فهرست کتاب


سرچشمه حیات

محمد امینی گلستانی

4 باران

در میان انواع آب مطلق، آب باران از امتیازات خاصی برخوردار است و خداوند متعال که از آن با عنوان مبارک، رحمت ، رزق، آب و غیره نام می برد، نشان دهنده اهمیت و ارزشمندی آن است.
اگر چه آب باران نیز محصولی از آب دریاست، که به صورت ابر به هوا بلند شده و به وسیله باد هر جا هدایت شود، می بارد؛
اما این خود نیز خیلی مهم است که، اگر همین کار انجام نگیرد و این آبها به هوا بلند شود و به زمین خشک و سوزان فرو نریزد، و در آن بالا در ماهیت آن فعل و انفعالاتی به بار نیاید، در مدت کم چه فاجعه هولناکی به وجود می آید.
خشکسالی و در نتیجه آن قحطی و امراض گوناگون و گرسنگی و تشنگی از میان رفتن محصولات کشاورزی و و و.. گریبانگیر انسانها و حیوانات می شود.
در اثر همین جا به جا شدن ابرها است که به جاهای دور، نزدیک، گوشه و کنار زمین آب می رسد، چشمه ها پر می شود و استعدادها را رشد داده مایه حیات و آرامش هر جنبنده ای را فراهم می آورد. (فصل 6 همین بخش دریا را مطالعه بفرمائید)
آیاتی از قرآن و حدیث چندی را مرور کنیم تا موقعیت و ارزش وجودی باران به دست آید.
آیات
1. و انزل من السماء ماءا فاخرج به من الثمرات رزقا لکم (303) و از آسمان آبی فرو فرستاد و به وسیله آن میوه ها را پرورش داد تا روزی شما باشد.
2. و ما انزل الله من السماء ماءا فاحیا به الارض بعد موتها و بث فیها من کل دابة (304) آبی که خداوند از آسمان نازل کرده و با آن زمین را پس از مرگ زنده نمود و انواع جنبندگان را در آن گسترده است
3. و هوالذی من السماء ماءا فاخرجنا به نبات کل شی ء فاخرجنا منه خضرا (305) او کسی است که از آسمان، آبی نازل کرد. و به وسیله آن گیاهان گوناگون رویاندیم، و از آن ساقه ها و شاخه های سبز، خارج ساختیم؛ و از آنها دانه های متراکم و از شکوفه نخل، خوشه ها با رشته های باریک، بیرون فرستادیم، و باغها از انواع انگور و زیتون و انار گاه شبیه به یکدیگر و گاه بی شباهت خلق کردیم، هنگامی که میوه می دهد، به میوه آن و طرز رسیدن بنگرید که در آن نشانه هائی برای افراد با ایمان است!
4. و هوالذی یرسل الریاح بشرا بین یدی رحمته حتی اذا قلت سحابا ثقالا سقناه لبلد میت فانزلنا به الماء فاخرجنا به من کل الثمرات کذلک نخرج الموتی العلکم تذکرون (306) و او کسی است که بادها را پیشاپیش باران رحمتش می فرستد همچون بشارت دهنده ای از قدوم مسافر عزیزی خبر می دهد.
بادهایی که از اقیانوسها برخاسته و ابرهای سنگین بار و پر آب را با خود حمل می کند، در این موقع آنها را به سوی سرزمینهای مرده می رانیم، به وسیله آن، آب نازل می کنیم و با آن ، از هر گونه میوه ای بیرون می آوریم، و این گونه زمینهای مرده را زنده کردیم مردگان را نیز، زنده می کنیم، تا متذکر شوید.
5. و ینزل علیکم من السماء ماء لیطهرکم به (307) (و یادآورید هنگامی که) آبی از آسمان برای شما فرو فرستاد تا با آن شما را پاک کند
6. انزل من السماء فسالت اودیة بقدرها فاحتمل السیل زبدا رابیا (308) خداوند از آسمان آبی فرستاد و از هر دره ای و رودخانه ای به اندازه خود، سیلاب جاری ساخت، پس سیل بر روی خود کفی حمل کرد.
7. و أنزل من السماء ماءاً فأخرج به من الثمرات رزقاً لکم (309) و از آسمان آبی فرستاد و با آن میوه ها را خارج ساخت تا روزی برای شما باشد
8. و أرسلنا الریاح لواقح فأنزلنا به من السماء ماءاً فأسقینا کموه و ما أنتم له بخازنین. (310) و ما بادها را برای تلقیح ابرها، و به هم پیوستن و بارور ساختن آنها، فرستادم؛ و از آسمان آبی نازل کردیم و شما را با آن سیراب نمودیم، و در حالی که شما توانایی حفظ و نگهداری آن را نداشتید.
9. و الله أنزل من السماء ماءاً فأحیا به الارض بعد موتها آن فی ذلک لایة لقوم یسمعون (311) خداوند از آسمان آبی فرستاد و زمین را بعد از آنکه مرده بود حیات بخشید، در این، نشانه ایست، برای جمعیتی که گوش شنوا دارند.
10. و انزل من السماء ماءا فاخرجنا به ازواجا من نبات شتی (312) و خداوند از آسمان آبی فرستاد که با آن ، انواع گوناگون گیاهان را از خاک تیره برآوردیم.
11. الم تر ان الله انزل من السماء ماءا فتصبح الارض مخضرة ان الله لطیف خبیر (313) و زمین را در زمستان خشک و مرده می بینی اما هنگامی که آب باران بر آن فرو می فرستیم، به حرکت در می آید، و می روید، و از هر نوع گیاهان زیبا می رویاند.
13. و انزلنا من السماء ماءا بقدر فاسکناه فی الارض و انا علی ذهاب به لقادرون (314) و از آسمان، آبی به اندازه معین نازل کردیم، و آنرا در زمین ساکن نمودیم، و ما بر از بین بردن آن کاملاً قادریم.
14. و هو الذی ارسل الریاح بشرا بین یدی رحمته و انزلنا من السماء ماء طهورا لنحیی به بلدة میتا و نسقیه مما خلقنا انعاما و انا سی کثیرا (315) و او کسی است که بادها بشارت گرانی پیش از رحمت فرستاد و از آسمان، آب پاک کننده نازل کردیم، تا به وسیله آن زمین مرده را زنده کردیم، و چهارپایان و انسانها را سیراب نماییم.
15. و لئن سئلتهم: من نزل من السماء ماء فاحیا به الارض من بعد موتها لیقولن: الله (316) اگر از آنها بپرسی که چه کسی از آسمان، آبی نازل کرد، و به وسیله آن زمین را بعد از مردنش زنده کرد؟ می گویند: الله.
16. و انزلن من السماء اماء فانبتنا فیها من کل زوج کریم (317) و از آسمان، آبی فرستادیم، و به وسیله آن در روی زمین، انواع گوناگونی از جفتهای گیاهان پر ارزش رویانیدیم.
17. الله الذی یرسل الریاح فتثیر سحابا فیبسطه فی السماء کیف یشاء و یجعله کسفا فتری الودق یخرج من خلاله (318) خداست که بادها را می فرستد، ابری را بر می انگیزد و در آسمان، هر طور که بخواهد می گستراند، و آن را متراکم می کند، پس دانه های باران را می بینی از میان آن بیرون می آید.
18. والله الذی ارسل الریاح فتثیر سحابا فسقناه الی بلدمیت فاحییناه به الار بعد موتها و کذلک المنشور (319) خداوند کسی است که بادها را فرستاد تا ابرهائی را به حرکت درآورند ما این ابرها را به سوی سرزمین مرده ای می رانیم و به وسیله آن زمین را بعد از مردنش زنده می کنیم؛ رستاخیز نیز همین گونه است.
19. الم تر ان الله انزل من السماء ماءا فاخرجنا به ثمرات مختلفا الوانها (320) و آیا ندیدی خداوند از آسمان، آبی فرو فرستاد که به وسیله آن میوه هایی را با الوان گوناگون خارج ساختیم.
20. الم تر ان الله انزل من السماء ماءا فسلکه ینابیع فی الارض ثم یخرج به زرعا مختلفا الوانه ثم یهیج فتریه مصفرا ثم یجعله حطاما ان فی ذلک لذکری لاولی الالباب (321) آیا ندیدی که خداوند از آسمان، آبی فرستاد و آن را به صورت چشمه هایی در زمین وارد نمود.
سپس با آن زراعتی را خارج می سازد که رنگهای مختلف دارد، بعد آن گیاه خشک می شود، به گونه ای که آن را زرد و بی روح می بینی، سپس آن را در هم می شکند و خرد می کند؟! در این ماجرا تذکری برای خردمندان از ناپایداری دنیاست.
21. و من آیاته انک تری الارض خاشعة فاذا انزلنا علیهاالماء اهتزت و ربت ان الذی احیاها لمحیی الموتی و هو علی کل شی ء قدیر (322) از نشانه های اوست که زمین را خشک می بینی، هنگامی که آب بر آن می فرستیم، به جنبش در می آید، و نمو می کند، همان کسی که آن را زنده کرد، مردگان را نیز زنده می کند، و او بر هر چیز تواناست.
22. والذی نزل من السماء ماءا بقدا امیر المؤمنین فانشرنا به بلدة میتا کذلک تخرجون (323)
و او کسی است که از آسمان به مقدار معین آبی فرستاد، و به وسیله آن، سرزمین مرده را زنده کردیم، و همین گونه از قبرها بیرون می آیید.
23. و ما انزل الله من السماء من رزق فاحیا به الارض بعد موتها و تصریف الریاح لایات لقو یعقلون (324) و در فرو فرستادن آب از آسمان که به وسیله آن زمین را بعد از مردنش حیات بخشیده، و همچنین در وزش بادها نشانه های روشنی است برای گروهی که اهل تفکرند.
24. و نزل من السماء ماءا مبارکا فانبتنا به جنات و حب الحصید (325) و از آسمان، آبی پربرکت فرستادیم، و به وسیله آن باغها و دانه های قابل درو، رویاندیم.
25. والنخل باسقات لها طلع نضید، رزقا للعباد و احیینا به بلدة میتا کذلک الخروج (326) و همچنین نخلهای بلند قامتی که میوه های متراکم دارند، همه اینها را به خاطر بخشیدن روزی، بر بندگان آفریدیم، و با این قطره های حیات بخش باران، زمین مرده را زنده کردیم ، آری زنده شدن مردگان و خروج آنها از قبر، نیز همین گونه است،
27. افرایتم الم الذی تشربون انتم انزلتموه من المزن ام نحن المنزلون . (327) آیا درباره آبی که می نوشید، فکر کرده اید؟ آیا شما آن را از ابر فور می فرستید یا ما نازل کردیم؟
28. و انزلنا من المعصرات ماء ثجاجا لنخرج به حبا و نباتا و جنات الفافا (328) و از ابرهای باران زا، آبی فراوان نازل کردیم، تا به وسیله آن دانه و گیاه بسیار برویانیم، و نیز باغهای پر درخت به وجود آوردیم
29. فلینظر الانسان الی طعامه انا صببنا الماء صبا ثم شققنا الارض شقا فانبتنا فیها حبا و عنبا و قضبا و زیتونا و نخلا و حدائق غلبا و فاکهة و ابا متاعا لکم و لانعامکم (329) انسان باید به غذای خویش بنگرد! ما آب فراوانی از آسمان ریختیم؛ سپس زمین را شکافتیم؛ و در آن دانه های فراوانی رویاندیم، و انگور و سبزی بسیار و زیتون و نخل فراوان، و باغهای پر درخت و میوه و چراگاه، تا وسیله ای برای بهره گیری خود و چهارپایانتان باشد .
خلاصه و نتیجه گیری
از مجموع آیات گذشته دو مطلب مهم استفاده می شود.
1. برای اثبات معاد و رستاخیز روی سبز شدن و زنده شدن زمینهای مرده تکیه شده است.
این مسئله برای هیچکس قابل انکار نیست که در فصلهای مختلف سال مرگ و میر نباتات و اشجار و غیره را، با دیده خود نظاره می کنیم؛ و پس از فرا رسیدن فصل دیگر، زنده شدن و جان گرفتن آنها را می بینیم.
زمین خشک و سوزان، درختان طراوت از دست داده، بیابانهایی که شادابی خود را از کف داده اند، با آمدن بهار و با موجود بودن شرایط، خرمی خود را باز می یابند.
همانطور که ریشه اصلی اینها در خاک مانده و در شرائط مناسب، شروع به رویش کرده و قد علم می کنند.
ریشه های اصلی و تخمهای بنیادین بشر نیز در همین زمین است، آن هم در شرایط مناسب قد علم می کند، و در روز رستاخیز حضور پیدا می کند. (330)
فانما هی زجرة واحدة فاذا هم بالساهرة با یک صیحه، ناگهان در صحرای قیامت خواهند بود
با اینکه چهل روز پیش از قیامت باران خواهد بارید، استعدادها را رشد داده و برای زنده شدن آماده خواهد ساخت. بخش 2 فصل صفحه 116 همین کتاب مراجعه شود آیات گذشته درباره باران را دقت کنید که مطلب چگونه واضح و گویاست! با تعبیرهای گوناگون کذالک النشور کذالک تخرجون کذالک نخرج الموتی و غیرها کیفیت نوعی از زنده شدن را بیان و تصریح می کند.
2. مطلب دیگر اینکه: آیات روشن گر این است که، حیات و زنده بودن زمین و آنچه در آن است، به نزولات آسمانی و بارانهای زندگی بخش، بستگی دارد؛ آیا این نزولات با چه شرایطی به وجود می آید. خود به خود شکل می گیرد؟ یا اینکه آفتاب بر اقیانوسها می تابد و بخار آب را به بالا می فرستد، بخارها متراکم می شوند و توده های سنگین ابر را تشکیل می دهند، امواج باد توده های کوه پیکر ابر، را بر دوش خود حمل می کنند و به سوی سرزمین هایی که ماموریت دارند پیش می روند، قسمتی از این بادها که در پیشاپیش توده های ابر در حرکتند، و آمیخته با رطوبت ملایمی هستند، نسیم دل انگیز ایجاد می کنند که از درون آن بوی باران حیات بخش به مشام می رسد.
اینها در واقع مبشران نزول باران هستند، سپس توده های عظیم ابر دانه های باران را از خود بیرون می فرستد.
نه چندان درشتند که زراعتها را از بیخ برکنند و زمینها را ویران کنند و نه چندان کوچکند که در فضا سرگردان بمانند.
آرام و ملایم بر زمین می نشینند و آهسته در آن نفوذ می کنند و محیط را برای رستاخیز بذرها و دانه ها آماده می سازند، زمینی که در خشکی می سوخت و شباهت کامل به منظره یک گورستان خاموش و خشک داشت تبدیل به کانون فعالی از حیات و زندگی و باغهای پر گل و میوه می شوند. (331)
پس از این همه مقدمات طولانی جمله رزقا لکم و یا فلینظر الانسان الی طعامه ما را سوق می دهد به اینکه، بشر برای ادامه حیات خود، با این وسائل عریض و طویل لقمه نانی، گیر بیاورد و به رزق خود دست پیدا کند.
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند - تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار - شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری
نظری به طعام خود بیافکنید و تفکر کنید، که با چه وسائلی آن طعام فراهم شده است و با چه وسائلی یک لقمه نان آماده می شود.
و قلیل من عبادی الشکور از بندگانم شکر گذارشان کم است.
چه گلایه بجا و خجالت آور یک عمر بخور و بخواب و از همه نعمت های پیدا و ناپیدا استفاده کنی، لااقل زبانت نچرخد، که خدایا شکرت، زهی بی ادبی.
احادیث درباره باران
درباره باران، احادیث زیادی در کتب حدیث آمده است، انواع بارانها و منافع آنها و کیفیت استفاده از آنها را بیان نموده است.
در این کتاب برای رعایت اختصار به چند حدیث اکتفا می کنیم:
ابر
در کتاب خصال شیخ صدوق قدس الله روحه از ابی جعفر علیه السلام روایت می کند که معاویه سوالات پادشاه روم را به امام حسن علیه السلام فرستاد و جواب خواست از جمله آنها این بود که: ده چیز کدام است که از همدیگر شدیدتر است؟ فرمود:
و اما عشرة اشیاء بعضیها اشد من بعض
اما ده چیزی که از دیگری سخت و شدیدتر است:
خداوند عزوجل شدیدترین چیزی که آفریده، سنگ است؛ شدیدتر از آن، آهن است که آن را می برد؛ و شدیدتر از آن، آتش است که آن را ذوب می کند؛ و شدیدتر از آن آب است که آن را خاموش می کند؛ و شدیدتر از آب، ابری است که آن را حمل می کند؛ و شدیدتر از آن، بادی است که آن را برمی انگیزاند؛ و آن شدیدتر از آن ملکی است که آن را می فرستد؛ و شدیدتر از او، ملک الموت است، و شدیدتر از او مرگیست که او را می میراند؛ و واشد من الموت امر الله رب العالمین الذی یمیت الموت شدیدتر از مرگ امر خدای جهان است که مرگ را می میراند. (332)
مسعدة بن صدقة از امام صادق علیه السلام روایت می کند، پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند عزوجل هر چیزی را که آفریده چیز دیگر را بر آن مسلط کرده است حدیث را ادامه داده و به اینجا که رسید ثم؟ الانسان طغی و قال: من اشد منی قوة؟ فخلق الله الموت فقهره فذل الانسان، ثم ان الموت فخر فی نفسه فقال الله عزوجل: لا تفخر فانی بین الفریقین اهل الجنتة واهل النار، ثم لا احییک ابدا فترجی او تخاف (الخبر) (333)
سپس انسان گردن کشی کرد، گفت نیرومندتر از من کیست! خداوند مرگ را آفرید او را خورد نمود، انسان ذلیل شد.
مرگ سر برداشته به خود بالید خدای عزوجل به مرگ خطاب کرد فخر نکن به یقین در روز قیامت میان بهشتیان و دوزخیان ترا سر می برم که دیگر ابدا زنده نخواهی ماند تا امیدوار باشی و یا بترسی تا آخر خبر.
مرحوم فیض کاشانی در کتاب نوادرالاخبار در این رابطه حدیثی را این گونه نقل می کند: اهوازی از امام محمد باقر علیه السلام روایت می کند.
زمانی که خداوند اهل بهشت را در بهشت و اهل آتش را در آتش جا داد، مرگ را به صورت قوچ می آورند، و در میان بهشت و جهنم نگه می دارند، منادی با صدای بلند به طوری که همه اهل محشر بشنوند، ندا سر می دهد؛ ای اهل بهشت! و ای اهل جهنم! همه، به سوی ندا دهنده متوجه می شوند، سپس می گوید می دانید این، چیست؟! این همان مرگ است که در دنیا از آن می ترسیدند.
اهل بهشت، می گویند: خدایا بار دیگر ما را نمیران اهل آتش هم می گویند خدایا ما را بمیران! سپس در برابر دیدگان آنها آن را سر می برند مانند سر بریدن گوسفند، دوباره ندا می دهند بعد از این، مرگی وجود ندارد به ابدیت و خلود یقین کنید؛ در این حال، اهل بهشت، چنان خوشحال می شوند.
که اگر در آن روز کسی از خوشحالی می مرد، آنها هم می مردند؛ پس آیه: افما نحن بمیتین لمثل هذا فلیعمل العالمون (334) را تلاوت نمود و اهل جهنم چنان: شهقه می زنند که اگر کسی با ناله و فریاد می مرد، آنها هم می مردند؛ و آن است قول خداوند عزوجل: و انذهم یوم الحسرة اذ قضی الامر (335) درگذشته نزدیک از آیات قرآن فهمیدیم که، خداوند چگونه بادهای مبشرات را می فرستد، تا آمدن باران را مژده دهد؛ و بارانها با چه وسائلی حمل می شوند؛ تا به کجا برسند؛ و در کجا فرود آید، و چه جای خشکیده و مرده را گلستان،، و کدام گلستان را ویران و خاک یکسان کند.
چه مجموعه ای از زندگی را برکت و گرمی بخشد، و چه جمعی را پراکنده و نالان سازد، و یا چه انسانی عبد شکور و دیگر بنده کفور باشد.
پاک و منزه است خدائی که همه کارهایش را از روی حکمت و صلاح به انجام می رساند.
سماء
یهودی از امیرمومنان علیه السلام پرسید: لم سمیت السماء سماء قال لانها و سم الماء معدن الماء
چرا که آسمان را سماء گفتند، فرمود: زیرا آسمان معدن آب است. (336)
در زبان احادیث، سماء با ابر و یا به فلکی (که آب از آن به ابر و از ابر به زمین می بارد) را گویند، اگر چه در لغت به معنی بالا است و به همین سقف را نیز سماء گویند.
آب آسمان، بنوشید!
ابی عبدالله علیه السلام قال: امیرالمؤمنین علیه السلام اشربوا ماءالسماء فانه یطهر البدن و یدفع قال الله تبارک و تعالی و ینزل من السماء ماء الیطهرکم به..... (337) امام صادق علیه السلام از امیرمؤمنان علیه السلام روایت می کند آن حضرت فرمود: آب آسمان بنوشید، چون آب آسمان، بدن را پاک و ناراحتی های و مرضها را دفع می کند خدای تعالی فرمود: از آسمان برای شما آب فرو می ریزد که به وسیله آن شما را پاک(338) کند
در خواص و منافع آب نیسان در این باره صحبت مفصل خواهیم داشت.
لؤلؤ و مرجان
عن جعفر الصادق عن علی علیه السلام قال: یخرج منهما اللولو و المرجان (339)
قال من ماء السماء و من ماء البحر فاذا امطرت فتحت الاصداف افواهها من البحر فیقع فیها من ماء مطهر فتخلق اللؤلؤ الصغیرة من القطرة الصغیرة و اللؤلؤة الکبیرة من القطرة الکبیرة (340)
امام صادق از پدران خود (ع) از امیرمؤمنان علیه السلام نقل می کند که آن حضرت: در تفسیر آیه، فوق فرمود: یعنی: از بهم رسیدن آب آسمان و زمین، لولو و مرجان به وجود می آید، هنگامی که باران می آید، صدفهای دریاها دهان می گشایند و آنرا می بلعند؛ از قطره کوچک لؤلؤ در کوچک و از قطره بزرگ لولؤ بزرگ به وجود می آید.
نا گفته نماند تاویل آیه مبارکه را به امیرمؤمنان علی و فاطمه زهرا علیه السلام و درهای به وجود آمده از آن دو، را به ائمه معصومین علیه السلام ذکر کرده اند در این باره به تفاسیر مراجعه می شود.
ترکیب آب آسمانی با آب زمینی
در تفسیر آیه مبارکه 9 سوره ق ونزلنا من السماء ماء مبارکا محمد بن مسلم، گوید، شنیدم، امام محمد باقر علیه السلام فرمود: لیس من ماء فی الارض الا وخالطه ماء السماء (341) آبی در زمین وجود ندارد مگر این که آب آسمان با او ترکیب یافته است.
آب نیسان
نیسان از ماههای رومی و مدت آن سی روز می باشد، با تطبیق سال ایرانیها، بیست و سه روز بعد از عید نوروز می باشد.
در بحارالانوار: درباره این ماه دو روایت نقل شده است، یکی را از مهج الدعوات، سید بن طاووس که مفصل تر است، اما چون سندش منتهی می شود، به عبدالله بن عمر، و از نظر روایی ضعیف است ، از نقل آن خودداری می گردد.
هر دو روایت را محدث قمی در مفاتیح الجنان، در اعمال ماههای رومی ص 229 از زادالمعاد، علامه مجلسی رضوان الله تعالی علیه نقل کرده است، طالبین به آن کتاب مراجعه نمایند ، اما روایت دوم را علامه مجلسی قدس سره بدینگونه نقل کرده است:
اقول وجدت بخط الشیخ علی بن حسن بن جعفر المرزبانی و کان تاریخ کتابته سنه ثمان و تسعماة قال وجدت بخط الامام العلامة الشهید السعید محمد بن مکی رحمةالله علیه عن جعفر بن محمد..... (342) می گویم با خط علی بن حسن بن جعفر مرزبانی که تاریخ نوشته شدنش 908 است، پیدا کردم آنهم می گوید: با خط امام شهید سعید محمد بن مکی دیده است که، از امام جعفر صادق علیه السلام از پدران بزرگوارشان روایت شده است:
قال: قال رسول الله: علمنی جبرئیل دواء الااحتاج معه الی طبیب
جبرئیل برایم دوائی یاد داد که با وجود آن به دوائی محتاج نشوم بعضی از اصحاب عرض کردند یا رسول الله، دوست داریم آن را برای ما هم تعلیم فرمایی، حضرت فرمود: هر کس، در ماه نیسان آب باران بگیرد، و هر یک از سوره های فاتحةالکتاب و آیةالکرسی و قال یا ایهاالکافرون و سبح اسم ربک الاعلی را هفتاد مرتبه بر آن آب بخواند، و سوره های اخلاص و معوذین را نیز هفتاد مرتبه بخواند سپس:
لا اله الا الله و الله اکبر و صلی الله علی محمد و آل محمد و سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر را نیز هر یک هفتاد مرتبه بر آن آب بخواند، هفت روز صبح و شام یک جرعه از آنرا بیاشامد.
پیغمبر فرمود: به حق خدایی که مرا به نبوت راستین برانگیخته است، هر کس از این آب بیاشامد، تمامی دردها و اذیت هایی را که در بدنش هست از او دفع می کند و دهان او را پاک و بلغم را می زداید اگر غذا بخورد و آب بیاشامد و در شکم او باد نمی کند و بادها معده، او را آزار نمی دهد، فلج به او نمی رسد.
از ناراحتی های پشت و اندرون و ناف می نالد، از درد سینه نمی ترسد، سردی و شاش بند را برطرف می نماید. حکة (خارش، گری) آبله، طاعوت، جذام، و برص به او نمی رسد و آب مروارید به چشمش نمی آید.
دلش خدا ترس شده و خداوند، هزار رحمت و هزار مغفرت به او می فرستد، انکار و شرک و خود بزرگ بینی و کسالت و تنبلی و عداوت از دلش خارج می شود و از رگ او درد بیرون می رود، اگر در لوح محفوظ دردی برایش نوشته شده، پاک می گردد.
هر مردی بخواهد زنش حامله شود خداوند به او بچه می دهد و اگر زندانی باشد نجات یابد و به هر چه بخواهد می رسد، و سر درد و همه گونه دردها به اذن خداوند ساکن می شود. (343)
البته روایت مذکور فوق درباره ماه نیسان وارد شده است. اما روایاتی در دست است که تمامی بارانهای آسمانی را مورد توجه قرار داده و استفاده از آن را مورد شفاء و تشویق قرار داده است، یکی از آنها قبلا در همین فصل گذشت. و روایت دومی را ذیلا می آوریم:
حسن بن فضل طبرسی در کتاب مکارم الاخلاق از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کند که آن حضرت فرمود: علمنی جبرئیل دواء الا احتاج معه الی دواء قیل: یا رسول الله! و ما ذالک الدواء؟ قال: یؤخذ ماءالمطر قبل ان ینزل الی الارض ثم یجعل فی اناء نظیف و یقرء علیه الحمد الی آخرها سبعین مرة و قل الله احد و معوذتین سبعین مرة ثم یشرب نه قد حا بالغدادة و قدحا بالعشی فوالذی بعثنی بالحق لینز عن الله بذلک الداء من بدنه و عظامه و مخخه و عروقه (344)
جبرئیل دوایی به من یاد داده است که، به داروی دیگر احتیاج نه خواهم داشت، پرسیدند یا رسول الله آن دوا چیست؟ فرمود: آب باران را پیش از رسیدن به زمین گرفته و به ظرف پاکی ریخته شود، هر یک از سوره حمد و قل هوالله و معوذتین هفتاد بار به آن خوانده شود، صبح یک لیوان و عشاء یک لیوان نوشیده شود . سوگند به خدایی که مرا به حق برانگیخته است و به وسیله این دواء درد از بدن و استخوانها و مغز استخوانها و رگهای او بیرون می رود . امثال این روایت ها در کتابهای حدیث زیاد است، اما برای اختصار به همین حدیث اکتفا می کنیم.
مسائل فقهی باران
آب باران در حکم آب جاری است، مادامی که بو یا مزه یا رنگ آن با چیز نجس تغییر یابد، همه چیز را پاک می کند؛ اگر زمین در اثر باریدن باران خیس شود پاک می شود؛ و هر چیزی که فشار دادن آن ممکن نباشد مانند، در و دیوار و چوبها و سنگها و فرشها و غیره با آب باران خیس شود پاک است.
1. علی بن جعفر علیه السلام از برادر بزرگوارش امام موسی بن جعفر (ع) پرسید: اگر پشت بام در اثر غسل کردن و یا ادرار کردن نجس شود و باران ببارد و آب جاری شود آیا با آن آب می توان وضو گرفت؟
ج: اگر جاری شود عیب ندارد (345)
2. باز پرسید، اگر باران می بارد و شرابی هم به پشت بام ریخته شده باشد و از آن آب بر لباسش ترشح کند، آیا پیش از شستن می تواند با آن لباس نماز بخواند؟
ج: شستن لباس و بدنش لازم نیست و نماز خواندن با آن لباس مانعی ندارد.(346)
3. در پشت بام، آشغال و چیزهای نجس باشد و باران هم ببارد و از آنت به لباس می رسد.
ج: اذا جری من ماءالمطر فلابأس ان یصلی فیها اگر آب باران جاری شود ، نماز خواندن با آن لباس مانعی ندارد. (347)
4. باز سوال کرد اگر باران بر روی نجس عذره بریزد و از آن به لباس ترشح کند آیا پیش از شستن، می تواند نماز بخواند؟
ج: اذا جری به المطر فلاباس اگر باران بر آن جاری شود عیب(348) ندارد
5. مسئلة: چیزی که نجس است و عین نجاست در آن نیست اگر یک مرتبه باران ببارد و آنرا خیس کند پاک می شود و در فرش و لباس و غیره فشار دادن لازم نیست. (349)

5 آب جاری

آب جاری چه گرم باشد و چه سرد، تلخ باشد یا شیرین اگر از زمین بجوشد مانند چشمه ها و قناتها یا متصل به منبع بزرگ و کر باشد مانند آب لوله کشی و غیره، و اگر با عین نجاست، بو، مزه، رنگ، آن تغییر یابد همه چیز را با شستن پاک و تمیز می کند چون خودش ذاتاً پاک است.
آیات
آیات فراوانی که در باره باران نوشته شد ارتباط تنگاتنگ و عمیق با انواع مختلف آب دارد، اضافه بر آنها، چند آیه را درباره آب، و اثرات آن را ذکر می کنیم و آیات مربوط به دریا را نیز در محل خود تذکر خواهیم داد.
ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین (350)
به درستی که خداوند توبه کنندگان و پاکیزگان را دوست دارد.
فیه رجال یحبون ان یتطهروا والله یحب المطهرین (351)
در آن مسجدی که با تقوی درست شده است، مردانی است که پاکیزگی را دوست دارند و خدا نیز پاکیزگان را دوست دارد.
اولم یرو انا نسوق الماء الی الارض الجرز فنخرج به زرعا تاکل منه انعامهم و انفسهم افلا یبصرون (352) آیا آنان (منکران معاد) نمی بینند ما آب را بر زمین خشک و سوزان بایر می رسانیم، سپس به وسیله آن کشت و زرعهایی، بیرون می آوریم، و از آن سبزیها خودشان و دامها و می خورند و آیا چشم بصیرت ندارند.
قل أرایتم اصبح ماءکم غورا فمن یأتیکم بمأ معین (353)
بگو، به من خبر دهید اگر آبهای سرزمین شما در زمین فرو رود، چه کسی می تواند آب جاری و گوارا در دسترس شما قرار دهد؟!
و أسقیناکم ماءا فراتا (354)
ما شما را با آب زلال سیراب کردیم
و اخرج منها ماءها و مرعاها (355)
از زمین، آب و چراگاهش را بیرون آورد.
اخبار
قال النبی صلی الله علیه و آله : خلق الماء طهورا لا ینجسه شیی ء ما الا غیر لونه او طعمه او ریحه (356)
رسول خدا صلی الله علیه و آله و فرمود: خداوند آب را پاک و پاک کننده آفریده است، هیچ چیز آنرا نجس نمی کند، مگر این که، رنگ یا مزه یا بوی آن تغییر یابد
آبها پاک است تا به طور یقین، نجاست آن دانسته شود
ای شیی ء یکون اطهر من الماء (357) آیا چه چیزی از آب پاک تر است؟!
آب اصالتاً پاک است و ذاتاً پاک کننده است، اخبار و احادیث فراوان در تفاسیر قرآن مجید و در کتابهای فقهی وجود دارد، که نیازی به درج بیشتر از این نمی باشد.
پر واضح است آب یعنی این ماده اصلی وجود تمامی موجودات که قسمت اعظم خمیره وجودی آنان را تشکیل می دهد باید پاک و پاک کننده طاهر و مطهر باشد.
واقعاً اگر آب نبود چه چیزی جای آنرا می گرفت، زندگی روی زمین به چه صورتی در می آمد؟
آیا خداوند عزوجل شرایط زندگی را تغییر می داد که در آن صورت نام دیگر را یدک می کشید و اسم دیگر روی آن گذاشته می شد؟
و آیا اصلاً همچون کاری امکان پذیر بود، یا نظام احسن و نظم آفرینش چنین اجازه را نمی داد؟! (غیر از خود او کسی چه می داند)

6 دریا

دریا در مفهوم کلی
ماده اصلی آفرینش اجسام، و خمیره بنیادین آسمان، و زمین، و مرکز فعل و انفعالات عجیب و مهیب دوران خلقت اولیه است.
به عبارت دیگر: این مایع خاموش کننده آتش که آب نامیده شده است و مجموعه آن را دریا نامیده اند، شاید میلیاردها سال قبل، در اثر تجزیه دو عنصر اکسیژن، هیدروژن آن و یا اصلاً قبل از ترکیب آن دو که (هر دوی آنها آتش زا و قابل اشتعال است) به صورت ماده مذاب آتشین و در قالب اقیانوس گازهای فشرده درآمده و در اثر انفجارات عظیم مرکزی آن، کرات آسمانی به پهنه بی پایان فضا، پرتاب شده و کهکشانها و منظومه های بی شماری به وجود آمده است.
و یا به گونه های که فرضیه های و حدسیات نوین و ریز کشفیات عصر فضا، با تئوریهای گوناگونی که ارائه می دهد، جهان پا به عرصه وجود گذاشته است. و با طبق گفته های اخبار و آیات زمین و آسمان را از دریای فراگیر دود، بخار، از زبد و دخان آفریده است.
پس از طی دوران تکامل، آن؛ دو عنصر آتش زا را به هم پیوند داده، ماده حیاتبخش آب را زینت بخش جهان آفرینش و مایه حیات تمام موجودات زنده قرار داده است.
کسی غیر از او، چه می داند شاید در آینده نه چندان دور، همین کشفیات و اکتشافات علمی فعلی نیز به صورت مسائل ابتدائی و بچه گانه جلوه گر شود.
چون در تاریخ اکتشافات جوامع بشری کرارا به تجربه رسیده است ، روزی بشر در نتیجه کشف یک مسئله مهم، بر خود می بالد جشنها می گیرد و تبریکها و تشویقها نوشته می شود، و بزرگداشت ها برپا می گردد، اما پس از مرور زمانی کوتاه به صورت عادی در آمده، دیگر جلب توجه نمی کند.
این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت - کس نیست که این گوهر تحقیق بسفت
هر کس سخنی از سر سودا گفتند - زان روی که هست کس نمی داند گفت روزی یکی ادعاء می کرد.
هرگز دل من زعلم محروم نشد - کم ماند زاسرار که معلوم نشد
پس از گذشت 72 سال همین شخص، با صراحت می گوید:
هفتاد و دو سال فکر کردم شب و روز - معلوم شد که هیچ معلوم نشد
به دو مطلب توجه فرمائید
1. شایسته است انسان هر چه در توان دارد در پی کشف مجهولات برآمده، در به دست آمدن اسرار کاینات، به تلاش و کوشش خود ادامه دهد، اما یک چیز را فراموش نکند، مطالب و کلماتی را، که از حلقوم سفیران مبدا غیب به صورت کتاب آسمانی، و یا گفتارهای گوناگون در اختیار بشریت قار گرفته و به طور رایگان به دست انسانها سپرده شده است، از چشم خود دور نکند؛ تا می تواند در محور فهم آنها، غور و بررسی نماید؛ چون در لا به لای آنها، اسراری نهفته است که، با آزمایشها و تحقیق و بررسی های علمی و فنی دقیق، کشف می گردد.
برای مثال، می بینیم در عصر بربریت و جاهلیت و در دوران بی سوادی و بی فرهنگیت در میان مردم عقب افتاده فریاد: ثم استوی الی السماء و هی دخان (358) سر می دهد، ولی پس از گذشت قرنها، بشر به اسرار آن پی برده و می گوید: زمانی این مجموعه هستی، به صورت اقیانوس گاز و مواد مذاب و دریای مایع و روان آتش بود، بعد به صور بخار در آمده یا بعبارت دیگر دخان بوده است که خداوند آسمانهای هفتگانه را از آن خلعت وجود بخشیده و در پایین ترین آسمانها سیارات و ثوابت را قرار داده و تزیین نمود. انا زیناالسماء الدنیا بزینة(359) الکواکب ما آسمان پایین را با ستاره ها تزیین کردیم.
ولقد زیناالسمائ الدنیا بمصابیح (360) پائین ترین آسمان را با چراغها ستارگان آرایش دادیم.
و لقد زینا السماء الدنیا بمصابیح (361) به تحقیق آسمان پایین را با چراغهای چشمک زن ستارگان بزک نمودیم.
این آسمان اول و یا پایین ترین آسمانها است که ، هنوز بشر عصر فضا در یک گوشه از میلیاردها گوشه آن گیر کرده و درجا می زند و هر چه تلاش می کند به سوی بی نهایت راه باز نماید، اما، ره، به جایی نمی برد، آن بالا بالاها چه خبر هست خود او می داند! (از این جا پی توان بردن چه آشوبیست در دریا)
در همین منظومه شمسی خودمان، (طبق گفته مجلات و رسانه های گروهی آن روز) در مسافت هفت میلیارد و پانصد کیلومتری، کره مریخ که دوازده سال طول می کشد تا سفینه فضایی میرنر دو آمریکا با سرعت سرسام آوری که داشت به آن برسد، غرق شده و دست و پا می زند.
رصدخانه پالومار عظمت جهان بالا را چنین توصیف می کند.
تا وقتی که دوربین رصدخانه پالوما را نساخته بودند، وسعت دنیایی که به نظر ما می رسد، بیش از پانصد سال نوری نبود ولی این دوربین، وسعت دنیایی ما را به هزار میلیون سال نوری رساند، و در نتیجه میلیونها کهکشان جدید کشف شد، که بعضی از آنها هزار سال نوری، با ما فاصله دارند، ولی بعد از فاصله هزار میلیون سال نوری، فضای عظیم و مهیب و تاریکی به چشم می خورد که تا صفحه عکاسی دوربین رصد خانه را متاثر کند؛
ولی بدون تردید در آن فضای مهیب و تاریک، صدها میلیون کهکشان وجود دارد که دنیایی که در سمت ما است، با جاذبه آن کهکشانها نگهداری می شود؛ تمام دنیای عظیمی که به نظر می رسد و دارای صدها هزار میلیون کهکشان است، جز دره ای کوچک و بی مقدار از یک دنیایی عظیم تر نیست و هنوز اطمینان نداریم که در فراسوی آن دنیای دوم، دنیای دیگر نباشد (362)
از این گفته به خوبی برمی آید که: علم، هنوز با آن پیشرفت شگفت انگیز خود در قسمت آسمانها، کشفیات خویش را سرآغاز جهان می داند نه پایان آن، بلکه آنرا ذره کوچکی در برابر جهان بس با عظمت می شمارد. (363) البته این توصیف (رصد خانه پالومار) مربوط به 30 سال پیش از نگارش این کتاب می باشد. و از آن سال تا به حال کشفیات عجیب زیادی شده است، که احتیاج به تحقیق و بررسی علمی و دقیق دارد.
2. خداوند در دو آیه ذیل، برگشت تمام نظامهای فعلی و دورانهای اولیه و شروع دوباره آفرینش را به صورت دیگر، چنین بیان می کند: یوم نطوی السماء کطی السجل للکتب کما بدئنا اول خلق نعیده و عدا علینا انا کنا فاعلین (364) روزی که آسمان را مانند طومار در هم می پیچیم همان طور که در آفرینش اولیه بود، بر می گردانیم، این کار حتمی است که، انجام خواهیم داد
یوم تبدل الارض غیر الارض والسماوات (365) روزی که زمین به صورتی، غیر از صورت فعلی زمین و آسمانها، تبدیل خواهد شد
با عبارات کوتاه این دو آیه مبارکه، دریای ژرفی از علم در برابر ما گشوده شده است که به وسیله اهل فن و راسخان در علم، معنای ظاهری آن فهمیده می شود؛ اما عمق مسئله چیست خود او می داند و بس!
اما به طور اجمال و اختصار از خود قرآن کریم می توان نتیجه گرفت که این فعل و انفعالات جدید به چه صورتی در خواهد آمد، که یک روز آن، معادل پنجاه هزار سال فعلی ما خواهد بود.
تعرج الملائکة و الروح الیه فی یوم کان مقداره خمسین الف سنة
(366) فرشتگان و روح، فرشته مقرب خداوند به سوی او بالا می روند در روزی که مقدار آن ، پنجاه هزار سال خواهد بود
به طور یقین معلوم نیست آیا این روز طولانی در نتیجه عظمت و بزرگی کره آن روز و یا چرخش کند آن خواهد بود، یا شرایط دیگری پیش خواهد آمد؟! هنوز سر آن کشف نه شده است!
در آن روز هیچ چیز پنهان نخواهد بود، و هیچ عملی زیر پرده نخواهد ماند، مرگی وجود نخواهد داشت، همه چیز زنده است، همه موجودات گویا است.
یومئذ تعرضون لاتخفی منکم خافیة (367) آن روز ، عرضه می شوید در حالی که هیچ چیز از اعمال شما پوشیده نخواهد ماند
و برزوالله الواحد القهار (368) و آنان در پیشگاه خداوند واحد و قهار ظاهر می گردند.
البته در این باره، آیات و اخبار، زیاد است منظور است نمونه های است که صاحبان عقل سلیم با دید جدید و دانش نو، در حل معماهای آنها، کوشا بوده و در صدد کشف اسرار آنها باشند؛ در گشودن اسرار دریای بیکران مخلوقات، دامن همت به کمر زده و تشنه لب اندر لب دریا متحیر نمانند.
و در نتیجه این کاوشها و کوششها، آفریننده این تشکیلات حیران کننده عقلها را خوب شناخته، بر عبودیت او گردن نهند، پاک و منزه است خدایی که عقلها در کارهای او حیران، و خردها در برابر آفریده های شگفت انگیز او به گل نشسته است.
دریا: در مفهوم جزئی و معنای متبادری.
همان گودالهای زمینی پر از آب، خلیجها، دریاها، اقیانوسها، یا به عقیده، دانشمندان، همین منبع و سرچشمه حیات اولیه است، که، حیات آغازین از اعماق آن شروع شده است. (369)
دریا یعنی این مجموعه محیرالعقول و گوهر گرانقدر که امیرمؤمنان علیه السلام هزار و چهارصد سال پیش فرمود: لوشئت لجعلت من هذاالماء نورا (370) اگر بخواهیم روشنایی و نور را از این آب، بیرون می کشم یعنی از آب برق، و وسائل روشنائی دیگری استخراج می کنم.
باز آن حضرت هنگام بازگشت از جنگ صفین بالای نهری در شمال عراق ایستاد. و نظر الی الماء ینزل من الاعلی الاسفل فقال: و انه لیمکن ان یستضاء العراق من هذاالماء (371) به آبشاری که از بالا به پایین می ریخت نگاهی کرد، فرمود: ممکن است روزی عراق از این آب نور باران شود
پس از گذشت هزار و چهارصد سال از همان آبشار به وسیله نصب توربینها برق استخراج کرده و عراق را غرق در نور کردند.
پس همین ماده، به ظاهر آب در اثر موجود بودن شرایط تبدیل به آتش برق می شود و در مورد دیگر تحت شرایطی خود آتش می گیرد واذالبحار سجرت و البحرالمسجور (372) یا آتش نشان می شود.
آیات
1. و سخر لکم الفلک لتجری فی البحر بامره و سخر لکم الانهار (373) و کشتیها را مسخر شما گردانید، تا بر صفحه دریا به فرمان او جریان یابد و نهرها را نیز مسخر شما کرد
2. و هوالذی سخر البحر لتاکلوا لحما طریا و تسخرجوا منه حلیة تلبسونها وتری الفلک مواخر فیه و لتبتغوا من فضله ولعلکم تشکرون (374)
و او کسی است که دریا را مسخر شما ساخت تا از آن، گوشت تازه بخورید، و زیوری برای پوشیدن (مانند مروارید و جز آن) از دریا، استخراج کنید؛ و کشتیها را می بینی که، سینه دریا را می شکافند تا شما (به تجارت پردازید و) و از فضل خدا بهره گیرید؛ شاید شکر نعمتهای او را به جا آورید .
3. و هو الذی مرج البحرین هذا عذب فرات و هذا ملح اجاج و جعل بینهما برزخا و حجرا محجورا (375) و او کسی است که دو دریا را در کنار هم قرار داد؛ یکی گوارا و شیرین، و دیگر شور و تلخ، و در میان آنها برزخی (حایل ناپیدا) قرار داد تا با هم مخلوط نشوند (گویی هر یک به دیگری می گوید:) دور باش و نزدیک نیا!
4. أمن جعل الارض قرارا و جعل خلالها أنهارا و جعل لهارواسی و جعل بین البحرین حاجزا (376) (آیا بتهای آنها خیر و برکت دارد) یا کسی که زمین را مستقر و آرام کرد، و در میان آن نهرها جاری ساخت، و بر روی آن کوههای بلند قرار داد، و در میان دو دریا پرده انداخت.
5. و ما یستوی البحران هذا عذاب فرات سائغ شرابه و هذا ملح اجاج و من کل تأکلون لحما طریا و تستخرجون حلیة تلبسونها وتری الفلک مواخر فیه و لتبغوا من فضله و لعلکم تشکرون (377) و دو دریا یکسان نیستند؛ این یکی سرد و خوشگوار، خوردنش گوارا و دیگری شور و تلخ و گلوگیر؛ اما از هر دو گوشتی تازه می خورید و وسائل زینتی برای پوشیدن استخراج می کنید و کشتیها را در آن می بینی که سینه دریا را می شکافد تا از فضل خدا به دست آورید که شاید شکرگزار باشید
6. و من آیاته الجوار فی البحر کالا علام ان یشاء یسکن الریح فیظلن رواکد علی ظهره ان فی ذلک لایات لکل صبار شکور (378) از نشانه های خداشناسی کشتیهای کوه پیکر جریان یافته در دریاست، اگر خدا بخواهد، باد را ساکن می کند کشتیها در پشت دریا راکد می ماند البته در این کارها نشانه هایی است که برای همه شکیبایان شکرگذار.
7. الله الذی سخر البحر لتجری الفلک فیه بامره و لتبتغوا من فضله و لعلکم تشکرون (379) خداست که دریا را تسخیر کرده تا با فرمان خدا کشتیها در آن جریان یابد ، و بتوانید از فضل او بهره گیرید، شاید که، شکر نعمتهایش را به جا آورید
8. والبحر المسجور (380) سوگند به دریای برافروخته شده!
9. مررج البحرین یلتقیان بینهما برزخ لایبغیان فیای آلاء ربکما تکذبان، یخرج منهما الؤلؤ والمرجان فبآی آلاء ربکما تکذبان و له المنشات فی البحر کالا علام (381)
دو دریا را در کنار هم قرار داد که ملاقات می کنند اما در میان آنها حایلی است که به همدیگر مخلوط نمی شوند، پس کدامین نشانه خدایتان را تکذیب می کنید. از آن دو دریا، در و مرجان بیرون می آورد، پس کدامین نشانه های خدا را تکذیب می کنید و برای اوست کشتیهای کوه پیکر بر آب انداخته شده
10. و اذاالبحار سجرت (382) و زمانی که دریاها افروخته گشتند
دریا مادر شیرده ابرها
تامین کننده آب تانکرهای آبکش آسمانی و منبع فضل الهی و مستودع اسرار و عجائب محیرالعقول، خداوندی است.
مرکز استخراج نیروی برق، بستر آرامش هزاران آبزی های گوناگون، محل جزر و مدهای، پهنه سیر و حرکت کشتیهای تجاری، مسافری و صیادی، در نهایت جولانگاه ناوها و ناوگانهای جنگی است مخزن گوشت تر و تازه و محل وسایل، زینت و آرایش، انبار در و صدف و جواهر است. دریا تغذیه کننده ابرهاست، اگر بخار آب به صورت ابر از دریا برنخیزد، و با خود قسمتی از آب آن را به آسمان نبرد و به صورت باران و برف و تگرگ یا حداقل، شبنم، به کوهها، و دشتها و کویرها و جنگلها نریزد، چشمه ها را به وجود نیاورد و در نتیجه نهرها را جاری نسازد!
زمین و آنچه در آن است، کی می تواند ادامه حیات دهد و کی می تواند مواهب و خزائن نهفته در خود را به صورت های گوناگون آشکار سازد؛ مگر نه این است که اگر مدتی از آسمان باران فرو نیاید، همه جا خشک و سوزان و در نهایت قحطی و غلا بیداد کرده و در آخر، همه خواهند مرد.
چنانکه در دهه 1370 خورشیدی نزولات آسمانی کم شده و خشکسالی همه جا را قرار گرفته است، تمامی چشمه ها کم آب و یا خشک شدند و درختان و نباتات بیشماری از بین رفت، آب تالابها فروکش کرد؛ آبزیان زیادی هلاک شدند.
مناطق زیادی مانند خوزستان و سیستان و بلوچستان و سایر استان ها به روزی افتادند که در اثر نبود علوفه، احشام خود را به ثمن بخس و به هر قیمتی که مشتری تعیین می کرد می فروختند، چون چاره دیگری نداشتند، چه قدر اموال و احشام از بی آبی و بی علفی تلف شدند، خدا می داند.
خشکسالی به طوری بیداد نمود که مردم متحیر بودند، برای ادامه حیات خود و زنده ماندن احشام زبان بسته، چه چاره ای بیاندیشند. تنها در سال 1379 خسارات ناشی از خشکسالی را هزاران میلیارد تومان برآورد کردند.
در استان اردبیل که از استانهای سرد سیر کشور است، معمولا رطوبت هوا بیشتر و نزولات آسمانی زیاد دارد، در آن سالها از خسارات ناشی از خشکسالی مصون نماند؛ مخصوصا مناطق دیمی دشت مغان، بحران شدید و بی آبی و خشک سالی مردم آن دیار را با روزهای سختی مواجه ساخت؛ خلاصه یاس و نومیدی همه جا را گرفته بود.
الآن که دارم این کتاب را تصحیح می نمایم، هنوز هم نبود و یا کمبود آب و باران همه جا را خشکانیده، دریاچه های هامون و قم و غیره از آنها به طور کلی خشکیده و از وجود آب محروم شده اند .
البته این خشکسالی جهانی است کشورهای زیاد وضعشان از وضع کشور ما خیلی تاسف بار و غم انگیزتر است (خدایا به احترام مقربین درگاهت به بندگانت رحم کن آمین).
پس این منبع فضل الهی و این آب انبار خدایی غیر از اینکه در جای خود به صورتهای گوناگون مورد استفاده قرار می گیرد؛ برای بیرون از خود نیز با وسایل طبیعی آبرسانی کرده و جانداران و نباتات را سر پا نگه می دارد.
باز اعتراف می نماییم هر چه درباره این موهبت الهی نوشته شود، یکهزارم اسرار و عجایب خلقت آن نخواهد بود؛ و اگر به تفسیر آیات گذشته مراجعه شود، فیوضات و تفضلهای مختلف خالق زمین و آسمان به وسیله این نعمت خدادادی روشن خواهد شد؛ مطالب مفید و حیرت انگیزی که، در لا به لای آنها نهفته است به دست خواهد آمد، به کتابهای تدوین یافته از قبیل بحارالانوار و توحید مفضل و غیر این دو ، مخصوصا به کتابهای تفسیر درباره این آیات مربوط رجوع نمایید.