امام خمینی و گفتمان غرب

نویسنده : علی خالقی افکند

پیش گفتار

شاید مهم ترین ویژگی جنبش های رهایی بخش در سال های پس از جنگ جهانی دوم، مسأله استقلال و رهایی از سلطه بیگانگان باشد .در واقع مبارزه با استعمار و ممانعت از دخالت بیگانگان در امور داخلی جهان سوم، وجه مشترک همه این خیزش ها به حساب می آید. این مسأله که در روایتی دیگر مبارزه با غرب استعمارگر قلمداد می شد، می توانست ماهیتی ضد غربی به جنبش های مذکور اعطا کند و آن ها را در یک رویارویی جدی با غرب قرار دهد. با این همه، برای بسیاری از رهبران استقلال طلب جهان سوم، روشن بود که استعمار، آئینه تمام نمای حقیقت غرب نیست و وجوه دیگری از آن وجود دارد که از مقومات آن به حساب می آید. نخستین تمایزی که بین چهره استعمارگر غرب با وجوه دیگر آن صورت گرفت، تفکیک میان دو رویه استعمارگر و دانش و تکنولوژی غرب بود که در آثار برخی از تحلیل گران معاصر ایرانی نیز آمده است. در مقابل، عده ای نیز معتقدند تشبیه غرب به یک سکه دو رو و سخن گفتن از تکنولوژی و استعمار به عنوان دو رویه تمدن بورژوازی غرب، مستلزم غفلت از ابعاد و لایه های عمیق تر تمدن و فرهنگ غرب و غفلت از مشکلات مربوط به آن ابعاد است.
غرب تنها دارای دو رویه نیست تا استعمار یکی از آن دو رویه باشد. استعمار، پی آمد حضور غرب در کشورهای غیر غربی و در حقیقت یکی از ظواهر یا مظاهر پسین و فرعی غرب است که بیشتر در ابعاد سیاسی و اقتصادی، آن هم در مقطع تاریخی خاص، ظاهر می شود و غرب چهره دیگری نیز دارد که به منزله باطن آن می باشد. رویه و چهره زیرین غرب، اندیشه و تفکر آن است، در حالی که جامعه ما میراث دار تفکر و اندیشه ای در نقطه مقابل اندیشه غرب است. رساله ای که در پیش رو دارید کوشیده است تا مواضع امام خمینی (ره) رهبر آخرین انقلاب قرن بیستم را در قبال مسأله غرب مورد کنکاش قرار دهد. هر چند این رساله تلاش می کند تا موضوع را در چارچوب دیدگاه اول، تحلیل کند با این همه می کوشد آرای امام خمینی را در قبال تفکر و فرهنگ غرب به نمایش گذارد و تحلیلی واقع بینانه تر از آن به خواننده ارائه نماید.
انجمن معارف اسلامی ایران با تقدیم این اثر به خوانندگان گرانقدر از مؤلف محترم آن جناب آقای علی خالقی تقدیر کرده و برای ایشان آرزوی موفقیت دارد.
انجمن معارف اسلامی ایران

مقدمه

پس از ظهور تمدن جدید غرب و نفوذ و گسترش آن با دو رویه متفاوت - رویه دانش و کارشناسی شامل نوآوری در زمینه علوم مختلف و نواندیشی در شیوه های حکومتی و مسائل سیاسی و اجتماعی از یک سو و رویه استعماری از سوی دیگر - در جوامع شرقی از جمله ایران، مسئله چگونگی برخورد با این تمدن دو رویه، به یکی از مسائل مهم و اساسی این ملت ها تبدیل شد و آن ها را بر دو راهی انتخابی دشوار قرار داد؛زیرا از سویی خود را نیازمند بهره گیری از دانش و تجربه پیشرفته تمدن جدید غرب می دیدند و از سوی دیگر از سلطه استعماری آن گریزان بودند و حاضر به پذیرش سلطه استعماری غرب نبودند.
در میان متفکران و نخبگان سیاسی ایران نیز، که از زمان شکست ایران از روسیه ( 1218 ق. و 1243 ق.) به طور جدی با ضعف و فرودستی خود و برتری غرب و رشد عظیم علمی و پیدایش مدنیت جدید آنان مواجه شده بودند، چالشی دامنه دار بر سر چگونگی برخورد با تمدن جدید غرب و دستاوردهای آن، بروز کرد.
برخی از آن ها در این هنگامه راه جویی، مرعوب تمدن جدید غرب و پیشرفت های مادی آن گردیده، نسبت به هر آنچه خودی بود، دچار تردیدی هویت برانداز شدند و پذیرفتند که راهی جز پیوند با غرب، آن هم بدون هیچ دخل و تصرفی در آموزه های آن، پیش روی ایرانیان نیست. عده ای دیگر به انگیزه جلوگیری از اضمحلال هویت فرهنگی، دینی و ملی، و مقابله با سلطه جویی های استعماری غرب، به مقابله با هر آنچه غربی بود پرداختند و بستن همه درها را به روی آن توصیه کردند. در این میان، کسانی نیز بودند که در مواجهه با دو رویه تمدن جدید غرب، راه رهایی از سلطه و هیمنه غرب و نجات از فرودستی و عقب افتادگی را، نه در طرد و نفی مطلق غرب و نه در شیدایی و خودباختگی در برابر آن پنداشتند؛بلکه در بازیابی هویت اصیل اسلامی و برخوردی انتخابگر در برابر تمدن جدید غرب دانستند. به اعتقاد ما، امام خمینی (ره) این دیدگاه سوم را به بهترین وجه در تاریخ معاصر ساماندهی و تحقق بخشید. در پژوهش حاضر، برآنیم تا دیدگاه امام خمینی (ره) را به عنوان معمار نظام جمهوری اسلامی، درباره مسئله چگونگی برخورد با دو رویه تمدن جدید غرب، بررسی نماییم.
بررسی این موضوع از دیدگاه امام خمینی (ره) این دیدگاه سوم را به بهترین وجه در تاریخ معاصر ساماندهی و تحقق بخشید. در پژوهش حاضر، برآنیم تا دیدگاه امام خمینی (ره) را به عنوان معمار نظام جمهوری اسلامی، درباره مسئله چگونگی برخورد با دو رویه تمدن جدید غرب، بررسی نماییم.
بررسی این موضوع از دیدگاه امام خمینی (ره) از چند جهت حایز اهمیت می باشد:
نخست این که، تمدن جدید غرب همچنان به عنوان یک تمدن غالب با دو رویه پیشرفته و سلطه جویانه، بر شیوه های زندگی و تفکر ملت های دیگر تأثیر گذار می باشد؛بنابراین مواجهه با آن، هنوز یکی از مسائل ملل جهان شرق،، از جمله ملت های مسلمان می باشد.
دیگر این که، دیدگاه های امام خمینی (ره) به عنوان معمار نظام جمهوری اسلامی و راهکارهای ایشان در زمینه های مختلف سیاسی و اجتماعی، همواره یکی از منابع مهم و راهگشا برای اندیشمندان و فعالان سیاسی ایران تلقی می گردد، بنابراین، تبیین دیدگاه های ایشان در مواجهه با تمدن جدید غرب و مظاهر و دستاوردهای مختلف آن، می تواند مفید و راهگشا باشد.
فرض اساسی پژوهش حاضر در رسیدن به این مقصود، آن است که امام خمینی (ره) با شناخت دو رویه تمدن جدید غرب از یک سو و اصول پویای اسلام از سوی دیگر، گفتمانی را در مواجهه با غرب ساماندهی کرده است که بر اساس آن:
الف. اصول نو اندیشی غرب به صورت گزینشی پذیرفته می شود.
ب. علم و فن آوری غرب به عنوان ابزار و میراث بشری، قابل اقتباس دانسته می شود، به شرطی که در خدمت اهداف انسانی و اسلامی قرار گیرد.
ج. هر گونه سلطه جویی استعماری، نفی و طرد می شود.
برای بررسی این فرض اساسی خود، تلاش کرده ایم ضمن توصیف نظرات و دیدگاههای امام (ره) به تحلیل محتوای آن ها درباره چگونگی برخورد با دو رویه تمدن جدید غرب بپردازیم. برای رسیدن به این مقصود از روش جمع آوری اطلاعات و داده های کتابخانه ای بهره جسته ایم و تمام آثار نوشتاری و گفتاری امام (ره)، از جمله همه بیست و یک جلد صحیفه نور را از ابتدا تا انتها، مطالعه و فیش برداری کرده ایم و سعی کرده ایم بدون تحمل نظرات بیرونی خود، دیدگاههای ایشان را بدون تحریف، توصیف و تحلیل نماییم. برای نیل به این هدف، سابقه ظهور تمدن جدید غرب و نفوذ و گسترش آن در جوامع شرقی، از جمله ایران و وضعیت کلی ایران هنگام مواجهه با مظاهر جهان شمول آن و گفتمان های شکل گرفته در میان اندیشمندان و نخبگان سیاسی ایرانی در چگونگی برخورد با تمدن جدید و مظاهر و دستاوردهای آن و جایگاه گفتمان سیاسی امام خمینی (ره) را در این مواجهه بررسی کرده ایم. از آن جا که بخشی از فرض اساسی پژوهش حاضر این بوده است که برخورد امام خمینی (ره) با دو رویه تمدن جدید غرب، بر شناخت هر دو رویه آن مبتنی بوده است، ابتدا رویه نواندیشی و نوسازی تمدن جدید غرب و عناصر و مؤلفه های آن را از دیدگاه امام خمینی (ره) بررسی نموده، سپس در فصل سوم به تبیین ماهیت، اهداف، عملکرد و شیوه های نفوذ استعماری و سلطه جویانه غرب از دیدگاه ایشان پرداخته ایم.
پس از تبیین این دو رویه، در فصل چهارم، راهکار مواجهه با این دو رویه تمدن جدید غرب را از دیدگاه ایشان، که همانا بازگشت به اسلام و احیای ارزش های ثابت آن می باشد، بررسی نموده ایم. برای تبیین این موضوع، ابتدا نوع بازگشت مورد نظر امام (ره) را تبیین کرده، آنگاه قرائت ایشان از اسلام را نیز بررسی کرده ایم و راهکارهای مستنبط ایشان را از مبانی دینی در مواجهه با رویه سلطه جویانه و رویه نواندیشی، علمی و تکنولوژیکی غرب بیان کرده ایم.

فصل اول: ظهور تمدن جدید غرب در ایران و گفتمان های مواجهه با آن