فهرست کتاب


سرچشمه حیات

محمد امینی گلستانی

21 آب دهنده آخرین نوشنده باشد

مستحب است کسی که آب می دهد آخرین نفر باشد که آب می نوشد؛ این رفتار دارای یک نوع ادب اجتماعی و تربیت ایثارگری است.
1. چنانکه در بازگشت از سفر و جنگ تبوک رسول خدا صلی الله علیه و آله از خواب بیدار شد و پرسید: چه کسی آب دارد؟ ابوقتاده عرض کرد: در آفتابه ام آب هست، حضرت وضو گرفت، و مقداری در ته آفتابه ماند فرمود: ای ابو قتاده مواظب ته مانده آب باش، مسئله و جریانی پیش خواهد آمد
وقتی که هوا گرم شد و مردم از تشنگی به ستوه آمدند به سوی رسول اکرم یورش برده و می گفتند الماء الماء (آب، آب)؛
حضرت قدحی خواست، آب ته مانده را بر قدح ریخت، مردم به طرف آب هجوم بردند؛ فرمودند: (عجله نکنید) ان شاءالله همگی سیراب می شوید؛
ابوقتاده آب می ریخت و حضرت پخش می کرد، تا همه سیراب شدند و به ابوقتاده فرمود: تو هم آب بیاشام عرض کرد اول شما بنوشید فرمود:
اشرب فان ساقی القوم آخر هم شربا فشرب ابوقتاده ثم شرب رسول الله (475)
بنوش! ساقی قوم در نوشیدن آب، آخرین آنهاست؛ پس از نوشیدن ابوقتاده رسول خدا نوشید.
2. عن ابی عبدالله علیه السلام عن آبائه علیه السلام قال: رسول الله صلی الله علیه و آله لیشرب ساقی القوم آخرهم (476) پیغمبر فرمود: البته ساقی قوم آخرین نوشنده باشد

22 تا می توانید شب آب ننوشید!

1. قال ابوعبدالله علیه السلام : شرب الماء من قیام یمریئی الطعام و شرب الماء باللیل یورث الماء الاصفر و من شرب الماء باللیل و قال یاماء علیک السلام من ماء زمزم و ماء الفرات لم یضره شرب الماء باللیل (477)
امام صادق علیه السلام فرمود: سرپائی آب نوشیدن غذا را گوارا می کند و نوشیدن آب در شبها باعث آمدن، زرد آب یا (زیادی صفراء) می شود. (مگر این که)
هر کس خواست شب آب بیاشامد، بگوید ای آب از طرف آب زمزم و آب فرات سلامت باد؛ (در این صورت) آب به او ضرر نمی رساند.
توجه داشته باشید، نظریه نوین پزشکان، شبها آب نوشیدن را مفید دانسته، و توصیه می کنند.
این تجویزها، یا در شرایطی خاصی است. و یا اینکه در مزاجهای مختلف فرق می کند یا آب و هوای مناطق مختلف در مزاجهای اشخاص اثر متفاوت دارد.

23 اگر مگسی به آب افتاد

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: اذ وقع الذباب فی اناء احدکم فلیغمسه فان فی احد جناحیه داء و فی الاخر شفاء: و انه یغمس به جناحه الذی فیه الداء فلیغمسه کله ثم لینزعه (478)
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: اگر در ظرف یکی از شماها مگسی افتاد، آن را زیر آب ببرید؛ چون در یک بال درد و مرض، و در بال دیگر آن شفا است.
مگس همیشه با طرف بالی که مرض دارد به آب می افتد، پس همه بدن آن را زیر آب برده، دوباره بیرون آورید. (تا مرض آن یکی بال را خنثی کند) . این روایت را از بزرگان اهل سنت مانند بخاری، ابوداوود، نسائی، ابن ماجه و ابن حبان و ابن خزیمه و دیگران، در کتابهای خود با عبارات و شرحهای مختلف ذکر کرده اند . (479)
بحارالانوار نیز در جاهای متعدد آورده است، بعضی ها می گویند (داء) در بال چپ، شفاء در بال راست آن است.
شاید حدیث بالا را حدیث ذی تفسیر نماید:
هشام ابن سالم از امام صادق (ع) روایت می کند که، آن حضرت فرمود: لو لا ما یقع من الذباب علی طعام الناس ماوجد منهم الا مجذوما اگر مگسی بر روی غذای مردم نمی نشست از آنها کسی غیر از جذامی پیدا نمی شد
و در روایات دیگر می فرماید: لو لاالذباب الذی یعق فی اطعمة الناس من حیث لا یعلمون لاسرع فیهم الجذام (480) اگر مگسی بطور ناخاسته بر روی غذاهای مردم نمی نشست ، جذام به سرعت آنها را فرا می گرفت.
در حدیث دیگری فرمود:
لو لا ان الناس یاکلون الذباب من حیث لایعلمون لجذموا، او قال: لجذم عامتهم (481) اگر مردم ندانسته مگس را نمی خورند؛ همگی گرفتار مرض جذام می شدند.
از این حدیثها استفاده می شود، در ساختمان بدن مگس، ماده جذام و ضد جذام وجود دارد؛ ممکن است در یک بال او ماده جذام و در بال دیگر ضد آن بوده باشد که برای از بین بردن ضرر آن دستور داده اند، همه بدنشرا به آب فرو ببرند؛
اگر اسناد روایات فوق، اشکال نداشته باشد؛ جا دارد در این باره متخصص فن و اهل تحقیق، بحث و بررسی نمایند؛ چون با این همه پیشرفت علوم پزشکی در عصر فضا، هنوز سر آن کشف نشده و به حقیقت آن پی نبرده اند.
شاید در آینده نزدیک یا دور در نتیجه آزمایشهای دقیق و بررسیهای عالمانه، اسرار وجودی مگس به دست آید؛
اما فعلا مفاد احادیث بالا را، جامعه بهداشتی و پزشکی نمی پذیرد. چون مگس را از نظر علمی ناقل میکروب می شناسند.
گفتنی است در این زمان برای پیدا کردن اجساد و تعیین مدت مرگ یا کشته شدن شخص را، از وجود مگس استفاده کرد، برای تسهیل کار پلیسی بهره برداری، می کنند؛
همچنین از کرمهای موجود در اجساد؛ سن و میزان عمر صاحب آن را، مشخص می نمایند. (482)