فهرست کتاب


سرچشمه حیات

محمد امینی گلستانی

2 آب دهنده دوست خدا است

عن الباقر علیه السلام : ان الله تبارک و تعالی یحب ابراردالکبدالحراء و من سقی کبدا حراء من بهمیة و غیرهااظله الله فی عرشه یوم لا ظل الا ظله (512)
امام محمد باقر علیه السلام می فرماید: یقینا خدای تبارک و تعالی خنک کردن دل دلسوخته را دوست دارد.
هر کس، جگر سوخته دلی یا تشنه جگری را سیراب کند، (انسان یا حیوان) خداوند او را زیر سایه عرش خود قرار می دهد، روزی که سایه ای به جز سایه او وجود نه خواهد داشت.
2. قال الصادق علیه السلام : افضل الصدقة ابرادالکبدالحراء و من سقی کبدا حراء من بهیمة و غیرها اظله الله عزوجل یوم لا ظل الا ظله (513)
امام صادق علیه السلام فرمود: بهترین صدقه خنک کردن، جگر سوخته است.
هر کس تشنه جگری را سیراب کند، از حیوان و غیر حیوان خدای عزوجل او را زیر سایه خود قرار می دهد، روزی که سایه ای غیر از سایه او وجود نخواهد داشت.
3. عن النبی صلی الله علیه و آله: من افضل الاعمال عند الله ابراد الکباد الحاره و اشباع الکباد الجائعه و الذی نفس محمد بیده لا یؤمن بی عبد، یبیت شبعان، و أخوه، او و جاره، السملم جائع (514) پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: از بهترین اعمال نزد خدا خنک کردن جگرهای سوخته تشنه ها و سیر کردن شکمهای گرسنگان است، سوگند به خدائی که جان محمد در دست اوست، به من ایمان نیاورده کسی که سیر بخوابد، برادر یا همسایه مسلمانش گرسنه بخوابد.
4. عن ابی عبدالله علیه السلام : افضل الصدقه ابرادکبد حاره (515) امام صادق علیه السلام فرمود بهترین صدقه سیراب کردن جگر تشنه است.
5. و عنه علیه السلام قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: افضل الاعمال ابراد کبد الحراء یعنی سقی الماء (516) امام صادق علیه السلام گفت: پیغمبر خدا فرمود: افضل اعمال، خنک کردن جگر سوخته یعنی آب دادن است.
6. عن النبی صلی الله علیه و آله قال: خمس من أتی الله بهن او بواحدة منهن و جبت له الجنه، من سقی هامة صادیة او حمل قدما حافیة او اطعم کبدا جائعة او کسی جلدة عاریة او اعتق رقبة عانیه (517) روایت از پیغمبر صلی الله علیه و آله است که فرمود: پنج عمل است هر کس همه آنها را، یا یکی از آنها را پیش خدا بیاورد بهشت بر او واجب می شود.
1. حیوان تشنه ای را سیراب کند؛
2. پا برهنه ای را بردارد؛ (به او کمک کند)
3. گرسنه ای را سیر کند؛
4. برهنه ای را بپوشاند؛
5. برده سختی کشیده ای را آزاد کند.
عن النبی صلی الله علیه و آله: لکل کبدحراء اجر (518) پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: بر هر جگر تشنه را اجریست یعنی: او را سیراب کند یا شریک غمش باشد.
این روایتها به ما می آموزد که باید با دلسوختگان و جگر تشنگان، چگونه رفتار نماییم، در درجه اول، آنان را مورد توجه قرار دهیم، و در درجه دوم با هر وسیله ممکن آتش سوزان جگر آنها را فرو نشانیم، دل آنها را به دست بیاوریم، به اندازه ای که در توان داریم، اسباب دلگرمی آنها را فراهم نموده، شریک اندوه، و غم آنان باشیم، با محبت و خوشروئی و مهربانی با آنها برخورد کنیم، مبادا آتش دل آتشین آنها را شعله ور سازیم؛
(روایات شماره 1، 2، 6) بر این مطلب تصریح کرده است.
پس، برای آحاد بشر از هر فرقه ای و مذهبی که باشد، وظیفه انسانی حکم می کند که به زخم دلهای، سوخته دلان مرهمی باشد.
حال بیائید، به بیابان تفیده، و هوای آتشبار و روز عاشورا در صحرای کربلا، با چشم دل نظری بیافکنیم، لحظاتی را به یاد آوریم که، فریاد وا عطشای اهل حرم به عیوق می رسید؛
ناله العطش یک دسته زن و بچه، محاصره شد، از جانب یزیدیان و وحشیان کوفه، به هفت آسمان بلند بود؛ از سی هزار نفر سواره و پیاده مدعیان مسلمانی، حتی یک نفر قدم جلوتر نگذاشت تا یک جرعه آب به لب خشکیده و پاره پاره و جگر سوخته آنها برساند.
آن منظره دلخراش و آن واقعه هولناک را مرور کرده و به عمق فاجعه پی ببریم، سپس با چشم نالان و دل سوزان، رو به درگاه خدای واحد و قهار و عزیز ذوانتقام گرفته و درباره آن سیه روزان و سنگ دلان تاریخ، این مناجات را سر دهیم، ای خدای احکم الحاکمین! ای انتقام گیرنده با قدرت! ای فریاد رس مظلومان! ای حکم عدل! آن ستمگران تاریخ بشریت را نوعی به عذاب شدید و دردناک، گرفتار فرما که بر زخم دل آل طاها عموما و بر جگر سوخته یوسف گم گشته زهرا علیه السلام امام زمان علیه السلام خصوصا مرهمی بوده باشد؛
ای خدای رحمان آنها را طوری به کیفر اعمال ننگیشان برسان که، دل سوزان و آتش گرفته شیعیان را شاد گردانی،
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع لهم علی ذلک اللهم العنهم جمیعا و عذبهم عذابا شدیدا
آمین یا رب العالمین!

3 رحیق مختوم، برای کیست!

از آیات قرآن و از اخبار و احادیث فراوان چنین استفاده می شود که در بهشت جاویدان و آسایشگاه ابدی مومنان، آشامیدنی های متنوع و نوشیدنی های گوناگون وجود دارد که، با هیچ یک از نوشیدنیهای دنیا قابل مقایسه نیست.
بعضی از آنها در نهرها جاری است؛ مانند 1. آب گوارا (و غیر آسن) 2. شیر که (لم یتغیر طعمه) 3. شراب که (لذةللشاربین) 4. نهرهایی از (عسل(519) مصفی) بعضی ها با کاسه های پر از (معین) (520) که قرآن از آن (بیضاء لذةللشاربین) (521) سفید و لذت دهنده بر نوشندگان تعبیر کرده است.
و از بعضی ها شرابا طهورا (522) نام برده است و دیگری را سلسبیلا (523) نامیده است. بالاخره یکی را رحیق مختوم (524) والامقام، آنها را تسنیم (525)، نامگذاری کرده است. همه این نوشیدنیهای بهشتی، با شرابها و نوشیدنیهای دنیا متفاوت است. اینها عقل را می زداید، جنون می آفریند، منشاء عداوت و خونریزی و فساد می شود بدبو و بد طعم و آلوده است، و اگر زیاد نوشیده شود، معده را سنگین و اعصاب را خسته کند .
اما (آنها) یعنی شرابها و نوشیدنی های بهشتی را با تعبیرهای لافیها غول و لاهم عنها ینزفون (526) نه از آن دچار فساد می شوند و نه مست می گردند و لا صدعون عنها و لا ینزفون (527) نه درد سر می گیرند و نه مست می شوند معرفی کرده است؛ هر اندازه که بیاشامی، عقل و نشاط و عشق می آفرینند؛ خوشبو و معطر و پاک است، کسانی که از آن می نوشند؛ در نشئه روحانی، توصیف ناپذیری فرو می روند؛ احساس کسالت و خستگی نمی کنند؛ بالاخرة یکپارچه شاد و خرم و خندان می شوند؛ در میان این نوشیدنی ها، یکی ممتاز و دیگری فوق ممتاز است، در سوره مطففین، این گونه ترسیم می کند؛
یسقون من رحیق مختوم (528) به آنها از شراب زلال دست نخورده و پلم شده می نوشانند. غالب مفسران رحیق را به معنی شراب خالص و ناب گرفته اند شرابی که هیچگونه غش و ناخالصی و آلودگی در آن وجود نداشته باشد.
تعبیر به مختوم که در فارسی امروز به جای آن (لاک و مهر و یا مهر و موم شده به کار می رود) نیز تاکیدی بر خالصی و پاکی و دست نخوردگی آن است.
علاوه بر این، استفاده از چنین ظرفها، نشانه احترام خاص، به میهمانان می باشد ظرفی که آن را بسته و مهر کرده اند و مهرش تنها به دست میهمان شکسته می شود سپس می فرماید: مهر آنرا با مشک نهاده اند. ختامه مسک (529) هنگامی که برای شکستن و برداشتن مهر دست روی آن می گذارند بوی عطر و مشک در فضا پراکنده می شود؛ و وقتی که نوشیدن آن به پایان می رسد؛ دهان نیز بوی مشک می دهد. برای بیان عظمت و امتیاز این نوشیدنی ممتاز، مؤمنان را تشویق می کند که به خاطر به دست آوردن و نیل به این نعمت بزرگ الهی، به یکدیگر پیشی گرفته و از هم دیگر سبقت گیرند. و فی ذلک فلیتنافس المتنافسون (530)
در مجمع البحرین تنافس را به معنی سبقت و پیشی گرفتن بزرگوارانه بر دیگری معنی کرده است، یعنی در عین رعایت ادب و احترام، در به دست آوردن آن به پیش بتازند و رقابت سالم نمایند.
اما نوشیدنی فوق ممتاز را به نام تسنیم نامیده است؛
سمیت تسنیما لارتفاع مکانها او رفعة شرابها قیل هو مصدر تسمه اذا رفعه لانها ارفع شراب اهل الجنة او لانها تاتیهم من فوق (531) تسنیم در لغت به معنی چشمه ای است که، از بالا به پائین فرو می ریزند، بعضی گفته اند: به خاطر آن است که این چشمه مخصوص در طبقات بالای بهشت قرار دارد.
بعضی دیگر گفته اند: شرابی است که از آسمان بهشت فرو می ریزند. (532) والقمی قال اشرف شراب اهل الجنة یأتیهم من عالی، یسنم علیهم فی منازلهم (533) قمی در تفسیرش گوید: اشرف نوشابه های بهشتی تسنیم است. از بالای بهشت به استراحتگاه مومنان سرازیر می شود.
آن چشمه به اندازه ای اهمیت دارد که رحیق مختوم را به مخلوط کردن مقداری از آن به مقام عزت و عظمت می رساند. و مزاجه من(534) تسنیم رحیق مختوم، مخلوط با تنسیم است این دو چشمه ممتاز (به اصطلاح فوق مدرن) را به دو گروه ممتاز اختصاص داده اولی؛ یعنی: رحیق مختوم را به طبقه ابرار، و دومی (تسنیم) را به گروه مقربین بخشیده است.
فرق و فاصله ابرار با مقربین را از این جمله می توان دریافت که فرمود: حسنات الابرار، سیئات المقربین (535) خوبی ها یا کارهای پسندیده ابرار بدیها و زشتیهای مقربین است
مقربین به جایی رسیده اند که ، حسنه ابرار در نظر آنها در سطح پایین و در زمره گناهان قرار گرفته است، با اینکه خود ابرار در میان دسته جات بهشتیان، در مقام والایی قرار دارند، پس ابرار، گروه ممتاز و مقربین ممتاز بهشتیان است، در آیه 193 سوره آل عمران در مقام تعریف اولوالالباب صاحبان عقل و خرد، دعاهای آنان را بیان کرده ربنا فاغفر لنا ذنوبنا، و کفر عناا سیائتنا و توفنا مع الابرار (536)
(خدایا! گناهان ما را بیامرز، و بدیهای ما را نابود کن، پایان زندگی ما را با ابرار قرار بده). در حدیثی از امام حسن علیه السلام نقل شده است که آن حضرت فرمود: کلما فی کتاب الله عزوجل من قوله: ان ابرار فوالله ما أراد به الا علی بن ابی طالب و فاطمه و انا و الحسین (537) در هر جای قرآن جمله (ان الابرار) آمده است به خدا سوگند! منظور پروردگار از آن، علی بن ابیطالب، و فاطمه و من و حسین است بدون شک پنج تن آل عبا از روشن ترین مصداق ابرار و مقربانند.
ناگفته نماند همه مقربان از ابرارند ولی همه ابرار در سلک مقربان نیستند؛ و ظاهرا میان این دو، عموم و خصوص مطلق است.
ابرار کسانی هستند که روحی وسیع و همتی بلند و اعتقاد و عملی نیک دارند. و مقربان دارای قرب مقامی در درگاه خدا می باشند، پس فرمایش امام مجتبی علیه السلام این را می رساند، در عین اینکه ما مقربان درگاه الهی هستیم، از مصداق بارز ابرار نیز می باشیم، پس ابرار بعد از مقربین گروه نشاندار اهل بهشت و نوشنده خوشبخت (رحیق مختوم) هستند.
دسته چند از مردم نیز به شرف و افتخار نوشیدن رحیق مختوم می رسند، مانند گروه ابرار سعادت آشامیدن آن را در می یابند.
1. پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: من ترک الخمرلله سقاه الله من رحیق مختوم (538)
ای علی کسی که خوردن شراب را به خاطر خدا ترک کند، خداوند او را از رحیق مختوم سیراب می کند.
قال ابوعبدالله علیه السلام : من ترک الخمر لغیر الله سقاه الله من الرحیق المختوم قال: یابن رسول الله من ترکه لغیر الله قال: نعم صیانة لنفسه (539) امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس شراب را برای غیر خدا ترک نماید خداوند او را از رحیق مختوم سیراب می کند راوی عرض کرد ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله هر کسی آن را برای غیر خدا ترک کند!؟ فرمود: بلی. به خاطر حفظ نفس خودش.
2. فی مجمع البیان، و فی الحدیث من صام لله فی یوم صائف سقاه الله من الظماء من الرحیق المختوم هر کس، به خاطر خدا در روز گرم تابستان، روزه بدارد، خداوند او را از تشنگی قیامت، با رحیق مختوم سیراب می کند.
3. سیراب کنندگان، در این باره به چند حدیث توجه فرمایید!
الف. عن صادق علیه السلام عن آبائه قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: من اطعم مؤمنا من جوع اطعمه الله من ثمار الجنتة و من کساه منعری کساه الله من استبرق و حریر و من سقاه شربتا علی عطش سقاه الله من الرحیق المختوم و من اعانه او ا کشف کربته اظله الله فی ظل عرشه یوم لا ظل الا ظله (540) امام صادق علیه السلام از پدران بزرگوارش علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده است: فرمود: هر کس مؤمن گرسنه ای را سیر کند خداوند او را از میوه های بهشتی سیر خواهد نمود؛ اگر عریانی را بپوشاند؛ خداوند او را از استبرق و حریر می پوشاند؛ (در روایت امالی طوسی این زیادی هست که: وصل علیه الملائکه ما فی ذلک الثوب من سلک و ملائکه بر او درود می فرستد مادامی خداوند او را از رحیق مختوم سیراب می نماید؛ اگر کمکی کرده و یا گرفتاری را نجات دهد خداوند او را، زیر سایه عرش خود قرار می دهد؛ روزی که سایه ای غیر از سایه او نخواهد بود.
ب . از امام محمد باقر (ع) از پدر بزرگوارش روایت کرده است که: رسول خدا فرمود: هر کس مومن گرسنه ای را سیر کند خداوند او را از میوه های بهشت می خوراند؛ و اگر مومن تشنه ای را سیراب کند خدا او را از رحیق مختوم سیراب نماید؛ و اگر لباسی بر او بپوشاند مادامی که نخی یا تکه ای از آن لباس باقیست، در ضمان خدا قرار می گیرد؛ به خدا قسم! بر آوردن حاجت مؤمن، بهتر است از روزه یک ماه با اعتکافش. (541)
ج. عن ابی عبدالله علیه السلام قال: ما من مومن یطعم مؤمنا شبعة من طعام الا اطعمه الله من طعام الجنة و لا سقاه ریه الا سقاه الله من الرحیق المختوم (542) امام صادق علیه السلام فرمود: هر مؤمنی مؤمن دیگر را به اندازه سیر شدن، اطعام کند خداوند از طعامهای بهشت به او می خوراند؛ اگر از تشنگی سیراب نماید؛ خداوند او را از رحیق مختوم سیراب خواهد کرد.
د. ابی حمزه الثمالی عن علی بن الحسین علیه السلام : من اطعم مؤمنا من جوع اطعمه الله من ثمار الجنة من سقی مومنا من ظماء سقاه الله من الرحیق المختوم و من کسا مؤمنا کساه الله من الثیاب الخضر (543)ابی حمزه ثمالی از امام زین العابدین علیه السلام نقل می کند فرمود: هر کس مؤمن گرسنه ای را سیر کند؛ خداوند از میوه های بهشتی سیرش می کند؛ اگر مؤمن تشنه ای را سیراب کند، خداوند از رحیق مختوم سیرابش می کند و اگر مؤمنی را بپوشاند، خدا از لباسهای سبز بر او می پوشاند (منظور لباس خضر و استبرق است) علیهم ثیاب خضر واستبرق (544)
ه - عن مسمع ابن سیار قال: سمعت ابا عبدالله علیه السلام یقول: من نفس عن مؤمن کربنا نفس الله عنه کرب الاخرة و خرج من قبره ثلج الفواد. و من اطعمه من جوع اطعمه الله من ثمار الجنة و من سقاه شربة ماء سقاه الله من الرحیق المختوم (545)
مسمع بن سیار گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام می گفت: هر کس مومن را از گرفتاری رهایی بخشد خداوند او را از گرفتاری های قیامت نجات می بخشد، از قبرش با دل آرام بیرون می آید. هر کس مومن گرسنه ای را سیراب کند، خداوند او را از میوه های بهشتی سیر می نماید؛ هر کس او را با یک جرعه آب سیراب کند خداوند او را از رحیق مختوم سیراب می کند
و. مرازم از مصادف روایت می کند؛ در میان مکه و مدینه با امام صادق علیه السلام بودم از کنار مردی گذشتیم که افتاده بود فرمود: برگرد به طرف آن مرد می ترسم تشنگی او را از پا درآورده باشد؛
به کنار مرد برگشتم دیدم مرد بلند مو از قبیله (فراسین) است. پرسیدیم: آیا تشنه ای؟ جواب داد: بلی حضرت به من فرمود: ای مصادف پیاده شو به او آب بده! پیاده شده سیرابش کردم. حرکت کردیم به امام عرض کردم این مرد نصرانی بود آیا به نصرانی تصدق کردی؟ فرمود: اگر در این حال باشند: بلی (546)
بنازم به این دین و رهبران ایثارگر آن، که با سیادت و آقائی خود همه انسانها را، با دید مساوی می نگریستند، و به همه افراد بشر بهاء می دادند.

4 پاداش یک جرعه آب!

1. عن ابی عبدالله علیه السلام قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: من سقی مومنا شربة من ماء حیث یقدر علی الماء اعطاه الله بکل شربة سبعین الف حسنة و ان سقاه من حیث لا یقدر علی الماء فکانما اعتق، عشر رقاب من ولد اسماعیل (547)
روایت از امام صادق علیه السلام است که، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس مومنی را سیراب کند در حالی که آن مومن ، خود بر تحصیل آب قادر باشد، خداوند به هر نوشیدن آن، هفتاد هزار حسنة بر او عطا کند، اگر در حالی که خود قدرت تهیه آب را نداشته باشد سیرابش کند، مثل این است که ده بنده از اولاد اسماعیل را آزاد کرده است.
2. سال رجل اباجعفر علیه السلام عن عمل یعدل عتق رقبة فقال: لئن ادعوا ثلاثة نفر من المسلمین فاطعمهم حتی شبعوا او اسقیهم حتی یرووا احب الی ان اعتق نسمة حتی عد سبعا او اکثر (548)
مردی از امام باقر علیه السلام پرسید: چه عملی معادل بنده آزاد کردن است؛ فرمود: اگر سه نفر از مسلمانها را دعوت نمایم و به آنها غذا دهیم تا سیر شوند یا آب دهم تا سیراب شوند برای من دوست داشتنی تر است از اینکه، بنده را آزاد کنم و بنده ای تا هفت و بیشتر را شمرد.
3. عن ابی عبدالله علیه السلام قال: من سقی الماء فی موضع یوجد فیه الماء کان کمن اعتق رقبة و من سقی الماء فی موضع لایوجد فیه الماء کان کمن احیاء نفسا و من احیا نفسا فکانما احیاالناس، جمیعا (549)(550)
از امام صادق علیه السلام روایت شده است فرمود: هر کس در محلی که آب پیدا می شود تشنه ای را سیراب نماید مانند کسی است که، بنده آزاد کند
اگر آب را در جایی که آب پیدا نمی شود به کسی برساند، مانند کسی است که نفس را زنده کند و هر کس یک نفر را زنده کند مثل این است که تمامی افراد مردم را زنده کرده است
خلاصه آب رسانی و سیراب کردن تشنگان از بالاترین تقربها و شایسته ترین
اعمال است، در اسلام نیز این نوع خدمات مورد تعریف و تمجید و تشویق قرار گرفته است.