فهرست کتاب


سرچشمه حیات

محمد امینی گلستانی

5 آب جاری

آب جاری چه گرم باشد و چه سرد، تلخ باشد یا شیرین اگر از زمین بجوشد مانند چشمه ها و قناتها یا متصل به منبع بزرگ و کر باشد مانند آب لوله کشی و غیره، و اگر با عین نجاست، بو، مزه، رنگ، آن تغییر یابد همه چیز را با شستن پاک و تمیز می کند چون خودش ذاتاً پاک است.
آیات
آیات فراوانی که در باره باران نوشته شد ارتباط تنگاتنگ و عمیق با انواع مختلف آب دارد، اضافه بر آنها، چند آیه را درباره آب، و اثرات آن را ذکر می کنیم و آیات مربوط به دریا را نیز در محل خود تذکر خواهیم داد.
ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین (350)
به درستی که خداوند توبه کنندگان و پاکیزگان را دوست دارد.
فیه رجال یحبون ان یتطهروا والله یحب المطهرین (351)
در آن مسجدی که با تقوی درست شده است، مردانی است که پاکیزگی را دوست دارند و خدا نیز پاکیزگان را دوست دارد.
اولم یرو انا نسوق الماء الی الارض الجرز فنخرج به زرعا تاکل منه انعامهم و انفسهم افلا یبصرون (352) آیا آنان (منکران معاد) نمی بینند ما آب را بر زمین خشک و سوزان بایر می رسانیم، سپس به وسیله آن کشت و زرعهایی، بیرون می آوریم، و از آن سبزیها خودشان و دامها و می خورند و آیا چشم بصیرت ندارند.
قل أرایتم اصبح ماءکم غورا فمن یأتیکم بمأ معین (353)
بگو، به من خبر دهید اگر آبهای سرزمین شما در زمین فرو رود، چه کسی می تواند آب جاری و گوارا در دسترس شما قرار دهد؟!
و أسقیناکم ماءا فراتا (354)
ما شما را با آب زلال سیراب کردیم
و اخرج منها ماءها و مرعاها (355)
از زمین، آب و چراگاهش را بیرون آورد.
اخبار
قال النبی صلی الله علیه و آله : خلق الماء طهورا لا ینجسه شیی ء ما الا غیر لونه او طعمه او ریحه (356)
رسول خدا صلی الله علیه و آله و فرمود: خداوند آب را پاک و پاک کننده آفریده است، هیچ چیز آنرا نجس نمی کند، مگر این که، رنگ یا مزه یا بوی آن تغییر یابد
آبها پاک است تا به طور یقین، نجاست آن دانسته شود
ای شیی ء یکون اطهر من الماء (357) آیا چه چیزی از آب پاک تر است؟!
آب اصالتاً پاک است و ذاتاً پاک کننده است، اخبار و احادیث فراوان در تفاسیر قرآن مجید و در کتابهای فقهی وجود دارد، که نیازی به درج بیشتر از این نمی باشد.
پر واضح است آب یعنی این ماده اصلی وجود تمامی موجودات که قسمت اعظم خمیره وجودی آنان را تشکیل می دهد باید پاک و پاک کننده طاهر و مطهر باشد.
واقعاً اگر آب نبود چه چیزی جای آنرا می گرفت، زندگی روی زمین به چه صورتی در می آمد؟
آیا خداوند عزوجل شرایط زندگی را تغییر می داد که در آن صورت نام دیگر را یدک می کشید و اسم دیگر روی آن گذاشته می شد؟
و آیا اصلاً همچون کاری امکان پذیر بود، یا نظام احسن و نظم آفرینش چنین اجازه را نمی داد؟! (غیر از خود او کسی چه می داند)

6 دریا

دریا در مفهوم کلی
ماده اصلی آفرینش اجسام، و خمیره بنیادین آسمان، و زمین، و مرکز فعل و انفعالات عجیب و مهیب دوران خلقت اولیه است.
به عبارت دیگر: این مایع خاموش کننده آتش که آب نامیده شده است و مجموعه آن را دریا نامیده اند، شاید میلیاردها سال قبل، در اثر تجزیه دو عنصر اکسیژن، هیدروژن آن و یا اصلاً قبل از ترکیب آن دو که (هر دوی آنها آتش زا و قابل اشتعال است) به صورت ماده مذاب آتشین و در قالب اقیانوس گازهای فشرده درآمده و در اثر انفجارات عظیم مرکزی آن، کرات آسمانی به پهنه بی پایان فضا، پرتاب شده و کهکشانها و منظومه های بی شماری به وجود آمده است.
و یا به گونه های که فرضیه های و حدسیات نوین و ریز کشفیات عصر فضا، با تئوریهای گوناگونی که ارائه می دهد، جهان پا به عرصه وجود گذاشته است. و با طبق گفته های اخبار و آیات زمین و آسمان را از دریای فراگیر دود، بخار، از زبد و دخان آفریده است.
پس از طی دوران تکامل، آن؛ دو عنصر آتش زا را به هم پیوند داده، ماده حیاتبخش آب را زینت بخش جهان آفرینش و مایه حیات تمام موجودات زنده قرار داده است.
کسی غیر از او، چه می داند شاید در آینده نه چندان دور، همین کشفیات و اکتشافات علمی فعلی نیز به صورت مسائل ابتدائی و بچه گانه جلوه گر شود.
چون در تاریخ اکتشافات جوامع بشری کرارا به تجربه رسیده است ، روزی بشر در نتیجه کشف یک مسئله مهم، بر خود می بالد جشنها می گیرد و تبریکها و تشویقها نوشته می شود، و بزرگداشت ها برپا می گردد، اما پس از مرور زمانی کوتاه به صورت عادی در آمده، دیگر جلب توجه نمی کند.
این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت - کس نیست که این گوهر تحقیق بسفت
هر کس سخنی از سر سودا گفتند - زان روی که هست کس نمی داند گفت روزی یکی ادعاء می کرد.
هرگز دل من زعلم محروم نشد - کم ماند زاسرار که معلوم نشد
پس از گذشت 72 سال همین شخص، با صراحت می گوید:
هفتاد و دو سال فکر کردم شب و روز - معلوم شد که هیچ معلوم نشد
به دو مطلب توجه فرمائید
1. شایسته است انسان هر چه در توان دارد در پی کشف مجهولات برآمده، در به دست آمدن اسرار کاینات، به تلاش و کوشش خود ادامه دهد، اما یک چیز را فراموش نکند، مطالب و کلماتی را، که از حلقوم سفیران مبدا غیب به صورت کتاب آسمانی، و یا گفتارهای گوناگون در اختیار بشریت قار گرفته و به طور رایگان به دست انسانها سپرده شده است، از چشم خود دور نکند؛ تا می تواند در محور فهم آنها، غور و بررسی نماید؛ چون در لا به لای آنها، اسراری نهفته است که، با آزمایشها و تحقیق و بررسی های علمی و فنی دقیق، کشف می گردد.
برای مثال، می بینیم در عصر بربریت و جاهلیت و در دوران بی سوادی و بی فرهنگیت در میان مردم عقب افتاده فریاد: ثم استوی الی السماء و هی دخان (358) سر می دهد، ولی پس از گذشت قرنها، بشر به اسرار آن پی برده و می گوید: زمانی این مجموعه هستی، به صورت اقیانوس گاز و مواد مذاب و دریای مایع و روان آتش بود، بعد به صور بخار در آمده یا بعبارت دیگر دخان بوده است که خداوند آسمانهای هفتگانه را از آن خلعت وجود بخشیده و در پایین ترین آسمانها سیارات و ثوابت را قرار داده و تزیین نمود. انا زیناالسماء الدنیا بزینة(359) الکواکب ما آسمان پایین را با ستاره ها تزیین کردیم.
ولقد زیناالسمائ الدنیا بمصابیح (360) پائین ترین آسمان را با چراغها ستارگان آرایش دادیم.
و لقد زینا السماء الدنیا بمصابیح (361) به تحقیق آسمان پایین را با چراغهای چشمک زن ستارگان بزک نمودیم.
این آسمان اول و یا پایین ترین آسمانها است که ، هنوز بشر عصر فضا در یک گوشه از میلیاردها گوشه آن گیر کرده و درجا می زند و هر چه تلاش می کند به سوی بی نهایت راه باز نماید، اما، ره، به جایی نمی برد، آن بالا بالاها چه خبر هست خود او می داند! (از این جا پی توان بردن چه آشوبیست در دریا)
در همین منظومه شمسی خودمان، (طبق گفته مجلات و رسانه های گروهی آن روز) در مسافت هفت میلیارد و پانصد کیلومتری، کره مریخ که دوازده سال طول می کشد تا سفینه فضایی میرنر دو آمریکا با سرعت سرسام آوری که داشت به آن برسد، غرق شده و دست و پا می زند.
رصدخانه پالومار عظمت جهان بالا را چنین توصیف می کند.
تا وقتی که دوربین رصدخانه پالوما را نساخته بودند، وسعت دنیایی که به نظر ما می رسد، بیش از پانصد سال نوری نبود ولی این دوربین، وسعت دنیایی ما را به هزار میلیون سال نوری رساند، و در نتیجه میلیونها کهکشان جدید کشف شد، که بعضی از آنها هزار سال نوری، با ما فاصله دارند، ولی بعد از فاصله هزار میلیون سال نوری، فضای عظیم و مهیب و تاریکی به چشم می خورد که تا صفحه عکاسی دوربین رصد خانه را متاثر کند؛
ولی بدون تردید در آن فضای مهیب و تاریک، صدها میلیون کهکشان وجود دارد که دنیایی که در سمت ما است، با جاذبه آن کهکشانها نگهداری می شود؛ تمام دنیای عظیمی که به نظر می رسد و دارای صدها هزار میلیون کهکشان است، جز دره ای کوچک و بی مقدار از یک دنیایی عظیم تر نیست و هنوز اطمینان نداریم که در فراسوی آن دنیای دوم، دنیای دیگر نباشد (362)
از این گفته به خوبی برمی آید که: علم، هنوز با آن پیشرفت شگفت انگیز خود در قسمت آسمانها، کشفیات خویش را سرآغاز جهان می داند نه پایان آن، بلکه آنرا ذره کوچکی در برابر جهان بس با عظمت می شمارد. (363) البته این توصیف (رصد خانه پالومار) مربوط به 30 سال پیش از نگارش این کتاب می باشد. و از آن سال تا به حال کشفیات عجیب زیادی شده است، که احتیاج به تحقیق و بررسی علمی و دقیق دارد.
2. خداوند در دو آیه ذیل، برگشت تمام نظامهای فعلی و دورانهای اولیه و شروع دوباره آفرینش را به صورت دیگر، چنین بیان می کند: یوم نطوی السماء کطی السجل للکتب کما بدئنا اول خلق نعیده و عدا علینا انا کنا فاعلین (364) روزی که آسمان را مانند طومار در هم می پیچیم همان طور که در آفرینش اولیه بود، بر می گردانیم، این کار حتمی است که، انجام خواهیم داد
یوم تبدل الارض غیر الارض والسماوات (365) روزی که زمین به صورتی، غیر از صورت فعلی زمین و آسمانها، تبدیل خواهد شد
با عبارات کوتاه این دو آیه مبارکه، دریای ژرفی از علم در برابر ما گشوده شده است که به وسیله اهل فن و راسخان در علم، معنای ظاهری آن فهمیده می شود؛ اما عمق مسئله چیست خود او می داند و بس!
اما به طور اجمال و اختصار از خود قرآن کریم می توان نتیجه گرفت که این فعل و انفعالات جدید به چه صورتی در خواهد آمد، که یک روز آن، معادل پنجاه هزار سال فعلی ما خواهد بود.
تعرج الملائکة و الروح الیه فی یوم کان مقداره خمسین الف سنة
(366) فرشتگان و روح، فرشته مقرب خداوند به سوی او بالا می روند در روزی که مقدار آن ، پنجاه هزار سال خواهد بود
به طور یقین معلوم نیست آیا این روز طولانی در نتیجه عظمت و بزرگی کره آن روز و یا چرخش کند آن خواهد بود، یا شرایط دیگری پیش خواهد آمد؟! هنوز سر آن کشف نه شده است!
در آن روز هیچ چیز پنهان نخواهد بود، و هیچ عملی زیر پرده نخواهد ماند، مرگی وجود نخواهد داشت، همه چیز زنده است، همه موجودات گویا است.
یومئذ تعرضون لاتخفی منکم خافیة (367) آن روز ، عرضه می شوید در حالی که هیچ چیز از اعمال شما پوشیده نخواهد ماند
و برزوالله الواحد القهار (368) و آنان در پیشگاه خداوند واحد و قهار ظاهر می گردند.
البته در این باره، آیات و اخبار، زیاد است منظور است نمونه های است که صاحبان عقل سلیم با دید جدید و دانش نو، در حل معماهای آنها، کوشا بوده و در صدد کشف اسرار آنها باشند؛ در گشودن اسرار دریای بیکران مخلوقات، دامن همت به کمر زده و تشنه لب اندر لب دریا متحیر نمانند.
و در نتیجه این کاوشها و کوششها، آفریننده این تشکیلات حیران کننده عقلها را خوب شناخته، بر عبودیت او گردن نهند، پاک و منزه است خدایی که عقلها در کارهای او حیران، و خردها در برابر آفریده های شگفت انگیز او به گل نشسته است.
دریا: در مفهوم جزئی و معنای متبادری.
همان گودالهای زمینی پر از آب، خلیجها، دریاها، اقیانوسها، یا به عقیده، دانشمندان، همین منبع و سرچشمه حیات اولیه است، که، حیات آغازین از اعماق آن شروع شده است. (369)
دریا یعنی این مجموعه محیرالعقول و گوهر گرانقدر که امیرمؤمنان علیه السلام هزار و چهارصد سال پیش فرمود: لوشئت لجعلت من هذاالماء نورا (370) اگر بخواهیم روشنایی و نور را از این آب، بیرون می کشم یعنی از آب برق، و وسائل روشنائی دیگری استخراج می کنم.
باز آن حضرت هنگام بازگشت از جنگ صفین بالای نهری در شمال عراق ایستاد. و نظر الی الماء ینزل من الاعلی الاسفل فقال: و انه لیمکن ان یستضاء العراق من هذاالماء (371) به آبشاری که از بالا به پایین می ریخت نگاهی کرد، فرمود: ممکن است روزی عراق از این آب نور باران شود
پس از گذشت هزار و چهارصد سال از همان آبشار به وسیله نصب توربینها برق استخراج کرده و عراق را غرق در نور کردند.
پس همین ماده، به ظاهر آب در اثر موجود بودن شرایط تبدیل به آتش برق می شود و در مورد دیگر تحت شرایطی خود آتش می گیرد واذالبحار سجرت و البحرالمسجور (372) یا آتش نشان می شود.
آیات
1. و سخر لکم الفلک لتجری فی البحر بامره و سخر لکم الانهار (373) و کشتیها را مسخر شما گردانید، تا بر صفحه دریا به فرمان او جریان یابد و نهرها را نیز مسخر شما کرد
2. و هوالذی سخر البحر لتاکلوا لحما طریا و تسخرجوا منه حلیة تلبسونها وتری الفلک مواخر فیه و لتبتغوا من فضله ولعلکم تشکرون (374)
و او کسی است که دریا را مسخر شما ساخت تا از آن، گوشت تازه بخورید، و زیوری برای پوشیدن (مانند مروارید و جز آن) از دریا، استخراج کنید؛ و کشتیها را می بینی که، سینه دریا را می شکافند تا شما (به تجارت پردازید و) و از فضل خدا بهره گیرید؛ شاید شکر نعمتهای او را به جا آورید .
3. و هو الذی مرج البحرین هذا عذب فرات و هذا ملح اجاج و جعل بینهما برزخا و حجرا محجورا (375) و او کسی است که دو دریا را در کنار هم قرار داد؛ یکی گوارا و شیرین، و دیگر شور و تلخ، و در میان آنها برزخی (حایل ناپیدا) قرار داد تا با هم مخلوط نشوند (گویی هر یک به دیگری می گوید:) دور باش و نزدیک نیا!
4. أمن جعل الارض قرارا و جعل خلالها أنهارا و جعل لهارواسی و جعل بین البحرین حاجزا (376) (آیا بتهای آنها خیر و برکت دارد) یا کسی که زمین را مستقر و آرام کرد، و در میان آن نهرها جاری ساخت، و بر روی آن کوههای بلند قرار داد، و در میان دو دریا پرده انداخت.
5. و ما یستوی البحران هذا عذاب فرات سائغ شرابه و هذا ملح اجاج و من کل تأکلون لحما طریا و تستخرجون حلیة تلبسونها وتری الفلک مواخر فیه و لتبغوا من فضله و لعلکم تشکرون (377) و دو دریا یکسان نیستند؛ این یکی سرد و خوشگوار، خوردنش گوارا و دیگری شور و تلخ و گلوگیر؛ اما از هر دو گوشتی تازه می خورید و وسائل زینتی برای پوشیدن استخراج می کنید و کشتیها را در آن می بینی که سینه دریا را می شکافد تا از فضل خدا به دست آورید که شاید شکرگزار باشید
6. و من آیاته الجوار فی البحر کالا علام ان یشاء یسکن الریح فیظلن رواکد علی ظهره ان فی ذلک لایات لکل صبار شکور (378) از نشانه های خداشناسی کشتیهای کوه پیکر جریان یافته در دریاست، اگر خدا بخواهد، باد را ساکن می کند کشتیها در پشت دریا راکد می ماند البته در این کارها نشانه هایی است که برای همه شکیبایان شکرگذار.
7. الله الذی سخر البحر لتجری الفلک فیه بامره و لتبتغوا من فضله و لعلکم تشکرون (379) خداست که دریا را تسخیر کرده تا با فرمان خدا کشتیها در آن جریان یابد ، و بتوانید از فضل او بهره گیرید، شاید که، شکر نعمتهایش را به جا آورید
8. والبحر المسجور (380) سوگند به دریای برافروخته شده!
9. مررج البحرین یلتقیان بینهما برزخ لایبغیان فیای آلاء ربکما تکذبان، یخرج منهما الؤلؤ والمرجان فبآی آلاء ربکما تکذبان و له المنشات فی البحر کالا علام (381)
دو دریا را در کنار هم قرار داد که ملاقات می کنند اما در میان آنها حایلی است که به همدیگر مخلوط نمی شوند، پس کدامین نشانه خدایتان را تکذیب می کنید. از آن دو دریا، در و مرجان بیرون می آورد، پس کدامین نشانه های خدا را تکذیب می کنید و برای اوست کشتیهای کوه پیکر بر آب انداخته شده
10. و اذاالبحار سجرت (382) و زمانی که دریاها افروخته گشتند
دریا مادر شیرده ابرها
تامین کننده آب تانکرهای آبکش آسمانی و منبع فضل الهی و مستودع اسرار و عجائب محیرالعقول، خداوندی است.
مرکز استخراج نیروی برق، بستر آرامش هزاران آبزی های گوناگون، محل جزر و مدهای، پهنه سیر و حرکت کشتیهای تجاری، مسافری و صیادی، در نهایت جولانگاه ناوها و ناوگانهای جنگی است مخزن گوشت تر و تازه و محل وسایل، زینت و آرایش، انبار در و صدف و جواهر است. دریا تغذیه کننده ابرهاست، اگر بخار آب به صورت ابر از دریا برنخیزد، و با خود قسمتی از آب آن را به آسمان نبرد و به صورت باران و برف و تگرگ یا حداقل، شبنم، به کوهها، و دشتها و کویرها و جنگلها نریزد، چشمه ها را به وجود نیاورد و در نتیجه نهرها را جاری نسازد!
زمین و آنچه در آن است، کی می تواند ادامه حیات دهد و کی می تواند مواهب و خزائن نهفته در خود را به صورت های گوناگون آشکار سازد؛ مگر نه این است که اگر مدتی از آسمان باران فرو نیاید، همه جا خشک و سوزان و در نهایت قحطی و غلا بیداد کرده و در آخر، همه خواهند مرد.
چنانکه در دهه 1370 خورشیدی نزولات آسمانی کم شده و خشکسالی همه جا را قرار گرفته است، تمامی چشمه ها کم آب و یا خشک شدند و درختان و نباتات بیشماری از بین رفت، آب تالابها فروکش کرد؛ آبزیان زیادی هلاک شدند.
مناطق زیادی مانند خوزستان و سیستان و بلوچستان و سایر استان ها به روزی افتادند که در اثر نبود علوفه، احشام خود را به ثمن بخس و به هر قیمتی که مشتری تعیین می کرد می فروختند، چون چاره دیگری نداشتند، چه قدر اموال و احشام از بی آبی و بی علفی تلف شدند، خدا می داند.
خشکسالی به طوری بیداد نمود که مردم متحیر بودند، برای ادامه حیات خود و زنده ماندن احشام زبان بسته، چه چاره ای بیاندیشند. تنها در سال 1379 خسارات ناشی از خشکسالی را هزاران میلیارد تومان برآورد کردند.
در استان اردبیل که از استانهای سرد سیر کشور است، معمولا رطوبت هوا بیشتر و نزولات آسمانی زیاد دارد، در آن سالها از خسارات ناشی از خشکسالی مصون نماند؛ مخصوصا مناطق دیمی دشت مغان، بحران شدید و بی آبی و خشک سالی مردم آن دیار را با روزهای سختی مواجه ساخت؛ خلاصه یاس و نومیدی همه جا را گرفته بود.
الآن که دارم این کتاب را تصحیح می نمایم، هنوز هم نبود و یا کمبود آب و باران همه جا را خشکانیده، دریاچه های هامون و قم و غیره از آنها به طور کلی خشکیده و از وجود آب محروم شده اند .
البته این خشکسالی جهانی است کشورهای زیاد وضعشان از وضع کشور ما خیلی تاسف بار و غم انگیزتر است (خدایا به احترام مقربین درگاهت به بندگانت رحم کن آمین).
پس این منبع فضل الهی و این آب انبار خدایی غیر از اینکه در جای خود به صورتهای گوناگون مورد استفاده قرار می گیرد؛ برای بیرون از خود نیز با وسایل طبیعی آبرسانی کرده و جانداران و نباتات را سر پا نگه می دارد.
باز اعتراف می نماییم هر چه درباره این موهبت الهی نوشته شود، یکهزارم اسرار و عجایب خلقت آن نخواهد بود؛ و اگر به تفسیر آیات گذشته مراجعه شود، فیوضات و تفضلهای مختلف خالق زمین و آسمان به وسیله این نعمت خدادادی روشن خواهد شد؛ مطالب مفید و حیرت انگیزی که، در لا به لای آنها نهفته است به دست خواهد آمد، به کتابهای تدوین یافته از قبیل بحارالانوار و توحید مفضل و غیر این دو ، مخصوصا به کتابهای تفسیر درباره این آیات مربوط رجوع نمایید.

7 آب چاه

در حکم آب جاری است، چون از زمین می جوشد؛ منبع دارد مادامی که بو یا رنگ یا مزه آن با عین نجاست تغییر نیابد، پاک کننده و مطهر است.
سؤال: اگر حیوانی در چاه بمیرد و در اثر ماندن طولانی در چاه، آب آن، بو بردارد یا اینکه با خون و یا چیز دیگر منفعل شود، چه باید کرد؟
ج: باید از آب چاه آن مقدار کشیده شود، تا اثر انفعال آن از بین برود و به حالت عادی برگردد.
مقدار آب در زمین
آب 71 درصد سطح زمین را می پوشاند و حجم آن حدود 1500 میلیون: کم 3: است؛ (383) پس حجم اقیانوسها خیلی بیشتر از حجم زمینهایی است که بیرون از آب قرار دارد، به طوری که اگر سطح کره زمین صاف و هموار بود؛ آب اقیانوسها به صورت لایه های به ضخامت (2600) متر تمام آنرا می پوشاند. (384)
97 درصد این مقدار، آب شور اقیانوسها و دریاها، و 3 درصد آن به اصطلاح آب شیرین است و 3/4 آب های شیرین به صورت یخ و برف در یخچالهای قطبی و کوهستانی انباشته شده است، و 1/4 باقیمانده، آب مورد استفاده موجودات زنده را تشکیل می دهد که مقدار آن را بین 11 تا 12 میلیون کم 3 برآورد کرده اند
مجموع آبهای زیرزمینی نیز حدود 8 میلیون کم 3 برآورده شده است در جو نیز آب به صورت بخار و ابر و مه تا میزان 4درصد وجود دارد. (385)