فهرست کتاب


سرچشمه حیات

محمد امینی گلستانی

4 نهر سیحون و جیحون

در روایات از دو نهر با نام سیحان و جیحان در ردیف آب فرات به خوبی یاد شده است، این دو نهر از أنهار معروف است.
در تعریف این دو نهر روایات به دست ما رسیده است که در فصل فرات تحت شماره 6 و 11 و 16 و در فصل آب زمزم تحت شماره 7 همین بخش ذکر گردید، برای رعایت اختصار، از تکرار آنها خودداری می نمائیم.
آمودریا - یا جیحون که مهمترین رود منطقه است، از یخچالهای پامیر سرچشمه می گیرد، و پس از دریافت شاخه های مانند پنج که مرز افغانستان و شوروی به شمار می رود و وخش، وارد بیابانهای کم عاره می شود و در بستر پهنی که از هر سوی آن آبراههای چندی برای بهره برداری کشاورزی جدا می شود، جریان پیدا می کند، و سرانجام باقیمانده آبهای آن از دلتای پهناوری می گذرد و به آرال می ریزد.
سیر دریا - یا سیحون از کوههای پربرف تیان شان بر می خیزد و از لحاظ مقدا و عرض و عمق کوچکتر از آمودریاست. این رود دره معروف فرغانه را سیراب می سازد و همانند آمو به آرال می ریزد. در جنوب و جنوب شرقی آسیای میانه جمهوری های تاجیکستان و قرقیزستان، جای دارد که تماما در منطقه کوهستانی تیان شان، آلای و پیش کوههای پامیر واقع است، شبکه های آبی این دو جمهوری را بیشتر سر شاخه های آمودریا و سیر دریا تشکیل می دهد. (748)

5 نهر، دجله و بلخ

دجله به طول 1900 کیلومتر و وسعت حوزه آن 375000 کیلومتر 2: بسی کمتر از فرات است. این رود از دامنه های توروس شرقی در ترکیه سرچشمه می گیرد و پس از دریافت شاخه های چندی در شمال موصل وارد خاک عراق می شود.
طول این کشور را در مسیری تقریبا به موازات فرات تا برخورد 2 رود، طی می کند. بر خلاف فرات که در عراق شاخه قابل ذکری به آن نمی پیوندد، رود دجله چندین شاخه از زاب صغیر، زاب کبی، دیاله، و کرخه، که همه آنها از دامنه های غربی زاگرس بر می خیزد و بخش مهمی از آب حوضه های
غرب ایران را به عراق صادر می کند.
زندگی و اعتبار کنونی عراق همانند سودان و مصر که به نیل وابسته است، به رودهای فرات و دجله بستگی نزدیک دارد و در نتیجه وجود همین رودها بوده است که نه تنها تمدنهای بابل و کلده در زمانهای گذشته، بلکه مراکز بزرگ و تمدن و فرهنگ اسلامی در دورانهای مختلف در این سرزمین پدید آمده است؛ (749)نهر بلخ اگر همان نهر جیحون باشد در روایات 11، 15، 16 فرات از او به خوبی نام برده شده است؛ و همچنین نهر دجله که باز در همان روایت مجمع البیان از ابن عباس از جمله نهرهای بهشتی محسوب شده؛ از آبهای محمود و ممدوح به حساب آمده، در ردیف آب فرات ذکر گردیده است؛ و نیز مورد احترام می باشد .
و اما احادیث دیگر
عن ابی بصیر عن ابی عبدالله علیه السلام قال: نهران مومنان و نهران کافران، نهر بلخ و دجلة و المؤمنان نیل مصر و الفرات فحکنوا اولادکم بماالفرات (750)
ابی بصیر از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که آن حضرت فرمود: دو نهر مؤمن و دو نهر کافر است کافرها دجله و نهر بلخ و مومن ها رود نیل مصر و فرات است، پس اولادتانرا با آب کام بردارید.
این حدیث به ظاهر دجله و نهر بلخ را مذمت نموده است، اما توضیحی در (النهایة) ابن اثیر جزری هست، تقریبا مشکل را حل می کند ، او می گوید:
این نهرها را به عنوان مومنان و کافران ذکر کرده است؛ شاید بدین جهت باشد که آب نیل و فرات بدون زحمت و بی خرج به دست مردم می رسد و در سطح زمین جاری شده و سیراب می کند، مانند مؤمنین که نفعشان بی زحمت به همه می رسد، بر خلاف آندوی دیگر که با مخارج زیاد در دسترس مردم قرار می گیرد.

6 رود نیل

رود نیل طویل ترین رود جهان به درازای تقریبی 6700 کیلومتر در حاشیه شرقی صحرای بزرگ آفریقا قرار گرفته است و در حوضه ای به وسعت 2870000 کیلومتر 2 از مرتفعات و دریاچه های شرقی آفریقا در حدود 50 عرض جنوبی سرچشمه جنوبی و در اطراف 310 عرض شمالی به دریای مدیترانه می ریزد و خود در طول یک دهم محیط زمین جریان دارد حوضه آبی این رود بخشهایی از کشورهای تانزانیا، بوروندی، رواندا، کنیا، اوگاندا، اتیوپی و تمامی وسعت سودان و مصر را در بر می گیرد ولی در سودان و مصر است که حیات اقتصادی و وجود سیاسی این دو کشور بدان بستگی دارد، به دیگر سخن سودان و مصر هر چه دارند از نیل دارند. (751)
درباره رود نیل مصر روایت بر دو گونه صادر شده است، یک دسته آن را مورد تعریف و مدح قرار داده است مانند روایات شماره 16، 15، 16، فصل 2 آب فرات و شماره 7 فصل آب زمزم و روایت 1 فصل 4 به تعریف و تمجید آن تصریح کرده است.
اما حدیث دیگر
1. قال علی بن ابی طالب علیه السلام ماء نیل مصر یمیت القلب و لا تغسلوا رؤسکم من طینها، فانها تورث الزمانة و الدیاثة (752)
امیرمومنان علیه السلام فرمود: آب نیل مصر دل را می میراند، سرتانرا، با گل آن نشوئید، چون سبب زمین گیری و دیوثی بی غیرتی می شود.
2. عن الصادق علیه السلام تفجرت العیون من تحت الکعبة و ما نیل یمیت القلوب و الاکل فی فخارها و غسل الراس بطینها یذهب بالغیرة و یورث الدیاثه (753) از امام صادق علیه السلام است، چشمه ها از زیر کعبه شکافته شد،خوردن در ظروف سفالی آن و شستن سر با گل آن غیرت را می برد و بی غیرت می کند.
قال الحر العاملی ره یکون المراد انه یذهب قسوة القلب و یحصل منه اللن و الخشوع و رقة القلب فیکون مدحا له و یمکن حمله علی الکراهة و الأول علی الجواز (754) حر عاملی رحمةالله علیه می فرماید. ممکن است از جمله (یذهب بالغیرة) منظور این باشد که قساوت قلب را از بین می برد و به جای خشونت، ایجاد نرمش و خشوع می کند، در این صورت این احادیث، تعریف و تمجید از آن است. و ممکن است آن را به کراهت و اولی را به جواز حمل کنیم.
علامه مجلسی - رضوان الله علیه می گوید: و اما نیل، شاید شقاوت اهل آن به خاطر بدی خاطر خاک مصر باشد؛ چنانچه در اخبار است فلوجری فی غیره لم یکن کذالک (755) اگر در غیر از خاک مصر جاری شده بود این طور نمی شد.
البته تاثیر آب و هوا و خاک هر منطقه از کره زمین، در اخلاق، آداب، فرهنگ حتی در خلقت انسان و حیوان همان منطقه غیر قابل انکار است، با تجربه ثابت شده است که: انسانهای یک منطقه، خون گرم و شجاع و غیرتمند و در عین حال با گذشت هستند، ولی منطقه دیگر، درست نقطه مقابل آن است، منطقه ای سفید پوست و دیگری سیاه پوست، جایی انسانهای سالم و چاق و خوش تیپ دیگری غیر آن.
پس، تاثیر خاک در ساختمان و ساختار بدن انسانها در موضع قدرت می باشد، اگر سفرهایی به اقصی نقاط کره زمین و یا مناطق مختلف آن کرده و با اهالی و ساکنین آنها تماس نزدیک داشته باشیم، تفاوت فاحش و فوق باور نکردنی را می بینیم.
در محلی به خاطر نگاه گوشه چشمی به ناموسی کسی برابر است با از دست دادن جان عزیز خویش؛
اما در محل دیگر از هر گذرگاهی عبور کنی به طور آشکار دعوت به افت و خیز می کنند؛
در منطقه ای انسانها نترس، قوی دل و روح نیرومند و در دیگری ترسو، ناتوان، و ضعیف می باشد.
پس اخبار و احادیث به واقعیت نظارت دارد؛ حالا آن واقعیت ها و حقیقت ها چه باشد والله العالم بالسر والخفیات. خداوند دانای اسرار و رازها است.