نظام سیاسی طراز اول در اندیشه امام

نویسنده : معاونت سیاسی نمایندگی ولی فقیه در نیروی زمینی سپاه

دیباچه

بنابر آنچه از گذشته های دور تا به امروز به عنوان دستاوردهای بشری و غیر بشری در اختیار انسان قرار گرفته، پذیرش نوعی نظام سیاسی را توسط انسان، الزامی و اجتناب ناپذیر کرده است. این الزام فارغ از هر گونه نگرشی به جهان هستی بوده و شامل تمامی جهان بینی ها، اعم از الهی و الحادی می گردد. چرا که انسان مدنی الطبع، جامعه این فارغ از نظام سیاسی تجربه ننموده و چنین چیزی در تاریخ بشر به ثبت نرسیده است و از طرفی، نظامهای سیاسی متنوعی در زمانهای واحد، بر جوامع بشری حاکم بوده است.
حال که علاوه بر تاکید عقلی، تجربه بشری نیز، تن دادن انسان به نظام سیاسی را امری اجتناب ناپذیر نشان می دهد. در اینباره سوالاتی مطرح است که می بایست برای آنها پاسخی یافت، از جمله اینکه چه افرادی، با چه مشخصات و ملاکهایی و بر مبنای چه برنامه ای، حق اداره نظام سیاسی را دارند؟ مبنای فرمانروایی و فرمانبری چیست؟ حیطه عمل فرمانروایان تا کجاست؟ چه وظایفی در مقابل مردم دارند؟ و مردم چه وظایفی در مقابل حکومت دارند و از چه حقوقی برخوردارند؟
البته جهان بینی های مختلف، برای این سوالات پاسخهای متفاوت و بلکه متعارضی را ارائه کرده اند. بطور مثال افراد با گرایشات مادی و طرفداران مکتب لیبرالیسم خواهند گفت، هر کس و هر نظامی که دنیای ما را آبادتر کند و رفاه بیشتری را تامین کند تا با اتکای به برخورداری بیشتر کامیابی و لذت جویی بیشتری نصیب ما گردد، همان فرد و سیستم سیاسی، شایستگی فرمانروایی و اداره نظام سیاسی را دارا است، و از طرفی، هر چه فرد به دنبال کامیابی و لذت جویی و رفاه مادی بیشتری باشد بر استحکام نظام کاپیتالیستی تکاثر طلب خواهد افزود و در یک رابطه دو جانبه، این دو مکمل یکدیگر می شوند. این استبداد مدرن، از استبداد دولت پیچیده تر بوده چرا که در استبداد دولت، استبداد مستقیم است و صورتی ساده دارد، اما در استبداد شهوت، خبری از محرومیت نیست، استبداد مدرن انسان را محروم نمی کند بلکه مشغول می کند، به همین جهت استبداد مرکب است.
اما کسی که اعتقاد به جهان بینی الهی دارد، و این جهان را مقدمه ای برای سرای جاوید می داند و هدف خلقت را نه خوب زیستن که زیستن خوب می داند، یقیناً پاسخ متفاوتی به این سوالات خواهد داد، چرا که نگاه به او انسان نگاهی کمال جویانه است و لذا هر کس و هر نظام سیاسی که سیر تکاملی او را تضمین نماید، مطلوبتر و ایده آل تر خواهد بود.
از طرفی از آنجا که غایت چنین نظامی، اداره جامعه بر مبنای عدالت است و دست رد بر سینه هر تجاوزگر و تکاثرطلبی می زند، نقطه تلاقی و تصادم این نظام با نظام سلطه در همان آغاز کار است. بی جهت نیست که منادیان حق و اقامه کنندگان عدل الهی، همواره با صاحبان قدرت شیطانی در کشمکش و اصطکاک بوده اند و بالطبع انقلاب اسلامی نیز که در عصر حاکمیت سرمایه داری دون صفت، بدست مصلح بزرگ قرن حضرت روح الله ظهور یافت، از این قاعده مستثنی نبوده، و از آتش خشم و کینه نظام سلطه جهانی در امان نماند.
از اولین روزهایی که طلیعه فجر صادق انقلاب اسلامی نمایان گشت، با انواع دسیسه ها مواجه گردید، از اقدامات نظامی گرفته تا جنگ تبلیغاتی و اقدام سیاسی علیه آن دریغ نشد، و همواره نوک تیز حملات متوجه ماهیت انقلاب، یعنی اسلام گردید.
اگر تا دیروز برای انزوای دین، تقدس تحجر و ترویج سکولاریسم را تبلیغ می کردند، امروز به نام قداست دین، خروج آن را از عرصه سیاسی - اجتماعی به رخ می کشند و دشمنان حتمی مکتب، برای صیانت از تقدس آن دل می سوزانند.
لذا در ادامه مباحث سال گذشته که به نام مبارک حضرت روح الله توسط خلف صالح آن حضرت نامگذاری شد، بر آن شدیم تا به توجه به حساسیت بحث، این موضوع را از منظر احیاگر نامدار قرن حاضر مورد بررسی قرار دهیم. این مجموعه محدود به مباحثی است که از معظم له در صحیفه نور و کتاب ولایت فقیه به یادگار مانده، و سعی شده است که موضوعی از قلم نیفتد، و در مدخل هر بحث مقدمه ای کوتاه آورده شده تا چارچوب مطالب برای خواننده روشن گردد. بدان امید که مقدمه ای باشد تا خردورزان و فرهیختگان مکتبی با تبیین دقیق دیدگاههای امام راحل، اندیشه ناب آن حضرت را در اختیار تشنگان معنویت قرار دهند.
انشاء الله
معاونت سیاسی نزسا
پاییز 1379

بخش اول اندیشه سیاسی اسلام

فصل اول اسلام و سیاست

حضرت امام خمینی (ره):
اسلام بزرگ، دین توحید و شکنند، شرک و کفر و بت پرستی هاست، دین فطرت و رهایی بخش از قید و بندهای طبیعت وسواس شیطان جن و انس، در نهان و ظاهر است و دین سیاست، مدن و راهنمای صراط مستقیم لا شرقیه و لا غربیه است. دینی است که عباداتش توام با سیاست و سیاستش عبادت است.
7 / 7 / 58.
هدف از آفرینش انسان را حرکت در مسیر تکامل و رسیدن به کمال نهایی دانسته اند، کمالی که جز از مجرای اختیار و انتخاب بدست نمی آید. انسان برای این آفریده شده که با عبادت و اطاعت خدای متعال، شایستگی دریافت نعماتی را بیابد که ویژه انسانهای کامل است و اراده حکیمانه الهی به کمال و سعادت انسان تعلق گرفته است. فطرت بشر، فطرت خدا جویانه است، از این رو سعادتش کمالش، خیر و صلاح و فلاحش در معرفت خدا و پرستش و پیمودن مسیر قرب اوست.
ثانیاً انسان موجودی اجتماعی است که از محیط اطراف خویش تاثیر می پذیرد. نقشی که جامعه در تربیت و رشد آدمی و شکل گیری شخصیت او دارد امری اثبات شده است.
زندگی دسته جمعی این نیست که گروهی از انسانها در کنار یکدیگر و در یک منطقه زیست و از یک آب و هوا و یک نوع مواد غذایی استفاده نمایند، درختان یک باغ نیز در کنار یکدیگر زیست می کنند و از یک نوع مواد غذایی استفاده می نماید، همچنانکه آهوان یک گله نیز با هم می چرند و با هم می خرامند و با هم نقل مکان می کنند، اما نه درختان و نه آهوان هیچ کدام زندگی اجتماعی ندارند و جامعه تشکیل نمی دهند. جامعه عبارت است از مجموعه ای از انسانها که در جبر یک سلسله نیازها و تحت نفوذ یک سلسله عقیده ها و ایده ها و آرمانها در یکدیگر ادغام شده و در یک زندگی مشترک غوطه ورند. (1)
جامعه مرکبی حقیقی است از ترکیب روحها، اندیشه ها، عاطفه ها و اراده ها، دارای هویت مستقل که بر اجزای جامعه که همان افراد آن باشد، تاثیر گذار است. سنتهای جامعه، هنجارها و ارزشهای اجتماع، معضلات و مشکلات اقتصادی، نهادهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی و... عواملی هستند که تاثیر آنها در رفتارهای فردی و اجتماعی افراد می توان مشاهده کرد.
انسانها در چنین بستری پرورش می یابند. محیط آلوده و بستر ناپاک اجتماعی، موجب انحراف و ضلالت فرد، و اجتماع سالم و صالح، مبتنی بر هنجارها و قوانین انسانی و الهی، زمینه ساز رشد و تعالی روحی انسان خواهد بود.
ثالثاً نهاد موثر در جامعه که نقش اساسی و محوری در شکل گیری و جهت دهی جامعه دارد، حکومت است. حکومت را کارگزار دولت نامیده اند، نهادی که دولت از طریق آن اعمال حاکمیت (قدرت برتر در جامعه از عناصر اصلی شکل دهنده دولت است) می کند.
بنابراین ماهیت حکومت همه جا مبتنی بر اطاعت است و این جایگاه برتر چون صاحب بیشترین قدرت است، بیشترین تاثیر را در جریان شکل گیری هنجارها و ارزشهای جامعه دارد.
با نگاهی ارگانیک به جامعه، دستگاه حکومت را می توان به مغز و هدایت گر پیکر جامعه تشبیه کرد. (2) نقش مهم و بی مانند که در تاریخ، فرهنگ و تمدن بشری، تاثیر اساسی و کلیدی خود را بیش نمایان ساخته است. چنانچه گفته اند: الناس علی دین ملوکهم.
حضرت امام رحمه الله نیز در عباراتی سرچشمه مفاسد و مصالح جامعه را حکومت می داند.
رابعاً، مصلحان اجتماعی، آنان که دغدغه نجات انسان و رساندن آدمی به سعادت و کمال را دارند، نمی توانند از سالم سازی محیط اجتماعی که پیرامون انسان را فراگرفته است به سادگی بگذرند و تنها به خودسازی فردی توصیه نمایند. آنها خوب می دانند که این مسیر صعب العبور رسیدن به سعادت، اگر هم طی شدن باشد جز برای معدودی از فرهیختگان جامعه نخواهد بود. اندیشه ای که نجات بشریت را آرمان بلند خویش می داند، هرگز راههای فرعی و بن بست را بر نخواهد گزید.
پیامبران و رسولان الهی که بزرگترین مصلحان تاریخ بشریتند و واسطه های فیض الهی برای هدایت بشرند، کار را از اصلاح اجتماع و در راس آن نهاد حکومت و قدرت آغاز کرده اند.
ابراهیم خلیل علیه السلام تبر بر دست به جنگ نمرودیان زمان رفته، بتان دروغین را شکسته، اعتقادات باطل مشرکان را به سخره می گیرد و آنگاه ققنوس وار با آغوش باز به دامان آتش می رود.
موسی کلیم الله به همراه برادر، بی کسی و تنها به نبرد با فرعون شتافته و با ایمان استوار ناشی از یقین هیبت شعبده های دروغین فرعونیان را رسوا می سازد و آنگاه آزادی و حریت را برای بنی اسرائیل به ارمغان می آورد.
محمد مصطفی صلی الله علیه و آله، یک تنه، با فریاد، لا اله الا الله، تمام اشرافیت و جاهلیت عربستان را به مبارزه می طلبد و با تحمل دردها و رنجهای فراوان، نخستین حکومت الهی را برای مستضعفان محقق می سازد.
خداوند در آیه 25 سوره حدید هدف از ارسال پیامبران الهی را چنین بیان می کند:
لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط و انزلنا الحدید فیه باس شدید و منافع للناس و لیعلم الله من ینصره و رسله بالغیب ان الله قوی عزیز
ما پیامبران خویش را با دلایل روشن فرستادیم و همراه آنان کتاب و میزان فرو فرستادیم تا مردم قسط را بر پای دارند، و آهن را نازل کردیم که در آن نیرویی سخت و منافعی برای مردم است و تا اینکه خدا بداند چه کسانی بر اساس غیب، خدا و رسولش را یاری می کنند، همانا خداوند توانا و شکست ناپذیر است.
حضرت امام رحمه الله در توضیح این آیه چنین می گویند:
... تمام انبیاء از صدر بشر و بشریت، از آن وقتی که آدم علیه السلام آمده است تا خاتم انبیاء صلی الله علیه و آله، تمام انبیاء برای این بوده است که جامعه را اصلاح کنند...
خدای تبارک و تعالی می فرماید که انبیاء را فرستادیم، بینات به آنها دادیم، آیات به آنها دادیم، میزان برایشان دادیم و فرستادیم لیقوم الناس بالقسط غایت این است که مردم قیام به قسط بکنند، عدالت اجتماعی در بین مردم باشد، ظلم ها از بین برود، ستمگری ها از بین برود و ضعفا به آنها رسیدگی بشود، قیام به قسط بشود، دنبالش هم می فرماید: و انزلنا الحدیدتناسب این چیست؟ تناسب این است که با حدید باید اینها انجام بگیرد با بینات، با میزان و با حدید فیه باس شدیدیعنی اگر چنانچه شخصی یا گروهی بخواهد یک جامعه را تباه کنند، یک حکومتی را که حکومت عدل است، تباه کنند، با بینات با آنها باید صحبت کرده. نشنیدند با موازین، موازین عقلی، نشنیدند باحدید... مساله دخالت در سیاست را راس تعلیمات انبیاست... (3)
با این نگرش به رابطه فرد و جامعه است که دین نمی تواند تنها به عبادت و معنویت خلاصه شود و در عرصه اجتماعیات و مسایل سیاسی سکوت را برگزیند. حضرت امام رحمه الله از جامعیت مکتب اسلام سخن به میان می آورد، مکتبی مترقی که قادر است تمامی نیازهای بشر را تامین کند و مشکلات او راحل نماید و پدیده ای الهی که بار بکار بستن آن سعادت آدمی در دنیا و آخرت به بالاترین وجه تامین می شود و بر خلاف مکاتب غیر توحیدی در تمام شوون فردی و اجتماعی، مادی و معنوی و فرهنگی و سیاسی و اقتصادی دخالت و نظارت دارد و موانع و مشکلات سر راه تکامل اجتماع و فرد را گوشزد نموده و در رفع آن کوشیده است.
ایشان در جایی دیگر اسلام را دین سیاستی دانسته، پیش از اینکه دین معنویات باشد، دینی که عباداتش توام با سیاست، و سیاستش عین عبادت است و اشاره دارند که نسبت اجتماعیات قرآن به آیات عبادی آن از نسب صد به یک هم بیشتر است و اصولاً فقه تئوری واقعی و کامل اداره انسان و اجتماع از گهواره تا گور می باشد. حضرت امام (ره) با صراحت مساله غدیر خم را قضیه جعل حکومت دانسته و می فرمایند که غدیر آمده تا بفهماند که سیاست به همه مربوط است و منظور از ولایت نیز حکومت می باشد.
البته نباید فراموش کرد که آن سیاست و حکومتی از منظر حضرت امام رحمه الله ارزشمند است که با انگیزه الهی و برای اقامه حکومت اسلامی و مطابق قوانین اسلام باشد.