فهرست کتاب


سرچشمه حیات

محمد امینی گلستانی

آیات مربوط به آفرینش آسمانها و زمین

1) اولم یرالذین کفروا ان السماوات و الارض کانتا رتقا ففتقناهما و جعلنا من الماء کل شی ء حی افلا یؤمنون (141) آیا آنها که خدا را انکار می کنند با چشم علم و دانش این حقیقت را ندیدند که، آسمانها و زمین و در آغاز به هم پیوسته بودند، سپس ما آنها را از هم گشودیم، و هر موجود زنده ای را از آب آفریدیم آیا با این آیات و نشانه ها باز هم ایمان نمی آورند
این آیه مبارکه از روی مطلب مهمی پرده برمی دارد. که قرنها به صورت بکر و دست نخورده باقی مانده بود اما گذشت زمان آنرا تفسیر کرد؛
چنانچه از ابن عباس روایت شده است؛ القرآن یفسره الزمان (142) قرآن را زمان تفسیر می نمایند
با مرور زمان که علم به پیش می رود، بشر نیز به بعضی از اسرار کاینات دسترسی پیدا می کند و در نهایت مهر بعضی از آیات سر به مهر قرآن کریم، شکسته و اسرار آن کشف و تفسیر می شود و باز هم هر چه زمان به جلوتر رود، در اثر پرورش استعدادها و نبوغها، پرده ها از روی آیات یکی پس از دیگری کنار زده خواهد شد.
یکی از آن آیات همین آیه مبارکه است، پس از انقراض قرون و اعصار و پس از تحقیق در مسائل خلقت، دانشمندان به این نتیجه رسیده اند، که آسمانها از توده گازهای فشرده شده به وجود آمده است. یا گروهی بر این باورند که: مجموعه جهان هستی، به صورت توده واحد عظیمی، از بخار سوزان بود که بر اثر انفجارهای مهیب درونی و حرکت، تدریجا تجزیه شد. و کواکب و ستاره ها، از جمله منظومه شمسی و کره زمین به وجود آمد و باز هم جهان در حال گسترش است.
مسئله گسترش جهان را قرآن کریم چهارده قرن پیش، مطرح کرد و فرمود: و السماء بنیناها باید و انا لموسعون: و الارض فرشناها فنعم الماهدون (143) و ما آسمان را با قدرت بنا کردیم و همواره آن را وسعت می دهیم و زمین را گستردیم و چه خوب گستراننده ایم. به ادامه گسترش جهان تصریح می کند؛ جالب توجه اینکه تعبیر به انا لموسعون ما گسترش دهنده گانیم با استفاده از جمله اسمیه و اسم فاعل، دلیل بر تداوم این موضوع بوده و نشان می دهد که این گسترش همواره وجود داشته و همچنان ادامه دارد. (144) و این درست همان چیزی است که امروز به آن رسیده اند که، تمام کرات آسمانی و کهکشانها در آغاز در مرکز واحدی جمع بوده و با وزن مخصوصی فوق العاده سنگینی سپس، انفجار، عظیم وحشتناکی در آن رخ داده است، و به دنبال آن اجزای جهان متلاشی شده و به صورت کرات درآمده و به سرعت در حال عقب نشینی است . (145)
ژرژگاموف در کتاب آفرینش جهان در این زمینه چنین می گوید:
فضای جهان که از میلیاردها کهکشان تشکیل یافته و در یک حالت انبساط سریع است، حقیقت این است که: جهان ما، در حال سکون نیست، بلکه انبساط آن مسلم است، پی بردن به اینکه جهان ما در حال انبساط است، کلید اصلی را برای گنجینه معمای جهان شناسی مهیا می کند؛ زیرا اگر اکنون جهان در حال انبساط باشد، لازم می آید که زمانی در حال انقباض بسیار شدیدی بوده است. (146)
نظریه جهان نوسانی هم، بر این فرضیه مبتنی است، که حالت انبساط کنونی جهان در آینده به وسیله حالت معکوس به نام انقباض تکمیل خواهد شد و تمام مواد متشکله جهان دوباره گرد هم آنچنان جمع خواهند شد که مقدمات انفجار بزرگ دیگری را فراهم سازند. (147)
چه با عظمت است قرآن که در آیات گوناگون، (راجع به انقباض آینده عالم، باز هم ایمان نمی آورند.
این آیه مبارکه از روی مطلب مهمی پرده برمی دارد. که قرنها به صورت بکر و دست نخورده باقی مانده بود اما گذشت زمان آنرا تفسیر کرد؛
چنانچه از ابن عباس روایت شده است؛ القرآن یفسره الزمان (148) قران را زمان تفسیر می نماید
با مرور زمان که علم به پیش می رود؛ بشر نیز به بعضی از اسرار کاینات دسترسی پیدا می کند و در نهایت مهر بعضی از آیات سر به مهر قرآن کریم، شکسته و اسرار آن کشف و تفسیر می شود و باز هر چه زمان به جلوتر رود، در اثر پرورش استعدادها و نبوغها، پرده ها از روی آیات یکی پس از دیگری کنار زده خواهد شد.
یکی از آن آیات همین آیه مبارکه است، پس از انقراض قرون و اعصار و پس از تحقیق در مسائل خلقت، دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که آسمانها از توده گازهای فشرده شده به وجود آمده است، یا گروهی بر این باورند که: مجموعه جهان هستی، به صورت توده واحد عظیمی از بخار سوزان بود که بر اثر انفجارهای مهیب درونی و حرکت، تدریجا تجزیه شد. و کواکب و ستاره ها، از جمله منظومه شمسی و کره زمین به وجود آمد و باز هم جهان در حال گسترش است.
مسئله گسترش جهان را قرآن کریم چهارده قرن پیش، مطرح کرد، و فرمود: والسماء بیناها باید و انا لموسعون و الارض فرشناها فنعم الماهدون (149) ما آسمان را با قدرت بنا کردیم و همواره آن را وسعت می دهیم و زمین را گستردیم و چه خوب گستراننده ایم. به ادامه گسترش جهان تصریح می کند؛ جالب توجه اینکه تعبیر به انا لموسعون ما گسترش دهنده گانیم با استفاده از جمله اسمیه و اسم فاعل، دلیل بر تداوم این موضوع بوده و نشان می دهد که این گسترش همواره وجود داشته و همچنان ادامه دارد .
و انفجارهای عظیمی که پیش خواهد آمد و تصریحاتی و اشاراتی دارد!
به دو آیه ذیل توجه کنید .
الف: یوم نطوی السماء کطی السجل للکتب کمابد انااول خلق نعیده وعدا علینا انا کنا فاعلین (150) روزی که آسمان را همچون طومار درهم می پیچیم، سپس همانگونه که آفرینش را آغاز کردیم آنرا باز می گردانیم؛ این وعده ای است که ما داده ایم و قطعا آنرا انجام خواهیم داد.
ب - یوم تبدل الارض غیر الارض والسماوات (151) روزی که زمین و آسمانها به گونه ای دیگر تبدیل می شوند.
علم امروز می گویند: نه تنها کره زمین بر اثر جذب مواد آسمانی تدریجا فربه و سنگین تر می شود؛ بلکه آسمانها نیز در گسترش هستند؛ یعنی ستارگانی که در کهکشان قرار دارند به سرعت از مرکز کهکشان دور می شوند حتی سرعت این گسترش را در بسیاری از مواقع اندازه گیری کرده اند.
در کتاب مرزهای نجوم نوشته فرد هویل می خوانیم:
تندترین سرعت در عقب نشینی کرات که تاکنون اندازه گیری شده نزدیک به 66 هزار کیلومتر در ثانیه است. کهکشانهای دورتر در نظر ما به اندازه ای کم نورند که اندازه گیری سرعت آنها، به سبب عدم نور کافی دشوار است. تصویرهایی که از آسمان برداشته شده ، آشکارا این کشف مهم را نشان می دهد که فاصله این کهکشانها بسیار سریع تر از کهکشانهای نزدیک افزایش می یابد، نامبرده سپس به بررسی این سرعت در کهکشانهای ابرسنبلة و اکلیل و شجاع و غیر آن پرداخته و بعد از محاسبه، سرعتهای عجیب، و سرسام آوری را در این باره ارائه می دهد. (152)
چند جمله در این زمینه از آقای جان الدر بشنوید او می گوید:
جدیدترین و دقیق ترین اندازه گیری ها در طول امواجی که از ستارگان پخش می شود پرده از روی یک حقیقت عجیب و حیرت آور برداشته یعنی نشان داده است که مجموعه ستاره گانی که جهان از آن تشکیل می یابد پیوسته با سرعتی زیاد از یک مرکز دور می شوند.
و هر قدر فاصله آنها از این مرکز بیشتر باشد بر سرعت سیر آنها افزوده می شود مثل اینکه، زمانی کلیه ستاره گان در این مرکز مجتمع بوده اند و بعد از آن، از هم پاشیده و مجموعه ستارگان بزرگی از آنها جدا و به سرعت به هر طرف روانه می شود دانشمندان از این موضوع چنین استفاده کرده اند که جهان دارای نقطه شروعی بوده است. (153)
با توجه به دقت به گفته های دانشمندان، آیه مبارکه، پس از گذشت قرنها تفسیر شده است. مخصوصا جمله کانتا رتقا ففتقناهما آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند، ما آنها را گشودیم و با یک جمله کوتاه پر محتوی، تمامی تحقیقات و کاوشهای علمی دانشمندان را خلاصه کرده و قرنها پیش از آنها خبر داده است؛ اما باز هم علم بشر از فهم تفصیلی آن، عاجز است.
2) ثم استوی الی السماء و هی دخان، فقال لها وللارض؛ ائتیا طوعا او کرها قالتا: اتینا طاعین، فقضاهن سبع سماوات فی یومین (154) سپس اراده آفرینش را کرد: در حالی که به صورت دود بوده ، به آن و به زمین دستور داد: به وجود آئید و شکل گیرید، خواه از روی اطاعت و خواه از روی اکراه، گفتند: ما از روی اطاعت می آییم، در این هنگام آنها را به صورت هفت آسمان در روز آفرید.
جمله و هی دخان آسمانها در آغاز به صورت دود بود نشان می دهد که در آغاز آفرینش، آسمانها توده گازهای گسترده و عظیمی بوده است و این سخن با آخرین تحقیقات علمی، در مورد آغاز آفرینش کاملا هم آهنگ است.
هم اکنون نیز بسیار از ستارگان آسمان به صورت توده ای فشرده از گازها و دخان است. (155)
کلمه دخان که در اکثر روایات آمده است، به منزله تفسیر آیه مبارکه فوق است که شرح آن را در قسمت روائی می خوانیم.
مفسرین در تفسیر آیه مبارکه، تعبیر به ثم را معمولا برای تاخیر در زمان معنا می کنند، ولی گاهی به معنی تاخیر در بیان نیز می آید.
اگر به معنی اول باشد، مفهومش این است که آسمانها بعد از خلقت زمین و آفرینش کوهها و معادن و مواد غذائی صورت گرفته است؛
ولی اگر به معنای دوم باشد؛ هیچ مانعی ندارد که آفرینش آسمانها قبل از آفرینش زمین صورت گرفته است، ولی به هنگام بیان، نخست از زمین و ارزاق و منابع آن مورد توجه و نیاز انسانهاست، شروع کرده سپس به آفرینش آسمان پرداخته است. (156) آیه مبارکه فوق با قطع نظر از مسائل جنبی نشان می دهد که آفرینش زمین پیش از آسمانها انجام گرفته است.
اما آیات أأنتم اشد خلقا ام السماء بناها رفع سمکها فسویهاو اغطش لیلها و اخرج ضحاها والارض بعد ذلک دحیها اخرج ماءها و مرعاها و الجبال ارساها متاعالکم و لانعامکم (157) آیا زنده شدن شما پس از مرگ مشکلتر است، یا آفرینش آسمان؟! خداوند آنرا بنا نهاد و سقف آن را برافراشت و منظم ساخت، شب آنرا تاریک، و روز آنرا روشن نمود و زمین را. بعد از آن گسترش داد؛ آب و چراگاههای آنرا بیرون آورد و کوهها را ثابت و محکم نمود؛ تا زندگی برای شما و چهارپایانتان فراهم گردد. به خوبی روشن می سازد که گسترش زمین و هر چه در آن است بعد از آفرینش آسمانها بوده است.
با اینکه مفاد دو آیه در ظاهر با همدیگر متفاوت است و همچنین اخباری که در این زمینه خواهد آمد؛ ولی علمای تفسیر برای جمع میان این گونه آیات، نظریه زیر را ابراز داشته اند.
مفسر قرآن ابن عباس گوید: آفرینش زمین به صورت فشرده پیش از آسمان بوده است اما گسترش آن یعنی (دحوالارض) پس از آفرینش آسمانها انجام یافته است.
فخر رازی در تفسیر سوره نازعات می گوید: المسالة الثالثة: لما ثبت ان الله تعالی خلق الارض اولا ثم خلق السماوات ثانیا ثم دحی الارض بعد ذلک ثالثا... (158)
مسئله این است که: وقتی که ثابت شد که خدای تعالی اول زمین را آفریده سپس آسمان را خلق کرد و در مرحله سوم زمین را گسترانید.. نظریه ابن عباس را تایید می کند. در کتب شیعه هم از ائمه علیه السلام قریب به این مضمون، احادیثی وارد شده است اما به هر کدام از این نظریه ها اشکالاتی کرده و جوابهائی داده اند.
البته ما درصدد این نیستیم که در این باره تحقیق کنیم، بلکه مطلبی که مربوط به موضع کتاب ما است یعنی: آفریده شدن اجسام از جمله آسمان و زمین از آب را مورد بررسی قرار می دهیم.
3 - و هو الذی خلق السموات والارض فی ستة ایام و کان عرشه علی الماء لیبلوکم ایکم احسن عملا (159) ترجمه و شرح این آیه مبارکه و مطالب مربوط به آن در فصل قبل گذشت.

اخبار آفرینش آسمان و زمین از آب

1
شیخ صدوق رضوان الله علیه از امام رضا علیه السلام و او از جد بزرگوارش امام حسین علیه السلام نقل می کند که امیرمومنان علیه السلام در جامع کوفه بود، مردی از اهل شام بلند شده و گفت: ای امیرمومنان اگر اجازه می فرمائید سوالهائی از شما دارم!؟ فرمود: برای فهمیدن بپرس، نه برای آزمودن یا لجبازی! مردم چشم دوختند، که چه می پرسد گفت: به من بگو خدای تبارک و تعالی، اولین چیزی که آفرید چه بود،؟ فرمود: نور را آفرید؛
گفت: آسمانها را از چه به وجود آورد؟ فرمود: از بخار آب،
گفت: زمین را از چه آفرید؟ فرمود: از کف آب،
گفت: کوهها از چه به وجود آمدند؟ فرمود: از امواج؛
پرسید مکه را چرا ام القری نامیدند؟ فرمود: چون زمین از زیر آن گسترش یافت. (160)
2
در تفسیر قمی آمده است که هشام بن عبدالملک در یکی از سالها به حج رفته بود و ابرش کلبی را نیز به همراه داشت؛ در مسجدالحرام امام صادق علیه السلام را دیدند هشام به ابرش گفت: این مرد را می شناسی؟ گفت: نه گفت: او کسی است که از کثرت علمش شیعه گمان می کند پیغمبر است. ابرش گفت: من پرسشهائی از او می کنم غیر از پیغمبر و وصی پیغمبر کسی نمی تواند جواب دهد؛ هشام گفت: دوست دارم این کار را بکنی!
ابرش پیش امام صادق علیه السلام آمد و گفت: یا ابا عبدالله! به من خبر ده از قول خدای عزوجل در آیه: اولم یر الذین کفرو ان السماوات و الارض کانتا رتقا ففتقنا هما. منظور چیست و رتق و فتق آنها چگونه بود؟
فرمود: ای ابرش! همان طور که خدا وصف کرده: کان عرشه علی الماء
عرش خدا بر آب بود و آب بر هوا و هوا تحدید نمی شود. (حدودی برایش متصور نیست) آنروز غیر از آن دو یعنی آب و هوا چیزی وجود نداشت.
آب آنروز شیرین و گوارا بود.
وقتی که اراده کرد زمین را به وجود آورد، به باد دستور داد آب را بهم زد، موجی آمد و کف بست، آنرا در محل، بیت جمع نمود و به صورت کوهی درآورد سپس زمین را از زیر آن گسترش داد، بدینجهت خدای تعالی فرمود: ان اول بیت وضع للناس للذی ببکة مبارکا و هدی للعالمین (161) و اولین خانه ای که برای مردم به وجود آمد. خانه با برکتی است که در مکه قار دارد و مایه هدایت بر عالمیان است.
سپس خدای تعالی تا می خواست مکث نمود وقتی که اراده کرد آسمان را خلق نماید به بادها امر نمود پس دریاها را بهم زد و تا کف کرد، از میان آن موج و کف دخان بدون آتش بیرون آمد، آسمان را از آن آفرید و در آن بروج و نجوم و منازل شمس و قمر را قرار داد و آنها را در فلک به جریان انداخت، (به گردش در آورد).
آسمان و زمین به رنگ آب و بسته بودند، نه از آسمان باران می بارید و نه از زمین چیزی می روئید، تا اینکه آسمان را با باران و زمین را با روئیدنیها گشود. و آن است معنی آیه مبارکه: کانتا رتقاففتقناهما.
ابرش گفت: والله! کسی برای من همچون معنایی نکرده است اعد علی برایم دوباره بگو ابرش با اینکه ملحد بود سه بار گفت اشهد ان ابن نبی شهادت می دهم تو پسر پیغمبری (162)
3
تفسیر امام حسن عسکری علیه السلام از امیرمؤمنان علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله در تفسیر آیه مبارکه: الذی جعل لکم الارض فراشا (163) نقل می کند که آنحضرت فرمود:
خدای عزوجل پیش از آفرینش آسمانها و زمین آب را آفرید و عرش خود را بر آن قرار داد و این است معنای: و کان عرشه علی الماء (164)
سپس خداوند ابرها را به آب فرستاد، آب، وسیله امواج شکافته شد (کف کرد)؛ دود از آن بلند شد و بالای کف قرار گرفت، از دود و دخان، هفت آسمان و از کف آن هفت زمین آفرید، و زمین را بر آب گسترانید. (165)
4
محمد بن مسلم می گوید: ابوجعفر علیه السلام به من فرمود: کان کل شیی ء ماءا و کان عرشه علی الماء فامر الله جل و عز الماء فاضطرم نارا ثم امر النار فخمدت، فارتفع من خمودها دخان، فخلق الله السماوات من ذلک الدخان. و خلق الارض من الرماد؛ ثم اختصم الماء و النار والریح فقال الماء: انا جندالله الاکبر، و قال الریح انا جندالله الاکبر و قالت النار انا جند الله الاکبر. فاوحی الله عزوجل الی الریح: انت جندی الاکبر همه جا آب و عرش خدا بر آب قرار گرفته بود، پس خدای عزوجل امر فرمود، آب آتش گرفت، سپس امر نمود، آتش خاموش شد، پس از خاموش شدن آن، دودی بلند شد خداوند از آن دود آسمانها را آفرید؛ و زمین را، از رماد (خاکستر) به وجود آورد (در این حال) آب و آتش و باد با همدیگر به مخاصمه یا مجادله پرداختند آب گفت لشکر بزرگ خدا منم باد نیز این ادعا را کرد و همچنین آتش؛ خدای عزوجل به باد وحی کرد لشکر بزرگ یا سرباز نیرومند من(166) توئی!
علامه مجلسی در توضیح این حدیث می فرماید: احتمال دارد پس از دحوالارض بقیه را از خاکستر خلق کرد. و یا اینکه خاکستر از کف و زمین از خاکستر به وجود آمد، یا خاکستر یکی از اجزای وجودی زمین بوده است، که با کف ترکیب یافته و سفت و محکم گردیده است. (167)
5
امیرمومنان علیه السلام ضمن حدیث طولانی که قسمتی از آن در فصل قبل گذشت در پاسخ کعب الاحبار فرمود: ثم بداله ان یخلق الخلق، فضرب بامواج البحور فثار منها مثل الدخان، کاعظم ما یکون من خلق الله فبنا بها سماءا رتقا، ثم دحی الارضضض من موضع الکعبه و هی وسط الارض سپس خواست خلقی به وجود آورد؛ موجهای دریاها را به هم زد و به حرکت درآورد از آن موجها چیزی مانند دود که بزرگترین خلق خدا بود، بلند شد، پس آسمان را به صورت رتق (سربسته) بنا کرد و زمین را از محل کعبه که وسط زمین است گسترش داد. (168)
6
از خطبه های امیرمؤمنان علیه السلام است فرمود: و کان من اقتدار جبروته و بدیع لطایف صنعته، ان جعل من ماءالبحر الزاخر المتراکم المتقاصف، یبسا جامدا، ثم فطر منه اطباقاففتقها سبع سماوات بعد ارتتاقها، فاستمسک بامره و قامت علی حده، وارسیی ارضا یحملها الاخضر المثعنجر الی آخر (169) از قدرت جبروتی و نو آوری صنعت لطیف خداوند، آن است که، از آب دریای غران و شکننده و پر خروش چیزی خشک و جامد و به وجود آورد؛ سپس آن شیی ء جامد را در حالی که سربسته بود؛ شکافته هفت آسمان آفرید؛ با نیروی خداوندی در جایگاه خود قرار گرفته و در حد خود ایستاد، و زمین را محکم ساخت که پرآب ترین محمل آب، را حمل می کرد
کیدری در شرح خطبه می گوید الاخضر بمعنای ب والمثعنجر آب روان و یا اشک چشم را گویند. و جزری هم آن را به معنای پر آب محل دریا معنا کرده است.
7
محمد بن عطیه روایت می کند: یکنفر از علمای شام به امام محمد باقر علیه السلام عرض کرد من از سه دسته مردم سوال کردم که اولین آفریده خدا چه بود؟ (پاسخهای متفاوت شنیدم) یکی گفت قدرت و دیگری قلم سومی روح را نام برد؛ امام علیه السلام فرمود چیزی به درد بخوری نگفته اند من حقیقت مطلب را به تو بیان می کنم حضرت پس از بیاناتی فرمود خداوند چیزی را آفرید که همه اشیاء از آن بوجود آمد، آن هم آب است؛ نسب تمام اشیاء را بر آب قرار داد؛ اما برای آب نسبی قرار نداد که، به او نسبت داده شود؛
و خلق الریح من الماء ثم سلط الریح علی الماء فشققت الریح متن الماء حتی صار من الماء زبد علی قدر ماشاء ان یثور و باد را از آب آفرید، باد متن آب را شکافت، و آن مقدار که می خواست کف پیدا شد؛
از آن کف، زمین سفید و پاکی به وجود آمد؛ نه فراز و نشیب بالا و پائین داشت و نه سوراخ و شکافی صاف و هموار بود آن را پیچید و بر روی آب گذاشت و سپس آتش را از آب آفرید؛ آتش آب را پاره کرد؛ از میان آن دودی برخاست، و از آن دود آسمان صاف و تمیزی آفرید نه شکافی داشت و نه خراشی؛ این است منظور از آیه ام السماء بناها رفع سمکها فسواها (170) آفرینش شما (بعد از مرگ مشکل تر است) یا آفرینش آسمان که خداوند آن را بنا نهاد؟ سقف آن را بر افراشت و آنرا منظم ساخت و در حالی که نه خورشیدی بود و نه ماهی، نه ستاره و نه ابری؛ آن را هم پیچید و روی زمین قرار داد تا آخر خبر (171)
8
از ابن عباس و روایاتی غیر از او روایت شده است: ان اول ماخلق الله الماء. فکان عرشه علیه فلما اراد ان یخلق السماء اخرج من الماء دخانا فارتفع فوق الماء فسمی السماء ثم ایبس الماء فجعله ارضا واحدة، ثم فتقها فجعلها سبع ارضین فی یومین الاحد والاثنین، (الی ان قال) ثم استوی الی السماء و هی دخان فکان ذالک الدخان من نفس الماء حین تنفس فجعلها سماءا واحدة، ثم فتقها، و جعلها سبعا ففی یومین الخمیس والجمعة (172) نخستین آفریده آب، و عرش خدا هم آب بود؛ وقتی که اراده نمود آسمان را به وجود آؤرد؛ از آب دودی بیرون آورد، بلند شد و روی آب قرار گرفت، آسمان نامیده شد؛ سپس آب را خشکانید؛ و یک زمین آفرید، آن زمین را در روزهای یکشنبه و دوشنبه، شکافت، هفت زمین به وجود آورد. سخن را ادامه داده و می گوید: سپس به سوی آسمان توجه کرد در حالی که همه جا دود بود و آن دود از تنفس آب برخاسته بود؛ اول یک آسمان بوجود آورد دوباره آن را در روزهای پنجشنبه و جمعه، شکافت هفت آسمان، خلق کرد.
علامه مجلسی در تبیین حدیثی می فرماید: فعلی ذالک خلق السماوات والارض من مادتها التی هی الماء بنابراین آسمانها و زمین را از ماده خود که آب است به وجود آورد.
و در جای دیگر می فرماید: فاذا تاملت فی مدارج ما صورناه و بیناه، یظهرک ان السماوات والارض و ما بینهما، المعبر عنها بالدنیا بمنزلة شخص مخلوق من نطفة هی الماء اگر در فقرات آنچه که ما می ترسیم و بیان کردیم، دقت نمائی، برایت روشن می گردد که، آسمانها و زمین و هر جه در میان آنهاست (از آن به دنیا تعبیر می شود) مانند شخصی است که از نطفه آفریده شود،: هم آب است (173) یعنی نطفه ای که آسمانها و زمین از آن منعقد شده و به وجود آمد، آب؛ است؛
اگر به روایات فراوانی که در این باره از منازل وحی و اهل بیت علیه السلام صادر شده است، دقت کافی داشته باشیم؛ به سه کلمه بخار، دخان، زید زیاد برخورد می کنیم، در ابتدا معانی این سه کلمه به نظر سنگین می آید اما با نقل تحقیق ابن میثم در شرح خطبه اول نهج البلاغه، معانی آنها و بسیاری از روایات، تفسیر و فهم مقصود از آنها، آسان می گردد.
ابن میثم، می گوید در قرآن کریم می فرماید: آسمان از دخان آفریده شده است و امیرمؤمنان علیه السلام می فرماید: آسمان از زبد به وجود آمد در خبر دیگری نیز می فرماید: زمین از زبد متکون شد؛ بظاهر، آیات، و روایات به نظر متفاوت می آید پس به ناچار باید وجه جمعی برای این اشارات بیان کرد؛
می گوئیم؛ میان لفظ قرآن کریم و کلام امیرمؤمنان علیه السلام می توان فرمایش امام باقر علیه السلام را برای توضیح در نظر گرفت که فرمود: فخرج من ذلک الموج والزبد دخان ساطع من و سطه من غیر نار، فخلق منه السماء (174)
از میان آن موج و زبد، دخان بدون آتش، بیرون آمد، پس آسمان را از آن آفرید چون دخان، باید از آتش بلند می شود؛ در حالی که همه مفسرین اتفاق نظر دارند بر اینکه آن دخان از آتش نبود بلکه، از برخاستن موج، آب تنفس نموده و تبخیر شده است که، به آن بخار برخاسته بدون آتش، با استعاره دخان گفته شده است، در این صورت می گوئیم: کلام امیرمؤمنان علیه السلام مطابق با لفظ قرآن کریم است و از نظر محتوی هیچ فرقی با همدیگر ندارند. با این بیان:
زبد بخاری است، که از حرارت حرکت آب، بر روی آب متصاعد می شود؛ مادامی که در حالت مخلوطی و سنگینی و تجزیه نشده باشد؛ و در روی آب بماند، آن را زبد می گویند؛ و اگر تجزیه شده و سبکتر و لطیف تر می شود و اجزای هوائی بر او غالب می آید و بالا رود آنرا بخار می گویند.
با این توصیف وقتی که زبد همان بخار است و مراد از دخان که در قرآن کریم ذکر شده است نیز همان بخار است، پس مقصد امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه مورد بحث و مقصد قرآن یکی است، و اختلافی در دو تعبیر دیده نمی شود، چون زبدی که زمین از آن به وجود آمده همان بخاری است که در حالت مخلوط و ثقل بوده است و بخاری که آسمان از آن آفریده شده است همان اجزای تجزیه شده و غلبه اجزای هوایی است. اما وجه تشابه میان دخان بخار که صحیح است با (استعاره) بر بخار، دخان نیز گفته شود دو چیز است:
1. حسی است، چون دخان و بخار در دید چشم یکسان به نظر می آید حتی بعضا دود از بخار نمی شود تمییز داد.
2. معنوی است، با این بیان بخار اجزاء آبی است که به سبب حرارت حرکت آب به علت لطافت با هوا ترکیب یافته و به آسمان بلند می شود و دخان نیز اجزاء آبی است که از جسم سوخته ای جدا شده و به علت لطافت و سوختن، از حرارت آتش جدا شده و به آسمان متصاعد می شود. پس اختلاف آنها، در علت و سبب آنهاست نه اینکه، از یک علت، دو معلول متفاوت به وجود آید. (175)
نتیجه
از مطالب گذشته چنین نتیجه گیری می شود که آب ما در زمین و آسمانهاست، چون آن دو و هر چه در میان آنهاست از محصول آب سرچشمه گرفته است؛ خواه از دخان به وجود آمده اند، یا از بخار یا از زبد فرقی نمی کند.
از اخبار نیز استفاده می شود، از به حرکت درآمدن آب توسط باد، نوعی حرارت به وجود آمده است که بحارالانوار تولید گازهای فشرده شده و از تراکم آن گازها، توده عظیمی بهم پیوسته و به صورت رتق درآمده و بعدها دوران فتق فرا رسیده و از هم جدا شده در فضای بی انتها پراکنده شده است.
اما در اثر این فعل و انفعالات عظیم و دور از حیطه فرک بشر، این دایره مینایی با این نظام بی عیب و نقص و با این صورت زیبا و منظم و مرتب در چه مدت تشکیل یافته و به خود شکل گرفته است، در شش یا شش دوران؟ خدا می داند
با بیان دیگر، مشیت و اراده الهی بر آفرینش آسمانها و زمین سبب می شود که به علت شایستگی حاصل از گذشت سالهای متمادی میلیونها و شاید میلیاردها سال، شرایط گشوده و از هم پاشیدن این توده گازها متمرکز، فرا رسیده و انفجارهای عظیم و وحشتناکی به وقوع بپیوندد، در اثر این این بهم خوردگی، دوران رتق سپری شده و دوران فتق شروع شود.
قسمتها و تکه های بی شماری بر پهنه فضای بی انتها پرتاب شده و به دور خود بچرخد و کهکشانها و منظومه های بی شماری را تشکیل دهد.
زمین آتشین با مرور زمان سرد شده و قابل زیست و زندگی گردد، آسمان بارانش را فرود ریزد و به صورت پدر نطفه انعقادی را در رحم مادر زمین قرار دهد تا در مدت زمانی که خدا می داند، به تولید نباتات و روییدن خوردنیها و جوشیدن نوشیدنیها، شروع کند. و یکی از معانی آیه مبارکه:
اولم یری الذین کفروا ان السماوات والارض کانتا رتقا ففتقنا هما و جعلنا من الماء کل شیی ء حی (176) به فعلیت می رسد.
جالب اینکه دانشمندان امروز معتقدند که نخستین جوانه حیات در اعماق دریاها پیدا شده است و به همین دلیل، آغاز حیات و زندگی را از آب می دانند و اگر قرآن آفرینش انسان را از خاک می شمارد، نباید فراموش کنیم که منظور از خاک همان طین است که ترکیبی از آب و خاک می باشد؛ خاکی که خود از زبد آب هستی گرفته است.
این موضوع نیز قابل توجه است که طبق تحقیقات دانشمندان قسمت عمده ساختمان بدن انسان و بسیاری از حیوانات را آب تشکیل می دهد. (حدود 70 درصد) و اینکه بعضی ایراد کرده اند که آفرینش فرشتگان و جن (با اینکه موجودات زنده ای هستند مسلما از آب نیست) پاسخش روشن است، زیرا منظور، موجودات زنده ای است که برای ما محسوس است. (177)
علاوه بر این در کتاب الاختصاص حدیثی از امام صادق علیه السلام نقل می کند که در آخر آن می فرماید: و خلق صنفا من الجان من الریح و خلق صنفا من الجن، من الماء (178) یک صنف از جن را از باد و صنف دیگر از آب آفریده است بیان کننده این است که خلقت گروهی از جن نیز، از آب است.
ولی درباره این آفرینشهای اسرارآمیز، به جرات باید گفت که، تاکنون هیچ موضوعی به اندازه چگونگی پیدایش جهان و عالم افلاک این چنین بحث انگیز نبوده است، با وجود پیشرفتهای شگرفی که در زمینه های گوناگون دانش و فلسفه نصیب انسان امروزی گردیده است. باید اذعان داشت که هنوز از چگونگی جهان آغازین و پیدایش آن چیزی نمی دانیم. (179)
به طور خلاصه، دانش نوین نشان می دهد که جهان بطور ناگهانی و در پی یک انفجار بزرگ بر این گمان است که مواد متشکله عالم یا جهان آغازین، پس از انفجار، آن چنان منبسط گردید که بی درنگ سراسر فضا را فراگرفت و به دنبال یک سری دگرگونیها، نخست کهکشانه ها، سپس ستارگان یا خورشیدها و در پایان، سیارات را پدید آورد. اما چیزی که تاکنون مجهول مانده است علت انفجار بزرگ و یا موجبات مواد متشکله جهان آغازین است. (180)
پس باید اعتراف کرد که در الف اسرار و رموز در جا می زنیم و هنوز به بای آن نه رسیده ام درست است که، این گفتارها و اظهار نظرها امروز ارزش علمی دارد اما اکتشافات و کشفیات فردا چه خواهد شد، خدا می داند.

5 آفرینش زمین کعبه از آب

عن ابی جعفر علیه السلام قال: لما اراد الله عزوجل ان یخللق الارض امر الریاح فضربن وجه الماء صار موجا ثم ازبد فصار زبدا فجمعه فی موضع البیت ثم جعله جبلا من زبد ثم دحی الارض من تحته و هو قول الله عزوجل: ان اول بیت وضع للناس للذی ببکة مبارکة (181) از امام باقر علیه السلام روایت شده است: وقتی که خدای عزوجل اراده کرده است زمین را خلق نماید به بادها دستور داد روی آب را بهم زدند تا موجی بوجود آمد و کف کرد و آن کف را در محل بیت کعبه جمع کرد تا کوهی از کف شد، سپس زمین را زیر آن گسترانید، آن است معنای فرمایش خدای عزوجل، اولین خانه ای که برای مردم وضع شد، خانه مبارکی است در مکه
کیدری در شرح نهج البلاغه خبری را نقل می کند در آن خبر است: ثم جعل من ذلک الماء زبدا فخلق منه ارض بکم ثم بسط الارض کلها من تحت الکعبه و لذلک تسمی مکة ام القری لانها اصل جمیع الارض (182)سپس آن آب کف کرد، و از آن کف زمین مکه را آفرید، و همه زمین را از زیر کعبه گسترش داد، بدینجهت مکه را ام القری می نامند، چون مکه اصل و ریشه همه زمین است در سوالات، ابرش کلبی، از امام صادق علیه السلام و پاسخ آن حضرت در این باره گذشت. (183)
و همچنین پاسخ امیرمؤمنان علیه السلام به مرد شامی که ناظر به این مطلب است. (184)
از این روایات چنین استفاده می شود که: نقطه شروع خلقت زمین، از زمین کعبه بوده و گسترش از آنجا شروع شده است و آن هم از کف آب ایجاد شده است، اگر چه از بعضی از روایات ظاهر می شود که محل بیت قبل از خلقت زمین و آسمان به صورت در سفیدی بوده است مانند روایات عمران عجلی، می گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: ان الشی ء کان موضع البیت حیث کان الماء فی قول الله عزوجل و کان عرشه علی الماء قال کانت مهاة بیضاء یعنی درة (185) محل بیت زمانی که آب فراگرفته بود و عرش خدا بر آب قرار داشت، و به چه صورت بود؟ فرمود: در سفیدی بود. (186)
ابن عباس می گوید: پیش از خلقت آسمانها و زمین، وقتی که عرش خدا بر آب قرار گرفته بود، خداوند باد تندی برانگیخت که آب را به هم زد، از موضع بیت خشفه آب منجمد ظاهر شد مانند قبه؛ پس خداوند از زیر آن زمین را گسترانید کشید و کشیده شد، سپس با کوهها میخکوب کرد، اولین کوهی که بر زمین گذاشته شد، ابوقیس بود و به خاطر این مکه، ام القری، نامیده شده است. (187)
در بعض روایات می فرماید: کانت الکعبة خشعة علی الماء فدحیت منها الارض کعبه خشعه ای بود در آب، و زمین از آن گسترش یافت (خشعة تلی بر روی زمین را گویند. و به معنای زمین هموار که سنگ و گل نداشته باشدد نیز گفته شده است. (188)
این تعبیرات نیز نشان که در سفید یا آب جامد هم از آب ساخته شده است. درباره گسترش زمین از زیر کعبه روایات فراوانی وارد شده است.