثر حمله نیروهای ایران به قوای روس که از ذیحجه 1241 تا آخر محرم 1242 انجام گرفت تمام نواحی که مطابق «معاهده گلستان» تسلیم روسها شده بود از جانب قوای ایران اشغال گردید..

پدر مرحوم نراقی:

پدر او «حاج ملا مهدی بن أبی ذر نراقی» معروف به «محقق نراقی» است، که در سال 1209 هجری وفات یافته و در نجف اشرف مدفون است.
او از اکابر علمای شیعه، مجتهد، حکیم، عارف، ریاضی دان و در جامعیت و احاطه و تخصص در علوم نقلی و عقلی کم نظیر است.
«میرزا أبو الحسن مستوفی» که معاصر مرحوم نراقی است ضمن بیان شخصیت نراقی از او به: فیلسوف به حق، حکیم مطلق، جامع معقول و منقول المولی الاعظم و الحبر الاعلم، استاد البشر و... تعبیر کرده«» عمده تحصیلات محقق نراقی در اصفهان بوده و از اساتیدی بزرگ همچون «ملا اسماعیل خواجویی»، «حاج شیخ محمد هرندی»، «ملا مهدی هرندی» و «آقا میرزا نصیر اصفهانی» بهره جسته است و سپس از محضر اساتید بزرگ کربلا و نجف چون «آقا محمد باقر بهبهانی» و «شیخ یوسف بحرانی» (صاحب حدائق) هم استفاده کرده.
و پس از مراجعت به ایران در کاشان مسکن گزیده و به برکت وجود شریفش، آن شهر، دار العلم و دار التحصیل و مجمع علما گردیده است.«» مرحوم ملا مهدی نراقی دارای تألیفات زیادی در زمینه فقه، اصول، فلسفه، کلام، تفسیر، ادبیات، ریاضی، و نجوم می باشد که در اکثر کتب تراجم و رجال به آنها اشاره شده.
آقای «حسن نراقی» در مقدمه کتاب «قرة العیون» که با تصحیح و تعلیق و مقدمه آقای «سید جلال الدین آشتیانی» بوسیله دانشگاه فردوسی مشهد چاپ شده، فهرست تفصیلی آثار ایشان را با اشاره به نسخه های آنها، نگاشته اند.
معراج السعادة/المقدمة/21اساتید مرحوم نراقی:
مرحوم ملا احمد نراقی تحصیلات خود را ابتدا نزد پدر بزرگوارش در کاشان شروع نمود، و پس از مدتی تلمّذ و بهره جویی از محضر درس پدر، با فراست ذهن و ذکاوت خدادادی به مرتبتی نائل شد که خود، حوزه درس برقرار کرد. او ابتدا دروس سطح مثل «معالم» و «مطوّل» را تدریس می نموده و طلاب علوم دینی را جمع و با ایشان به مذاکره و مباحثه می پرداخته که این طریق تأثیری بسزا در پیشرفت علمی او داشته. تا اینکه همراه پدر، سفری به عتبات عالیات رفته و با پدر خود به درس «آقا محمد باقر وحید بهبهانی» حاضر شده و مدتی بهره جسته [1].
در سال 1212 بار دیگر به عراق رفته و در شهر مقدس نجف مدتی نزد «سید بحر العلوم» و سپس در محضر «شیخ جعفر نجفی کاشف الغطا» و در کربلا نزد «میرزا محمد مهدی موسوی شهرستانی» و «آقا سید علی طباطبایی» (صاحب ریاض) تلمّذ نموده و یکی از اجلّه علما و مشاهیر فقها گردیده و به نراق مراجعت نموده است.
و پس از فوت پدرش در سال 1209 هجری مرجعیت عامه به او منتقل شده و مورد توجه عموم قرار گرفته و رئیس علی الاطلاق گردیده است.«»

مشایخ روایتی او:

مرحوم نراقی از جماعتی از علماء و بزرگان - رضوان الله تعالی علیهم - روایت می نماید از جمله:
1 - و الد ماجدش مرحوم ملاّ مهدی بن أبی ذر نراقی 2 - علامه سید مهدی بحر العلوم.
3 - میرزا محمد مهدی موسوی شهرستانی [1] -صاحب «مکارم الآثار» تاریخ این سفر را حدود 1205 نگاشته. و اصحاب تراجم، تاریخ وفات مرحوم بهبهانی را بین 1205 تا 1208 نگاشته اند. اما آقای حسن نراقی در مقدمه کتاب «قرة العیون» تاریخ این سفر را 1210 نوشته که بدون شک مرحوم بهبهانی در قید حیات نبوده. در اینکه ملا احمد، حوزه درس آقای بهبهانی را درک کرده، شکی نیست اما تاریخ دقیق آن را نیافتیم.
معراج السعادة/المقدمة/422 - شیخ جعفر نجفی کاشف الغطا.
5 - سید علی طباطبایی (صاحب ریاض).
او به واسطه پدرش از «شیخ یوسف بحرانی»، از «ملا رفیع گیلانی»، از «ملا محمد باقر مجلسی» روایت می نماید.«»