فهرست کتاب


سرچشمه حیات

محمد امینی گلستانی

22 تا می توانید شب آب ننوشید!

1. قال ابوعبدالله علیه السلام : شرب الماء من قیام یمریئی الطعام و شرب الماء باللیل یورث الماء الاصفر و من شرب الماء باللیل و قال یاماء علیک السلام من ماء زمزم و ماء الفرات لم یضره شرب الماء باللیل (477)
امام صادق علیه السلام فرمود: سرپائی آب نوشیدن غذا را گوارا می کند و نوشیدن آب در شبها باعث آمدن، زرد آب یا (زیادی صفراء) می شود. (مگر این که)
هر کس خواست شب آب بیاشامد، بگوید ای آب از طرف آب زمزم و آب فرات سلامت باد؛ (در این صورت) آب به او ضرر نمی رساند.
توجه داشته باشید، نظریه نوین پزشکان، شبها آب نوشیدن را مفید دانسته، و توصیه می کنند.
این تجویزها، یا در شرایطی خاصی است. و یا اینکه در مزاجهای مختلف فرق می کند یا آب و هوای مناطق مختلف در مزاجهای اشخاص اثر متفاوت دارد.

23 اگر مگسی به آب افتاد

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: اذ وقع الذباب فی اناء احدکم فلیغمسه فان فی احد جناحیه داء و فی الاخر شفاء: و انه یغمس به جناحه الذی فیه الداء فلیغمسه کله ثم لینزعه (478)
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: اگر در ظرف یکی از شماها مگسی افتاد، آن را زیر آب ببرید؛ چون در یک بال درد و مرض، و در بال دیگر آن شفا است.
مگس همیشه با طرف بالی که مرض دارد به آب می افتد، پس همه بدن آن را زیر آب برده، دوباره بیرون آورید. (تا مرض آن یکی بال را خنثی کند) . این روایت را از بزرگان اهل سنت مانند بخاری، ابوداوود، نسائی، ابن ماجه و ابن حبان و ابن خزیمه و دیگران، در کتابهای خود با عبارات و شرحهای مختلف ذکر کرده اند . (479)
بحارالانوار نیز در جاهای متعدد آورده است، بعضی ها می گویند (داء) در بال چپ، شفاء در بال راست آن است.
شاید حدیث بالا را حدیث ذی تفسیر نماید:
هشام ابن سالم از امام صادق (ع) روایت می کند که، آن حضرت فرمود: لو لا ما یقع من الذباب علی طعام الناس ماوجد منهم الا مجذوما اگر مگسی بر روی غذای مردم نمی نشست از آنها کسی غیر از جذامی پیدا نمی شد
و در روایات دیگر می فرماید: لو لاالذباب الذی یعق فی اطعمة الناس من حیث لا یعلمون لاسرع فیهم الجذام (480) اگر مگسی بطور ناخاسته بر روی غذاهای مردم نمی نشست ، جذام به سرعت آنها را فرا می گرفت.
در حدیث دیگری فرمود:
لو لا ان الناس یاکلون الذباب من حیث لایعلمون لجذموا، او قال: لجذم عامتهم (481) اگر مردم ندانسته مگس را نمی خورند؛ همگی گرفتار مرض جذام می شدند.
از این حدیثها استفاده می شود، در ساختمان بدن مگس، ماده جذام و ضد جذام وجود دارد؛ ممکن است در یک بال او ماده جذام و در بال دیگر ضد آن بوده باشد که برای از بین بردن ضرر آن دستور داده اند، همه بدنشرا به آب فرو ببرند؛
اگر اسناد روایات فوق، اشکال نداشته باشد؛ جا دارد در این باره متخصص فن و اهل تحقیق، بحث و بررسی نمایند؛ چون با این همه پیشرفت علوم پزشکی در عصر فضا، هنوز سر آن کشف نشده و به حقیقت آن پی نبرده اند.
شاید در آینده نزدیک یا دور در نتیجه آزمایشهای دقیق و بررسیهای عالمانه، اسرار وجودی مگس به دست آید؛
اما فعلا مفاد احادیث بالا را، جامعه بهداشتی و پزشکی نمی پذیرد. چون مگس را از نظر علمی ناقل میکروب می شناسند.
گفتنی است در این زمان برای پیدا کردن اجساد و تعیین مدت مرگ یا کشته شدن شخص را، از وجود مگس استفاده کرد، برای تسهیل کار پلیسی بهره برداری، می کنند؛
همچنین از کرمهای موجود در اجساد؛ سن و میزان عمر صاحب آن را، مشخص می نمایند. (482)

24 از اضافه غذای مؤمن نپرهیزید!

مستحب است از زیادی غذای مؤمن از آن خورده است و ظرف آبی که از آن آب نوشیده است، به عنوان تبرک استفاده نمایند. این عم یک نوع تربیت صحیح روانی و معنوی است، که مومنان از همدیگر متنفر نشوند؛ و باعث رنجش همدیگر نگردند؛ بلکه از اضافه و نیم خورده یکدیگر استفاده نمایند؛ تا نوعی علاقه و محبت میان آنها ایجاد شود.
1. قال ابوعبدالله علیه السلام : فی سور المؤمن شفاء سبعین داء (483) امام صادق علیه السلام فرمود: در نیم خورده مؤمن شفای هفتاد درد است.
2. عن علی علیه السلام قال: سور المؤمن شفاء (484) علی علیه السلام فرمود: نیم خورده مؤمن شفا است.
3. عن ابی عبدالله علیه السلام قال: من شرب سور اخیه المؤمن تبرکا به خلق الله بینهما ملکا یستغفر لها حتی تقوم الساعة (485) امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس نیم خورده آب برادر مؤمنش را به عنوان تبرک بنوشد؛ خداوند در میان آنها فرشته ای می آفریند، تا روز قیامت برایشان طلب مغفرت می نماید
4. عن النبی صلی الله علیه و آله قال: شرب الماء من الکوز العام امان من البرص واجذام (486)
پیغمبر فرمود: نوشیدن آب از کوزه عمومی، امان از مرضهای برص و جذام است علامه مجلسی رضوان الله علیه می فرماید: مثل اینکه مراد از مشربه عمومی آن است که، هر کسی عبور کند از آن می نوشد؛ در حالی که مردم از ترس سرایت امراض از نوشیدن آن اجتناب و احتراز می کنند؛ اما رسول خدا آن را امیر المؤمنین کرده و برای اینکه سرور مؤمنان است، و آن را سبب رفع امراض دانسته است ولی ظاهر این روایت نشان میدهد که از روایات اهل تسنن است. (487)
البته در جوامع بشری، نوشیدن آب از ظرفهای عمومی را، یک نوع محل سرایت امراض دانسته و از آن پرهیز می نمایند. اگر روایت بالا از نظر سند مخدوش نباشد همانطور که در اول فصل گفته شد؛ بیشتر مانوس کردن مومنان، و تحریک عواطف نوع دوستی آنان را مورد توجه قرار داده به جنبه عاطفی آن نظارت دارد.
یا اینکه منظور از کوزه عمومی همان مشربه های سفالین قدیم است که، هر کس با لیوان و یا کاسه خود آب برداشته و بیاشامد؛ در غیر اینصورت اصلا با روایات بهداشتی اسلام سازگار می باشد،
در فصلهای گذشته خواندید که اسلام اجازه نمی دهد؛ از دهانه ظروف یا از طرف ریسمان و دستگیره آب نوشیده شود؛ چگونه اجازه می دهد؛ از کوزه عمومی مشترکا استفاده نمایند! همچنین به اندازه ای در رعایت بهداشت عمومی و حفظ بهداشت خصوصی دقت کرده است، حتی استفاده دو نفر از یک مسواک و یا شانه و یا حوله و دستمال را به طور اشتراک، جلوگیری کرده و ممانعت به عمل می آورد، پس چگونه تشویق می نمایند که از کوزه عمومی آنطور که به ذهن متبادر است، استفاده می نمایند . مگر این که هر کس با ظرف مخصوص خود از آب کوزه استفاده کند، یا اینکه روایت را از نظر سند مورد تردید قرار دهیم. و یا مصلحت دیگری هست که، بیرون از فهم ما است.