کیش پارسایان

نویسنده : حجة الاسلام علی اکبر رشاد

مقدمه:

هجم بهم العلم علی حقیقة البصیرة، و باشروا روح الیقین، واستلانوا ما استعوره المترفون، و انسوا بما استوحش منه الجاهلون، و صحبو الدنیا بابدان ارواحها معلقة بالمحل الاعلی...(1)
وجود پر برکت استاد فرهیخته ما، فقیه عارف آیت الله مجتبی تهرانی - دام ظله - همچون کوهسارانی است که بر دامنه های نشاطانگیز و طراوت خیز آن، چشمه ساران زلالی جاری است که شریعه انبوه دلهای تشنه ی معرفت و آبشخور خیل جانهای شیفته و شائق سلوک الهی است.
سالهاست کرسی دروس فقه و اصول استاد، رکن و رکین سطوح عالی حوزه علمیه تهران و مجمع فضلای مجد و مستعد ام القرای انقلاب اسلامی است، هر صبحدم طلاب تشنه جان در محضر دروس استاد، حاضر و سیراب از آن خارج می شوند.(2)
جلسات نورانی دروس تفسیر استاد نیز، جوانان تحصیل کرده و مشتاق معارف قرآن را کهربا گونه به دور خود گرد آورده است؛ همچنین از دیرباز، محفل اشراقی دروس اخلاق و عرفان معظم له، کانون تجمع طالبان طهارت و معرفت است و جعلنا له نوراً یمشی به فی الناس(3) سالهای سال است که هزاران جوان از سرچشمه ی صافی تعلیمات شرقانی استاد سیراب و سرشار می شوند و انفاس قدسی و مواعظ بالغه او، بر نفوس مستعد و قلوب معد به گونه ای شگرف تأثیر قرار می گذارد و آنها را تزکیه می سازد.
ان فی ذلک لذکری لمن کان له قلب او الق السمع و هو شهید (4) چرا که استاد خود تندیس پارسایی و تجسم ساده زیستی و مظهر فروتنی و نفسانیت ستیزی است.
زمانه افسر رندی نداد جز به کسی - که سرفرازی عالم در این کله دانست
بر آستانه میخانه هر که یافت رهی - ز فیض جام جم اسرار خانقه دانست
استاد از شاگردان برجسته حضرت امام خمینی - سلام الله علیه - و از یادگاران ملکوتی آن بزرگوار و از ساقه های آن طوبای طیبه به شمار می رود که بر اثر الفت و مؤانست بسیار با آن حضرت، در شخصیت فقهی، اخلاقی و عرفانی او فانی شده است. توتی اکلها کل حین باذن ربها(5)؛ هم از این روست که خوشه چینان محضر تعلیم و تربیتش، از او رایحه روح خدا را به دماغ دل می شوند. اولئک کتب فی قلوبهم الایمان و ایدهم بروح منه(6)
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید - دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد
دروس معنوی استاد، اخلاق نظری متعارف نیست و قرابتی با اخلاق فلسفی و یونانی ندارد. تعلیمات او با عرفان مسلکی نیز نسبتی ندارد؛ دروس استاد آمیزه ای از اخلاق نبوی و عرفان علوی است که با آیات و روایات آمیخته و از جویبار لسان او در کام تشنه طالبان سلوک الی الله فرو می ریزد.
فطوبی لهم ثم طوبی لهم - هنیئاً لارباب النعیم نعیمهم
مجموعه مباحث چندین ساله اخلاق و عرفان معظم له، از یکهزار و هشتصد درس افزون گشته است. استاد از سر لطف و حسن ظن، این ذخیره گرانبها را به این بی بضاعت وا گذار فرمودند؛ بنده نیز از برخی دوستانم تقاضا کردم تا طبق برنامه و طرحی که تنظیم و ارائه شد، دروس را از نوار پیاده کنند و به نگارش و آماده ساختن آنها جهت نشر اهتمام ورزند و اکنون، این مباحث بر حسب موضوع به شکل رساله هایی مستقل سامان یافته است و به تدریج ویراسته شده و در دسترس علاقمندان مباحث معرفتی و اخلاقی قرار می گیرد. مجموعه این سلسله نورانی به دو بخش: سیرو سلوک و اخلاق اسلامی تقسیم می شود که در حال حاضر بخش سیرو سلوک آماده و عرضه می شود از حضرت منان توفیق عرضه بخش اخلاق را نیز مثئلت دارم.
بر اصحاب ذوق و معرفت روشن است که عرفا در عدد و ترتیب منازل سلوک متفق القول نیستند: برخی یک، برخی دو، بعضی سه، برخی دیگر هفت، بعضی هفتاد و کسانی یکصد منزل برشمرده اند و بعضی تا هزار و حتی هفتاد هزار نیز ادعا کرده اند:
این راه را نهایت صورت کجا توان بست - کز صد هزار منزل بیش است در بدایت
البته غالبا این راه از یقظه آغاز و به وحدت منتهی دانسته اند، بی گمان بسیاری از نظرات با هم قابل جمع هستند هر چند راههای سلوک و وصال به شمار آفریدگان است، «الطرق الی الله بعدد انفاس الخلاق» (7)
استاد در بیان منازل السالکین نخست از اوصاف الاشراف اثر گرانسنگ خواجه طوسی - رضوان الله علیه - پیروی کرده اند.خواجه منازل سلوک را در سی و یک منزه خلاصه کرده از که از ایمان آغاز و با توحید پایان می پذیرد. اما در ادامه بحث، بنا را بر تکمیل مباحث به رویه منازل السائرین نهادند، لهذا این مجموعه نیز بر اساس یکصد منزل تدوین و ارائه می شود. و طبعاً سیر عناوین سلسله به ترتیب زیر خواهد بود:
1.یقظه 2.توبه 3. محاسبه 4. انابه 5. تفکر 6.تذکر 7.اعتصام 8. فرار9.ریاضت 10. سماع 11.حزن 12.خوف 13. اشفاق 14. خشوع 15اخبات 16.زهد17. ورع 18.تبتل 19.رجاء20. رغبت 21. رعایت 22. مراقبت 23. حرمت 24. اخلاص 25. تهذیب 26. استقامت 27. توکل 28. تفویض 29. ثقه 30.تسلیم 31. صبر32.رضا33.شکر34.حیاء35.صدق 36. ایثار37. خلق 38.تواضع 39.فتوت 40.انبساط41.قصد42. عزم 43. اراده 44. ادب 45. یقین 46. انس 47.ذکر48.فقر 49.غنا50. مقام مراد51.احسان 52.علم 53.حکمت 54.بصیرت 55. فراست 56.تعظیم 57. الهام 58. سکینه 59.طمأنینه 60. همت 61.محبت 62.غیرت 63. شوق 64.قلق 65.عطش 66.وجد67.هیمان 69.برق 70.ذوق 71.لحظ72.وقت 73.صفا 74. سرور75.سر76.نفس 77. غربت 78. غرق 79.غیبت 80.تمکن 81.مکاشفه 82.مشاهده 83. معاینه 84.حیات 85.قبض 86.بسط87.سکر88.صحو89.اتصال 90.انصال 91.معرفت 92.فنا93.بقا94.تحقیق 95.تلبیس 96.وجود97.تجرید 98.تفرید99.جمع 100.توحید.
در خور یاد آوری است:
1. پیش از انتشار دفاتر حاوی منازل نخست دو دفتر: یکی با نام در آمدی بر سیرو سلوک که حاوی درسهای استاد در زمینه مبادی و مقدمات مباحث معرفتی است و دیگری با نام کیش پارسایان که شامل بحث هایی در باب ایمان و صفات مؤمنان است آماده باشد تا به عنوان مدخلی بر این مجموعه مینوی و پیش از عناوین بالا، در دسترس علاقه مندان قرار گیرد. که - به شکر خدا - این دو دفتر به طور مکرر به محض انتشار، کمیاب شد و اکنون، به عنوان بار چهارم تجدید چاپ می شود، و دفتر دوم رساله ای ست که هم اکنون آن را پیش رو دارید.
این دفتر مشتمل بر سه بخش است با عنوانهای:
1- ایمان؛ 2- صفات مؤمنان؛ 3- پیام پارسایی.
در بخش نخست، امهات مسائل ایمان، همچون: ماهیت، مراتب، عوامل کاهش و افزایش، و آثاری فردی و اجتماعی ایمان بررسی شده است.
در بخش دوم، صفات و حالات مؤمنان به استناد آیات و روایات، بررسی و طبقه بندی شده است.
بخش سوم، به شرح و تفسیر خطبه همام روایت منقول در اصول کافی اختصاص یافته است و حقاً حاوی بحثهای روح بخش و دلپذیری است.
2- در تنظیم مطالب این مجموعه، از جمله این رساله اگر چیزی از محتوای القائات استاد کاسته نشده باشد بر آن افزوده نگردیده است، لذا آنچه حسن در این دفترها مشاهده شود از آن استاد است و هر چه عیب در آنها ملاحظه گردد به بنده و همکارانم باز می گردد و از اخوان الصفا، به ویژه شاگردان و ارادتمندان استاد، مخلصانه تقاضا می کنم از تذکر خالصانه کاستیها و ارائه راهنماییهای سازنده جهت تکمیل این مجموعه ارجمند دریغ نفرمایند.
وفقه اللهم و ایانا لما تحب و ترضی و اهدنا الی السداد فانک خیر موفق و هاد.
اقل الطلبه علی اکبر رشاد
تهران 4/9/76 - 24 رجب 1418

دفتر اول: پیام پارسایی

فصل نخست: ماهیت ایمان

ایمان، تعلق قلبی است. در روایات از ایمان، به ما وقرفی القلب یعنی آنچه در دل جایگزین می شود، تعبیر شده است.پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند:
بنویس. عرض کردند.چه بنویسم. فرمودند:
بسم الله الرحمن الرحیم.الایمان ما وقر فی القلوب و صدقته الاعمال(8)
ایمان چیزی است که در قلوب جای می گیرد و اعمال آدمی ملاک درستی آن است.
امام رضا علیه السلام در روایتی از ایمان به عقد قلبی تعبیر فرموده اند:
الایمان عقد بالقلب (9)
ایمان بر خلاف اسلام که امری زبانی است، به دل مربوط است.
امام صادق علیه السلام فرموده اند:
ملعون ملعون من قال: الایمان قول بلا عمل(10)
نفرین، نفرین بر کسی که بگوید ایمان فقط قول است و با عمل ارتباط ندارد.
بخشی از روایات، ایمان را عبارت از عمل دانسته اند، چنانکه فرموده اند:
الایمان عمل کله (11)
همه ایمان عمل است.
در خود ذکر است که مراد از عمل در این روایات عمل جوارحی ظاهری نیست، بل هر یک از اعضای ظاهری و قوای باطنی، عملی متناسب با خود دارد و ایمان که امری قلبی است، عمل دل است.
در روایتی محمدبن مسلم از امام صادق علیه السلام روایت کرده که از امام علیه السلام درباره ایمان سؤال کردم.فرمودند:
شهادة لااله الا الله و الاقرار بما جاء من عندالله و ما استقر فی القلوب من التصدیق بذلک قال: قلت: الشهادة الیست عملا؟ قال بلی. قلت: العمل من الایمان؟ قال: نعم.الایمان لایکون الا بعمل و العمل منه و لایثبت الایمان الا بعمل(12)
گواهی به واحدانیت حق و اقرار به وحی الهی نبوت و آنچه از تصدیق به این حقایق در دل مستقر می گردد. گفتم: آیا شهادت خودش عمل نیست؟ فرمودند: بلی، شهادت از اعمال زبان است. گفتم: آیا عمل عم از ایمان است؟ فرمودند: بلی، ایمان تحقق نمی یابد مگر به عمل و عمل ناشی از ایمان است و ایمان جز به عمل ثابت نمی ماند.
در این روایت نکات شریف بسیاری است. از جمله این که وقتی ایمان در خارج تحقق یافت، سراسر، عمل است. ابتدا پیوند قلبی و عمل دل پدید می آید.سپس زبان که ترجمان دل است به حرکت در می آید، آنگاه اعضا و جوارح دیگر متناسب با آن پیوند به کار می افتند.
اعمالی خارجی انسان، لازمه وجودی ایمان است. عمل، جزو ماهیت ایمان نیست، همان گونه که شیرینی از اجزای ماهیت عسل نیست اما هر جا عسل باشد، شیرینی از آن انفکاک ناپذیر است، بنابر این اعمالی همچون نماز، روزه و حج جزو ایمان نیست، اما آنگاه که ایمان تحقق یافت، اینها مناسک لازمه وجودی آن به شمار می روند. راوی از امام صادق علیه السلام سؤال کرد:
ای دانشمند، مرا از بهترین اعمال در نزد خدا آگاه ساز.
حضرت فرمودند:
و ما لایقبل الله شیئاً الا به
آن چیزی است که خداوند هیچ عملی را نمی پذیرد مگر به سبب او گفتم: آن چیست؟ فرمود:
الایمان بالله الذی لا اله الا هو، أعلی الاعمال درجة و اشرفها منزلة و اشناها حظاً.(13)
ایمان به خدایی است که هیچ معبودی جز او نیست. ایمان به خدا بالاترین اعمال است از حیث درجه، و شریفترین کارهاست از لحاظ جایگاه و برترین علمهاست از نظر حظ و بهره.
گفتم: آیا به من می فرمایید: که ایمان قول همراه با عمل است یا قول بدون عمل است؟
فرمودند:
الایمان عمل کله
ایمان یکپارچه عمل است.
در برخی روایات، ایمان را امری مرکب دانسته اند که عمل جزو آن است. مرحوم مجلسی در بحارالانوار بابی گشوده است با عنوان: ان العمل جزء الایمان اما همان طور که گفته شد.عمل لازمه وجودی ایمان است نه جزء حقیقت آن.
امام هشتم علیه السلام به نقل آبای گرامیشان از رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل کرده اند:
الایمان معرفة بالقلب و اقرار باللسان و عمل بالارکان(14)
ایمان معرفت قلبی و اعتراف زبانی و عمل جوارحی است.
در روایت دیگری از امام رضا علیه السلام ابوالصلت هروی از ایمان پرسش نموده است. حضرت فرموده اند:
الایمان عقد بالقلب باللسان و عمل بالجوارح، لایکون الایمان الا هکذا(15)
ایمان گره قلبی و گفتار زبانی و عمل جوارحی است و غیر از این ایمان نیست.
در روایتی دیگر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز درباره ایمان، نظیر همین تعبیر را فرموده اند:
الایمان اقرار باللسان و معرفة بالقلب بالارکان (16)
ایمان، اقرار به زبان و شناخت به قلب و عمل به جوارح است.
مجموعه این روایات حاکی از آن است که ایمان وقتی پدید آمد، لازمه اش اعتراف زبانی و عمل جوارحی است.آیه شریفه قرآن نیز به این مطلب تصریح کرده است:
قلت الاعراف امنا قل لم تومنوا ولکن قولوا اسلمنا(17)
اعراب گفتند ایمان آوردیم بگو ایمان نیاورده اید ولی بگوئید اسلام آوردیم.
از آنچه گذشت، چند نتیجه حاصل می شود:
1. اسلام ظاهری، امکان سازش با کفر باطنی دارد.ممکن است کسی به وحدانیت حق تعالی و رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شهادت دهد، حتی اقرار به امامت علی علیه السلام داشته باشد اما در باطن کافر باشد.منافقین از این دسته اند. چنانکه در سوره منافقین می فرماید:
بسم الله الرحمن الرحیم اذا جاءک المنافقون.قالوا: نشهد انک لرسول الله، والله یعلم انک لرسوله، والله یشهد ان المنافقین لکاذبون (18)