فهرست کتاب


سرچشمه حیات

محمد امینی گلستانی

7 درمان با آب و شکر

یحیی بن بشیر النبال قال: قال ابوعبدالله: لابی: یا بشیر! بای شی ء تداوون مرضاکم قال بهذه الادویة المرار فقال: لا اذا مرض احدکم فخذ السکر الابیض فدقه فصب علیه الماء البارد، فاسقه ایاه فان الذی جعل الشفاء فی المرارة قادر ان یجعله فی الحلاوه (622) یحیی بن بشیر نبال گفت: ابوعبدالله علیه السلام گفت: از پدرم پرسید: با چه چیزی بیمارانتان را مداوا می کنید؟ عرض کرد: با این داروهای تلخ، فرمود: نه این کار را نکنید هر وقت کسی از شماها مریض دهید تا بنوشد، خدایی که شفا را در تلخها قرار داده قادر است در شیرین ها نیز قرار دهد.
2. در فقه الرضا علیه السلام می فرماید: شکر، به همه چیز نافع است، به هیچ چیز ضرر نمی رساند، همینطور است آب جوش (623)
روایت به من رسیده است که: آب سرد حرارت را خاموش و صفرا را ساکن می کند، غذا را هضم کرده، آن چه که در ته معده مانده است ذوب می کند و تب را می برد (624) گفته شد درده را نمی برد مگر دعا، صدقه، آب سرد، با نوشیدن یا با ریختن بریدن و پا. (625) در فصل سه همین بخش در این باره حدیث چند گذشت.

8 درمان خشگیت

یبوست شکم در اثر بعضی از خوردنیها، آشامیدنی ها و تب و امراض مختلف پیش می آید برای رفع آن نیز از میوه ها مانند هلو، انجیر، هلو، زرد آلو، و روغنها زیتون و کرچک و جز آنها استفاده می کنند.
در روایت ذیل دستورالعمل به خصوصی داده شده است .
محمد بن الحسین شمون قال کتب الی ابی الحسین علیه السلام ان بعض اصحابنا یشکو البخر فکتب الیه کل التمر البرنی
فکتب الیه آخر یشکو یبسا فکتب الیه، کل التمر البرنی علی الریق و اشرب علیه الماء ففعل فسمن و غلبت علیه الرطوبه فکتب الیه یشکو ذلک فکتب: الیه کل التمر البرنی علی الریق و لا تشرب علیه الماء فاعتدل (626)
محمد بن حسن شمون گوید: به ابی الحسین علیه السلام نوشتم، بعضی از اصحاب ما از شدت بخار رطوبت شکایت دارد.
حضرت به او نوشت: خرمای برنی بخور شخص دیگری به حضرت از یبوست شکایت کرد، حضرت به او نوشت : صبح ناشتا، خرمای برنی بخور و بر روی آن آب بنوش
این کار را انجام داد و چاق شد و رطوبت بر او غلبه کرد، دوباره به حضرت شکایت کرد، حضرت در جواب نوشت: تمربرنی را ناشتا بخور ولی از روی آن آب ننوش، او به دستور، عمل کرد وضع بدنی اش به حال اعتدال بازگشت.

9 درمان بواسیر

و قال علیه السلام : الاستنجاء بالماء البارد یقطع البواسیر (627)
فرمود: استنجاء کردن یعنی شستن خود با آب سرد بواسیر را قطع می کند علامه مجلسی از کتاب العقائد شیخ صدوق نقل کرده است : اعتقاد ما در رابطه با اخبار وارده در رابطه با طب چند وجه است:
1. روایاتی است که در هوای مکه و مدینه وارد شده است، و جایز نیست استعمال آن در سائر هواها
2. روایاتی که عالم یعنی : امام علیه السلام از طبع سوال کننده اطالع داشت، مطابق طبع او دستور داده شده است چون امام به طبیعت او آشناتر است؛ پس به کار گرفتن آن در طبایع دیگر مجاز نمی باشد.
3. بعض روایات هست که مخالفین در کتب اخبار ما تدلیس کرده است، تا مذهب تشیع را در پیش مردم، قبیح جلوه دهند.
4. روایاتی است که ناقل در نقل آن سهو کرده است.
5. بعضی، روایاتی است که راوی قسمتی را حفظ کرده و بعضی از آنرا فراموش کرده است، مثلا درباره، عسل روایت شده است، که شفای هر درد است، صحیح است، اما هر دردی که از سردی می آید، یعنی برای سرد مزاجها شفا است.
یا روایتی که درباره استنجاء با آب سرد برای بیماران بواسیر، آمده است که قطع می کند، در صورتی است که بواسیرش از حرارت بوجود آمده باشد.
یا درباره بادمجان، روایت شده است که از بعضی امراض شفاء است، برای کسی است که در وقت رسیدن رطب، رطب می خورد نه در سایر اوقات.
پس دواهای صحیح ائمه علیه السلام دعاها و روایات و سوره های قرآن است، که با سندهای قوی و راههای صحیح وارد شده باشد. (628)
شیخ مفید نیز در این مورد نظریه ای دارد، خلاصه آن این است:
طب صحیح است و دانستن آن ثابت، راه دانستن آن وحی است، علماء آن را از انبیاء گرفته اند؛ چون راهی برای دانستن درد نیست مگر با شنیدن و دانستن دوای آن نیز با تجربه است.
در بعض شهرها دوا، برای دردی سودمند ولی در شهر دیگر ملک است، پس هر دوایی را در هر شهری نمی توان استعمال کرد. (629)
پس روایاتی که در رطب ائمه هدی علیه السلام وارد شده است؛
اگر از نظر سند اشکال فنی نداشته باشد با دقت و احتیاط به کار گرفت؛ مخصوصا در زمان ما و در عصر فضا که علم طب از هر جهت پیشرفت چشمگیر و ترقی عجیب کرده است، خیلی از ناممکن های و اعصار گذشته را ممکن ساخته است، تا سر حد امکان از متخصصین فن استفاده کرده و زیر نظر آنان قرا گرفته شود.
در این جا سوالاتی پیش آمد، پس نوشتن و درج کردن این اخبار و احادیث مربوط به طب چه سودی دارد؟
می توان پاسخ را با چند وجه ذیل ارائه داد.
1. برای حفظ ارزشهای دینی و مذهبی است،
2. اکثر روایات با علم پزشکی روز تطبیق می کند، همه آنها که بر خلاف علم روز نیست تا همه آن نیز کنار گذاشته شود؛
3. ممکن است در لا به لای روایات مطالبی وجود داشته باشد، هم از درک آن عاجز باشیم و هم گذشت زمان آنرا تفسیر نماید.
4. گروهی خود را در عمل به این احادیث مقید ساخته اند، برای اینکه با روح قوی و ایمان محکم به کار می گیرند، نتیجه مثبت به دست می آورند، چون معتقدند سرچشمه آنها از عال السر و الخفیات است، در عین مداوا توسلی هم دارند، با این حال موفق هم می شوند؛
5. اگر قرار باشد این نوع اخبار و احادیث را کنار بگذاریم، باید همه کتابهای قدیم پزشکی را از گردونه خارج سازیم و به دست فراموشی بسپاریم، در حالی که این رفتار به هیچ وجه صحیح نیست، چون علاوه بر اینکه علم پزشکی نوین بر پایه طب قدمی پایه گذاری شده است، می بینم که در کشورهای مترقی جهان، ارزشها و افتخارات جامعه خودشان را در موزه ها و اماکن مهم و ساختمانهای محکم نگهداری می کنند، دست نخورده، و به طرز صحیح در نگهداری آن همت می ورزند.
خلاصه: علم پزشکی جدید علم طب قدیم را به طور کلی ابطال نمی کنند؛ بله به صورت کلاسیک رو به کمال می رود؛ پس همه این احادیث نیز باید دست نخورده و بدون تصرف باقی بماند و مورد استفاده قرار گیرد.