فهرست کتاب


سرچشمه حیات

محمد امینی گلستانی

1 آب مضاعف

آب مضاعف: آبی را گویند که بدون تقلید و اضافه کردن آن به قیدی دیگر نتوان به آن آب گفت: مانند آب سیب و آب هویج و این خود سه قسم است: 1. افشره چیزها (المعتصر من الاجسام) مانند: آب سیب و آب انار 2. آمیخته با چیزها (لممتزج بها) مانند، شربت؛ دوغ و آب آمیخته به خاک و گل بسیار 3. تبخیر شده چیزها ، مانند: گلاب، عرق نعناع و دیگر عرقها.
آب مضاعف: اگر از اصل، پاک باشد، و با نجسی هم برخورد نکرده باشد، طاهر است ولی به اجماع فقهاء، رافع حدیث نیست. نمی توان با آن وضو گرفت یا غسل کرد) و بنا بر قول قویتر، حتی در حال حاضر اضطرار نیز، خبث نجاست را برطرف نمی سازد و اگر با نجس یا متنجس هر قدر اندک باشد، برخورد کند نجس می شود، مگر اینکه از بالا به سوی پائین جریان داشته باشد و نجس در پایین با آن برخورد کند که در این صورت قسمت بالایی آن متنجس نمی گردد؛ مثلاً وقتی از گلابدان بر دست نجس گلاب ریخته شود آنچه در گلابدان است، نجس نمی شود؛ حتی اگر با گلاب نجسی که در دست کسی است متصل باشد. همچنین اگر آب مضاعف با فشار با نجاست تماس یابد؛ حتی اگر نجاست بالاتر از آب باشد؛ باز نجس نمی شود؛ مانند فوران آب مضاف بر نجس. (294)

2 آب مطلق

آب مطلق: به آبی گفته می شود که بدون تقیید و اضافه بتوان به آن آب گفت، مانند دریا، آب چشمه، آب چاه، در همه اینها حتی اگر جایی را که نسبت داده شده است برداریم به صورت مطلق آب گفته می شود.
و از نظفر فقهی: آب خالصی است که پاک کننده پلیدیها و حیات بخش جانداران است، آسمانی باشد مانند: باران یا زمینی مانند چشمه ها و نهرها و دریاها و آب چاه: که جوشش داشته باشد.
آب مطلق در هر جا دیده شود اگر یقین به متنجس بودن آن نباشد، (یعنی بو، مزه، یا رنگ آن تغییر نیافته باشد) پاک است.
3
آب حیات
در میان آبهای زمینی آبی وجود دارد که آنرا آب حیات گویند.
مشهور است که هر کس موفق به نوشیدن آن شود حیات ابدی و زندگی جاویدان پیدا می کند. این آب استثنائی و ناپیدا را کسانی گشتند پیدا کنند و جرعه ای بنوشند، اما موفق نشدند. ولی مشهور است که حضرت خضر و الیاس از آن چشمه نوشیده اند.
حضرت موسی علیه السلام با همراهانش کنار آن رسیدند ماهی شوری که به همراه داشتند به عین الحیاة افتاد و زنده شد چون یکی از خواص مخصوص آن آب، زنده کردن مرده هاست . (اما به علت از آن چشمه ننوشیده اند! درست معلوم نیست). در این باره به چند حدیث توجه کنید:
1. ابراهیم بن ابی یحیی المدنی از امام صادق علیه السلام روایت می کند که: در اول خلافت عمر یک نفر از اولاد هارون از امیرمؤمنان علیه السلام پرسید: اولین درختی که در زمین رویید و اولین چشمه ای که از زمین جوشید و نخستین سنگی که بر زمین گذاشته شده بود چه بوده است؟ در روایت ابی الطفیل: و اولین قطره خون که بر زمین ریخته شد از زمین بود؟ فرمود: اولین قطره خون، شما می گویید خون هابیل است که به دست برادرش کشته شد ولی اینطور نیست، پیش از آنکه حوا بچه دار شود عادت ماهیانه دید و بر زمین ریخته شد.
اما اولین درخت، درخت زیتون است، این حرف دروغ است، بلکه درخت خرمای عجوة است که با آدم از بهشت فرود آمد و آن را کاشت، اصل همه نخل ها از آن است.
اما اولین چشمه ای که جوشید: یهود می گویند چشمه ای است که از زیر سنگ بیت المقدس جوشید، دروغ می گویند بلکه عین الحیاة است که هر کس به آن برسد زنده می شود خضر در مقدمه لشکر ذی القرنین بود عین الحیاة را می جست خضر آن را پیدا کرد و خورد ولی ذی القرنین پیدا نکرد، و موفق به خوردن از آن نشد.
در روایت ابی طفیل فرمود: آن چشمه (عین الحیات) است که موسی و فتی (همراه او) بر آن چشمه ایستادند، و با آنها ماهی شوری بود که به آن آب افتاد و زنده شد، و هر میتی بر آن آب برسد زنده می شود.
اما اولین سنگی، یهود، گمان می کردند، سنگی است که در بیت المقدس است دروغ می گویند، بلکه حجرالاسود است که با آدم از بهشت فرود آمد و در رکن بیت گذاشته شد، آنرا استعلام می کنند اول از برف سفیدتر بود اما خطاکاران بنی آدم دست به آن مالیدند سیاه شد. (295)
2. ابن فضال از امام رضا علیه السلام نقل می کند:
قال: ان الخضر شرب من ماء الحیاة فهو حی لایموت حتی ینفخ الصورو انه لیاتیانا فیسلم علینا فنسمع صوته و لا نری شخصه و انه لیحضر حیث ذکر فمن ذکره منکم فلیسلم علیه و انه لیحضرالمواسم فیقضی جمیع المناسک و قف بعرفة فیؤمن علی دعاء المؤمنین فسیؤنس الله به و حشة قائما فی غیبته و یصل به وحدته (296)
فرمود: خضر از آب حیات نوشید تا دمیدن صور نمی میرد او پیش ما می آید و بر ما سلام می کند، صدایش را می شنویم خودش را نمی بینیم، در هر جا نام او برده شود حاضر می شود، از شما هر کس اسم او را ببرد فوراً بر او سلام کند، موسم های حج حاضر شده مناسک حج را انجام می دهد، و در عرفا تن می ایستد و به دعاهای مؤمنین آمین می گویند، به زودی خداوند وحشت قایم ما را در زندان غیبتش با او از بین می برد، با آن حضرت مانوس می شود، او را از تنهایی درمی آورد غیبش با او از بین می برد، با آن حضرت مانوس می شود او را از تنهایی درمی آورد.
3. در تفسیر قمی روایت طولانی درباره ملاقات حضرت موسی علیه السلام و خضر علیه السلام نقل می کند در ضمن آن روایت است حضرت موسی به وصی خود، یوشع علیه السلام گفت: خداوند مرا امر کرده از مردی که در محل بهم آمدن تلاقی دو دریا است، تبعیت کرده، و از او علم یاد بگیرم، ماهی شوری را تهیه کردند به محل معین رسیدند، مردی را که به پشت خوابیده بود، دیدند و وصی موسی ماهی را در آورد، در چشمه ای که آنجا بود شست، آن ماءالحیوان بود، ماهی زنده شد، به داخل آب رفت. (297) در روایت دیگر می گوید: یوشع بن نون، از چشمه ای که نزدیکش بود، وضو گرفت. از آب وضو، چند قطره روی ماهی پخته شده ترشح کرد، ماهی زنده شد و به آب جهید . (298)
4. زرارة و حمران و محمد بن مسلم از ابی جعفر و ابی عبدالله علیه السلام نقل می کنند: قال: انه لما کان من امر موسی علیه السلام الذی کان اعطی مکتل فیه حوت مملح و قیل له هذا یدلک علی صاحبک عند عین مجمع البحرین لا یصب منها شیی ء میتا الا حیی یقال له ماءالحیاة (299) فرمود: کار موسی علیه السلام به جائی رسید که زنبیلی داده شد که در آن ماهی نمک زده بود ، و به او گفته شد این ماهی تو را در نزدیکی چشمه ای که در محل به هم رسیدن دو ریاست، به خضر راهنمایی می کند، هیچ مرده ای به آن چشمه نمی رسد مگر این که زنده می شود، به آن آب حیات گویند
ابی حمزه از ابی جعفر علیه السلام نقل می کند که آن حضرت فرمود: ذی القرنین بنده صالح بود، شاخ طلا و نقره نداشت، بلکه او را به سوی قومش مبعوث کرد به طرف راست سرش زدند، از آنها مدتی غایب شد، دوباره به سوی آنها برگشت، به طرف چپ ، سرش زدند و در شما نیز مثل او هست؟ سه مرتبه این را تکرار کرد. به او چشمه حیات را توصیف کرده گفته بود هر کس از آن بنوشد نمی میرد تا صیحه و نفخ صور را بشنود چشمه داشت و خضر در مقدمه لشکرش بود از فداکارترین اصحاب او بود. به خضر و سیصد و پنجاه و نه نفر دیگر، ماهی نمک دار تحویل داد و سفارش کرد هر کس در یک چشمه ماهی را بشوید.
خضر هم به یکی از آن چشمه ها رسید، وقتی که ماهی را به آب انداخت، بوی آب که به ماهی رسید زنده شده به آب می رفت، خضر این را که دید، لباس ها را دور انداخته و خود را به آب زد، به آب فرو می رفت و می خورد به امید این که به آب حیات رسیده است، پس همگی برگشتند، ذوالقرنین دستور داد، همه ماهی ها را گرفتند، شمردند دیدند که یکی کم است.
گفتند ماهی خضر مانده، صدایش کرده، پرسید ماهی را چه کردی، جریان را گفت پرسید، چه کار کردی گفت، به آب فرو رفتم، هر چه گشتم پیدایش نکردم، پرسید از آب خوردی، گفت، بلی، ذوالقرنین، هر چه گشت، عین الحیات را پیدا نکرد، به خضر گفت، قسمت تو بوده است و تویی که برای این چشمه ها آفریده شده ای، در روایت کمال الدین از عبدالله بن سلیمان هست که ذوالقرنین گفت: مژده باد بر تو و بر باقیماندن طولانی با غائب شدن از نظرها تا نفخ صور.
و اسم ذی القرنین عیاش بود، اولین پادشاهی بود، پس از طوفان نوح به شرق و غرب عالم سلطنت کرد. (300)
روایت شده است که خضر و الیاس در موسم حج با هم هستند و در موقع جدائی با این دعا از هم جدا می شوند. بسم الله ما شاء الله لا قوة الا بالله ما شاء الله کل نعمة فمن الله ما شاء الله الخیر کله بید الله عزوجل. ما شاء الل لا یصرف السؤ الا الله (301) بعضی ها می گویند خضر و الیاس یک نفر است اما روایت بالا و روایتی که می گوید: خضر به خشکی و الیاس به دریا مامور است این نظریه را نفی می کند. و اسم خضر تالیا بن ملکان بن عابر بن ارفخشد بن سام نوح است، خضر نامیده شد. چون در هر جایی می نشیند زمین سبز می شود (302) از روایت گذشته و سائر روایات معلوم می شود که، عین الحیاة وجود دارد ولی نامرئی است، و یا در جایی قرار گرفته است که اگر کسی هم دیده باشد، نمی شناسد.

4 باران

در میان انواع آب مطلق، آب باران از امتیازات خاصی برخوردار است و خداوند متعال که از آن با عنوان مبارک، رحمت ، رزق، آب و غیره نام می برد، نشان دهنده اهمیت و ارزشمندی آن است.
اگر چه آب باران نیز محصولی از آب دریاست، که به صورت ابر به هوا بلند شده و به وسیله باد هر جا هدایت شود، می بارد؛
اما این خود نیز خیلی مهم است که، اگر همین کار انجام نگیرد و این آبها به هوا بلند شود و به زمین خشک و سوزان فرو نریزد، و در آن بالا در ماهیت آن فعل و انفعالاتی به بار نیاید، در مدت کم چه فاجعه هولناکی به وجود می آید.
خشکسالی و در نتیجه آن قحطی و امراض گوناگون و گرسنگی و تشنگی از میان رفتن محصولات کشاورزی و و و.. گریبانگیر انسانها و حیوانات می شود.
در اثر همین جا به جا شدن ابرها است که به جاهای دور، نزدیک، گوشه و کنار زمین آب می رسد، چشمه ها پر می شود و استعدادها را رشد داده مایه حیات و آرامش هر جنبنده ای را فراهم می آورد. (فصل 6 همین بخش دریا را مطالعه بفرمائید)
آیاتی از قرآن و حدیث چندی را مرور کنیم تا موقعیت و ارزش وجودی باران به دست آید.
آیات
1. و انزل من السماء ماءا فاخرج به من الثمرات رزقا لکم (303) و از آسمان آبی فرو فرستاد و به وسیله آن میوه ها را پرورش داد تا روزی شما باشد.
2. و ما انزل الله من السماء ماءا فاحیا به الارض بعد موتها و بث فیها من کل دابة (304) آبی که خداوند از آسمان نازل کرده و با آن زمین را پس از مرگ زنده نمود و انواع جنبندگان را در آن گسترده است
3. و هوالذی من السماء ماءا فاخرجنا به نبات کل شی ء فاخرجنا منه خضرا (305) او کسی است که از آسمان، آبی نازل کرد. و به وسیله آن گیاهان گوناگون رویاندیم، و از آن ساقه ها و شاخه های سبز، خارج ساختیم؛ و از آنها دانه های متراکم و از شکوفه نخل، خوشه ها با رشته های باریک، بیرون فرستادیم، و باغها از انواع انگور و زیتون و انار گاه شبیه به یکدیگر و گاه بی شباهت خلق کردیم، هنگامی که میوه می دهد، به میوه آن و طرز رسیدن بنگرید که در آن نشانه هائی برای افراد با ایمان است!
4. و هوالذی یرسل الریاح بشرا بین یدی رحمته حتی اذا قلت سحابا ثقالا سقناه لبلد میت فانزلنا به الماء فاخرجنا به من کل الثمرات کذلک نخرج الموتی العلکم تذکرون (306) و او کسی است که بادها را پیشاپیش باران رحمتش می فرستد همچون بشارت دهنده ای از قدوم مسافر عزیزی خبر می دهد.
بادهایی که از اقیانوسها برخاسته و ابرهای سنگین بار و پر آب را با خود حمل می کند، در این موقع آنها را به سوی سرزمینهای مرده می رانیم، به وسیله آن، آب نازل می کنیم و با آن ، از هر گونه میوه ای بیرون می آوریم، و این گونه زمینهای مرده را زنده کردیم مردگان را نیز، زنده می کنیم، تا متذکر شوید.
5. و ینزل علیکم من السماء ماء لیطهرکم به (307) (و یادآورید هنگامی که) آبی از آسمان برای شما فرو فرستاد تا با آن شما را پاک کند
6. انزل من السماء فسالت اودیة بقدرها فاحتمل السیل زبدا رابیا (308) خداوند از آسمان آبی فرستاد و از هر دره ای و رودخانه ای به اندازه خود، سیلاب جاری ساخت، پس سیل بر روی خود کفی حمل کرد.
7. و أنزل من السماء ماءاً فأخرج به من الثمرات رزقاً لکم (309) و از آسمان آبی فرستاد و با آن میوه ها را خارج ساخت تا روزی برای شما باشد
8. و أرسلنا الریاح لواقح فأنزلنا به من السماء ماءاً فأسقینا کموه و ما أنتم له بخازنین. (310) و ما بادها را برای تلقیح ابرها، و به هم پیوستن و بارور ساختن آنها، فرستادم؛ و از آسمان آبی نازل کردیم و شما را با آن سیراب نمودیم، و در حالی که شما توانایی حفظ و نگهداری آن را نداشتید.
9. و الله أنزل من السماء ماءاً فأحیا به الارض بعد موتها آن فی ذلک لایة لقوم یسمعون (311) خداوند از آسمان آبی فرستاد و زمین را بعد از آنکه مرده بود حیات بخشید، در این، نشانه ایست، برای جمعیتی که گوش شنوا دارند.
10. و انزل من السماء ماءا فاخرجنا به ازواجا من نبات شتی (312) و خداوند از آسمان آبی فرستاد که با آن ، انواع گوناگون گیاهان را از خاک تیره برآوردیم.
11. الم تر ان الله انزل من السماء ماءا فتصبح الارض مخضرة ان الله لطیف خبیر (313) و زمین را در زمستان خشک و مرده می بینی اما هنگامی که آب باران بر آن فرو می فرستیم، به حرکت در می آید، و می روید، و از هر نوع گیاهان زیبا می رویاند.
13. و انزلنا من السماء ماءا بقدر فاسکناه فی الارض و انا علی ذهاب به لقادرون (314) و از آسمان، آبی به اندازه معین نازل کردیم، و آنرا در زمین ساکن نمودیم، و ما بر از بین بردن آن کاملاً قادریم.
14. و هو الذی ارسل الریاح بشرا بین یدی رحمته و انزلنا من السماء ماء طهورا لنحیی به بلدة میتا و نسقیه مما خلقنا انعاما و انا سی کثیرا (315) و او کسی است که بادها بشارت گرانی پیش از رحمت فرستاد و از آسمان، آب پاک کننده نازل کردیم، تا به وسیله آن زمین مرده را زنده کردیم، و چهارپایان و انسانها را سیراب نماییم.
15. و لئن سئلتهم: من نزل من السماء ماء فاحیا به الارض من بعد موتها لیقولن: الله (316) اگر از آنها بپرسی که چه کسی از آسمان، آبی نازل کرد، و به وسیله آن زمین را بعد از مردنش زنده کرد؟ می گویند: الله.
16. و انزلن من السماء اماء فانبتنا فیها من کل زوج کریم (317) و از آسمان، آبی فرستادیم، و به وسیله آن در روی زمین، انواع گوناگونی از جفتهای گیاهان پر ارزش رویانیدیم.
17. الله الذی یرسل الریاح فتثیر سحابا فیبسطه فی السماء کیف یشاء و یجعله کسفا فتری الودق یخرج من خلاله (318) خداست که بادها را می فرستد، ابری را بر می انگیزد و در آسمان، هر طور که بخواهد می گستراند، و آن را متراکم می کند، پس دانه های باران را می بینی از میان آن بیرون می آید.
18. والله الذی ارسل الریاح فتثیر سحابا فسقناه الی بلدمیت فاحییناه به الار بعد موتها و کذلک المنشور (319) خداوند کسی است که بادها را فرستاد تا ابرهائی را به حرکت درآورند ما این ابرها را به سوی سرزمین مرده ای می رانیم و به وسیله آن زمین را بعد از مردنش زنده می کنیم؛ رستاخیز نیز همین گونه است.
19. الم تر ان الله انزل من السماء ماءا فاخرجنا به ثمرات مختلفا الوانها (320) و آیا ندیدی خداوند از آسمان، آبی فرو فرستاد که به وسیله آن میوه هایی را با الوان گوناگون خارج ساختیم.
20. الم تر ان الله انزل من السماء ماءا فسلکه ینابیع فی الارض ثم یخرج به زرعا مختلفا الوانه ثم یهیج فتریه مصفرا ثم یجعله حطاما ان فی ذلک لذکری لاولی الالباب (321) آیا ندیدی که خداوند از آسمان، آبی فرستاد و آن را به صورت چشمه هایی در زمین وارد نمود.
سپس با آن زراعتی را خارج می سازد که رنگهای مختلف دارد، بعد آن گیاه خشک می شود، به گونه ای که آن را زرد و بی روح می بینی، سپس آن را در هم می شکند و خرد می کند؟! در این ماجرا تذکری برای خردمندان از ناپایداری دنیاست.
21. و من آیاته انک تری الارض خاشعة فاذا انزلنا علیهاالماء اهتزت و ربت ان الذی احیاها لمحیی الموتی و هو علی کل شی ء قدیر (322) از نشانه های اوست که زمین را خشک می بینی، هنگامی که آب بر آن می فرستیم، به جنبش در می آید، و نمو می کند، همان کسی که آن را زنده کرد، مردگان را نیز زنده می کند، و او بر هر چیز تواناست.
22. والذی نزل من السماء ماءا بقدا امیر المؤمنین فانشرنا به بلدة میتا کذلک تخرجون (323)
و او کسی است که از آسمان به مقدار معین آبی فرستاد، و به وسیله آن، سرزمین مرده را زنده کردیم، و همین گونه از قبرها بیرون می آیید.
23. و ما انزل الله من السماء من رزق فاحیا به الارض بعد موتها و تصریف الریاح لایات لقو یعقلون (324) و در فرو فرستادن آب از آسمان که به وسیله آن زمین را بعد از مردنش حیات بخشیده، و همچنین در وزش بادها نشانه های روشنی است برای گروهی که اهل تفکرند.
24. و نزل من السماء ماءا مبارکا فانبتنا به جنات و حب الحصید (325) و از آسمان، آبی پربرکت فرستادیم، و به وسیله آن باغها و دانه های قابل درو، رویاندیم.
25. والنخل باسقات لها طلع نضید، رزقا للعباد و احیینا به بلدة میتا کذلک الخروج (326) و همچنین نخلهای بلند قامتی که میوه های متراکم دارند، همه اینها را به خاطر بخشیدن روزی، بر بندگان آفریدیم، و با این قطره های حیات بخش باران، زمین مرده را زنده کردیم ، آری زنده شدن مردگان و خروج آنها از قبر، نیز همین گونه است،
27. افرایتم الم الذی تشربون انتم انزلتموه من المزن ام نحن المنزلون . (327) آیا درباره آبی که می نوشید، فکر کرده اید؟ آیا شما آن را از ابر فور می فرستید یا ما نازل کردیم؟
28. و انزلنا من المعصرات ماء ثجاجا لنخرج به حبا و نباتا و جنات الفافا (328) و از ابرهای باران زا، آبی فراوان نازل کردیم، تا به وسیله آن دانه و گیاه بسیار برویانیم، و نیز باغهای پر درخت به وجود آوردیم
29. فلینظر الانسان الی طعامه انا صببنا الماء صبا ثم شققنا الارض شقا فانبتنا فیها حبا و عنبا و قضبا و زیتونا و نخلا و حدائق غلبا و فاکهة و ابا متاعا لکم و لانعامکم (329) انسان باید به غذای خویش بنگرد! ما آب فراوانی از آسمان ریختیم؛ سپس زمین را شکافتیم؛ و در آن دانه های فراوانی رویاندیم، و انگور و سبزی بسیار و زیتون و نخل فراوان، و باغهای پر درخت و میوه و چراگاه، تا وسیله ای برای بهره گیری خود و چهارپایانتان باشد .
خلاصه و نتیجه گیری
از مجموع آیات گذشته دو مطلب مهم استفاده می شود.
1. برای اثبات معاد و رستاخیز روی سبز شدن و زنده شدن زمینهای مرده تکیه شده است.
این مسئله برای هیچکس قابل انکار نیست که در فصلهای مختلف سال مرگ و میر نباتات و اشجار و غیره را، با دیده خود نظاره می کنیم؛ و پس از فرا رسیدن فصل دیگر، زنده شدن و جان گرفتن آنها را می بینیم.
زمین خشک و سوزان، درختان طراوت از دست داده، بیابانهایی که شادابی خود را از کف داده اند، با آمدن بهار و با موجود بودن شرایط، خرمی خود را باز می یابند.
همانطور که ریشه اصلی اینها در خاک مانده و در شرائط مناسب، شروع به رویش کرده و قد علم می کنند.
ریشه های اصلی و تخمهای بنیادین بشر نیز در همین زمین است، آن هم در شرایط مناسب قد علم می کند، و در روز رستاخیز حضور پیدا می کند. (330)
فانما هی زجرة واحدة فاذا هم بالساهرة با یک صیحه، ناگهان در صحرای قیامت خواهند بود
با اینکه چهل روز پیش از قیامت باران خواهد بارید، استعدادها را رشد داده و برای زنده شدن آماده خواهد ساخت. بخش 2 فصل صفحه 116 همین کتاب مراجعه شود آیات گذشته درباره باران را دقت کنید که مطلب چگونه واضح و گویاست! با تعبیرهای گوناگون کذالک النشور کذالک تخرجون کذالک نخرج الموتی و غیرها کیفیت نوعی از زنده شدن را بیان و تصریح می کند.
2. مطلب دیگر اینکه: آیات روشن گر این است که، حیات و زنده بودن زمین و آنچه در آن است، به نزولات آسمانی و بارانهای زندگی بخش، بستگی دارد؛ آیا این نزولات با چه شرایطی به وجود می آید. خود به خود شکل می گیرد؟ یا اینکه آفتاب بر اقیانوسها می تابد و بخار آب را به بالا می فرستد، بخارها متراکم می شوند و توده های سنگین ابر را تشکیل می دهند، امواج باد توده های کوه پیکر ابر، را بر دوش خود حمل می کنند و به سوی سرزمین هایی که ماموریت دارند پیش می روند، قسمتی از این بادها که در پیشاپیش توده های ابر در حرکتند، و آمیخته با رطوبت ملایمی هستند، نسیم دل انگیز ایجاد می کنند که از درون آن بوی باران حیات بخش به مشام می رسد.
اینها در واقع مبشران نزول باران هستند، سپس توده های عظیم ابر دانه های باران را از خود بیرون می فرستد.
نه چندان درشتند که زراعتها را از بیخ برکنند و زمینها را ویران کنند و نه چندان کوچکند که در فضا سرگردان بمانند.
آرام و ملایم بر زمین می نشینند و آهسته در آن نفوذ می کنند و محیط را برای رستاخیز بذرها و دانه ها آماده می سازند، زمینی که در خشکی می سوخت و شباهت کامل به منظره یک گورستان خاموش و خشک داشت تبدیل به کانون فعالی از حیات و زندگی و باغهای پر گل و میوه می شوند. (331)
پس از این همه مقدمات طولانی جمله رزقا لکم و یا فلینظر الانسان الی طعامه ما را سوق می دهد به اینکه، بشر برای ادامه حیات خود، با این وسائل عریض و طویل لقمه نانی، گیر بیاورد و به رزق خود دست پیدا کند.
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند - تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار - شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری
نظری به طعام خود بیافکنید و تفکر کنید، که با چه وسائلی آن طعام فراهم شده است و با چه وسائلی یک لقمه نان آماده می شود.
و قلیل من عبادی الشکور از بندگانم شکر گذارشان کم است.
چه گلایه بجا و خجالت آور یک عمر بخور و بخواب و از همه نعمت های پیدا و ناپیدا استفاده کنی، لااقل زبانت نچرخد، که خدایا شکرت، زهی بی ادبی.
احادیث درباره باران
درباره باران، احادیث زیادی در کتب حدیث آمده است، انواع بارانها و منافع آنها و کیفیت استفاده از آنها را بیان نموده است.
در این کتاب برای رعایت اختصار به چند حدیث اکتفا می کنیم:
ابر
در کتاب خصال شیخ صدوق قدس الله روحه از ابی جعفر علیه السلام روایت می کند که معاویه سوالات پادشاه روم را به امام حسن علیه السلام فرستاد و جواب خواست از جمله آنها این بود که: ده چیز کدام است که از همدیگر شدیدتر است؟ فرمود:
و اما عشرة اشیاء بعضیها اشد من بعض
اما ده چیزی که از دیگری سخت و شدیدتر است:
خداوند عزوجل شدیدترین چیزی که آفریده، سنگ است؛ شدیدتر از آن، آهن است که آن را می برد؛ و شدیدتر از آن، آتش است که آن را ذوب می کند؛ و شدیدتر از آن آب است که آن را خاموش می کند؛ و شدیدتر از آب، ابری است که آن را حمل می کند؛ و شدیدتر از آن، بادی است که آن را برمی انگیزاند؛ و آن شدیدتر از آن ملکی است که آن را می فرستد؛ و شدیدتر از او، ملک الموت است، و شدیدتر از او مرگیست که او را می میراند؛ و واشد من الموت امر الله رب العالمین الذی یمیت الموت شدیدتر از مرگ امر خدای جهان است که مرگ را می میراند. (332)
مسعدة بن صدقة از امام صادق علیه السلام روایت می کند، پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند عزوجل هر چیزی را که آفریده چیز دیگر را بر آن مسلط کرده است حدیث را ادامه داده و به اینجا که رسید ثم؟ الانسان طغی و قال: من اشد منی قوة؟ فخلق الله الموت فقهره فذل الانسان، ثم ان الموت فخر فی نفسه فقال الله عزوجل: لا تفخر فانی بین الفریقین اهل الجنتة واهل النار، ثم لا احییک ابدا فترجی او تخاف (الخبر) (333)
سپس انسان گردن کشی کرد، گفت نیرومندتر از من کیست! خداوند مرگ را آفرید او را خورد نمود، انسان ذلیل شد.
مرگ سر برداشته به خود بالید خدای عزوجل به مرگ خطاب کرد فخر نکن به یقین در روز قیامت میان بهشتیان و دوزخیان ترا سر می برم که دیگر ابدا زنده نخواهی ماند تا امیدوار باشی و یا بترسی تا آخر خبر.
مرحوم فیض کاشانی در کتاب نوادرالاخبار در این رابطه حدیثی را این گونه نقل می کند: اهوازی از امام محمد باقر علیه السلام روایت می کند.
زمانی که خداوند اهل بهشت را در بهشت و اهل آتش را در آتش جا داد، مرگ را به صورت قوچ می آورند، و در میان بهشت و جهنم نگه می دارند، منادی با صدای بلند به طوری که همه اهل محشر بشنوند، ندا سر می دهد؛ ای اهل بهشت! و ای اهل جهنم! همه، به سوی ندا دهنده متوجه می شوند، سپس می گوید می دانید این، چیست؟! این همان مرگ است که در دنیا از آن می ترسیدند.
اهل بهشت، می گویند: خدایا بار دیگر ما را نمیران اهل آتش هم می گویند خدایا ما را بمیران! سپس در برابر دیدگان آنها آن را سر می برند مانند سر بریدن گوسفند، دوباره ندا می دهند بعد از این، مرگی وجود ندارد به ابدیت و خلود یقین کنید؛ در این حال، اهل بهشت، چنان خوشحال می شوند.
که اگر در آن روز کسی از خوشحالی می مرد، آنها هم می مردند؛ پس آیه: افما نحن بمیتین لمثل هذا فلیعمل العالمون (334) را تلاوت نمود و اهل جهنم چنان: شهقه می زنند که اگر کسی با ناله و فریاد می مرد، آنها هم می مردند؛ و آن است قول خداوند عزوجل: و انذهم یوم الحسرة اذ قضی الامر (335) درگذشته نزدیک از آیات قرآن فهمیدیم که، خداوند چگونه بادهای مبشرات را می فرستد، تا آمدن باران را مژده دهد؛ و بارانها با چه وسائلی حمل می شوند؛ تا به کجا برسند؛ و در کجا فرود آید، و چه جای خشکیده و مرده را گلستان،، و کدام گلستان را ویران و خاک یکسان کند.
چه مجموعه ای از زندگی را برکت و گرمی بخشد، و چه جمعی را پراکنده و نالان سازد، و یا چه انسانی عبد شکور و دیگر بنده کفور باشد.
پاک و منزه است خدائی که همه کارهایش را از روی حکمت و صلاح به انجام می رساند.
سماء
یهودی از امیرمومنان علیه السلام پرسید: لم سمیت السماء سماء قال لانها و سم الماء معدن الماء
چرا که آسمان را سماء گفتند، فرمود: زیرا آسمان معدن آب است. (336)
در زبان احادیث، سماء با ابر و یا به فلکی (که آب از آن به ابر و از ابر به زمین می بارد) را گویند، اگر چه در لغت به معنی بالا است و به همین سقف را نیز سماء گویند.
آب آسمان، بنوشید!
ابی عبدالله علیه السلام قال: امیرالمؤمنین علیه السلام اشربوا ماءالسماء فانه یطهر البدن و یدفع قال الله تبارک و تعالی و ینزل من السماء ماء الیطهرکم به..... (337) امام صادق علیه السلام از امیرمؤمنان علیه السلام روایت می کند آن حضرت فرمود: آب آسمان بنوشید، چون آب آسمان، بدن را پاک و ناراحتی های و مرضها را دفع می کند خدای تعالی فرمود: از آسمان برای شما آب فرو می ریزد که به وسیله آن شما را پاک(338) کند
در خواص و منافع آب نیسان در این باره صحبت مفصل خواهیم داشت.
لؤلؤ و مرجان
عن جعفر الصادق عن علی علیه السلام قال: یخرج منهما اللولو و المرجان (339)
قال من ماء السماء و من ماء البحر فاذا امطرت فتحت الاصداف افواهها من البحر فیقع فیها من ماء مطهر فتخلق اللؤلؤ الصغیرة من القطرة الصغیرة و اللؤلؤة الکبیرة من القطرة الکبیرة (340)
امام صادق از پدران خود (ع) از امیرمؤمنان علیه السلام نقل می کند که آن حضرت: در تفسیر آیه، فوق فرمود: یعنی: از بهم رسیدن آب آسمان و زمین، لولو و مرجان به وجود می آید، هنگامی که باران می آید، صدفهای دریاها دهان می گشایند و آنرا می بلعند؛ از قطره کوچک لؤلؤ در کوچک و از قطره بزرگ لولؤ بزرگ به وجود می آید.
نا گفته نماند تاویل آیه مبارکه را به امیرمؤمنان علی و فاطمه زهرا علیه السلام و درهای به وجود آمده از آن دو، را به ائمه معصومین علیه السلام ذکر کرده اند در این باره به تفاسیر مراجعه می شود.
ترکیب آب آسمانی با آب زمینی
در تفسیر آیه مبارکه 9 سوره ق ونزلنا من السماء ماء مبارکا محمد بن مسلم، گوید، شنیدم، امام محمد باقر علیه السلام فرمود: لیس من ماء فی الارض الا وخالطه ماء السماء (341) آبی در زمین وجود ندارد مگر این که آب آسمان با او ترکیب یافته است.
آب نیسان
نیسان از ماههای رومی و مدت آن سی روز می باشد، با تطبیق سال ایرانیها، بیست و سه روز بعد از عید نوروز می باشد.
در بحارالانوار: درباره این ماه دو روایت نقل شده است، یکی را از مهج الدعوات، سید بن طاووس که مفصل تر است، اما چون سندش منتهی می شود، به عبدالله بن عمر، و از نظر روایی ضعیف است ، از نقل آن خودداری می گردد.
هر دو روایت را محدث قمی در مفاتیح الجنان، در اعمال ماههای رومی ص 229 از زادالمعاد، علامه مجلسی رضوان الله تعالی علیه نقل کرده است، طالبین به آن کتاب مراجعه نمایند ، اما روایت دوم را علامه مجلسی قدس سره بدینگونه نقل کرده است:
اقول وجدت بخط الشیخ علی بن حسن بن جعفر المرزبانی و کان تاریخ کتابته سنه ثمان و تسعماة قال وجدت بخط الامام العلامة الشهید السعید محمد بن مکی رحمةالله علیه عن جعفر بن محمد..... (342) می گویم با خط علی بن حسن بن جعفر مرزبانی که تاریخ نوشته شدنش 908 است، پیدا کردم آنهم می گوید: با خط امام شهید سعید محمد بن مکی دیده است که، از امام جعفر صادق علیه السلام از پدران بزرگوارشان روایت شده است:
قال: قال رسول الله: علمنی جبرئیل دواء الااحتاج معه الی طبیب
جبرئیل برایم دوائی یاد داد که با وجود آن به دوائی محتاج نشوم بعضی از اصحاب عرض کردند یا رسول الله، دوست داریم آن را برای ما هم تعلیم فرمایی، حضرت فرمود: هر کس، در ماه نیسان آب باران بگیرد، و هر یک از سوره های فاتحةالکتاب و آیةالکرسی و قال یا ایهاالکافرون و سبح اسم ربک الاعلی را هفتاد مرتبه بر آن آب بخواند، و سوره های اخلاص و معوذین را نیز هفتاد مرتبه بخواند سپس:
لا اله الا الله و الله اکبر و صلی الله علی محمد و آل محمد و سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر را نیز هر یک هفتاد مرتبه بر آن آب بخواند، هفت روز صبح و شام یک جرعه از آنرا بیاشامد.
پیغمبر فرمود: به حق خدایی که مرا به نبوت راستین برانگیخته است، هر کس از این آب بیاشامد، تمامی دردها و اذیت هایی را که در بدنش هست از او دفع می کند و دهان او را پاک و بلغم را می زداید اگر غذا بخورد و آب بیاشامد و در شکم او باد نمی کند و بادها معده، او را آزار نمی دهد، فلج به او نمی رسد.
از ناراحتی های پشت و اندرون و ناف می نالد، از درد سینه نمی ترسد، سردی و شاش بند را برطرف می نماید. حکة (خارش، گری) آبله، طاعوت، جذام، و برص به او نمی رسد و آب مروارید به چشمش نمی آید.
دلش خدا ترس شده و خداوند، هزار رحمت و هزار مغفرت به او می فرستد، انکار و شرک و خود بزرگ بینی و کسالت و تنبلی و عداوت از دلش خارج می شود و از رگ او درد بیرون می رود، اگر در لوح محفوظ دردی برایش نوشته شده، پاک می گردد.
هر مردی بخواهد زنش حامله شود خداوند به او بچه می دهد و اگر زندانی باشد نجات یابد و به هر چه بخواهد می رسد، و سر درد و همه گونه دردها به اذن خداوند ساکن می شود. (343)
البته روایت مذکور فوق درباره ماه نیسان وارد شده است. اما روایاتی در دست است که تمامی بارانهای آسمانی را مورد توجه قرار داده و استفاده از آن را مورد شفاء و تشویق قرار داده است، یکی از آنها قبلا در همین فصل گذشت. و روایت دومی را ذیلا می آوریم:
حسن بن فضل طبرسی در کتاب مکارم الاخلاق از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کند که آن حضرت فرمود: علمنی جبرئیل دواء الا احتاج معه الی دواء قیل: یا رسول الله! و ما ذالک الدواء؟ قال: یؤخذ ماءالمطر قبل ان ینزل الی الارض ثم یجعل فی اناء نظیف و یقرء علیه الحمد الی آخرها سبعین مرة و قل الله احد و معوذتین سبعین مرة ثم یشرب نه قد حا بالغدادة و قدحا بالعشی فوالذی بعثنی بالحق لینز عن الله بذلک الداء من بدنه و عظامه و مخخه و عروقه (344)
جبرئیل دوایی به من یاد داده است که، به داروی دیگر احتیاج نه خواهم داشت، پرسیدند یا رسول الله آن دوا چیست؟ فرمود: آب باران را پیش از رسیدن به زمین گرفته و به ظرف پاکی ریخته شود، هر یک از سوره حمد و قل هوالله و معوذتین هفتاد بار به آن خوانده شود، صبح یک لیوان و عشاء یک لیوان نوشیده شود . سوگند به خدایی که مرا به حق برانگیخته است و به وسیله این دواء درد از بدن و استخوانها و مغز استخوانها و رگهای او بیرون می رود . امثال این روایت ها در کتابهای حدیث زیاد است، اما برای اختصار به همین حدیث اکتفا می کنیم.
مسائل فقهی باران
آب باران در حکم آب جاری است، مادامی که بو یا مزه یا رنگ آن با چیز نجس تغییر یابد، همه چیز را پاک می کند؛ اگر زمین در اثر باریدن باران خیس شود پاک می شود؛ و هر چیزی که فشار دادن آن ممکن نباشد مانند، در و دیوار و چوبها و سنگها و فرشها و غیره با آب باران خیس شود پاک است.
1. علی بن جعفر علیه السلام از برادر بزرگوارش امام موسی بن جعفر (ع) پرسید: اگر پشت بام در اثر غسل کردن و یا ادرار کردن نجس شود و باران ببارد و آب جاری شود آیا با آن آب می توان وضو گرفت؟
ج: اگر جاری شود عیب ندارد (345)
2. باز پرسید، اگر باران می بارد و شرابی هم به پشت بام ریخته شده باشد و از آن آب بر لباسش ترشح کند، آیا پیش از شستن می تواند با آن لباس نماز بخواند؟
ج: شستن لباس و بدنش لازم نیست و نماز خواندن با آن لباس مانعی ندارد.(346)
3. در پشت بام، آشغال و چیزهای نجس باشد و باران هم ببارد و از آنت به لباس می رسد.
ج: اذا جری من ماءالمطر فلابأس ان یصلی فیها اگر آب باران جاری شود ، نماز خواندن با آن لباس مانعی ندارد. (347)
4. باز سوال کرد اگر باران بر روی نجس عذره بریزد و از آن به لباس ترشح کند آیا پیش از شستن، می تواند نماز بخواند؟
ج: اذا جری به المطر فلاباس اگر باران بر آن جاری شود عیب(348) ندارد
5. مسئلة: چیزی که نجس است و عین نجاست در آن نیست اگر یک مرتبه باران ببارد و آنرا خیس کند پاک می شود و در فرش و لباس و غیره فشار دادن لازم نیست. (349)