فهرست کتاب


سرچشمه حیات

محمد امینی گلستانی

24 هر کس با داشتن آب و زمین فقیر شود

عن ابوجعفر علیه السلام عن ابیه علیه السلام : قال کان امیرالمؤمنین علیه السلام یقول: من وجد ماءا و ترابا ثم افتقر فأبعد الله (663)
امام محمد باقر علیه السلام از پدر بزرگوارش علیه السلام روایت می کند امیرمؤمنان علیه السلام می فرمود: هر کس آب و خاک پیدا کند، سپس فقیر و ندار شود، خدا او را از رحمت و فضل و کرم خویش دور ساخته است، یا خدایش از رحمت دور کند، توضیح حدیث شریف این است که: همه چیز از آب و خاک تولید می شود، انسان هر گونه زندگی را طالب باشد، همان را با استفاده از آب و خاک تامین کند.
مگر نه این است که نان و میوه جات گوناگون و صیفی جات مختلف و درختان بی شمار و غیر آن همه از آب و خاک به وجود می آیند؛
پس هر کس این دو نعمت الهی را در اختیار دارد اما بی چیز زندگی می کند، یا تنبل و بی کار است، یا خدایش او را از خودش دور ساخته است.

25 تاثیر آب گوگردی در بیماریها

عن ابی عبدالله علیه السلام قال: نهی رسول الله صلی الله علیه و آله عن الاستشفاء بالعیون الحارة التی تکون فی الجبال التی توجد منها رائحة الکبریت فانها من نوح جهنم (664)
از امام صادق علیه السلام روایت است که رسول خدا صلی الله علیه و آله: شفا خواستن از چشمه های گرمی که در کوهستانها است، بوی کبریت می دهد نهی کرده و فرمود: آنها از شدت غلیان جهنم است
2. عن ابی عبدالله علیه السلام ان النبی صلی الله علیه و آله نهی ان یستشفی بالحمات التی توجد فی الجبال (665)
امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا استشفاء کردن از آبهای گرم کوهستانی را نهی فرمود.
3. مستعد بن صدقة عن ابی عبدالله علیه السلام قال: نهی رسول الله صلی الله علیه و آله عن الاستشفاء بالحمات و هی العیون الحارة التی تکون فی الجبال توجد فیها روائح الکبریت فانها من نوح جهنم (666)
مسعدة بن صدقه از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که آن حضرت فرمود: رسول خدا استشفاء از چشمه های گرمی که در کوههاست و بوی گوگرد از آن می آید نهی کرد؛ فرمود: آنها از شدت غلیان جهنم است.
عن عبدالله بن سنان عن ابی عبدالله علیه السلام قال: ان نوحا لما کان فی ایام الطوفان دعا المیاه کلها فاجابته الا الماء الکبریت والماء المر فلعنهما (667)
عبدالله بن سنان از امام صادق علیه السلام روایت می کند: نوح علیه السلام در ایام طفان آبهای را صدا زد و همه آنها را جواب دادند مگر آبهای گوگردی و تلخ که به هر دوی آنها لعنت کرد نفرین نمود.
عن ابی عبدالله قال: کان ابی یکره ان یتداوی بالماء المر و بالماء الکبریت و کان یقول ان نوحا علیه السلام لما کان ایام الطوفان دعاالمیاه فاجابته کلها الا الماء المر و ماء الکبریت، فدعا علیهما و لعنهما (668)
امام صادق علیه السلام فرمود: پدرم از مداوا با آب تلخ و گوگردی کراهت داشت، و می فرمودند: نوح علیه السلام زمانی که روزهای بود آب ها را می خواست همه آبها اجابت کردند، مگر آب ترش و آب کبریت که، بر آنها نفرین و لعن کرد.
6. ابی سعید دینار بن عقیما التیمی می گوید: بر حسین و حسن علیه السلام گذشتم، دیدم آنان با زیر پوشهای خود آب تنی می کنند، عرض کردم ای فرزندان رسول خدا زیر پوشهایتان را خراب کردید
فرمودند: خراب شدن زیر پوش برای ما بهتر است، از خراب شدن دین مان؛ زیرا در آب همانند خشکی اهل و ساکن شوندگانی هست (نباید با لخت شدن کامل آنها را تحقیر کرد؛)
سپس پرسیدند: کجا می روی عرض کردم: در این محل آب ترشی هست اشاره به آب ترشی که در آن محل بود کردم گفتند کدام آب؟! عرض کردم، آب ترشی هست که با نوشیدن آن بدن سبک می شود؛ و حرارت از بدن بیرون می رود؛ و شکم را نرم می کند؛ فرمودند: ما گمان نمی کنیم، خدا آبی را که لعنت کرده در او شفا قرار دهد!
عرض کردم: چطور؟ فرمودند: خدای تبارک و تعالی، وقتی که قوم نوح، او را غضبناک کردند، آب آسمانها را گشود و مثل ناودان ریخت، پس وحی کرد به زمین که چشمه های فوران کند، پس چشمه های که عصیان و نافرمانی کردند، آنان را لعنت کرد و تلخ شدند. (669)
در روایت حمد ابن سلیمان کن: شبیه این حدیث است فرمود: یا اباسعید آیا سوی آبی می روی که هر روز سه مرتبه، ولایت ما را انکار می کند خدای عزوجل ولایت ما را به آبها عرضه کرد، هر آبی که پذیرفت، شیرین و گوارا و پاکیزه شد، هر کدام از آنها که انکار کرد او را تلخ و شور قرار داد. (670) آب بد و مضر آب نیزار و آبی است که از معادن گوگرد و برکه های ساکت و چاه و مثل آن باشد (671)
(در بخش 4 فصل 25 ، به بعد بعضی روایتهای مناسب این فصل گذشت).
گفتنی است که مردم این زمان، در هر گوشه ای از کوهها و کوهپایه ها، آب گرم وجود داشته باشد، رو می آورند، و از آنها استفاده می کنند، اعتقاد کامل دارند بر اینکه آبگرمها داروی رماتیسم و پا درد و سینه درد و درد چشم و غیر آن می باشد، حتی تاثیر بعضی از آبگرمها مانند (آبگرم زردآبه (سردابه) را به از بین بردن بیماری زردی (یرقان) اعجازآمیز می دانند.
در محلهای مختلف که آبگرم، وجود دارد، بر سر در آنها تابلوهایی با مضمونهای بالا، نصب کرده اند که نظر مشتریان را جلب می کند.
ولی توجه داشته باشید اگر اسناد روایات گذشته مقرون به صحت باشد اگر درمانی این گونه آبها مورد تردید قرار می گیرد؛ البته مورد نفی روایات فقط جنبه طبی و پزشکی آبهای گوگردی است، نه استفاده کردن گوناگون از آنها که، یک نوع تسکین دهنده آلام روحی و تنوع در زندگی است؛
چون بیشتر آبگرمها در دامنه کوهها و جاهای خوش آب و هوا قرار گرفته است، مخصوصا آبگرمهای ایران که در دامنه کوه سبلان استان اردبیل است، مانند سرعین، سردابه، قوتورسویی، شابیل و آب گرم خلخال، در راه اردبیل به خلخال و آبگرمهای برجلو، سقزچی، قینرجه و آب گرم ایلانجق که در اطراف شهرستان نیر واقع است.
و همچنین آب گرم های دامنه دماوند و آبگرمهای محلات و آب گرم بستان آباد و غیر آنها که در ارتفاعات و ییلاقها قرار گرفته است.
مردم با فراغت خاطر و خیال آسوده در این مناطق حضور یافته از غذاها و آبها و هواهای طبیعی و خوب آن محلها، استفاده کرده و دردهای شهرنشینی خود را فراموش می کنند.
به طوری که می دانیم، حرارت و گرما، درد را تسکین می دهد. وقتی که مسافرین به آبگرمها روی می آورند و در آنها استحمام می کنند، در اثر گرمای آبها، تخفیفی در دردها و امراض مختلف مخصوصا در امراض جلدی آنان حاصل می شود، و بسیاری از مردم، پذیرفته اند که شفاهای مختلف در این نوع آبها نهفته است، این گونه اعتقادها (همان طور که در گذشته گفته شد) خود یک نوع کمک درمانی و تسکین دهنده است، اما واقعیت چیست؟ آیا رهبران دین می خواستند مردم در همچون محلهایی تجمع نکنند. و صاحبان امراض گوناگون، بیماران صعب العلاج، با آب تنی کردن در این آبها، مرضهای خود را به دیگران انتقال ندهند.
یا اینکه بعلت قرار گرفتن آبگرمها روی محلهای آتشفشانی که هر لحظه ممکن است شروع به فوران کرده خسارتهای جبران ناپذیری به بار آورد، خواسته اند، با پرهیز دادن استفاده از آنها، امنیت مردم را تضمین کنند.
یا با لخت و عریان شدن، منظره های زشت و زیبای زن و مرد آشکار نشود. و یا از برخورد افکارهای مختلف انحرافی جلوگیری کنند. و دهها ماسئل دیگر، خدا می داند و محرمان اسرار خدا که فقط ما می توانیم بگوئیم انه عالم بحقائق الامور همانا او به حقیقت کارها، دانا است

26 نوشیدن آب با سبیل بلند!

رعایت بهداشت، در تمامی خوردنیها و نوشیدنیها لازم و ضروری است. اگر موی سبیل بلند باشد، به ناچار با خوردنیها مختلف تماس خواهد داشت، اگر شخص دودی و سیگاری باشد؛ سبیلهای مبارکش، از دود سیگار پوشیده و آلوده خواهد شد که در موقع نوشیدن آب با آب تماس پیدا کرده و میکروبهای مختلف به آب انتقال یافته دوباره به درون بدن او بر می گردد. بدین جهت، در دین اسلام از نوشیدن آب با سبیل بلند نهی شده و مورد مذمت قرار گرفته است.
سبیل بلند از جمله چیزهای نکوهش شده است. به طوریکه امیرمؤمنان علیه السلام در بیان صفات لشگر بنی مروان می فرماید: قوم حلقواللحی و فتلوا الشوارب (672)قومی اند که ریش خود را می تراشند و سبیلهایشان را تاب می دهند.
سبیل بلند از نظر پزشکی هم پسندیده نیست. پس دقت فرمایید که از قدیم گفته اند که الشارب بالشارب کالشارب (673) هر کس با سبیل بلند آب بنوشد مانند کسی است که شراب بنوشد (آشامنده با سبیل مانند آشامنده مشروب است!) مخفی نماند! این تشبیه ها و سخت گیری ها بیشتر به خاطر حفظ بهداشت خود و اجتماع می باشد که باید پرهیز کرد و گرنه هیچوقت گناه آب نوشیدن با سبیل بلند با گناه شرابخواری، در کفه ترازو مساوی نخواهد بود.
1. قال النبی صلی الله علیه و آله: لا یطولن احدکم شاربه فان الشیطان یتخذه جنة یستتربه (674) رسول خدا فرمود: هرگز کسی سبیلش را بلند نکند؛ چون شیطان آن جا را برای خود پناهگاه سپر استتار قرار می دهد.
2. امام صادق علیه السلام فرمود: احفواالشوارب و اعفواللحی و لا تتشبها بالیهود (675) سبیلها را کم و ریشها را پر پشت کنید، خود را همانند یهودیها نکنید.
3. رسول خدا فرمود : ان المجوس جزوالحاهم و فرو شواربهم و انا نحن نجز الشوارب و نعفی اللحیه و هی الفطرة (676)
مجوسیها ریشهایشان را کندند و سبیل ها را پر پشت کردند، ولی ما سبیل را کنده و ریش ها را زیاد می کنیم، و آن فطرت است
4. امام صادق و امیرمومنان علیه السلام فرمودند: اخذالشارب من الجمعة الی الجمعة امان من الجذام (677) گرفتن سبیل از جمعه تا جمعه دیگر، امان از مرض جذام است
5. من الحنیفیة قص الشارب (678) کوتاه کردن سبیل از دین حنیف ابراهیمی است
6. من السنن فی الراس قس الشارب (679) از سنت های سر، کوتاه کردن سبیل است، البته درباره کم کردن سبیل احادیث زیاد است به همین اندازه کفایت می کنیم، نظر استشهادی بود بر اینکه، بلندی سبیل چه اندازه، نکوهش شده و کوتاه کردنش مورد، تمجید قرار گرفته است، حتی آن را مطابق قطره و یا دین حنیفیه قرار داده است.