فهرست کتاب


سرچشمه حیات

محمد امینی گلستانی

4 نهی از شستن میت با آب گرم

1. عن زرارة قال: قال أبی جعفر علیه السلام : لا یحسن الماء للمیت (769)
از امام باقر علیه السلام روایت کرده است که فرمود: برای میت آب گرم، نشود یعنی میت را با آب گرم نه شویند
2. عن ابی عبدالله علیه السلام قال: لا یسخن للمیت الماء لاتعجل له النار و لا یحنط بمسک (770)
امام صادق علیه السلام فرمود: برای میت آب گرم نشود؛ آتش را برای او عجله نکنید با مشک هم حنوط نشود
3. عن ابی جعفر علیه السلام و ابی عبدالله قال: لا یقرب المیت ماءا حمیما (771)
امامین صادقین علیه السلام فرمودند: آبگرم برای میت، نزدیک نکنند.

خاتمه

1. طینت و میثاق
2. دفع ستم از آب و آتش مسلمانها
در پایان ناگزیر از بیان مطالبی هستم که نوعی با آب ارتباط دارد و اطلاع یافتن از آنها خالی از فایده نمی باشد.

1 طینت و میثاق

مسئله طینت و میثاق و مسئله طینت مؤمن و کافر دو مسئله غامض و از مشکلات اخبار است که جریان حقیقی آن نزد خدا و رسول و اوصیاء طاهرین او می باشد.
خیلی ها کوشیده اند که در حل و تفسیر آن به نوعی خود را خلاص کنند اما غیر از یک دسته نظریه های مبهم و تاویلات دور از فهم و یا تفسیرهای نابجا نتوانسته اند چیزی در اختیار حقیقت پویان، و دانش جویان قرار دهند و نمی توانستند؛ چون دور از حیطه علمی و بزرگتر از وسعت فکری آنان بود.
علامه مجلسی رضوان الله تعالی علیه در بحارالانوار؛ (772) پس از درج احادیث و اخبار مربوط به دو مسئله فوق؛ کرارا از تفسیر آنها اظهار عجز می کند؛ و کسانی که در تاویل و تفسیر آنها به خود جرات داده و اظهار نظر کرده اند، به باد انتقاد گرفته و از این توجیه ها و توضیح ها ابراز نارضایتی می کند.
در ج 5، بحارالانوار، در بیان حدیث 6 باب 10 الطینة و المیثاق، می فرماید: ثم اعلم ان هذاالخبر و امثاله مما یصعب علی القلوب فهمه و علی العقول، ادراکه (773) بدان! این خبر و امثال آن از اخباری است که فهم آن برای دلها و درک آن بر عقلها سخت است
در جای دیگر می گوید:
اعل ان اخبار هذالباب من مشتبهات الاخبار و معضلات الآثار و لأصحابنا رضی الله عنهم فیها مسالک (774)
بدان که! اخبار این باب از مشتبهات اخبار و مشکلات آثار است، در حل آنها بر اصحاب ما، (خدا از آنها راضی شود)، راههای گوناگون است.
پس از آن، آراء و نظریات گروههای مختلف را ذکر کرده است؛ اما خودش نمی پسندد و باز در بیان حدیث 21 ج 67 ص 108 می فرماید: و هو من غوامض الاسرار آن واقعه از ناپیداترین و مشکل ترین اسرار است.
بالاخره در پایان بیان همان حدیث می گوید:
و اقول بناء هذه التاویلات علی امور لیست مخالفتها لاصول متکلمی الامامیه اقل من مخالفة ظواهر تلک الاخبار و قد تکلمنا فی امثال هذه الروایات فی کتاب العدل و کان ترک الخوض فیها و امثالها و رد علمها مع صحتها الی من صدرت عنه احوط و اولی کما قال مولانا امیرالمومنین علیه السلام (و قد سئل عن القدر). طریق مظلم تسلکوه و بحر عمیق فلا تلجوه و سر الله فلا تتکلفوه (775)
می گویم: بناء این تاویلات بر پایه هایی است که، مخالف آن پایه ها، یا اصول متکلمین امامیة، کمتر از مخالفت با ظاهر آن اخبار نیست. و در کتاب عدل در باره امثال این روایت سخن گفته ایم و ترک کردن خوض در آن و امثال آن با وجود صحیح بودن، رجوع کردن علم آنها به کسی که از او صادر شده، یعنی: به خود ائمه علیه السلام مقرون به احتیاط و اولی است؛
چنانکه مولایمان امیرمؤمنان علیه السلام در جواب کسی که از مسئله قدر سوال کرد؛ فرمود: راه تاریک است در آن نروید؛ دریای ژرف است، وارد نشوید، سر خداست، بخود زحمت ندهید
همانطور که در مقدمه این کتاب به عرض رسید؛ اخبار و احادیثی که از پیشوایان و بزرگان دین صادر شده است. اگر قابل فهم بود چه بهتر، و در صورت صحت آنها اگر از فهم آن عاجز ماندیم، و یا با مذاق فهم ما تطبیق نکرد، ردش نکنیم به مقام انکار نیاییم، بلکه عملش را به خود رسول خدا و اوصیاء گرامیش محول کنیم.
1. عن ابی عبدالله علیه السلام قال: ان الله عزوجل خلق ماءا اعذبا فخلق منه اهل طاعته و جعل ماء مرا فخلق منه اهل معصیته ثم امرهما فاختلطا فلولا ذلک ما ولد المؤمن الا مؤمنا و لا الکافر الا کافرا (776)
امام صادق علیه السلام فرمود: خدای عزوجل آب سرد و گوارایی را آفرید و اهل طاعتش را از آن ایجاد نمود و آب تلخی خلق کرد اهل معصیت را از آن به وجود آورد سپس امر کرد آن دو آب به هم مخلوط شدند، اگر این ترکیب یافتن نبود از مؤمن غیر از مؤمن و از کافر غیر از کافر متولد نمی شد.
2. اسحاق سبیعی: از امام محمد باقر علیه السلام و امام جعفر صادق علیه السلام روایت می کند که آن حضرتها فرمودند: در ابتداء آفرینش، خداوند زمین را و طینتی را آفرید، و آن را شکافته آبی بیرون آورد؛ و آن آب را هفت شبانه روز بر آن زمین و طینت جاری ساخت. سپس آب را قطع کرد، و از خالص آن طینت، مقداری برداشت. و آن طینت ائمه علیه السلام است.
سپس از قسمت پائین آن طینت قبضه دیگر گفت. آن هم طینت ذریه امامان و شیعیان آنهاست. اگر طینت شما را مانند طینت ما، به حال خود واگذاشت، ما و شما یکسان می شدیم.
عرض کردم: پس با طینت ما چه کرد فرمود: خداوند دوباره زمین خشک و بایری آفرید، سپس از آن زمین، آب تلخی بیرون آورد و هفت شبانه روز آن آب را، بر آن زمین جاری ساخت، آب را قطع کرد باز از خالص آن طینت، که طینت ائمه کفر است یک مشت برداشت. اگر آن را به حال خود رها کرد، هیچ یک از آنها نه شهادتین، می گفتند و نه حج و عمره به جا می آوردند؛ نه زکات می دادند و نه صدقه. نه عمل خیری. از آنها سر می زد.
سپس طینت، شیعیان ما را، با طینت دشمنان ما مخلوط کرد؛ و مانند چرم آن را کشید؛ مقداری از این و مقداری از آن را برگرفت و فرمود: این برای بهشت است ترسی ندارم، و این هم برای جهنم است از هیچ کس نمی ترسم؛ سپس آن دو طینت را با هم طی مخلوط کرد.
اگر از هر مؤمنی، خشونت و بد خلقی و گناه و اعمال سیئه ببینی، از آن زمین شوره زار است که، از طینت ناصبی مخلوط شده، و هر خوش اخلاقی و خوشرویی و شادابی و روزه و نماز که از ناصبی ها می بینی، از آن زمین است که از طینت مومن به او ممزوج شده است. (777)
مشابه این حدیث با عبارت های گوناگون و مطالب متفاوت از ائمه اهل بیت علیه السلام فراوان است؛ در خلال چند حدیث، از زمین های یاد شده به صورت بالا نام می برد و در ضمن حدیث مفصلی فرمود:
3. یا ابراهیم! هذا الآیة الذین یجتنبون کبائر الا ثم و الفواحش الا اللمم ان ربک واسع المغفره هواعلم بکم اذا انشأکم من الارض (778)
أتدری ما هذه الارض؟ قلت: لا قال: اعلم! ان الله عزوجل خلق ارضا طیبة طاهرة و فجر منها ماء عذبا زلالا فراتا سائغا، فعرض علیها ولایتنا أهل البیت فقبلتها، فاجری علیها ذلک الماء سبعة ایام.
ثم نضب عنها ذلک الماء بعد السابع، فأخذ من صفوة ذلک الطین طینا، فجلعه، طین الائمه علیه السلام ثم أخذ جل جلاله ثفل ذلک الطین، فخلق منه شیعتنا و محبونا من فضل طینتنا، فلو ترک یا ابراهیم طینتکم کما ترک طنتنا لکنتم أنتم و نحن سواء (779)
امام محمد باقر علیه السلام در جواب سؤال ابواسحاق ابراهیم لیثی که، در ضمن روایت مفصلی، از امام پرسیده است که، چرا از شیعیان شما اعمال ناشایست و رفتار بد و از دشمنان رفتار خوب و خوشرفتاری و غیر آن که دیده می شود؟ فرمود:
یا ابراهیم! این آیه را بخوان! الذین یجتنبون تا آخر آیه، آیا می دانی این زمین که در این آیه ذکر شده چیست؟ عرض کردم نه فرمود: بدان که خدای عزوجل زمین طیب و طاهری آفرید و آن را شکافته آب سرد و زلال و سفید و گوارایی بیرون آورد، سپس ولایت ما اهل بیت را به آن عرضه داشت آن هم پذیرفت.
پس آن آب را بر آن زمین، هفت روز جاری ساخت، و آن آب را پس از هفت روز قطع کرد، از خالص آن گل، گلی اخذ کرد و آن را طینت ائمه علیه السلام قرار داد؛ و آفرینش دوستداران ما از زیادی طینت ما است، ای ابراهیم! اگر طینت شما را مثل طینت ما به حال خود رها کرد ، شما هم مثل ما می شدید.
عرض کردم یا رسول الله! پس خدا با طینت ما چه کرد؟ فرمود: طینت شما را مخلوط کرد اما طینت ما را با هیچ چیز ترکیبی نداد، عرض کردم: ای پسر رسول خدا! طینت ما را به چه چیزی مخلوط کرد!...
فرمود: خدای عزوجل زمین شوره زار خبیث و بدبویی آفرید و در آن زمین چشمه آب شور و تلخ و ناگواری را شکافت، ولایت امیرمؤمنان علیه السلام را به او تکلیف کرد و آن هم پذیرفت، هفت، روز آن آب را در آن زمین شوره زار جاری ساخت، و بعد از هفت روز خشک کرد، از کدر، محل تیره آن یک مشت گل بدبوی خبیثی برداشت، امامان کفر و طاغیان فاجر را از آن آفرید، سپس بقیه آن گل را با گل شما مخلوط کرد، اگر گل آنها با گل شما مخلوط نمی شد، ابدا از آنها کار خوب به عمل نمی آمد، نه امانتی را ادا می کردند، و نه شهادتینی می گفتند، نه روزه و نماز و نه حجی به جا می آوردند، و نه در صورتها به شما شبیه می شدند. ای ابراهیم! برای مومن چیزی از این بزرگتر نیست که صورت خوبی را در هیکل دشمن خدا به بیند و او نداند که، آن صورت زیبا از گل مومن و مخلوط شدن آن است.
ای ابراهیم! سپس آن دو گل را با آب اول و دوم ممزوج کرد، پس آنچه که از شیعیان ما از ربا، زنا، لواط، خیانت، شرب خمر، ترک نماز و زکاة و حج و جهاد می بینی همه آنها از دشمنان ناصبی ماست، و از مخلوطی گل آنها و اثرات آن است حج، جهاد، و اعمال خوب و شایسته که در دشمنان ناصبی ما می بینی، همه از اثرات مخلوطی گل مومن با اوست. (780)
این روایت را در کتاب شریف بحارالانوار: ج 5 و ج 67 با راویها و عبارتهای گوناگون از کتابهای مختلف روایت کرده است؛ چون روایت، مفصل بود، مخصوصا روایت علل الشرایع که، آخرین روایت کتاب علل الشرایع مرحوم شیخ صدوق هم است. و روایت احمد بن محمد کوفی تفصیل زیادی داشت، برای رعایت اختصار به همین اندازه کفایت کردیم .
در این روایات با کلمه آب که علت به وجود آمدن آدم و انسانهای خوب و بد از آن بوده، اشاره شده است؛ به آن مناسبت؛ دو حدیث فوق در این کتاب درج گردید
ولی مفهوم و درک حقیقت آن، بالاتر از میزان کشش فکری و علمی، اشخاص معمولی و عادی می باشد.