عوامل مؤثر در تربیت از دیدگاه نهج البلاغه

نویسنده : نجمه وکیلی

مقدمه

یکی از مسائل عمده جامعه تربیتی ما که منجر به موفقیت و شکوفایی هر چه بیشتر تعلیم و تربیت می گردد توجه به رشد و تعالی خصوصیات مربی، متربی در محیط اجتماعی است بهمین دلیل انطباق این خصوصیات با آنچه که در خطبه ها و کلمات قصار نهج البلاغه امیر مؤمنان علی (علیه السلام) آمده است، برای آگاهی نسل جوان جهت تحقق بخشیدن به نظام تربیتی سرشار از امید و بینش مبتنی بر ارزشها از ضروریات جامعه محسوب می گردد. لذا تصمیم گرفته شد بگونه ای روان و در عین حال متقن بر اساس مآخذ موجود به بررسی این ویژگیها پرداخته شود.
آگاهی از این خصوصیات نوعی خود آگاهی و خود شکوفایی بهمراه دارد زیرا اندیشیدن راه شفاف و روشن تربیت را جهت بخشیده و انسان را از سر در گمی و ابهام کوره راههای جنبی نجات می بخشد. پرده های غفلت فرو افتاده آزاد و رستگار خواهد شد.
آری یک معلم اخلاق و با تقوا چگونه قادرست با خصوصیات خاص خود به تعلیم و تربیت نسل آینده بپردازد و نقش یک متربی و دانش پژوه در این میان کدام است؟ آیا طبع خود خواه و عافیت طلب انسان تمایلی به آزاد شدن از اسارت و شکستن حصارهای ساخته و پرداخته نمادهای ظاهری محیط تربیتی دارد؟ با پرداختن به تحلیل و بررسی ویژگیهای مربی، متربی و محیط تربیتی از دیدگاه نهج البلاغه: پاسخ باین سؤالات تا حدودی روشن گشته و امید دارم زمینه را برای تحقیقات بیشتر فراهم آورد.

الف) ویژگیهای دانش آموز (متربی)

در بیشتر آیات الهی یکی از بارزترین خصوصیات فرد در هر موقعیت و شرایطی زهد و تقواست. انسان با هر گونه استعداد و توانمندی بدون زهد و تقوا قادر به درک کرامت انسانی و رسیدن به کمال که همانا قرب الهی است، نخواهد بود. تقوا پیشگی عقل را از قید و بند هواهای نفسانی رها ساخته، قلب پاک گشته و چشم و گوش آماده پذیرش می گردد بگونه ای که فرد را برای ورود به مرحله عمل و ادای تکلیف آماده می سازد.
امام علی (علیه السلام) در این رابطه می فرمایند: کسی که جامه تقوا را بر قلبش بپوشاند کارهای نیکش آشکار گردد و عملش وسیله پیروزیش گردد، پس در بدست آوردن بهره های تقوا، فرصت را غنیمت شمرید. (1)
در جایی دیگر می فرمایند: آنکس که درونش را اصلاح کند، خداوند ظاهرش را اصلاح می نماید و... (کلمات قصار 423)
اگر نفس (خود طبیعی) کاملاً رها شود تنها در صد برآوردن کردن غرائز و اشباع آنست و بدین ترتیب قید و بندها را شکسته و در صدد انجام قبیح ترین اعمال خواهد بود. اما باید توجه داشت که معمولاً بعد از انجام اعمال خلاف، زمانیکه خود طبیعی درون را کاملاً اشغال می کند، اضطراب، دلهره و پشیمانی چیره شده و انسان درصدد یافتن توجیهی منطقی در مقابل اعمال خویش بر می آید و این همان ندای وجدان اخلاقی است که خداوند متعال در او بودیعه نهاده تا در هنگام تفکر و موقعیت مقتضی بسراغش آید و وی را بخود آورد:
ای همیشه حاجت ما را پناه - بار دیگر ما غلط کردیم راه
دمبدم وابسته وام نویم - هر یکی گرباز و سیمرغی شویم
صد هزاران دام و دانه است ای خدا - ما چو مرغان حریص و بینوا
ایمان روشنترین راه و نورانی ترین چراغ است بگونه ای که انسان در پرتو آن راه به اعمال صالح می یابد و با اعمال شایسته راه به ایمان و بوسیله ایمان کاخ علم و دانش آباد خواهد شد. (2)
اما این ایمان، زهد در پرتو کدام زمینه بکر و محیط مساعد ایجاد می گردد؟ تعهدات و مسئولیت یک خانواده دارای ریشه و اصالت متکی بر ارزشهای الهی، راه را برای ایجاد چنین مسیری هموار می سازد.
نیاز به اطمینان و امنیت خاطر در محیط زندگی دومین پایگاه و شالوده رشد عاطفی کودک بوده که خود زمینه ای برای کاهش خود محوری ها و آراسته شدن قلب جهت نفوذ انوار و آیات الهی است. چنین قلبی از هر گونه آلودگی نفسانی خود را مصون نمی یابد و بتدریج زهد و تقوا بر آن چیره می گردد. این رشد عاطفی را امام در گام نخستین و در حیطه خانواده مدیون مادر دانسته و با کلماتی زیبا و دلنشین چنین می گوید: اما ای فرزند حق مادرت بر تو این است که بدانی او سنگینی تو را بر خود تحمل کرده است. در آن زمانیکه کسی بار کسی را تحمل نمی نمود و از ثمره قلبش به تو غذا داده، غذایی را که کسی به کسی نمی دهد. او با تمام اعضاء و جوارحش تو را حفظ نموده و هیچ هراسی بخود راه نداده که گرسنه باشد و تو را سیر کند، خود تشنه باشد و تو را سیراب کند و خود از لباس مطلوب بی بهره باشد و تو را بپوشاند، در گرما بماند و تو را در سایه حفظ کند. آری او بود که بخاطر تو خواب را بر خود حرام کند و تو را از گرما و سرما مصون داشت و محققاً تو توانایی آن را نداری (3) که از مادرت سپاسگزاری کنی مگر به یاری و کمک خدای متعال. بهر حال کودکی که از مدد عاطفه خانواده بی بهره باشد و بخواری و بیچارگی پرورش یابد و در محرومیت و آوارگی بسر برد هیچگاه نخواهد توانست قلب پر کینه و سرشار از انتقام خود را در جهت تلطیف روح خویش هموار سازد.
امام علی می فرمایند: (4) حق فرزندت بر تو پدر یا مادر این است که بدانی فرزند تو از وجود تو است و زندگی دنیا با خیر و شرش مربوط و پیوسته به تو می باشد. بنابراین از آن جهت که ولایت و سرپرستی او را عهده دار شده ای نسبت به حسن و ادب و راهنمایی او به پروردگارش (زمینه ایجاد زهد) و کمک به او در اطاعتش از خدا مسئول خواهی بود. اگر وظیفه ات را در این راه خوب انجام دهی به ثواب الهی خواهی رسید وگرنه معاقب خواهی بود. پس در تربیت فرزندت همانند کسانی که در این زندگی دنیا تأثیر نیک بر فرزندشان دارند عمل کن و از قصور در انجام وظائفی که باید بدانها قیام کنی از درگاه خدای تعالی پوزش بخواه و خلاصه در این راه برای فرزندت از خدای مهربان کمک و نیرو بگیر که هیچ نیرویی برای خدمت و اطاعت و انجام وظیفه نیست مگر آن که به کمک خدای توانا انجام گیرد.
امام در نهج البلاغه در وصیتش به امام حسین (علیه السلام) می نویسد: ای فرزندم من تو را جزئی از وجود خود می بینم حتی تو را کل وجودم می دانم. تا آنجا که اگر حادثه و گزندی به تو روی آورد مثل این است که آن جریان و حادثه به من روی آورده است و اگر مرگ به سراغ تو آید گویی بسراغ من آمده است.
بنابراین آنچه از وضع و حال تو مورد توجه من قرار گرفته است همان وضع و حال خود من می باشد که برای من اهمیت بسیار دارد.
پس بر پدران و مادرانست که در محیط خانه و خانواده جو سرشار از روح محبت، خوش بینی و صمیمیت که منجر به رشد عواطف کودکان و افراد خانواده می گردد فراهم آورند تا زمینه ای بکر و مساعد جهت پذیرش آیات الهی و دستورات او ایجاد شده و تقوی الهی با تمام اعضاء و جوارح و روح انسان تنیده شود.

ویژگی دوم دانش آموز: سن متربی

از دیدگاه امام علی (علیه السلام) بهترین سن برای تربیت دوره نوجوانی و جوانی است. گر چه کودکی زمینه ای برای آماده سازی و کسب عادات نیک محسوب می گردد، اما بدلیل رشد شناختی (عقلانی) و عاطفی نوجوانان، تربیت اخلاقی در این سنین از اهمیت خاصی برخوردار است.
رشد شناختی شامل رشد طبیعی و رشد اکتسابی است. رشد طبیعی از همان اوان دوران کودکی آغاز گشته و بگونه ای زیستی و درونی تا رشد نهایی خود (دوره بلوغ) ادامه می یابد. اما رشد اکتسابی اگر چه از همان دوران کودکی با ایجاد جو تربیتی مناسب شروع می گردد، اما پایان و نهایت خاصی نداشته و تا آنجا که انسان بتواند و عمرش اجازه دهد می تواند به کسب اخلاق نیک پرداخته و در راه تعالی و کمال قدم بر دارد.
حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: (5) عقل بر دو نوع است عقل طبیعی و عقل تجربی و نتیجه هر دو در جهت منفعت فرد بوده که به سعادت و خیر وی منجر می گردد. بر اساس همین رشد شناختی (در هر دو بعد طبیعی و اکتسابی) که قدرت تفکر نوجوان از پیچیدگی خاصی برخوردار می شود، وی به سنجش و ارزیابی دوباره پدیده ها پرداخته و با شک و تردید همه چیز را زیر سؤال می برد. حتی این ظن مواردی اعتقادی و اخلاقی را نیز در بر دارد زیرا می خواهد آنچه را که قبلاً بر اساس عادت و تبعیت از بزرگترین یا والدین پذیرفته، با توجه به نیروی عقلانی خود و با استدلال باز سازی کند و اینگونه استقلال فکری خود را بروز می دهد. نگرانی و احساس ضعف والدین یا مربی نسبت به ظن نوجوان در موارد اخلاقی و اعتقادی بی مورد است. چنانکه حضرت علی (علیه السلام) نیز در این مورد می فرمایند: شک و تردید فرد در موارد گوناگون نشاندهنده رشد عقلی است پس نوجوان با ظن نسبت به مسائل به یقین مبتنی بر منطق ارزشهای اعتقادی مواجه گشته که در این مسیر نقش مربی بسیار ارزنده است.
یکی از راههایی که مربی را در این امر یاری می دهد، اجازه بحث و گفتگو در زمینه شک های اعتقادی و اخلاقی است. اینکه چرا نوجوان تابحال بر اساس عادات امور را پذیرفته بدون آنکه به درک مفهوم واقعی این اعتقادات پی برده باشد. مربی با ارائه اطلاعات و شواهد موجود، اجازه تفکر و بازبینی به نوجوان داده تا بهمراه مطالعه و دقت در امور، بدانچه که تابحال بر اساس عادات عمل می کرده، عمیقاً اشرف یافته و در ذهن و وجود وی ملکه گردد. آیات گوناگون قرآن کریم این مطلب صحه می گذارد از جمله آنکه: فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه و یا و شاور هم فی الامر : در امور با آنان مشورت کن.(6)
از سوی دیگر با بروز دوره بلوغ، عواطف و احساسات نوجوان ظهور نموده و تمایلات در وی شکل می گیرند که از جمله می توان به عواطفی چون ابراز مهر و محبت، اغماض و گذشت، همکاری و تعاون در حد گذشت از خویشتن و... نام برد. خصوصیت های عاطفی دیگر چون درونگرایی، حالات تخیلی و محبت بیش از اندازه نه تنها منفی نیستند بلکه بهترین مهره های تربیتی در دست مربی برای تلطیف روح نوجوان در جهت رشد سجایای اخلاقی و ارزشهای الهی است.
حضرت علی (علیه السلام) در وصیت نامه خود به امام حسین (علیه السلام) فرزندش می فرمایند: (7) من در سنین جوانی به ادب کردن تو پرداختم قبل از آنکه دلت گردد و عقل و خردت گرفتار شود تا با اندیشه تمام در کار خویش روی آوری.
از نظر اسلام اخلاق بطور فطری با ذات و درون انسان انس داشته چنانکه وی بدنبال حقیقتی پایدار بوده بدون اینکه در آن، زمان و تحولات اثر گذارد و این حقیقت چیزی جز وجود خداوند یکتا و لایزال نیست. با توجه به تمایلات و غرایز موجود در نوجوان، کشاکشی بین دو نیروی روحانی و غریزی ایجاد می شود که نقش مربی در سوق دادن وی بسوی نیروی روحانی با توجه به رشد شناختی نوجوان از اهمیت خاص برخوردار است. حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند:
دل نوجوان مانند زمین خالی از گیاه و درخت است که هر بذری در آن افشانده شود می پذیرد و در خود می پرورد. پس فرزند عزیزم من در آغاز جوانیت به ادب و تربیت تو مبادرت نمودم، قبل از آنکه قلبت سخت گردد و از پذیرش چیزهای خوب سرباز زند.
یکی از تفاوتهای عمده کودکان و نوجوانان از نقطه نظر تشخیص بد و خوب آنست که کودک، مربیان تربیتی خود را از والدین گرفته تا معلمان، بعنوان افراد ذی صلاح و مرجع قدرت می شناسد و هر آنچه که بعنوان ارزش (خوب یا بد) از سوی آنان ارائه می گردد با کمال میل می پذیرد اما در دوره نوجوانی با توجه به تغییرات شناختی عاطفی در می یابد که والدین و معلمان نیز ممکن است دچار اشتباه شده و قادر به انجام یا تصمیم گیری مناسب رد شرایط خاص نگردند. نوجوان بدنبال منبعی جدا از نیروی انسانی است که وجودی مطلق داشته و از گونه ضعف و عیبی مبرا باشد و نکته در همین جاست که جوان نیاز مذهبی خود را با اتکاء به وجود لایزال الهی و شیرینی ارتباط با او سیراب می سازد. بهر حال در این روند گر چه نقش مربیان و والدین برای هدایت و مشورت مهم جلوه می کند اما این ارشاد باید بگونه ای صورت گیرد که نوجوان احساس اجبار و تحمیل ننماید. اینکه آنان دریابند. آنها که به خدا ایمان آورده اند دلهایشان بیاد او آرام گیرد. آگاه باشید که دلهای انسانها فقط با یاد خدا آرام و قرار می گیرد. (8) (سوره رعد /آیه 28).
بحث و گفتگو، مطالعه، تفکر و استدلال با افراد ذیصلاح که از هر گونه پیشداوری و تعصب بدورند و با راه و روش جهت دهی و هدایت نوجوان در زمینه های مذهبی آشنا هستند، می تواند پاسخگوی عطش همه جانبه و بی پایان وی بوده و تا حدودی نوجوان را از حالت ابهام و سرگردانی نجات بخشد و بدین ترتیب احساسات مذهبی، جنبه هایی از نیازهای عاطفی را برآورده می سازد.