فهرست کتاب


سرچشمه حیات

محمد امینی گلستانی

بخش 1 اول ما خلق الله یا آفرینش آغازین

در میان حکما، فلاسفه و متکلمین، این مسئله مورد بحث و نزاع است که، آیا جهان و موجودات به وجود آمده در آن، قدیم است یا حادث؟! یعنی مسبوق به عدم است ( ذاتی باشد یا زمانی) یا مسبوق به ماده است، و آیا برای آنها نقطه شروعی بوده یا ازلی و ابدی است، معرکه هائی آراسته شده و بحثهای درگرفته است که، از موضوع کتاب ما خارج است، ولی به طور فشرده می توان آنها را به دو دسته تقسیم کرد.
الف، دهریین (طبعییون) می گویند: العالم الابدایة و لا نهایة له، ( و هو مسبوق بالمادة جهان نه ابتدائی دارد و نه انتهائی و آن (همیشه) مسبوق به مادة ( بوده) است آنان در برابر دسته مقابل در اقلیت هستند.
ب ، متدینن، ( آنانکه به ادیان آسمانی معتقدند و بسیاری از پیروان ادیان دیگر عقیده دارند بر اینکه عالم حادث است یعنی به مشیت خدای توانا، عالم از نیستی به هستی رسیده و از عدم به وجود، تحقق یافته است، و این عقیده جزء ضروریات دینی آنها است. بنابر این عالم ابتدا و نقطه شروعی دارد، و اگر خدا بخواهد روزی به هستی آنها خاتمه دهد. چنانچه امیرمومنان علیه السلام در این باره فرموده است انه یعود بعد فناء الدنیاء وحده لا شی ء معه کما کان قبل ابتدائها کذالک یکون بعد فنائها بلاوقت و لا مکان و لا حین و لا زمان (21) خدای عزوجل پس از نابودی دنیا تنها می ماند، همان طور که پیش از آفرینش بود، و هیچ چیز با او نه نخواهد ماند، نه وقتی می ماند، و نه مکانی و نه هنگامی و نه زمانی.......
قال علیه السلام الاول قبل کل الاول، ولاخر بعد کل اخر (22)امیرمومنان علیه السلام فرمود: خداوند پیش از تمام اولها و آخر همه آخرها است. علامه مجلسی در شرح این حدیث می فرماید: قسمت اول حدیث، حدیث ماسوی الله را ثابت می کند، و قسمت دوم نظریه اکثر متکلمین که معتقد به: نعدام العالم باسره قبل قیام الساعة یعنی پیش از آمدن روز قیامت، عالم به طور کامل از بین خواهد رفت را تایید می نماید و هر دو فقره، اولیت و آخریت به معنای حقیقی را نسبت به خداوند عالم، به اثبات می رساند، در دعاهای امام موسی کاظم علیه السلام وارد شده است که؛ و تبقی وحدک کما کنت وحدک (23) خدایا تنها میمانی، همان طور که تنها بودی در بحثهای آینده برگشت عالم به حالت اولیه را به طور مشروح خواهید خواند.
مرحوم سید داماد علیه السلام گوید: اجماع تمامی سفراء سنت گذار و صاحبان شریعت، از انبیاء و مرسلین و اوصیاء معصومین، بر این است که هر چه در جهان آفرینش و دو اقلیم پنهان و آشکار وجود دارد با حدوث ذاتی و دهری به وجود آمده اند. (24) شهرستانی صاحب کتاب الملل و النحل در کتاب نهایةالاقدام می نویسد: مذهب اهل حق از تمامی ملتها این است که عالم حادث و مخلوق است، که ابتدا و نقطه شروعی دارد خداوند تبارک و تعالی از نیست، هست، کرده و از نبود، بود، نموده است جمعی از ارکان حکمت و قدمای فلاسفه همانند: تالیس، انکساغورث، انکسیمانس از ملطیان فیثاغورث، انبذقلس، سقراط، افلاطون از اهل آثینیه یونان و جمعی از شعراء و اوایل و ناسکین، نیز بر این عقیده هستند. (25) و نیز با دلایل عقلی و نقلی به اثبات رسیده که، عالم با قدرت خدای عزوجل از عدم به وجود آمده است، این حدوث خواه ذاتی باشد یا زمانی یا به قول مرحوم میرداماد با حدوث دهری بوده باشد، پس از اعتقاد به حدوث عالم، بحث در این است که، آیا صادر اول یا اولین موجودی که خلعت وجود پوشید چه بوده است؟ حکما می گویند: عقل اول است، و او عقل دوم بر خلاف آیات و اخبار و اجماع ملیون است. بعضی ها استناد می کند به حدیثی که رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که اول ما خلق الله هوالعقل (26) آفریده نخست عقل است. علامه مجلسی می فرماید: من در روایات شیعه این حدیث را پیدا نکردم، روایت از طریق عامه است، و بر فرض صحت، ممکن است مراد از عقل وجود مبارک خود رسول اکرم صلی الله علیه و آله که یکی از اطلاقات عقل است، بوده باشد. (27)
بلی روایتی در اصول کافی از امام صادق علیه السلام نقل شده است، فرمود: ان الله خلق العقل، و هو اول مخلوق من الروحانیین، عن یمین العرش من نوره الخبر (28)
خداوند از نور خود از طرف راست عرش عقل را آفرید و آن اول مخلوق از روحانیین است این حدیث بر اولین مخلوق بودند عقل دلالت می کند؛ چون صراحت دارد بر اینکه. او اولین آفریده از روحانین است در حالی که، هم عرش بوده و هم نور. در احادیث اهل بیت علیه السلام نیز، درباره اول ما خلق الله که چه بوده است، تعبیرات مختلف وجود دارد. 1. نور مطلق 2. نور محمد صلی الله علیه و آله 3. نور محمد و علی علیه السلام 4. نور محمد، علی و فاطمه علیه السلام 5. نور محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین علیه السلام 6. نور 14 معصوم علیه السلام 7. هوا 8. قلم 9. حروف 10 عرش 11. دره بیضاء 12. آتش 13. آب برای روشن شدن مطلب، درباره هر یک از موارد بالا، روایاتی را آورده و در پایان به جمع بندی و در پایان به جمع بندی و حل آنها می پردازیم.

1 نور مطلق یا بسیط

امام رضا علیه السلام از پدران بزرگوارش روایت می کند که: امیرمومنان علیه السلام در مسجد کوفه بود، مردی از اهل شام بلند شده، به حضرت عرض کرد، ای امیر مومنان! خدای تبارک و تعالی اولین چیزی را که آفریده چه بود؟! فرمود: خلق النور نور را آفرید؛
پرسید آسمانها از چه چیزی آفریده شد؟ فرمود من بخارالماء از بخار آب؛
باز سوال کرد خلقت زمین از چه بود؟ فرمود: من زبدالماء از کف آب؛
پرسید کوهها از چه به وجود آمد؟ فرمود: من الامواج از موجها (29)
عبدالله بن عباس از امیرمومنان علیه السلام روایت می کند: قال ان الله تعالی اول ما خلق الخلق، خلق نورا ابتدعه من غیر شی ء (30)
فرمود: خداوند اولین آفریده ای که آفرید نور بود، نور را از عدم به وجود آورد.
ابوحمزه ثمالی از امام باقر، از امیرمومنان علیه السلام نقل می کند فرمود: خداوند تک و تنها بود و همتایی نداشت، کلمه ای گفت آن کلمه نور گردید، از آن نور محمد و مرا و ذریه مرا آفرید.

2 نور محمد صلی الله علیه و آله

عن جعفر بن محمد عن آبائه علیه السلام قال امیرمومنان علیه السلام: ان الله خلق نور محمد صلی الله علیه و آله قبل المخلوقات باربعة عشر الف سنة و خلق معه اثنی عشر حجابا (31)
امام صادق علیه السلام از پدران بزرگوارشان علیه السلام روایت می کند که امیرمومنان علیه السلام فرمود: خداوند نور محمد را چهارده هزار سال پیش از همه مخلوقات آفرید، و با او دوازده حجاب نیز به وجود آورد.
عن جابر بن عبدالله: قالت قلت لرسول لله صلی الله علیه و آله: اول شی ء خلق الله تعالی ما هو فقال نور نبیک یا جابر، خلقه الله ثم خلق منه کل خیر (32) جابر بن عبدالله می گوید: از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدم، اولین چیزی، که خدا آفرید چه بوده است؟! فرمود: ای جابر نورررسول خدا پیغمبرت بود، آن نور را آفرید سپس به تمامی خوبیها و خیرها از آن نور هستی بخشید.
عن جابر قال: قال رسول الله: اول خلق نوری، ففتق منه نور علی، ثم خلق العرش و اللوح و الشمس وضوء النهار و نور الابصار و العقل و المعرفة (33)
از جابر روایت شده است که، پیغمبر فرمود: خداوند اولین چیزی را که آفرید، نور من بود، از آن نور، نور علی را شکافت، سپس عرش و لوح و آفتاب و روشنی روز و نور چشمها و عقل و معرفت را به وجود آورد.
از امیرمؤمنان علیه السلام روایت شده است که آن حضرت فرمود: خداوند بود و غیر از او چیزی وجود نداشت، پس اولین چیزی که، (چهارصد و بیست هزار سال پیش از آفرینش آب، عرش، کرسی، آسمانها و زمین و پیش از لوح، قلم، بهشت، جهنم، ملائکه و آدم و حوا) آفرید، نور حبیبش محمد صلی الله علیه و آله بود... (34)
عن سلمان الفارسی علیه السلام قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله یا سلمان! خلقنی الله من صفاء نوره فدعانی فاطعته پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: ای سلمان خداوند مرا پیش از آنکه آسمان بلند، زمین گسترده، هوا، آب یا ملک و بشری را آفریده باشد، از نور خالص خود آفرید، مرا صدا کرد اطاعتش کردم، از نور من علی را آفرید او را صدا زد، اطاعتش نمود از نور من و علی، فاطمه را آفرید، صدایش کرد اطاعت نمود از نور من و علی و فاطمه، حسن را آفرید، او را صدا کرد، اطاعتش نمود، پس از نور من و علی و فاطمه و حسن، و حسین را آفرید، از نور حسین، نه نفر ائمه را آفرید آنانرا فراخواند همگی اطاعتش کردند: این حدیث با فصل 6 نور چهارده معصوم این بخش نیز مناسبت دارد از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود: ان الله تبارک و تعالی خلق نور محمد صلی الله علیه و آله قبل ان یخلق السماوات ولارض و العرش والکرسی واللوح و القلم والجنة والنار، و قبل ان یخلق آدم و نوحا و ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب و موسی و عیسی و داود و سلیمان، و قبل ان یخلق الانبیاء کلهم باربعماة الف سنة و اربع و عشرینم الف سنة (35) خداوند نور محمد صلی الله علیه و آله را چهارصد و بیست و چهارهزار سال پیش از آسمانها، زمین، عرش، کرسی، لوح، قلم، بهشت، و جهنم و پیش از آفرینش آدم، نوح، ابراهیم، اسحق، یعقوب، موسی، عیسی، داود و سلیمان، و پیش از تمامی انبیاء به وجود آورد.