فهرست کتاب


سرچشمه حیات

محمد امینی گلستانی

7 هوا

علی بن ابراهیم قمی در تفسیر آیه مبارکه وهو الذی خلق السموات و الارض فی ستة ایام و کان عرشهه علی الماء (52) آورده است که این در ابتداء آفرینش بود.
خدای تبارک و تعالی هوا را آفرید بعد از آن قلم را، به قلم دستور داد: جاری شود بنویس عرض کرد خدایا! بر چه چیزی جاری شوم؟ فرمود: آنچه که واقع خواهد شد.
پس شش چیز را که ظلمت، نور، آب، عرش، باد شدید و آتش بود از هوا آفرید.
و خلق الخلق کلهم من هذذه الستةد التی خلقت من الهوا تمامی مخلوقات را از این شش چیزی که از هوا آفریده شده بود خلق کرده است.. (53)
انکسیمانس حکیم که از اهل ملطیه است گوید: اول مبدعات و مبدا تکون مکونات عالم حدثان از اجرام علوی و سفلی، هواست. (54)

8 قلم

قال ابن اثیر فی الکامل: صح الخبر
عن رسوللل الله صلی الله علیه و آله فیما رواه عبادة بن الصامت انه سمعه یقول: ان اول ما خلق الله القلم فقال له اکتب فجری فی تلک الساعة بما هو کائن (55)
ابن اثیر گوید: خبر صحیح از رسول خدا صلی الله علیه و آله است آنطور که عبادة بن صامت روایت کرده که، شنیده است، آن حضرت فرمود: نخستین چیزی که خلق شد قلم است، پس به او فرمود: بنویس همان ساعت هر چه خواهد شد را نوشت
قال ضمرد: ان الله خلق القلم قبل ان یخلق شیئا بالف عام (56)
ضمره گفت: خداوند هزار سال پیش از آنکه چیزی را خلق کند قلم را آفرید. از پیغمبر صلی الله علیه و آله روایت است که فرمود: اولین چیزی را که خدا آفرید قلم بود؛ پس نون را که دوات است خلق کرد و به او فرمود: بنویس! گفت: چه بنویسم؟ فرمود آنچه هست و خواهد بود تا روز قیامت از عمل و اثر و رزق و اجل، پس تا روز قیامت آنچه می شود نوشت این است، قول خدا: ن والقلم و مایسطرون (57)
ثم ختم علی فی القلم فلم ینطق و لا ینطق الی یوم القیامة سپس بر دهان قلم مهر زد که حرف نزد و نمی زند تا روز قیامت. (58)
عن ابراهیم الکرخی قال: سالت جعفر بن محمد علیه السلام عن اللوح و القلم؟ قال هما ملکان. (59)
روایت از ابراهیم کرخی است. گفت: از جعفر بن محمد از لوح و قلم پرسیدم که آنها چیستند؟ فرمود: آنها دو ملک اند.
عقائدالصدوق: اعتقادنا فی الوح والقلم انهما ملکان (60)
شیخ صدوق در کتاب العقائد می گوید عقیده ما درباره لوح و قلم، این است که آنها دو ملکند.
والقلم قلم من نور، و کتاب من نور، فی لوح محفوظ یشهده المقربون، و و کفی بالله شهیدا (61)
و قلم قلمی از نور است و کتابیست از نور در لوح محفوظ شاهد آن مقربینند و شهادت خدا کافیست.
البته این حدیث و امثال آن آن به خاطر میزان فهم ما، از منابع وحی، با این تعبیرات صادر شده است؛ و گرنه علم و معنای آنها نزد راسخین در علم انبیاء و اولیاء می باشد.
ما هم به طور دربست و تعبد پذیرا هستیم، نه اینکه معنای حقیقی آنهاست که از مفهوم الفاظم، استفاده می شود.

9 حروف

امام رضا علیه السلام در مجلس مامون به سوالات عمران صابی که جواب می داد فرمود و اعلم ان الابداع والمشیة والارادة معناها واحد، و أسمائها ثلاثة؛ و کان اول ابداعه وارادته و مشیته، الحروف التی جعلها اصلا لکل شی ء و دلیلا علی کل مدرک، و فاصلا لکل مشکل، و بتلک الحروف تفریق کل شی ء من اسم حق اوباطل، او فعل او مفعول، او معنی او غیر معنی و علیها اجتمعت الامور کلها و لم یجعل للحروف فی ابداعه لها معنی غیر انفسها بدانکه کلمات ابداع و مشیت و اراده سه اسم است به یک معنا؛ و نخستین ابداع و ارادة و مشیت خداوند حروفی بود که آنها را اساس و پایه تمامی اشیاء و راهنمای همه درک شونده ها و جدا کننده تمام مشکلها قرار داد. با آن حروف همه چیز را، اعم از اسم حق یا باطل، فعل یا مفعول، معنادار یا بی معنا از هم جدا نمود. تمام کارها پیرآمون آن حروف گرد آمدند؛ و برای حروف غیر از شناساندن خود معنائی قرار نداد.
امام علیه السلام فرمایش خود را درباره حروف ادامه داده تا به اینجا رسید و فرمود والحروف لا تدل غیر انفسها به غیر از خود دلالتی ندارد. مامون عرض کرد: چگونه؟ حضرت فرمود: خداوند برای فهماندن معنای چیزی، چهار، پنج، شش یا کم و زیاد آنها را کنار هم می چیند تا معنا دهد، در غیر این صورت بی معناست.
عمران پرسید چه طوری این را بشناسیم؟ امام فرمود: اگر حروف را به تنهائی بشماری مثلا بگوئی، ا، ب،ت، ث، ج، ح، خ، تا آخر فقط خود را می شناساند. اما اگر چند تای آنها را کنار هم قرار دهی به هر چه که خواستی معنا می دهد ( اسم، صفت، موصوف (62) و....