فهرست کتاب


سرچشمه حیات

محمد امینی گلستانی

بخش 7 احکام ادرار کردن بر آب

ادرار کردن بر آب یکی از مسائلی است که، شایسته است از ابعاد مختلف مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
بهداشتی، اخلاقی، شرعی و روائی. 1. بهداشتی
بر هیچکس پوشیده نیست که، بول، یکی از پلیدیهای مملو از انواع میکروبها است. هیچ صاحب علم و عقل اجازه نمی دهد، آن را با مایعاتی که مورد استفاده انسانهاست، مخلوط کرده، و تولید امراض گوناگون نماید؛
البته این بحث از موضوع کتاب ما خارج است باید، متخصصین فن در این باره اظهار نظر کرده و مورد بررسی قرار دهند، ولی به طور خلاصه آلوده کردن مواد غذایی را، هیچ طب و یا طبیبی اجازه نخواهد داد.
2. أخلاقی:
هیچ عقل سلیم نمی پذیرد آب که مایه حیات است، با ادرار کردن، آن را، آلوده و فاسد نمایند و هیچ صاحب وجدانی به خود اجازه نخواهد داد، با ادرار کردن بر آب موجب زیانهای خطرناک و ضررهای غیر قابل جبران باشد.
3. شرعی و روائی:
آبها از نظر شرعی احکام مخصوص به خود را دارد، در کتابهای فقهی مخصوصا در رساله های عملیه فارسی، توضیح المسائل ها، مشروحا بحث شده است، ما نیز در بخش 3، انواع آبها به طور اختصار بیان کردیم.
اما از نظر روایی که مورد، توجه ماست، در فصول آینده مطالب گوناگونی را از لا به لای روایات بیرون کشیده و از نظر خوانندگان گرامی، می گذرانیم.

1 به آب ادرار نکن!

1. ونهی النبی صلی الله علیه و آله عن دخول الانهار الا بمئرز و قال ان للماء اهلاو سکانا (681)
پیغمبر صلی الله علیه و آله از داخل شدن بر نهرها، بدون زیر پوش نهی کرد و فرمود: در آب اهل و ساکن شوندگانی وجود دارند.
2. وکره دخول الانهار الا بمئرز وقال: فی الانهار عمار و سکان من الملائکه (682) رسول خدا فرمود: بدون لنگ وارد شدن به نهرها مکروه، است، و فرمود: در نهرها عمار و سکانی از ملائکه هست.
3. در حدیث ابی سعید دینار بن عقیما التیممی گذشت، که به حسنین علیه السلام عرض کرد: أفسدتما، الازارین، زیر پوشهایتان را فاسد کردید، فرمودند: یا اباسعید! فسادالازارین (683) احب الینامن فسادالدین ان للماء اهلا و سکانا (684)
ای اباسعید! فاسد شدن زیر پوشها برای ما بهتر است، از فساد دین مان، (باید بفهمی که) در آب اهل و سکانی هست) (نباید با کندن زیر پوش به آنها بی احترامی کرد) به بخش 6 فصل 25 حدیث 6 صفحه 302 مراجعه شود.
در این روایتها، حتی بدون لنگ و ساتر عورتین، اجازه ورود به آب را نمی دهد. ادرار کردن به طریق اولی مجاز نمی باشد.

2 نهی از ادرار به آب راکد!

شیخ کفعمی رحمت الله علیه می گوید: در کتاب بعضی از اصحاب ما، مطلبی دیدم خلاصه اش این است: مردی به خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض کرد ای رسول خدا! من غنی بودم فقیر شدم؛ صحیح بودم مریض شدم؛ میان مردم مقبول بودم مبغوض شدم، بر دلهای آنها سبک بودم سنگین شدم، شادمان بودم همها برایم رو آورد؛ و زمین با وسعتی که دارد؛ برایم تنگ شده است، تمام روز را در طلب رزق می گردم چیزی گیرم نمی آید، که خودم را سیر کنم، گویا نام من از دیوان ارزاق محو شده است پیغمبر، فرمود:
یا هذا لعلک تستعمل مثیرات الهموم فقال: و ما مثیرات الهموم؟ ای شخص! شاید تو چیزهایی که همه را بر می انگیزاند، انجام می دهی! عرض کرد: آنها چیست؟ فرمود:
1. نشسته عمامه گذاشتن
2. ایستاده شلوار پوشیدن
3. با دندان ناخن گرفتن
4. با دامن صورت را خشک نمودن
5. در آب ایستاده راکد ادرار کردن
6. دمر خوابیدن. عرض کردم هیچ یک از این کارها را انجام نمی دهم، فرمود: از خدا بترس و دلت را پاک و خالص کن! و با این دعا که یادت می دهم، خدا را بخوان و آن دعای فرج است. پس آن مرد با خلوص نیت، دعا کرد، به بهترین حالاتش برگشت، دعا این است.
بسم الله الرحمن الرحیم
الهی طموح الامال قد خابت الالدینک و معا کف الهم قد تعطلت لا الیک، (685) و مذاهب العقول، قد سمت الا الیک، فانت الرجاء و الیک المتلجاء یا اکرم مقصود و یا اجود مسئول هربت الیک بنفسی، یا ملجا الهاربین باثقال الذنوب احملها علی ظهری ولا اجد لی الیک شافعا سوی معرفتی بانک اقرب من لجاء الیک المضطرون و امل ما لدیه الراغبون یا من فتق العقول بمعرفته و اطلق الالسن بحمده و جعل ما امتن علی عباده کفاء لتادیة حقه اللهم صل علی محمد و آل محمد، و لا تجعل للهموم علی عقی سبیلا و لا للباطل علی عملی، دلیلا اللهم انک قلت فی محکم کتابک المنزل علی نبیک المرسل علیه و آله السلام کانوا قلیلا من اللیل ما یهجعون و بالاسحارهم یستغفرون طال هجوعی و قل قیامی و هذا السحر و انا استغفرک لذنوبی، استغفار، من لا یملک لنفسته نفعا و لا ضرا و لا موتا ولا حیاتا، و لا نشورا (686)
سپس کفعمی این جمله را اضافه کرده است، و افتح لی خیرالدنیا، والاخرة یا ولی الخیر (687)