فهرست کتاب


سرچشمه حیات

محمد امینی گلستانی

صرفه جویی در مصرف آب

آیات قرآن، و احادیث فراوان، با تعبیرهای گوناگون، اسراف و زیاده روی در هر کاری را به طور عام و در باره آب به طور خاص مورد مذمت و نکوهش قرار داده است؛
در آیه های و لاتسرفوا انه لا یحب المسرفین و کلوا و اشربوا و لا تسرفوا انه لا یحب المسرفین (1) بخورید و بیاشامید، ولی اسراف نکنید، خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد عدم رضایت خداوندی را از اسرافکاران اعلام می دارد، در این مورد، به ذکر چند حدیث کوتاه اکتفا کرده و مشروح آن را به خواندن محتوای این کتاب ارجاع می دهیم.
1 - امام صادق علیه السلام فرموده است: اتق الله - و لاتسرف ولا(2) تقر از خدا بترس نه اسراف کن و نه سختگیری .
2 - امام حسن عسکری علیه السلام: ایاک والاسراف فانه من فعل الشیطنة (3)
مبادا اسراف کنی اسراف کردن از کارهای شیطان است
3 - امام صادق علیه السلام، من الکبایر - الاسراف و التدبذیر (4) اسراف و تبذیر (بر باد دادن، تباه کردن، تلف کردن، ولخرجی) از گناهان کبیره است
4 - امام صادق علیه السلام خدای عزوجل میانه روی را دوست دارد، اسراف کاری، حتی صبک شرابک (5) حتی دور ریختن زیادی آبی را که می نوشی دشمن می دارد.
5 - امام صادق علیه السلام ادنی الاسراف هراقة فضل الاناء (6) کمترین اسراف، به دور ریختن مازاد آب است (هراقة معمولا در ریختن آب به کار می رود).
6 - امام صادق علیه السلام اسراف در سه چیز است، یکی از آنها اهراقک فضل الماء دور ریختنت مازاد آب است. (7)
با توجه به روایات فوق، اسراف و زیاده روی، از صفات زشت و ناپسند، و از گناهان کبیره، و مورد غضب خداوند است، مخصوصا اسراف کاریهائی که با مایه حیات، انسانها و حیوانات و نباتات بوده باشد؛ ( یعنی آب، آبی که، در نظر هوشیاران عالم یک قطره آن برابر است با یک قطره خون!)
آن را به هدر داده، و بی رویه مصرف نمایند؛ آبی که پیشوایان دین اجازه نمی دهند بعد از نوشیدن آن، حتی ته مانده کاسه یا لیوان، دور ریخته شود و چنین کسانی را از دسته تبهکاران می شمارند؛
چون زندگی همه جانداران، به وجود آب بستگی دارد؛ نباید از به هدر رفتن یک قطره آن غفلت شود!
پس آنهائی که در زندگی فقط خود را می بینند؛ و دایم در فکر ارضای هوا و هوس خویش هستند؛ علاوه بر اینکه هیچ کس را به حساب نمی آورند؛ و از خدا و خلق خدا شرم ندارند؛ لااقل در مقابل وجدان خود احساس شرمندگی کنند؛
چون هیچ وجدان سالم، چنین اجازه ای را به صاحبش نمی دهد؛ که با مایه زندگی دیگران بازی نماید؛
پس بیائید دست به دست هم داده از اسراف و زیاده روی در مصرف آب، جلوگیری به عمل آورده و سعی کنیم فرهنگ درست استفاده کردن آن را، در جامعه خود پیاده نماییم، تا خدای نکرده روزی پیش نیاید که محتاج یک قطره آن شویم، اما او سواره و ما پیاده، هر چه بدویم به گرد آن نرسیم، ( دست ما کوتاه و خرما در نخیل) باشد!
2
در بیان مطالب این کتاب سعی شده است از آیات قرآن مجید و احادیث اهل بیت عصمت علیه السلام که از منبع وحی صادر گردیده است و در صحت آنها تردید و احتمال خطا و اشتباه پیش نمی آید، الهام گرفته و مورد استفاده قرار گیرد.
چون واضح و روشن است، بشر همیشه راه تکاملی خود را می پیماید؛ هر روز برایش مجهولات جدید کشف می شود، آراء و افکارش دائماً متغیر است؛ برای ابد در اعتبار خود باقی نمی ماند؛ پس از گذشت زمانی کوتاه یا بلند، ارزش خود را از دست داده و بطلانش ثابت می شود؛
چنانکه در تشکیل زمین و پیدایش آن با اینکه جزء کوچکی از منظومه شمسی ما است، دانشمندان در اعصار و قرون متمادی، نظریه های گوناگون درباره آن ابراز داشته و فرضیه های مختلفی را عرضه کرده اند اما بعد از مدتی نارسائی آن در جهان علم و دانش ثابت گردیده است. (8)
بعنوان مثال روزی یک دانشمند فرانسوی به نام کنت دوبوفن در سال 1779 میلادی اظهار نظر کرده است، که زمین احتمالاً از برخورد یک ستاره دنباله دار با خورشید پدید آمده و بایستی حداقل 7500 سال عمر داشته باشد. وی بر این گمان بود که در پی برخورد دنباله داری با خورشید موادی از خورشید جدا گردیده و به اطراف پراکنده شده و سیارات را به وجود آورده است (9)
کمی پس از آن تاریخ میخائیل لومونوزوف ستاره شناس معروف روس، اعلام داشت که صدها هزار سال از عمر زمین می گذرد و به دنبال وی، امانوئل کانت فیلسوف معروف آلمانی و توماس رایت انگلیسی چنین اظهار نظر کرده اند که سیارات منظومه شمسی از ابرها و مواد متشکله خورشید جوانی پدید آمده اند، این پندارها که به نظریه سحابی معروف است کمی بعد در سال 1796 میلادی به وسیله مارکی دولاپلاس ریاضی دان نامدار فرانسوی تکمیل گردیده و تعمیم یافت.
در نظریه های نوین در سال 1950 میلادی اتواشمیت روسی و کارل فون ویستزکر آلمانی به نظریه سحابی لاپلاس گرایش پیدا کرده و به طور رسمی پذیرفته و جزئیات آنرا با تعدیل و تغییراتی مورد تایید قرار داده اند (10)
باز طی قرون متمادی استنباط بشر از پیدایش زمین بارها دستخوش دگرگونی گشته است.
حتی در زمان حاضر که عصر فضا نام دارد و از سال 1975 میلادی همزمان با فرستادن ماهواره روسی اسپوتنیک به فضا آغاز گردیده است نگرشها و عقایدها در این زمینه همواره سیر دگرگونی و تحول را پیموده است. (11)
و در مورد پیدایش حیات در روی زمین: گروهی از زیست شناسان بر این گمانند که حیات از خود زمین سرچشمه گرفته و آغاز آنرا پس از شکل گیری سیاره زمین یعنی حدود 4 تا 5 میلیارد سال پیش دانسته اند. در مقابل این گروه دسته دیگری بر این اعتقادند که حیات از کرات و یا سیارات دیگر به زمین منتقل شده است. (12)
و عده دیگری اعتقاد بر این دارند که حیات اولیه کره زمین از اعماق دریاها شروع شده است. (13)
فرضیه افلاک نه گانه پوست پیازی بطلمیوس مدتها بر مغزها و نوشته های محافل علمی حکومت می کرد پس از مدتی بطلانش ثابت و به دست فراموشی سپرده شد.
نظریه پر جنجال و پر هیاهوی داروین مدتی دانشمندان را به خود مشغول ساخت باز در زمان کمی به دست فراموشی سپرده شد (و هزاران مسائل دیگر)
بدینجهت مطالب این کتاب را بر پایه های محکم و استوار گفتارهای آفریننده جهان و سفیران او قرار داده و از رهنمودهای امام جعفر صادق علیه السلام تبعیت کرده ام که به یحیی بن زکریا فرمود : من سره ان یستکمل الایمان فلیقل القول منی فی جمیع الاشیاء قول آل محمد صلی الله علیه و آله فیما اسروا و اعلنوا، فیما بلغنی لم یبلغنی (14) هر کس از به کمال رسیدن ایمانش خوشحال می شود بگوید: من گفتارهای آل محمد صلی الله علیه و آله را در هر چیزی سر مشق و الگوی خود قرار می دهم؛ در آنچه که پوشیده و مخفی نگهداشته اند؛ یا آشکار کرده اند؛ در آنچه که به دست من رسیده و یا نرسیده است یعنی (صحت گفتارم را با فرمایشات آنها می سنجم).
اگر چه در بعض از موارد الزاما مطالب علمی روز را با آیات و اخبار و بالعکس تطبیق کرده ام؛ اما اصولا نباید آیات و اخبار معتبر را با فرضیه ها تطبیق نمود چونکه آیات قرآن حقیقت ثابتی دارند و فرضیه های علمی در تغییرند.
3
در محل خود به اثبات رسیده است که، احادیث و اخبار صادره از اهل بیت علیهم، مانند قرآن مجید دارای ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، مجمل و مبین، مطلق و مقید و غیره می باشد.
موید این مطلب فرمایش امام محمد باقر علیه السلام است به جابر بن زید جعفی:
و یحک یا جابر لایقاس بنا احد؛ یا جابر بنا و الله انقذکم الله و بنا نعشکم و بنا هداکم و نحن و الله دللنا لکم علی ربکم: فقفوا امرنا و نهینا، و لاتردوا علینا ما اوردنا علیکم فانا بنعم الله اجل و اعظم من ان یرد علینا، و جمیع ما یرد علیکم منا، فما فهتموه فاحمدوالله. و ما جهلتموه فردوه الینا، و قولوا ائمتنا اعلم بما قالوا (15)
ترحم بر تو ای جابر کسی که با ما مقایسه نمی شود. ای جابر! به خدا قسم خداوند به وسیله ما شما را نجات داده، و به شما زندگی بخشیده و هدایت کرده است.
به خدا قسم ما شما را به سوی خدا راهنمائی کردیم، پس در کنار امر و نهی ما بایستید . ما آنچه را که به شما رساندیم، رد نکنید؛ ما در سایه لطف خدا با جلالت تر و بزرگتر از آنیم که گفته ما رد شود؛ پس تمامی آنچه که از ما به شما می رسد هر چه را فهمیدید خدا را ستایش کنید و آنچه را که نفهمیدند به خود ما برگردانید و بگوئید، ائمه ما خود به آنچه که گفته اند داناترند.
باز جابر بن یزید جعفی گوید:
ما دسته ای از حجاج پس از ادای مناسک حج به خدمت امام محمد باقر علیه السلام رسیده عرض کردیم ای فرزند رسول خدا، ما را بر آن چه که اصلاح می دانید، راهنمایی فرمائید! فرمود: به چند مورد زیاد اهمیت دهید) غنی شما به فقیرتان رسیدگی کند، هر چه برای خود می خواهید به برادر دینی تان نیز بخواهید، و اسرار ما را پوشیده نگهدارید، مردم را به گردنهای ما سوار نکنید؛
به کارهای ما و به هر چه از ما به شما رسیده است، نظر کنید اگر آن را با قرآن موافق یافتید عمل کنید؛ و اگر مخالف قرآن بود رد کنید. و ان اشتبه الامر علیکم، فقفوا عنده و ردوه الینا حتی، نشرح لکم من ذلک ما شرحنا (16) حتی یستبین لکم (17) اگر مسئله برایتان مشتبه شد توقف کنید و به خود ما برگردانید تا به شما تشریح نماییم، و مطلب برایتان روشن شود.
بنابر این احادیثی را که در این کتاب می خوانید اگر به نظرتان درست نیآمد رد نکنید عملش را به صاحبش واگذارید و چون اکیدا به ما سفارش کرده اند: آنچه از ما به شما میرسد اگر از چیزهائی است که بر مخلوق جائز است اما لم تفهموه، فلا تجحدوه، و روده الینا اگر آن را درست نه فهمیدید انکار نکنید (عملش را) به خود ما برگردانید.) (18)
4
چون موضوع این کتاب از مسائل مهم اعتقادی و یا جزء تکالیف شرعی نیست، اسناد روایات از نظر رجالی مورد بررسی قرار نگرفته است، فقط سعی بر این شده است که، از منابع معتبر و موثق نقل و از اظهار نظر قطعی خودداری شود، برای آگاهی از وضع رجال و شناخت روایت احادیث، به منابع آنها مراجعه شود که در پاورقیی ها به طور منظم و مرتب، به نام کتاب و صفحات و نام مولف آنها اشاره گردیده است.
5
بعلت این که روایات در مکه و مدینه و مانند آن صادر شده است؛ مطالب طبی آن بیشتر به آن آب و هوا و یا با توجه در مورد شخص راوی، یا با ملاحظه های دیگر که بر ما روشن نیست صادر گردیده است.
در این باره شیخ صدوق در کتاب العقائد مطالبی را بیان داشته است که دانستن آن خالی از فائده نیست، مثلا درباره عسل می فرماید:
روایت هست که، برای هر دردی شفا است؛ معنایش این است که هر درد سردی که از سرد مزاج ها پیش آید دواست.
یا درباره استنجاء با آب سرد که برای صاحب بواسیر دواست، وقتی که بواسیرش از حرارت باشد تا آخر. (19)
مشروح عقیده ایشان را درباره اخبار طب در بخش 6، فصل 9، همین کتاب مطالعه نمائید.
6
در تالیف این کتاب از منابع و مصادر مختلفی که در دسترس بود، استفاده کرده ام مخصوصا از کتاب شریف بحارالانوار علامه مجلسی ( به علت جامعیت آن) بطور وفور، بهره زیاد برده و خوشه فراوان چیده ام، بنابر این، نام مصادری را که بحار از آن نقل کرده و بیشتر آنها را در اختیار دارم) و هم محلهائی که در مجلدات مختلف خود بحار هست در پاورقی ها ذکر کرده ام یعنی اگر از مصدری نقل کرده ام، در بحارالانوار هم وجود داشت، اسم بحار را نیز آورده ام، تا هم از زحمات طاقت فرسا، وسعت اطلاع و میزان همت آن بزرگوار، در جمع آوری بحارالانوار آگاهی داشته باشم، و هم نوعی قدردانی از شخصیت وزین اسلامی کرده باشم.
7
هر یک از آیات و اخباری که در این کتاب آورده شده است، دارای مطالب گوناگون بود، به ناچار از همدیگر تفکیک و یا به صورت تکراری درج گردیده است؛ چون بیشتر فصلها و بخشها با همدیگر رابطه نزدیک دارند؛ مانند فصل 13 بخش 1 با فصلهای 2 و 3 و 4 بخش 2 در واقع مکمل یکدیگرند؛ بدینجهت تا آنجا که ممکن است همه یا حداقل سه بخش اول کتابل، با هم مطالعه شود تا نتیجه مطلوب به دست آید.
8
این کتاب با اینکه در نوع خود بی سابقه است، چون پس از پرس و جوی زیاد کتابی که مستقلا و بطور جامع درباره آب نوشته شده باشد، پیدا نکردم، لذا از خوانندگان محترم استدعا دارم. 1. اگر کتاب مستقل و جامعی در باره آب دیده باشند، لطفا به حقیر اطلاع دهند، تا در مراحل بعدی از آن بهره برداری شود.
2. هر مولف و نویسنده ای به هر اندازه کاری در کار خود، تبحر و مهارت داشته باشد و جدیت به عمل آورد که نوشته ای بی عیب و نقص در دسترس مردم قرار دهد، باز خود او در مرور دوم، به نقائص کارش پی می برد، چون قرآن کریم می فرماید:
افلا یتدبرون القرآن ولو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا (20) آیا در باره قرآن نمی اندیشند؟! اگر از سوی غیر خدا بود، اختلاف در آن می یافتند یعنی تنها کتابی که از هر جهت تمام عیار و کامل است، و هیچ نقصی در آن وجود ندارد، قرآن کریم است؛
و نیز از قدیم گفته اند: کم ترک الاوائل للاواخر چقدر پیشینیان برای پسینیان (گذشتگان برای آیندگان) مطالبی، جا گذاشته اند. بدینجهت هر گونه عیب و نقص و یا اشکالی را مشاهده نمودند؛ اولا با بزرگواری خود با دیده اغماز بنگرند و ثانیا به اینجانب تذکر دهند، تا در چاپهای بعدی اصلاح گردد.
قم - محمد امینی گلستانی
15 شعبان المعظم 1319 هجری قمری
مطابق با 5/9/1378 هجری شمسی

بخش 1 اول ما خلق الله یا آفرینش آغازین

در میان حکما، فلاسفه و متکلمین، این مسئله مورد بحث و نزاع است که، آیا جهان و موجودات به وجود آمده در آن، قدیم است یا حادث؟! یعنی مسبوق به عدم است ( ذاتی باشد یا زمانی) یا مسبوق به ماده است، و آیا برای آنها نقطه شروعی بوده یا ازلی و ابدی است، معرکه هائی آراسته شده و بحثهای درگرفته است که، از موضوع کتاب ما خارج است، ولی به طور فشرده می توان آنها را به دو دسته تقسیم کرد.
الف، دهریین (طبعییون) می گویند: العالم الابدایة و لا نهایة له، ( و هو مسبوق بالمادة جهان نه ابتدائی دارد و نه انتهائی و آن (همیشه) مسبوق به مادة ( بوده) است آنان در برابر دسته مقابل در اقلیت هستند.
ب ، متدینن، ( آنانکه به ادیان آسمانی معتقدند و بسیاری از پیروان ادیان دیگر عقیده دارند بر اینکه عالم حادث است یعنی به مشیت خدای توانا، عالم از نیستی به هستی رسیده و از عدم به وجود، تحقق یافته است، و این عقیده جزء ضروریات دینی آنها است. بنابر این عالم ابتدا و نقطه شروعی دارد، و اگر خدا بخواهد روزی به هستی آنها خاتمه دهد. چنانچه امیرمومنان علیه السلام در این باره فرموده است انه یعود بعد فناء الدنیاء وحده لا شی ء معه کما کان قبل ابتدائها کذالک یکون بعد فنائها بلاوقت و لا مکان و لا حین و لا زمان (21) خدای عزوجل پس از نابودی دنیا تنها می ماند، همان طور که پیش از آفرینش بود، و هیچ چیز با او نه نخواهد ماند، نه وقتی می ماند، و نه مکانی و نه هنگامی و نه زمانی.......
قال علیه السلام الاول قبل کل الاول، ولاخر بعد کل اخر (22)امیرمومنان علیه السلام فرمود: خداوند پیش از تمام اولها و آخر همه آخرها است. علامه مجلسی در شرح این حدیث می فرماید: قسمت اول حدیث، حدیث ماسوی الله را ثابت می کند، و قسمت دوم نظریه اکثر متکلمین که معتقد به: نعدام العالم باسره قبل قیام الساعة یعنی پیش از آمدن روز قیامت، عالم به طور کامل از بین خواهد رفت را تایید می نماید و هر دو فقره، اولیت و آخریت به معنای حقیقی را نسبت به خداوند عالم، به اثبات می رساند، در دعاهای امام موسی کاظم علیه السلام وارد شده است که؛ و تبقی وحدک کما کنت وحدک (23) خدایا تنها میمانی، همان طور که تنها بودی در بحثهای آینده برگشت عالم به حالت اولیه را به طور مشروح خواهید خواند.
مرحوم سید داماد علیه السلام گوید: اجماع تمامی سفراء سنت گذار و صاحبان شریعت، از انبیاء و مرسلین و اوصیاء معصومین، بر این است که هر چه در جهان آفرینش و دو اقلیم پنهان و آشکار وجود دارد با حدوث ذاتی و دهری به وجود آمده اند. (24) شهرستانی صاحب کتاب الملل و النحل در کتاب نهایةالاقدام می نویسد: مذهب اهل حق از تمامی ملتها این است که عالم حادث و مخلوق است، که ابتدا و نقطه شروعی دارد خداوند تبارک و تعالی از نیست، هست، کرده و از نبود، بود، نموده است جمعی از ارکان حکمت و قدمای فلاسفه همانند: تالیس، انکساغورث، انکسیمانس از ملطیان فیثاغورث، انبذقلس، سقراط، افلاطون از اهل آثینیه یونان و جمعی از شعراء و اوایل و ناسکین، نیز بر این عقیده هستند. (25) و نیز با دلایل عقلی و نقلی به اثبات رسیده که، عالم با قدرت خدای عزوجل از عدم به وجود آمده است، این حدوث خواه ذاتی باشد یا زمانی یا به قول مرحوم میرداماد با حدوث دهری بوده باشد، پس از اعتقاد به حدوث عالم، بحث در این است که، آیا صادر اول یا اولین موجودی که خلعت وجود پوشید چه بوده است؟ حکما می گویند: عقل اول است، و او عقل دوم بر خلاف آیات و اخبار و اجماع ملیون است. بعضی ها استناد می کند به حدیثی که رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که اول ما خلق الله هوالعقل (26) آفریده نخست عقل است. علامه مجلسی می فرماید: من در روایات شیعه این حدیث را پیدا نکردم، روایت از طریق عامه است، و بر فرض صحت، ممکن است مراد از عقل وجود مبارک خود رسول اکرم صلی الله علیه و آله که یکی از اطلاقات عقل است، بوده باشد. (27)
بلی روایتی در اصول کافی از امام صادق علیه السلام نقل شده است، فرمود: ان الله خلق العقل، و هو اول مخلوق من الروحانیین، عن یمین العرش من نوره الخبر (28)
خداوند از نور خود از طرف راست عرش عقل را آفرید و آن اول مخلوق از روحانیین است این حدیث بر اولین مخلوق بودند عقل دلالت می کند؛ چون صراحت دارد بر اینکه. او اولین آفریده از روحانین است در حالی که، هم عرش بوده و هم نور. در احادیث اهل بیت علیه السلام نیز، درباره اول ما خلق الله که چه بوده است، تعبیرات مختلف وجود دارد. 1. نور مطلق 2. نور محمد صلی الله علیه و آله 3. نور محمد و علی علیه السلام 4. نور محمد، علی و فاطمه علیه السلام 5. نور محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین علیه السلام 6. نور 14 معصوم علیه السلام 7. هوا 8. قلم 9. حروف 10 عرش 11. دره بیضاء 12. آتش 13. آب برای روشن شدن مطلب، درباره هر یک از موارد بالا، روایاتی را آورده و در پایان به جمع بندی و در پایان به جمع بندی و حل آنها می پردازیم.

1 نور مطلق یا بسیط

امام رضا علیه السلام از پدران بزرگوارش روایت می کند که: امیرمومنان علیه السلام در مسجد کوفه بود، مردی از اهل شام بلند شده، به حضرت عرض کرد، ای امیر مومنان! خدای تبارک و تعالی اولین چیزی را که آفریده چه بود؟! فرمود: خلق النور نور را آفرید؛
پرسید آسمانها از چه چیزی آفریده شد؟ فرمود من بخارالماء از بخار آب؛
باز سوال کرد خلقت زمین از چه بود؟ فرمود: من زبدالماء از کف آب؛
پرسید کوهها از چه به وجود آمد؟ فرمود: من الامواج از موجها (29)
عبدالله بن عباس از امیرمومنان علیه السلام روایت می کند: قال ان الله تعالی اول ما خلق الخلق، خلق نورا ابتدعه من غیر شی ء (30)
فرمود: خداوند اولین آفریده ای که آفرید نور بود، نور را از عدم به وجود آورد.
ابوحمزه ثمالی از امام باقر، از امیرمومنان علیه السلام نقل می کند فرمود: خداوند تک و تنها بود و همتایی نداشت، کلمه ای گفت آن کلمه نور گردید، از آن نور محمد و مرا و ذریه مرا آفرید.