فهرست کتاب


سرچشمه حیات

محمد امینی گلستانی

راه حل اختلاف روایات

از مجموع روایات با تعبیرهای گوناگون چنین استفاده می شود که خدای تبارک و تعالی پیش از آفرینش زمان، مکان، عرش، فرش، زمین و آسمان و هر چه که متصور شود شیی ای را آفرید که در غایت شرافت و نهایت و کرامت بود. و آن شیی ء واسطه بین او، و سایر ممکنات بلکه سبب آفرینش و ایجاد سایر مخلوقات بود و علت ایجاد ما سوی الله گردید)
گروهی از اساطین حکمت نیز به وجود آمدن خلق اول، قبل از آفرینش زمان، بلکه بر جائز بودن وجود موجودات زیادی قبل از وجود زمان، تصریح کرده اند و لازمه آن با این شرایط این است که، امری مجرد از کاستی ها و نقائص ماده، و منزه از حجابهای طبیعت و مبراء از زمان و مکان می باشد. پس صادر اول بلکه همه چیزهائی که بدون زمان به وجود آمده اند) جدا از تجرد نمی باشند.
علی بن موسی الرضا علیه السلام در جواب عمران صابی فرمود: ثم خلق مبتدعا مختلفا باعراض و حدود مختلفه لا فی شی ء اقامه و لا فی شی ء حدود و لا علی شی ء حذاه و مثله له (89)
سپس یک آفریده نو ظهور ابداعی با اعراض و حدود مختلفه به وجود آورد. نه بر چیزی استوار ساخت و نه در چیزی محدود نمود، و نه با شیئی برابر هم مقدار داد و نه در ذهن متمثل کرد، و نه اینکه در خاطر نقشه ای کشیده بعد اجرا نموده باشد.
لا فی شیی ء اقامه یعنی: آن موجود ابداعی را در محل و یا مکانی، پایدار نساخت، زیرا چیزی وجود نداشت ( نه زمان و مکانی نه زمین و آسمانی و نه عرش و فرشی) این موجود مجرد یا اول ما خلق الله را در غالب روایت نور تعیین نموده است، و باز در اکثریت روایات پرده از روی آن برداشته ، و منظور از نور را، با صراحت کامل، نور محمد و نور آل محمد صلی الله علیه و آله معرفی کرده است.
البته توجه داشته باشید نور حسی خواه جوهری باشد یا عرضی، احتیاج به زمان و مکان دارد؛ اما نور صادر اول؛ یا نور واحد بسیط چون از تمام اجسام و جسمانیات به مراتب لطیف تر و بسیطتر، و مقامش از نور حسی بالاتر و رفیع تر است، نیازی به زمان و مکان ندارد؛ چون زمان مقدار حرکت و حرکت از صفات مخصوص جسم است، وقتی که جسم نباشد، زمان هم وجود نه خواهد داشت و هر چیز غیر جسمانی بناچار برون از حیطه زمان می باشد؛
پس اگر شیئی مجرد از ماده پیدا شود با زمان محدود نه خواهد شد، در روایت های گذشته و آینده، به آفرینش این نور، پیش از زمان و مکان تصریح گردیده است.)
اگر چه آن نور در واقع نور پیغمبر صلی الله علیه و آله و نور عترت طاهرین او هست، یعنی نور واحدی است، در قالب های متعدد. اما درک این واقعیات و حل این معضلات وصیت نامه فهم حقیقت تعلق پیغمبر به عترت و پی بردن به نحوه اتحاد آنها، از مسائل بسیار مشکل و از غومض اخبار و برون از قدرت فکری انسانها است، چون در حدیث آمده است که پیغمبر صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام فرمود:
یا علی ما عرف الله حق معرفته الا انا و انت ما عرفنی الا الله و انت و ما عرفک الا الله و انا
ای علی! کسی خدا را بطور شایسته نشناخت جز من و تو، و کسی مرا به شایستگی نشناخت غیر از خدا و تو، و کسی ترا آنطور که لایق آنی، نشناخت مگر خدا و من.
و در حدیث دیگر فرمود: یا علی! ما عرف الله حق معرفته غیری و غیرک و ما عرفک حق معرفتک غیرالله و غیری. (90)
ای علی! کسی خدا را به شایستگی نشناخت مگر من و تو. و کسی ترا آنطور که شایسته آنی نشناخت و غیر از خدا و من پس مثل ما مگسان را در عرصه سیمرغ راهی نیست و هر چه بخواهیم نزدیک تماشا راز شویم دست رد بر سینه نامحرم می زنند؛
در جائیکه آن نور از ماده و دور از لوازم ماده یعنی: تحیز و تغیر و غیر آنها است، به هیچ وجه تقدیر آن به زمان، و تقیید آن به مکان ممکن نیست و نیز تحدید آن با هر حد جسمانی، دور از حیطه فکر بشر غرق در ماده و فرو رفته در باتلاق مادیات است.
جائیکه عقاب پر بریزد - از مرغک ناتوان چه خیزد
فقط حد تحدید ما هوی امکانی آن، امکان پذیر است، و اما تحدید تقدم وجودی او به وجود سایر ممکنات، با سالها و دهرها، در حد تقدیر زمانیات نبوده بلکه بیرون از ارقام ریاضی است؛ به این علت است که در تحدیدات ذکر شده در روایات مورد بحث اختلاف زیادی هست، به طوریکه در میان دو تای آنها، اتفاق و هماهنگی وجود ندارد . (91)
خلاصه گیری می شود؛ روایات وارده درباره چهارده معصوم علیه السلام این است که،
1 - صادر اول یا ( اولین مخلوق) نور محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله است ،
2 - چون نورشان نور واحد است، پیش یکی از آنها چهارده و چهارده شان یکی است ( در این صورت لفظ ثم ها در این روایات برای ترتیب ذکری است نه ترتیب وجودی
3 - علت ایجاد تمامی ما سوی الله، آنها هستند،
4 - واسطه میان خالق و مخلوق آنهایند، چنانچه حدیث شریف: و اشهد هم علی خلقه (92) آنها را شاهد آفرینش قرار داد
و حدیث: لولاک ما خلققت الافلاک، (93) و اگر تو نبودی فلکها را به وجود نمی آوردم پرده از اسرار وجودی و شخصیتی آنها را برداشته است.
(در این موضوع به کتاب های مربوطه مخصوصا کتاب امامت بحارالانوار و غیره مراجعه کردن لازم، و دقت زیاد به کار بستن، ضرورت دارد.
اما مسئله قلم و عقل: در روایات بر تجرد آنها اشاراتی شده است، و نیز در محل خود به اثبات رسیده است که التجرد لا ینفک عن العقل تجرد از عقل تفکیک ناپذیر است پس اگر نور و عقل و قلم، سه اسم برای یک حقیقت باشد، مسئله حل شده و روشن است، و اما اگر آنها را حقائق مختلفه بدانیم باید مسئله به این صورت حل شود که، نور را مخلوق او لحیقی و اولویت بقیه را اضافی یا نسبی بدانیم. با این توضیح که: عقل، اول ما خلق الله از روحانیین است، در کتاب شریف اصول کافی از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که:
ان الله خلق العقل و هو اول خلق من الروحانیین عن یمین العرش من نوره (94) یعنی: خداوند عقل را که نخستین خلق از روحانین است، از سمت راست عرش، از نور خود، آفرید.
اما اولیت قلم، نسبت به همجنس خود از ملائکه است، ابراهیم کرخی می گوید: سالته عن اللوح والقلم، فقال: هما ملکان (95) از امام صادق علیه السلام درباره لوح و قلم، سوال کردم فرمود: آنها دو ملک هستند و در حدیث سفیان ثوری آمده است، ن ملکی است که به قلم می رساند و قلم به لوح که آنهم ملک است و لوح به اسرافیل و اسرافیل به میکائیل و او به جبرائیل و او نیز به انبیاء و رسل می رساند. (96)
پس قلم اولین ملک از ملایکه است، که به وجود آمده است.
و اما اولیت هوا، (قمی در تفسیر خود آورده است) نسبت به اجسام غیر مرئی و غیر حسی است. یعنی: اولین چیزی که از اجسام غیر مرئی آفریده شد، هوا است، و همچنین اولت عرش و آتش و غیره، نسبت به چیزهای دیگر.
و اما اولیت آب نسبت به آفرینش افلاک و عناصر و سایر اجسام مرئی و حسی است؛ یعنی اولین موجودی که از اجسام مرئی و حسی به وجود آمد آب است. حکیم تالیس گفته است: منظور از اولیت آب، مبداء مرکبات جسمانی بودن آن است، نه آنکه اول موجودات علوی است. (97)
پس آنچه که از روایات استفاده می شود، آب بعد از نور، اولین مخلوق است که آفریده شده است و دره بیضا یا جوهر اخضر نیز همان ریشه و اصل آب است، در اثر هیبت نظر خداوند، ذوب شده و تبدیل به آب گردید. و از آب آسمانها و زمین و هر چه که در میان آنهاست هستی گرفت. (98)
آب حتی جلوتر از عرش هم بوده، چون خداوند فرموده است: و کان عرشه علی الماء (99) یعنی: عرش خدا بر آب بود و طبق روایات فراوان جلوتر از ملائکه ها هم آفریده شده است.
پس آیه مبارکه و جعلنا من الماء کل شی ء حی ء (100) از آب تمامی چیزها را زنده کردیم و حدیث فجعل نسب کل شی ء الی الماء (101) نسب همه اشیاء را بر آب قرار داد ناظر به تمامی موجودات عالم مرئی و حسی است، خواه به معنی زنده تشریعی باشد مانند جانوران، و یا زنده تکوینی، مثل آسمانها و زمین و هر چه در آنها است، از کواکب و کوه(102)
از ابن عباس نقل شده است که امیرمومنان علیه السلام فرمود: خداوند اولین چیزی را که آفرید نور بود ، آن را از غیر شیی ء ابداع نمود؛ پس ظلمت را از نور آفرید، دوباره از ظلمت نوری به وجود آورد که از آن یاقوتی را خلق کرد، غلظت آن به اندازه هفت آسمان و هفت زمین بود، پس یاقوت را زجر کرد؛
از هیبت آن، یاقوت آب شد، به صورت آب لرزان درآمد، و پس از آن عرش را از نور خود آفرید و بر آب قرار داد. (103)

نتیجه

خلاصه روایات وارده در تعیین اول ما خلق الله بر دو گوه بوده است:
1 - صراحت دارد بر اینکه جسمی یا مادی بوده است مانند؛ آب؛
2 - در ابتداء به نظر متشابه می آید که آیا جسمی بوده یا غیر جسمی؟ مادی بوده یا مجرد مانند روایات نور و عقل و قلم و این سه، طبق بعض روایات از مجردات هستند، چون نور یا نور پیغمبر صلی الله علیه و آله پیش از مکان و زمان و دور از لوازم مادیات بوده و این خود دلیل بر تجرد آن است،
در بعضی روایات قلم را جزئی از ملائکه، و عقل را نیز از روحانیین به حساب آورده، و نیز در محلش به اثبات رسیده است که، تجرد از عقل جدائی ناپذیر است و به هیچ وجه قابل انفکاک نمی باشد؛ بدینجهت گفته شده است که: مراد از عقل نفس رسول الله صلی الله علیه و آله است، برای اینکه او، یکی از اطلاقات عقل است. (104)
پس اول ما خلق الله از مادیات، آب، و از مجردات، این سه است و اگر اینها از حقایق گوناگون باشند، اولیت نور حقیقی و اولیت عقل و قلم جز آن دو اضافی است، همانطور که بیان گردید. و نیز اخبار زیادی وارد شده است که اصل عالم جسمانی، آب است؛
اما مراد از آب، آیا توده گازهای فشرده و مواد مذابی است که چون، جریان دارد و سیال است، به آن هم می شود آب گفت؟ (105)یا همین جسم مرکب از اکسیژن و هیدروژن یا چیز دیگر مانند او است؟ از مسائلی که برای تعیین آن راهی نیست. (106)
ولی آنچه که به حقیقت مقرون است، مفهوم آزاد و لغوی کلمه ماء است، چون کلمات را هر قدر و هر اندازه به حال خود واگذاریم، فهم مسائل و مطالب آسانتر و روشن تر خواهد بود، چون ظهور کلمه (ماء) در آیه مبارکه همان آب معمولی است، که به ذهن متبادر می شود.

بخش 2 اهمیت و ارزش وجودی آب