فهرست کتاب


سرچشمه حیات

محمد امینی گلستانی

3 عرش خدا بر آب بود

قال الله تبارک و تعالی: و هو الذی خلق السموات و الارض فی ستة ایام و کان عرشه علی المائ لیبلوکم ایکم احسن عملا (116) او کسی است که آسمانها و زمین را در شش روز (شش دوران) آفرید، و عرش حکومت او، بر آب قرار داشت به خاطر این آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک عملتان شایسته تر و بهتر است.
برای فهم آیه مبارکه از ذکر چند مطلب ناگزیریم:
الف - عرش را چند گونه معنا کرده اند: 1- علم 2 - دین 3 - ملک 4 - سقف یا شی ء سقف دار 5 - قدرت 6 - مجموعه جهان هستی 7 - صفات کمالیه و جلالیه خدا 8 - جسم بزرگ محیط بر تمامی موجودات. (که در روایات آمده است اگر بزرگی تمام زمین و آسمانها را با بزرگی کرسی مقایسه کنیم، مانند حلقه انگشتر در بیابان بی پایان است. و همچنین اگر بزرگی کرسی را با عظمت عرش مقایسه کنیم، مانند حلقه انگشتری در فلات است) (117) 9- دل انبیاء و اوصیاء و مومنین کامل (چون دل آنان قرارگاه محبت و معرفت الهی است، چنانچه روایت شده است که:
قلب المومن عرش الرحمن (118) دل مومن عرش خدای رحمن است
در حدیث قدسی می فرماید: لم یسعنی سمائی و ارضیی و وسعنی قلب عبدی المومن (119) زمین و آسمانم ظرفیت مرا نداشت در حالی که قلب بنده مومنم مرا جا داد. 10. بنا: ابومسلم گفته است، هر بناء را عرش گویند و بانی را عارش، چنانچه در قرآن فرمود: و مما یعرشون (120) و از آن چیزهائی که بنا نمایند.
ب - ماء را نیز چند گونه معنا کرده اند: 1- منی یا نطفه؛
2 - آب به معنی لغوی که هر وقت گفته شود ذهن به آن تبادر کند؛
3 - هر شی ء مایع و روان حتی فلزات مایع و امثال آن.
معنی اول برگرفته شده از آیه مبارکه الم نخلقکم من ماء مهین (121)
آیا شما را از آب بی ارزش نیافریدیم و امثال آن.
معنی دوم از آیه مبارکه اخرج منها ماءها و مرعاها (122) از زمین ، آب و چراگاهش را بیرون آورد؟ و افرایتم الماء الذی تشربون آیا آبی که می خورید دقت کرده اید و مانند آن، گرفته شده است.
معنی سوم را در تفسیر نمونه، ج 20، ص 228، آورده است.
ج- ستة ایام: را هم به معنای ظاهری آن که شش روز باشد و هم به معنای دوران گرفته اند، یعنی در شش دوران، چنانچه در حدیث نیز آمده است الدهر یومان یوم لک و یم علیک (123) روزگار دو روز است، روزی به نفع تو و روزی به ضرر توست، الدهر یوم لک و یوم علیک فاصبر (124) روزگار یک روز به نفع تو، و روز دیگر به ضرر تو است صبر کن.
یا می گویند: عمر دو روز است، به هر صورت می گذرد، خوب یا بد و امثال این تعبیرات که در میان عامه مردم متداول است.
پس خدای تبارک و تعالی که می فرماید: و کان عرشه علی الماء عرش خدا بر آب بود یعنی علم و دین خود را بر آب قرار داد چنانچه علامه مجلسی می فرماید ظاهره ان الله سبحانه اعطی الماء حالتا صار قابلا لحمل دینه و علمه
خداوند بر آب حالتی بخشیده که شایسته ترین مخلوق برای حمل دین و علمش شد. (125) یا چون اولنی مخلوق آب است، خداوند آنرا شایسته دین قرار داد که، مردان و کسانی از او به وجود آید، تا حامل علم و دین او شوند، گویی علم و دینش را بر آنان بار کرد؛ (126) یا قدرت و بنای جهان هستی را بر آب قرار داد.
یا صفات کمالیه و جلالیه اش را بر آب مستقر کرد. و معانی دیگری که برای عرش ذکر شده است، می توان با معانی دیگر آب تطبیق نمود؛
مثلا: اگر معنی سوم ماء را بگیریم و بر همه مواد مذاب و روان تعمیم دهیم، می گوئیم. خداوند در آغاز آفرینش، جهان هستی را به صورت مواد مذاب و یا گازهای فوق العاده فشرده که شکل مواد مذاب و مایع را داشت آفرید و پس از آن قدرت خالقیت خود را بر این مواد قرار داده و روی آن پیاده کرد، بدین صورت که در اثر حرکات شدید و بهم خوردن این توده آبگینه عظیمی رخ داد،
که قسمتهائی از سطح آن پی در پی به خارج پرتاب شده و این اتصال و بهم پیوستگی به انفصال و جدائی گرائید، و کواکب و سیارات و منظومه های بی شماری، یکی پس از دیگری تشکیل یافت.
بنا بر این، جهان هستی و پایه های سریر قدرت خدا نخست بر این ماده عظیم آبگونه قرار داشت، و شروع به ایجاد مخلوقات مادی و جسمی نمود.
شاید معنای آیه مبارکه اولم یری الذین کفرو ان السماوات والارض کانتا رتقا ففتقانا هما و جعلنا من الماء کل شی ء حی (127)آیا آنان که خدا را انکار می کنند، با چشم علم و دانش، این حقیقت را نه دیدند که آسمانها و زمین به هم پیوسته بود سپس ما آنها را از هم گشودیم و هر موجود زنده ای را از آب آفریدم . ناظر بر این معنی باشد.
البته این نظریه، تا اندازه ای با علم روز تطبیق می کند. و مورد قبول گروهی از دانشمندان قرار گرفته است؛ اما ظهور آیه را در معنی معمول آن نگهداریم و با توضیحات راسخین در علم ائمه علیه السلام تطبیق دهیم و با معانی صادره از اهل بیت وحی معنا کنیم، دلچسب تر و به صحت مقرون تر است،
چون قرآن برای یک زمان و یا یک عصری نازل نشده است، همانطور که در مقدمه کتاب اشاره گردید. ما هر چه بیشتر از منبع وحی استفاده کنیم تفسیر علمی کلمات دقیقتر و عمیقتر خواهد بود.
شاید در زمانهای نزدیک یا دور کلمه ماء در معنی حقیقی خود ظهور کرده و به اثبات برسد، همانطور که امروز آنرا به مواد مذاب و یا توده های فشرده گاز تفسیر می کنند که موقع نزول قرآن از این نظریه و تفسیر خبری نبود.
پس ماء را به همان معنای ظاهری و متبادری خود می گیریم، تا با لحن آیه و روایات جور درآید. و با اخباری که در باب آفرینش آسمانها و زمین خواهد آمد، تطبیق نماید و اسرار آن کشف گردد. بنابر این کلمه: و کان عرشه علی الماء را به هر معنی که بگیریم عرش خود را بر این موجود صورت پذیر یعنی آب، قرار داد، و تمام موجودات جسمی و مرئی را از آن آفرید.
چند روایت
1 - در اصول کافی و توحید صدوق یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام به نام داود رقی می گوید: از امام صادق علیه السلام معنای و کان عرشه علی الماء را سوال کردم، فرمود: چه می گویند (یعنی مفسرین عامه) عرض کردم می گویند: عرش بر آب قرار داشت و خداوند روی آن مستقر بود! فرمود: دروغ می گویند هر کسی این گمان را کرده خدا را محمول، و به صفت مخلوق وصف کرده است.
لازمه این نظریه این است: آن چیزی که خدا را حمل کرده، قویتر از او بوده است. عرض کردم: فدایت گردم، پس معنای آیه را برای من بیان فرما.
فرمود: ان الله حمل دینه و عمله الماء قبل ان تکون ارض او سماء او جن او انس او شمس او قمر. خداوند علم و دین خود را پیش از وجود زمین و آسمان و یا جن و یا انس و یا خورشید و ماه، بر آب بار کرد، سپس ایجاد خلق را اراده نمود، آنها را در برابر خود پاشید و به آنها گفت: من ربکم خدای شما کیست؟ اولین جواب دهنده گان رسول خدا و امیرمؤمنان و ائمه معصومین علیه السلام بودند؛ گفتند: انت ربنا خدای ما توئی
فحملهم العلم و الدین علم و دین را بر آنها بار کرد و به ملائکه فرمود: هولآء حملة دینی و علمی و امنائی فی خلقی و هم المسئولون اینان حاملان علم و دین من و امینان من در میان خلق منند و آنهایند مسئولین.... (128)
2 - در تفسیر فرات روایت مفصلی هست که مورد حاجت از آنرا در ذیل می آوریم امام حسن مجتبی علیه السلام می فرماید: با پدرم علی بن ابیطالب علیه السلام نزد عمر بن خطاب بودیم و کعب احبار (کسی که تورات و کتابهای پیغمبران گذشته را خوانده بود ) هم حضور داشت. عمر از او پرسید ای کعب! بعد از موسی علیه السلام داناترین بنی اسرائیل که بود؟ گفت: وصی او یوشع بن نون؛ و همچنین است تمامی انبیاء بعد از او.
عمر گفت: پس وصی پیغمبر ما کیست؟ ابوبکر است؟! کعب در حالی که علی علیه السلام ساکت نشسته بود، گفت: آرام باش پاسخ ندادن به این سوال بهتر است، ابوبکر با صلاحدید مسلمانها انتخاب شد؛ وصی نبود پس از بیان مطالبی عمر گفت: وای بر تو ای کعب! پس وصی پیغمبر ما کیست؟ کعب گفت:
در همه کتابها پیغمبران و در تمامی کتابهای نازل شده از آسمان معروف است که او؛ علی اخ النبی العربی علیه السلام علی برادر پیغمبر عربی است؛ یاور او در کارها و در همه امور کمک او است! و او صاحب زنی است با برکت، و دارای دو پسر مبارک است که هر دوی آنها را بعد از او امتش خواهند کشت! و مانند امت های گذشته بر او علی حسد ورزیده از حق خود کنار خواهند زد.
عمر با ناراحتی، سخت بر آشفت و گفت: اگر چه تو موع سخن گفتند استناد به کتاب آسمانی بعضی وقتها راست است، اما دروغ بستنت بر آن زیاد است! یعنی دروغ میگوئی کعب گفت به خدا قسم من ابدا به کتاب خدا دروغ نه بسته ام ولکن چه کنم از چیزی پرسیدی که من جز از اظهار حقیقت آن چاره ای دیگری نداشتم؛ من به طور یقین می دانم اعلم این امت بعد از پیغمبر صلی الله علیه و آله علی بن ابیطالب است؛ من هر وقت هر چه از او سوال کرده ام تورات و جمیع کتابهای پیامبران، گفته او را تصدق می نمایند مطابق تمام کتابهای آسمانی حرف می زند؛ عمر گفت: اسکت یابن الیهودید فوالله انک لکثیر التخرص بکذب ساکت باش ای پسر زن یهودیه، به خدا قسم تو غرق در دروغ هستی کعب گفت: والله از روزی که به سن بلوغ رسیده ام به کتاب خدا دروغ نبسته ام، اگر می خواهی از علم تورات مطلبی از تو بپرسم اگر فهمیدی و توانستی پاسخ آن را بگوئی تو اعلم از علی هستی؛ عمر گفت مانعی نیست بعضی از دروغ هایت را بیاور کعب گفت: اخبرنی عن قول الله و کان عرشه علی الماء فاین کانت الارض؟ و این کانت السماء و این کان جمیع خلقه؟ به من خبر ده از معنای گفته خداوند که، عرش خدا بر آب بود چیست ؟ و در آن زمان زمین و آسمان و این همه مخلوقات کجا بودند؟ عمر گفت: کسی علم غیب نمی داند! ما آن اندازه که از پیغمبر شنیده ام، می دانیم کعب گفت: ولی به گمان من اگر از اباحسن علی سوال کنم، آنطور که ما در تورات خوانده ایم تشریح می کند.
عمر گفت: بپرس کعب گفت: ای اباحسن! معنای آیه و کان عرشه علی الماء لیبلوکم ایکم احسن عملا منظور از آن چیست؟ امیرمومنان علیه السلام فرمود: نعم، و کان عرشه علی الماء حین لا ارض مدیحة، و لا سماء مبینة و لا صوت یسمع، و لا عین تنبع، و ءلا ملک مقرب و لا نبی مرسل، و لا نجم یسری و لا قمر یجری، و لا شمس تضیی ء و عرشه علی الماء غیر مستوحش الی احد من خلقه، یمجد نفسه، و یقدسها، کما شاء ان یکون کان، بلی، عرش خدا بر آب قرار داشت، موقعی که نه زمین گسترده و نه آسمان برافراشته، وجود داشت نه صدائی شنیده می شد و نه چشمه ای فوران می کرد؛ نه ملک مقرب نه نبی مرسل، نه ستاره سیر کننده، و نه ماه جریان یابنده، و نه خورشید نور دهنده، ایجاد شده بود؛
عرش او بر آب بود، از ترس به هیچ احدی پناه نمی برد (از هیچ چیز نمی ترسید و وحشتی نداشت) آن طور که خود می خواست، خود را تمجید و تقدیس می کرد؛ تا آخر خبر (چند سطری از آن در فصل بعد خواهد آمد)
پس از اینکه حضرت به تمامی سوالات کعب پاسخ کامل داد؛ کعب رو به عمر کرد و گفت: یا عمر بالله کعلم امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب؟ فقال: لا فقال کعب: علی بن ابیطالب وصی الانبیاء و محمد خاتم الانبیاء و علی خاتم الاوصیاء ای عمر به خدا سوگندت می دهم! آیا مانند امیر مؤمنان علی بن ابیطالب علمی داری؟ گفت: نه؛ کعب گفت:
او وصی پیامبران است، محمد خاتم الانبیاء، و علی ختم کننده اوصیاء است، در روی زمین کسی اعلم تر از او نیست؛
به خدا قسم او هر چه که درباره آفرینش انس و جن و آسمان و زمین و خلقت ملائکه ها شرح داد؛ همه آنها را در تورات مو به مو خوانده ام همانطور که او خوانده است؛ راوی می گوید مانند آن روز عکس العمل شدید خشم عجیب و ناراحتی کمر شکن از عمر دیده نشده بود! مانند چنین روزی را ندیده و بر او سخت نگذشته بود!) (129)
3. روایت شده است: قومی به حضور امیرمؤمنان علیه السلام آمدند که در حال خطبه خواندن بود و می فرمود: سلونی قبل ان تفقدونی از من سوال کنید پیش از آنکه مرا از دست بدهید، من از عرش پائین تر از هر چه بپرسید جواب می دهم، بعد از من، هر کسی این حرف را بزند یا صرف ادعا است، و یا دروغگوی تهمت زدن است، مردی با موهای فرفری، قد بلند و چاق که کتابی مانند مصحف در گردن آویخته بود، بلند شده رو به علی علیه السلام گفت: ای ادعا کننده نادان و اقدام کننده بر چیزی که نمی فهمد من از تو مسائلی می پرسم اگر می توانی جواب بده!
اصحاب و شیعه: حضرت به سوی آن مرد جستند و قصد او را کردند که جلوی جسارتها و حرف برد زدنشرا بگیرند، و یا اذیتش کنند، شاید هم بکشند.
حضرت آنها را از آن مرد دور ساخته و فرمود: شتاب نکنید؛ او را از آزاد گذارید، بگذارید حرفش را بزند دین خدا و حجتهای الهی با توپ و تشر پایدار نمی ماند و برهانهای خدا با برخورد عجولانه و خشونت موذیانه پیش نمی رود.
روی مبارک به آن مرد کرد و فرمود: با تمام قدرت علمی و با هر زبانی که می توانی سوال کن، من هم با عملی پاسخ می گویم که، شک بر او راه نیابد و شبهه ای آنرا خراب نکند. و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم
آن شخص سوالات گوناگون نموده و جواب کافی شنید و در هر جوابی که می شنید می گفت: صدقت: راست گفتی، تا اینکه این سوال را کرد: فکم مقدار مالبث عرشه علی الماء من قبل ان یخلق الارض والسماء عرش خدا پیش از آفرینش زمین و آسمان چه مدت بر روی آب ماند؟ قال اتحسن ان تحسب قال الرجل: نعم قال لعلک لا تحسن ان تحسب قال الرجل انی احسن ان احسب
فرمود: حساب کردن را خوب بلدی؟ مرد گفت: بلی، فرمود: شاید، تو حساب گری را خوب ندانی؟ مرد گفت، حساب کردن را به خوبی بلدم، حضرت فرمود: اگر بین زمین و آسمان و هوا، را پر از خردل کنند و مدت عمرت را، آن اندازه طولانی نمایند و به تو با ناتوانی که داری این کار را هم بدهند، این را بدان که اگر با آن قدرت و طول عمر خردلها را جابه جا کرده و به شماری!
برایت آسانتر است از شمارش سالهای مدت توقف عرش، خدا، پیش از آفرینش زمین و آسمان بر آب! تازه این توصیف برایت تقریب ذهن بود و گرنه، یک دهم از ده جزء یکصد هزارم آن نبود و استغفرالله من التقلیل و التحدید بخاطر کم گوئی و بیان مدت کم. از خدا طلب مغفرت می کنم
آن مرد سرش را تکان داده و این شعر را خواند.
انت اصل العلم یا هادی الهدی - تجلو من الشک الغیاهیبا
حزت اقاصی کل علم فما - تبصر ان غولبت مغلوبا
لا تنثی عن کل اشکولة - تبدی اذا حلت اعاجیبا
لله در العلم من صاحب - یطلب انسانا و مطلوبا (130)
تویی اصل و ریشه علم! ای هدایت کننده هدایت گر! پرده تاریکیهای شب را کنار می زنی، دور دورهای تمامی و همه علم را تصاحب کرده ای هیچ وقت دیده نمی شود که در مصارعه(کشتی گیری علمی) مغلوب شوی .
خسته نمی شوی، از حل هیچ مشکلی سر، باز نمی زنی؛ و هر اعجوبه و مشکلی که پیش آید: آنرا از پرده، بیرون می کشی؛ خدای جزای خیر دهد و بر علم، از صاحب علمی که انسان ها را می خواند و مورد توجه انسان هاست
در روایت کتاب المحتضر است که آن مرد سرش را تکان داده گفت: اشهد لا اله الا الله و ان محمد رسول الله (131)
ابن عباس و ابن مسعود و عده ای از اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله درباره آیه مبارکه هوالذی خلق لکم ما فی الارض جمیعا ثم استوی الی السماء فسویهن سبع سماوات (132)
روایت کرده اند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ان الله کان عرشه علی الماء و لم یخلق شیئا قبل الماء (133) (به درستی که عرش خدا بر آب بود و چیزی پیش از آب آفریده نشده بود.
محمد بن مسلم عن ابی جعفر علیه السلام: کان کل شی ء ماءا و کان عرشه علی الماء (134) (به درستی که عرش خدا بر آب بود و چیزی از آب آفریده نشده بود.
محمد بن مسلم عن ابی جعفر علیه السلام: کان شی ء ماءا و کان عرشه علی الماء (135) محمد ابن مسلم از امام باقر علیه السلام روایت کرده است . همه چیز همه جا آب بود و عرش خدا هم بر آب قرار داشت. از این قبیل روایات در منابع حدیثی فریقین (شیعه و سنی) زیاد است. پس می توان، نتیجه گیری کرد که عرش الهی، با توجه به معانی گوناگون گذشته، بر آب قرار گرفت. و از آن کائنات را به وجود آورد.

4 آفرینش آسمانها و زمین

قرآن مجید چهارده قرن پیش، مسئله قابل اشتعال بودن آب آبی که همیشه از آن برای خاموش کردن آتش استفاده می شود را مطرح کرده و در دو آیه زیر این مطلب را بطور وضوح، بیان کرده است.
1- و اذا البحار سجرت (136) زمانی که دریاها برافروخته و شعله ور شود
2 - والبحر المسجور (137) و قسم به دریای برافروخته راغب در مفردات می گوید: سجر بر وزن فجر، به معنی شعله ور ساختن است.
اگر با دیده منصفانه به دو آیه بالا بنگریم، و در مفاد آنها، دقت نمائیم، پی می بریم یکی از اعجاز عظیم قرآنی است که در عصر جاهلیت و بی سوادی سخن از آتش گرفتن آب و شعله ور بودن، دریا، به میان آمده است.
و باز یکی از نشانه های قدرت الهی است که دو جنس آتش زا را به هم پیوند داده، ماده ای را به وجود آورده که، جنس خود آتش را خاموش می کند. و اگر تحت فشار قرار گرفته، تجزیه شود، خود تبدیل به یک پارچه آتش می گردد.
به طوری که دو آیه مبارکه فوق صریحا آنرا بیان کرده است.
بعضی ها گفته اند همین اقیانوس های کره زمین ما است، که در آستانه قیامت بر افروخته می شود و سپس منفجر می شود. (138)
پس از گذشت قرنهای طولانی و پس از تحقیقات و آزمایشهای فراوان، دانشمندان تازه پی برده اند، که آب، از دو ماده اکسیژن، و هیدروژن، ترکیب یافته و هر دو ماده آن سخت قابل اشتعال است؛ در صورتی که از همدیگر تجزیه شود تبدیل به دو ماده آتش زا می شود؛ (139)
و نیز می گویند: از آب می شود استفاده حرارتی و آتشی برد، بدین منظور توربین های قوی در سدهای آبی، نصب کرده و نیروی روشنی بخش برق را بیرون می کشند و بگونه های مختلف آنرا به خدمت می گیرند.
در حالی که روایات ما این مطلب را قرنها پیش از زبان امیرمؤمنمان علیه السلام جاری ساخته و به جامعه بشریت تحویل داده و فهمانده است. (به بخش 3 فصل 6 دریا در مفهوم جزئی، مراجعه شود.)
خلاصه مطالب بالا این است که: وجود آب، از دو ماه آتش زا تشکیل یافته است، و در شرایط استثنائی خود آتش می گیرد.
با در نظر گرفتن این مطلب، تمامی آیات و اخبار مربوط به آفرینش زمین و آسمان که با تعبیرات گوناگون دخان، زبد و غیر این دو بیان شده است به روشنی بالا تفسیر می شود.
چون، وقتی که آب در شرایط استثنائی شعله ور می گردد، پر واضح است که از آن شعله ها، دود دخان متصاعد شده، آسمان به وجود می آید؛ و از حرکت آب هم قسمت روئی آب کف یا زبد بسته و، در نهایت زمین آفریده می شود.
این سخن، با نظریه ها و اکتشافات نوین جامعه بشری نیز تطبیق می نماید. زیرا چکیده نظریه نوین این است که: کرات آسمانی، از گازهای فشرده، و متراکم به وجود آمده است. و چکیده نظریه قرآنی هم این است که: ثم استوی الی السماء و هی دخان (140) سپس آفرینش آسمان را اراده کرد، در حالی که به صورت دخان و دود بود. یعنی از آن دخان آسمان ها لباس هستی پوشید.
همانطور گفتیم، دخان و بخار هر دو از آب متصاعد می شود با این فرق که دخان اجزا آبی است که به وسیله حرارت آتش بلند می شود.
بخار اجزاء آبی است که به سبب حرکتی به صورت لطیف با هوا مخلوط شده و بالا می رود،
چکیده نظریه روائی، نیز بدین صورت است که: خداوند آسمانها را از بخار و دخان متصاعده شده از آب، و زمین را از زبد کف و خاکستر یا از هر دو، آفرید.

نتیجه

نظریه نوین دانشمندان با نظریه های قرآن و احادیث تطبیق می کند، تقریبا یک مطلب است، در قالبهای مختلف بیان گردیده است، زیرا گاز؛ دخان، بخار و طبق بعضی از لغت نامه ها زبد یک معنا دارد؛ چون، گاز، فارسی، و عربی آن دخان یا بخار است. در پایان بحث روائی، این مطالب، خلاصه گیری و روشن خواهد شد.