فهرست کتاب


سرچشمه حیات

محمد امینی گلستانی

13 آب

عن محمد بن سنان قال: سالت ابی عبدالله علیه السلام عن اول ما خلق الله عزوجل؟ قال: ان اول ما خلق الله عزوجل ما خلق من کل شی ء قلت جعلت فداک و ما هو؟ قال: الماء (72)
محمد بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام سوال کردم از اولین چیزی که خداوند آفرید؟ فرمود: اول ما خلق الله عزوجل چیزیست که همه اشیاء را از او آفرید، عرض کردم فدایت شوم، آن چیست؟ فرمود: آب.
عن جابر بن یزید الجعفی، فی اسئلة الشامی عن ابی جعفر علیه السلام: اخبرک ان الله علا ذکره کان و لا شیی ء غیره، عزیزاو لا عزلانه کان قبل عزه الی ان قال علیه السلام ولکن کان الله و لا شی ء معه فخلق الشی ء الذی جمیع الاشیاء منه و هو الماء (73)
جابر بن یزید جعفی گوید: امام باقر علیه السلام در ضمن جواب سوالات مرد شامی فرمود: خداوند بود و چیزی با او نبود، عزیزی بود که عزتی وجود نداشت چون او قبل از عزتش بود، او به وجود آورنده آن چه که ملاک عزت است، بود؛ پس شیی ای را آفرید که تمامی اشیاء از اوست و آن هم آب است.
ابن عباس از عده ای از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده اند آن حضرت فرمود: ان الله کان عرشه علی الماء ولم یخلق شیئا قبل الماء (74) عرش خدا بر آب و چیزی را پیش از آب نیآفریده بود
راس الجالوت از ابوبکر پرسید! ما اصل الاشیاء؟ ریشه اشیاء چیست؟ نتوانست جواب دهد، امیرمومنان علیه السلام فرمود: هوالماء ریشه همه چیزها آب است؛ چون خداوند فرموده است: وجعلنا من الماء کل شی ء حی (75)
عن النبی فی قوله تعالی وجعلنا من الماء کل شی ء حی قال: کل شی ء خلق من الماء (76) رسول اکرم صلی الله علیه و آله در تفسیر آیه مبارکه فرمود: همه چیز از آب آفریده شده است. در دعای شب دوشنبه می گوید: و کان عرشک علی الماء من قبل ان تکون ارض او سماء و لا شیی ء مما خلقت فیهما: الدعا خدای عرش تو پیش از آفرینش آسمان و زمین و هر چه در آنهاست بر آب قرار داشت. (77)
در دعای شب سه شنبه می فرماید: یجول حول ارکان عرشک النور و الوقار، من قبل ان تخلق السماوات و الارض، و کان عرشک علی الماء (78) پیش از آفرینش آسمان و زمین، نور و وقار تت پیرامون عرشت می چرخید در حالی که عرش تو بر آب قرار داشت. امام موسی کاظم علیه السلام می گوید خدایا کنت اذ لم تکن شیی ء وکان عرشک علی الماء تو بودی، زمانی که هیچ چیزی وجود نداشت؛ نه آسمان بر افراشته و نه زمین گسترده یافته، نه خورشید و ماهی و نه ستاره سیر کننده ای (79) تا آخر دعاء.
از امام صادق علیه السلام در دعای روز عرفه آمده است: الحمدلله الذی کان عرشه علی الماء حین لا شمس تضی ء و لا قمر یسری، و لا بحر یجری، و لا ریاح تذری، و لا سمائ مبنیه، و لا ارض مدحیة (80) سپاس خدائی را که عرش او بر آب بود در هنگامی که خورشید نورانی و ماه سیر کننده، دریای جریان یافته ای نبود، نه بادی می وزید و نه آسمانی بر افراشته و نه زمین گسترده، وجود داشت، تا آخر دعاء
و عرشه علی الماء قبل ان تکون السمائ مبینة، والارض مدحیة ثم خلق السماوات والارض فی ستة الایام (81) و عرش او بر آب بود، پیش از آسمان برافراشته و زمین گسترده و سپس در شش روز زمین و آسمان ها را آفرید.
حکیم تالس ملطی گوید: ابداع اول آب است، زیرا آب صلاحیت دارد که، باز نمایاندن صورتها را در اعلا مدارج کمال، بپذیرد.
خداوند جمیع جواهر آسمان و زمین و آنچه محتوی آنهاست از آن بوجود آورد. پس آب علت هر مبدع و هر مرکب باشد؛ و از انحلالش، هوا ابداع یافت، و از صافترین اجزایش آتش متحقق گردید، و از شعله ها که اثیر یا دود حاصل شد، کواکب مکنون گشته و در حوال مرکز به دوران متحرک شدند، به حرکت در آمدند چنانچه مسبب به سبب متشبث شود به شوقی که در آن حاصل است. (82)
و گوید: چون عنصر اول قابل هر صورتی است و در عالم جسمانی مثال نورانی که قبول تمام صورتها را مستعد باشد، عنصری مثل آب نیافت؛ لذا آب را مبدع اول گردانید در مرکبات و منشا انشاء اجسام ارضی و اجرام سماوی داشت. (83)
فلوطر خیس حکیم گوید: اصل مرکبات آب است.
چون اجزای آن از همدیگر جدا شده و صاف شود و در نهایت آتش باشد، و چون در آن ثقل (سنگینی) باشد هوا شود و چون متکاثف شود تکاثفی مبسوط روی هم انباشته شود در غایت زمین باشد. (84)

خواص فیزیکی آب

قدرت حلالیت آب بسیار است. از این رو در طبیعت هرگز به صورت خالص یافت نمی شود و همواره مقدار مواد آلی و معدنی به صورت محلول با خود دارد.
آب مهمترین عامل فرسایش پوسته زمین و جابجا کردن مواد آن است. این عمل به وسیله سیلابها و رودها انجام می گیرد. هزاران میلون تن املاح محلول در سیلابها موجب شوری و تلخی آب اقیانوس ها گردیده است. (85)
حدود 99 درصد آبهای سطحی یا دارای مقادیر زیادی نمک است و یا مانند آبهای قطبی به صورتی است که در شرایط کنونی غیر قابل استفاده است. در دنیا آب طبیعی بدون نمک وجود ندارد. (86)
در اثر جا به جا شدن مواد زمین به وسیله آب و رسوبات حاصل از آنها زمینه چین خوردگیها و فرایندهای کوه زایی بعدی را فرآهم می آورد. مثلا رود می سی سی پی هر روز حدود یک میلیون تن مواد گوناگون به خلیج مکزیک می ریزد و این عمل آب طی میلیونها سال موجب بسیاری از دگرگونیها پوسته زمین و پیامدهای زیستی آن گردیده است و به کندی همچنان پستیها و بلندیهای زمین را دگرگون می سازد.
نقطه انجماد آب خالص در فشار یک اتمسفر صفر درجه و نقطه تبخیر آن در همان فشار 100 سانتی گراد به عنوان مبدا اندازه گیری دما برگزیده شده است. تغییرات چگالی آب در اثر افزایش و کاهش حرارت، حالت استثنائی دارد. انجماد آب همواره از سطح آغاز می شود و به این علت که قابلیت هدایت حرارتی یخ بسیار پایین است؛
انجماد هیچگاه به اعماق آب نمی رسد؛ و این، برای جانوران آبزی بسیار حیاتی است. آب، ماده ای مرکب از هیدروژن و اکسیژن با فرمول شیمیائی H2o که در شرایط عادی مایع، و خالص آن، بی بو و بی مزه و اندک آن بی رنگ است، ولی بسیار آن، آبی به نظر می آید. (87) و این رنگ آبی به علت انتشار اشعه های خورشید به وسیله مولکولهای هوا است. (88)

راه حل اختلاف روایات

از مجموع روایات با تعبیرهای گوناگون چنین استفاده می شود که خدای تبارک و تعالی پیش از آفرینش زمان، مکان، عرش، فرش، زمین و آسمان و هر چه که متصور شود شیی ای را آفرید که در غایت شرافت و نهایت و کرامت بود. و آن شیی ء واسطه بین او، و سایر ممکنات بلکه سبب آفرینش و ایجاد سایر مخلوقات بود و علت ایجاد ما سوی الله گردید)
گروهی از اساطین حکمت نیز به وجود آمدن خلق اول، قبل از آفرینش زمان، بلکه بر جائز بودن وجود موجودات زیادی قبل از وجود زمان، تصریح کرده اند و لازمه آن با این شرایط این است که، امری مجرد از کاستی ها و نقائص ماده، و منزه از حجابهای طبیعت و مبراء از زمان و مکان می باشد. پس صادر اول بلکه همه چیزهائی که بدون زمان به وجود آمده اند) جدا از تجرد نمی باشند.
علی بن موسی الرضا علیه السلام در جواب عمران صابی فرمود: ثم خلق مبتدعا مختلفا باعراض و حدود مختلفه لا فی شی ء اقامه و لا فی شی ء حدود و لا علی شی ء حذاه و مثله له (89)
سپس یک آفریده نو ظهور ابداعی با اعراض و حدود مختلفه به وجود آورد. نه بر چیزی استوار ساخت و نه در چیزی محدود نمود، و نه با شیئی برابر هم مقدار داد و نه در ذهن متمثل کرد، و نه اینکه در خاطر نقشه ای کشیده بعد اجرا نموده باشد.
لا فی شیی ء اقامه یعنی: آن موجود ابداعی را در محل و یا مکانی، پایدار نساخت، زیرا چیزی وجود نداشت ( نه زمان و مکانی نه زمین و آسمانی و نه عرش و فرشی) این موجود مجرد یا اول ما خلق الله را در غالب روایت نور تعیین نموده است، و باز در اکثریت روایات پرده از روی آن برداشته ، و منظور از نور را، با صراحت کامل، نور محمد و نور آل محمد صلی الله علیه و آله معرفی کرده است.
البته توجه داشته باشید نور حسی خواه جوهری باشد یا عرضی، احتیاج به زمان و مکان دارد؛ اما نور صادر اول؛ یا نور واحد بسیط چون از تمام اجسام و جسمانیات به مراتب لطیف تر و بسیطتر، و مقامش از نور حسی بالاتر و رفیع تر است، نیازی به زمان و مکان ندارد؛ چون زمان مقدار حرکت و حرکت از صفات مخصوص جسم است، وقتی که جسم نباشد، زمان هم وجود نه خواهد داشت و هر چیز غیر جسمانی بناچار برون از حیطه زمان می باشد؛
پس اگر شیئی مجرد از ماده پیدا شود با زمان محدود نه خواهد شد، در روایت های گذشته و آینده، به آفرینش این نور، پیش از زمان و مکان تصریح گردیده است.)
اگر چه آن نور در واقع نور پیغمبر صلی الله علیه و آله و نور عترت طاهرین او هست، یعنی نور واحدی است، در قالب های متعدد. اما درک این واقعیات و حل این معضلات وصیت نامه فهم حقیقت تعلق پیغمبر به عترت و پی بردن به نحوه اتحاد آنها، از مسائل بسیار مشکل و از غومض اخبار و برون از قدرت فکری انسانها است، چون در حدیث آمده است که پیغمبر صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام فرمود:
یا علی ما عرف الله حق معرفته الا انا و انت ما عرفنی الا الله و انت و ما عرفک الا الله و انا
ای علی! کسی خدا را بطور شایسته نشناخت جز من و تو، و کسی مرا به شایستگی نشناخت غیر از خدا و تو، و کسی ترا آنطور که لایق آنی، نشناخت مگر خدا و من.
و در حدیث دیگر فرمود: یا علی! ما عرف الله حق معرفته غیری و غیرک و ما عرفک حق معرفتک غیرالله و غیری. (90)
ای علی! کسی خدا را به شایستگی نشناخت مگر من و تو. و کسی ترا آنطور که شایسته آنی نشناخت و غیر از خدا و من پس مثل ما مگسان را در عرصه سیمرغ راهی نیست و هر چه بخواهیم نزدیک تماشا راز شویم دست رد بر سینه نامحرم می زنند؛
در جائیکه آن نور از ماده و دور از لوازم ماده یعنی: تحیز و تغیر و غیر آنها است، به هیچ وجه تقدیر آن به زمان، و تقیید آن به مکان ممکن نیست و نیز تحدید آن با هر حد جسمانی، دور از حیطه فکر بشر غرق در ماده و فرو رفته در باتلاق مادیات است.
جائیکه عقاب پر بریزد - از مرغک ناتوان چه خیزد
فقط حد تحدید ما هوی امکانی آن، امکان پذیر است، و اما تحدید تقدم وجودی او به وجود سایر ممکنات، با سالها و دهرها، در حد تقدیر زمانیات نبوده بلکه بیرون از ارقام ریاضی است؛ به این علت است که در تحدیدات ذکر شده در روایات مورد بحث اختلاف زیادی هست، به طوریکه در میان دو تای آنها، اتفاق و هماهنگی وجود ندارد . (91)
خلاصه گیری می شود؛ روایات وارده درباره چهارده معصوم علیه السلام این است که،
1 - صادر اول یا ( اولین مخلوق) نور محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله است ،
2 - چون نورشان نور واحد است، پیش یکی از آنها چهارده و چهارده شان یکی است ( در این صورت لفظ ثم ها در این روایات برای ترتیب ذکری است نه ترتیب وجودی
3 - علت ایجاد تمامی ما سوی الله، آنها هستند،
4 - واسطه میان خالق و مخلوق آنهایند، چنانچه حدیث شریف: و اشهد هم علی خلقه (92) آنها را شاهد آفرینش قرار داد
و حدیث: لولاک ما خلققت الافلاک، (93) و اگر تو نبودی فلکها را به وجود نمی آوردم پرده از اسرار وجودی و شخصیتی آنها را برداشته است.
(در این موضوع به کتاب های مربوطه مخصوصا کتاب امامت بحارالانوار و غیره مراجعه کردن لازم، و دقت زیاد به کار بستن، ضرورت دارد.
اما مسئله قلم و عقل: در روایات بر تجرد آنها اشاراتی شده است، و نیز در محل خود به اثبات رسیده است که التجرد لا ینفک عن العقل تجرد از عقل تفکیک ناپذیر است پس اگر نور و عقل و قلم، سه اسم برای یک حقیقت باشد، مسئله حل شده و روشن است، و اما اگر آنها را حقائق مختلفه بدانیم باید مسئله به این صورت حل شود که، نور را مخلوق او لحیقی و اولویت بقیه را اضافی یا نسبی بدانیم. با این توضیح که: عقل، اول ما خلق الله از روحانیین است، در کتاب شریف اصول کافی از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که:
ان الله خلق العقل و هو اول خلق من الروحانیین عن یمین العرش من نوره (94) یعنی: خداوند عقل را که نخستین خلق از روحانین است، از سمت راست عرش، از نور خود، آفرید.
اما اولیت قلم، نسبت به همجنس خود از ملائکه است، ابراهیم کرخی می گوید: سالته عن اللوح والقلم، فقال: هما ملکان (95) از امام صادق علیه السلام درباره لوح و قلم، سوال کردم فرمود: آنها دو ملک هستند و در حدیث سفیان ثوری آمده است، ن ملکی است که به قلم می رساند و قلم به لوح که آنهم ملک است و لوح به اسرافیل و اسرافیل به میکائیل و او به جبرائیل و او نیز به انبیاء و رسل می رساند. (96)
پس قلم اولین ملک از ملایکه است، که به وجود آمده است.
و اما اولیت هوا، (قمی در تفسیر خود آورده است) نسبت به اجسام غیر مرئی و غیر حسی است. یعنی: اولین چیزی که از اجسام غیر مرئی آفریده شد، هوا است، و همچنین اولت عرش و آتش و غیره، نسبت به چیزهای دیگر.
و اما اولیت آب نسبت به آفرینش افلاک و عناصر و سایر اجسام مرئی و حسی است؛ یعنی اولین موجودی که از اجسام مرئی و حسی به وجود آمد آب است. حکیم تالیس گفته است: منظور از اولیت آب، مبداء مرکبات جسمانی بودن آن است، نه آنکه اول موجودات علوی است. (97)
پس آنچه که از روایات استفاده می شود، آب بعد از نور، اولین مخلوق است که آفریده شده است و دره بیضا یا جوهر اخضر نیز همان ریشه و اصل آب است، در اثر هیبت نظر خداوند، ذوب شده و تبدیل به آب گردید. و از آب آسمانها و زمین و هر چه که در میان آنهاست هستی گرفت. (98)
آب حتی جلوتر از عرش هم بوده، چون خداوند فرموده است: و کان عرشه علی الماء (99) یعنی: عرش خدا بر آب بود و طبق روایات فراوان جلوتر از ملائکه ها هم آفریده شده است.
پس آیه مبارکه و جعلنا من الماء کل شی ء حی ء (100) از آب تمامی چیزها را زنده کردیم و حدیث فجعل نسب کل شی ء الی الماء (101) نسب همه اشیاء را بر آب قرار داد ناظر به تمامی موجودات عالم مرئی و حسی است، خواه به معنی زنده تشریعی باشد مانند جانوران، و یا زنده تکوینی، مثل آسمانها و زمین و هر چه در آنها است، از کواکب و کوه(102)
از ابن عباس نقل شده است که امیرمومنان علیه السلام فرمود: خداوند اولین چیزی را که آفرید نور بود ، آن را از غیر شیی ء ابداع نمود؛ پس ظلمت را از نور آفرید، دوباره از ظلمت نوری به وجود آورد که از آن یاقوتی را خلق کرد، غلظت آن به اندازه هفت آسمان و هفت زمین بود، پس یاقوت را زجر کرد؛
از هیبت آن، یاقوت آب شد، به صورت آب لرزان درآمد، و پس از آن عرش را از نور خود آفرید و بر آب قرار داد. (103)